مطالعه تأثیر مصرف شیر تخمیر شده با لاکتوباسیلوس کازئی 01 بر الگوی لیپیدی موش‌های صحرایی تغذیه شده با غذای غنی‌شده با کلسترول

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 گروه بهداشت مواد غذایی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز، تبریز، ایران

2 گروه پاتوبیولوژی، دانشکده دامپزشکی ، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز، تبریز، ایران

3 دانش‌آموخته دامپزشکی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز، تبریز، ایران

چکیده

 هدف از اجرای این تحقیق، ارزیابی تأثیر مصرف مقادیر مختلف شیر تخمیر‌شده با لاکتوباسیلوس کازئی 01، بر الگوی لیپیدی مشتمل بر کلسترول تام، LDL-C،  HDL-C، VLDL-C و تری گلیسرید سرمی موش‌های صحرایی نر نژاد ویستار تغذیه شده با جیره غذایی غنی شده با 1%  و 2% کلسترول خالص می‌باشد. برای این منظور 49 سر موش صحرایی 15200 گرمی، به‌طور تصادفی به 7 گروه مساوی تقسیم شدند و در طول یک هفته به شرایط جدید عادت داده شدند.به مدت 30 روز موش‌های صحرایی گروه اول (گروه شاهد) غذای تجارتی پایه و آب، موش‌های صحرایی سه گروه دوم تا چهارم غذای غنی شده با 1% کلسترول و موش‌های صحرایی سه گروه پنجم تا هفتم غذای غنی شده با 2% کلسترول را دریافت نمودند. موش‌‌های گروه‌های چهارم و هفتم (گروه تحت تیمار با دوز دو برابر) از طریق شیر تخمیر شده روزانه به‌طور میانگین هر کدام حدود  cfu108 × 4 و موش‌های گروه‌های سوم و ششم (گروه تحت تیمار با دوز یک برابر) به‌طور میانگین حدود  cfu108× 2 لاکتوباسیلوس کازئی 01 را دریافت می‌نمودند و موش‌های گروه‌های دوم و پنجم (گروه شم) به‌جای شیر تخمیر‌شده شیر استریلیزه دریافت می‌نمودند. بر اساس آزمون آنالیز واریانس یک‌طرفه و آزمون تعقیبی توکی در سطح 05/0 = α میانگین کلسترول تام و LDL-C سرمی موش‌های صحرایی گروه تحت تیمار دریافت‌کننده دوز دو برابر و یک برابر شیر تخمیر‌شده با لاکتوباسیلوس کازئی به‌طور معنی‌دار کمتر و میانگین مقدار HDL-C به‌طور معنی‌دار بیشتر از میانگین آن‌ها در موش‌های صحرایی گروه شم بود (05/0p<). در موش‌های صحرایی دریافت‌کننده غذای غنی‌شده با 1% کلسترول، میانگین  VLDL-C و تری گلیسرید سرمی در گروه تحت تیمار با دوز دو برابر به‌طور معنی‌دار کمتر از گروه شم بود (05/0p<).در مجموع می‌توان گفت که مصرف روزانه و به مدت طولانی از شیر تخمیر‌شده با لاکتوباسیلوس کازئی 01 از طریق کاهش کلسترول تام و LDL-Cو افزایش HDL-C الگوی لیپیدی سرم را بهبود می‌بخشد و میزان تأثیر این پروبیوتیک بر الگوی لیپیدی وابسته به دوز مصرفی می‌باشد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Study on the effect of Lactobacillus casei o1 fermented milk consumption on lipid pattern of rats nourished with cholesterol enriched diet

نویسندگان [English]

  • H Mirzaei 1
  • B Amouoghli Tabrizi 2
  • M Rafiei 3
1 Department of Food Hygiene, Islamic Azad University-Tabriz Branch, Tabriz, Iran
2 Department of Pathobiology, Islamic Azad University-Tabriz Branch, Tabriz, Iran
3 Graduate of Veterinary Medicine, Islamic Azad University-Tabriz Branch, Tabriz, Iran
چکیده [English]

The aim of this study was to evaluate the effects ofconsumption of different amounts of fermented milk by L.casei on serum lipid trends including total cholesterol, LDL-C, HLD-C, VLDL-C and triglyceride in the serum of rats fed 1 and 2% cholesterol enriched diet. For this purpose 49 male albino wistar rats with a body weight of 200±15 gr were randomly allocated to seven groups each containing 7 rats and adapted to new conditions during a week. Rats in the first group (control group) received commercial diet and water for 30 days, the second to fourth groups received diet enriched with 1% cholesterol and rats in the fifth to seventh groups received diet enriched with 2% cholesterol. Each rat in the fourth and seventh groups (double dose receiving treatment groups) consumed fermented milk containing 4×108 CFU bacteria per day, rats in the third and sixth groups (single dose receiving treatment groups) consumed fermented milk containing 2×108 CFU bacteria per day and in the second and fifth groups (sham group) consumed sterilized milk instead of fermented milk. According to the statistical tests, one way analysis of variance and Tukey at a level of α= 0.05, mean levels of total cholesterol and LDL-C of rats in the  double dose receiving treatment groups and single dose receiving treatment groups were significantly lower and mean level of HDL-C was significantly higher than sham group (p<0.05). In the rats fed  1% enriched cholesterol, mean levels of VLDL-C and triglyceride of rats in the  double dose receiving treatment groups were significantly lower than sham group (p<0.05). Long term daily consumption of milk fermented by L.casei improves serum lipid trends by lowering total cholesterol and LDL-C level and by increasing HDL-C level. The effectiveness of this probiotic on lipid trends is dose dependent.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Lactobacillus casei
  • Fermented milk
  • lipid trends
  • Rat
  • cholesterol enriched diet

مقدمه

     کلسترول و سایر چربی‌ها مثل تری گلیسرید، در خون محلول نیستند. این ترکیبات توسط ناقل‌های ویژه‌ای تحت عنوان لیپوپروتئین‌ها به‌شکل‌های
Low density lipoprotein (LDL) و
High-density lipoprotein (HDL) به سلول‌های بدن منتقل شده و یا از داخل آن‌ها دفع می‌گردند. در اغلب موارد  میزان کلسترول تام افراد با سطح سرمی تری گلیسرید آنها  رابطه مستقیم دارد (6). کبد و غذا دو منبع اثبات ‌شده برای تولید کلسترول تام و تری گلیسرید در بدن می‌باشند (8). از زمان‌های بسیار قدیم افزایش سطح سرمی کلسترول به‌عنوان یک عامل خطر برای بروز تصلب شرائین و بیماری‌های قلبی-عروقی شناخته شده است و بیماری‌های قلبی-عروقی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین عوامل مرگ و میر در کشورهای غربی معرفی شده است (4).

در طی سال‌های قبل تنها روش درمان، استفاده از داروهای پایین آورنده چربی خون بوده است و استفاده از این داروها در خانم‌های حامله و نیز افراد مبتلا به نارسائی‌های کبدی و یا کلیوی بسیار خطرناک می‌باشد و حتی در افراد سالم موجب دردهای شکمی، واکنش‌های آلرژیک، هیجانات غیرمعمول، ریزش‌‌ موها، تغییر قدرت بینایی، سردرد، تحلیل سلول‌های عضلانی و تقلیل قدرت جنسی می‌شود (3). اما به‌نظر می‌رسد که راه سالم‌تر و کم هزینه‌تر برای کاهش چربی خون اصلاح نوع رژیم غذایی باشد. مطالعات Aderiye و همکاران در سال 2007، میرزائی و همکاران در سال 1387، Noh و همکاران در سال 1997، Rodas و همکاران در سال 1996 و Rasic  و همکاران در سال 1992 بر روی حیوانات آزمایشگاهی و نیز انسان حکایت از آن دارد که استفاده از غذاهای حاوی سویه‌های خاص باکتری‌های مفید تحت عنوان پروبیوتیک‌ها (Probiotics) می‌تواند در کاهش چربی خون مؤثر باشد (1، 2، 18 و 19). از طرف دیگر نتایج بعضی از پژوهشگران از جمله Kristin و همکاران در سال 2007 و Leon و همکاران در سال 2006 نیز خلاف این یافته‌ها را نشان داده‌اند (12 و 14).

همان‌طور که در نتایج تحقیقات فوق‌الذکر به‌عنوان نمونه‌‌ای از تحقیقات متعدد مشاهده می‌شود، مصرف بعضی از فرآورده‌های پروبیوتیک بر الگوی لیپیدی سرم مصرف کنندگان اثر گذاشته و در بعضی از موارد نیز اثری مشاهده نشده است. لذا هدف از مطالعه حاضر تعیین تأثیر مصرف دوزهای مختلف شیر تخمیر شده با لاکتوباسیلوس کازئی بر الگوی لیپیدی سرم موش‌های صحرایی تغذیه‌شده با غذای غنی شده با 1 و 2 درصد کلسترول می‌باشد.

 مواد و روش‌کار

     مطالعه حاضر از نوع تجربی آزمایشگاهی می‌باشد که در آن ابتدا 49 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار سفید 15200 گرمی، به‌طور تصادفی به 7 گروه 7 سری تقسیم شده و جهت عادت دادن به شرایط جدید به مدت 7 روز در شرایط 12 ساعت نور و 12 ساعت تاریکی نگه­داری و با غذای تجارتی معمول تغذیه شدند. روزانه مقدار غذا و آب مصرفی از طریق سنجش مقدار ارائه‌ شده و مقدار باقی‌مانده اندازه‌گیری می‌شد.  

جهت فعال‌سازی و تکثیر سویه لاکتوباسیلوس کازئی 01 (ساخت کارخانه CAR HANSEN انگلستان)، گرانول‌های حاوی آن تحت شرایط کاملاً سترون به محیط کشت آب پپتونه (ساخت شرکت مرک آلمان) تلقیح و به مدت 48 ساعت در دمای 37 درجه سانتی‌گراد گر

مخانه‌گذاری شد. سپس از محیط کشت حاصله به مقدار 10 میلی‌لیتر به یک لیتر شیر استریلیزه با دمای حدود 42 درجه سانتی‌گراد تلقیح و نمونه شیر در دمای 42 درجه سانتی‌گراد گرمخانه‌گذاری شد تا اسیدیته آن به حدود 80 درجه دورنیک برسد. نمونه شیر حاصله به‌عنوان مایه کشت جهت تهّیه شیر تخمیر‌شده مورد نیاز در طول مطالعه مورد استفاده قرار گرفت.

برای تهیّه شیر تخمیر‌شده ابتدا یک لیتر شیر استریلیزه  تجارتی 5/1 درصد چربی تا حدود 42 درجه سانتی‌گراد گرم شد و سپس مقدار 2% از مایه کشت اولیه به آن تلقیح گردید و بعد از همگن‌سازی در گرمخانه 42 درجه سانتی‌گراد قرار گرفت تا اسیدیته آن به حدود 80 درجه دورنیک برسد. سپس تعداد لاکتوباسیلوس کازئی در هر میلی‌لیتر از شیر تخمیر‌شده با روش کشت مخلوط (Pour Plate  Method) در محیط کشت   MRSشمارش شد.

از روز هشتم به‌مدت 30 روز موش‌های صحرایی گروه اول (گروه شاهد) غذای تجارتی و آب دریافت می‌کردند. موش‌های صحرایی سه گروه دوم تا چهارم غذای غنی‌شده با 1% کلسترول و موش‌های صحرایی سه گروه پنجم تا هفتم غذای غنی‌شده با 2% کلسترول را دریافت نمودند. به آب مصرفی گروه‌های چهارم و هفتم (گروه تحت تیمار با دوز دو برابر) مقداری از شیر تخمیر‌شده اضافه می‌شد به‌طوری‌که روزانه به‌طور میانگین هر کدام از موش­ها حدود  cfu108 × 4 لاکتوباسیلوس کازئی  را دریافت می‌نمودند. به آب مصرفی گروه‌های سوم و ششم (گروه تحت تیمار با دوز یک برابر) به اندازه نصف مقدار بالا شیر تخمیر‌شده و نصف دیگر شیر استریلیزه اضافه می‌شد به‌طوری‌که روزانه هر کدام از موش‌های صحرایی این دو گروه به‌طور میانگین حدود  cfu 108× 2 لاکتوباسیلوس کازئی  را دریافت می‌نمودند و به آب مصرفی گروه‌های دوم و پنجم ( گروه شم) فقط شیر استریلیزه به مقدار معادل با شیر تخمیر‌شده در گروه‌های چهارم و هفتم اضافه می‌شد لذا موش­های موجود در این دو گروه لاکتوباسیلوس کازئی دریافت نمی‌کردند. در آخر دوره رت‌ها با استفاده از اتر در داخل دسیکاتور بیهوش و از عقده خونی پشت چشم آن‌ها خون‌گیری به‌عمل آمد و مقادیر سرمی کلسترول تام، و تری گلیسرید و HDL-C با استفاده از کیت‌های اختصاصی (ساخت کارخانه زیست شیمی) توسط دستگاه اسپکتروفتومتر Biowave، مدل S1 2000 (ساخت انگلستان) اندازه‌گیری شد و مقدارLDL-C و VLDL-C آنها محاسبه گردید.

نتایج

     میانگین مقدار کلسترول تام، HDL-C، LDL-C، VLDL-C و تری گلیسرید و نتایج حاصله از آزمون آماری آنالیز واریانس یک‌طرفه و آزمون تعقیبی توکی در سطح 05/0=α در گروه‌های اول تا چهارم در جدول 1 و در گروه‌های پنجم تا هفتم در جدول 2 نشان داده شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول 1- مقایسه میانگین کلسترول تام، HDL-C، LDL-C، VLDL-C و تری گلیسرید در گروه­های اول، دوم، سوم و چهارم

تری گلیسیرید

VLDLکلسترول

LDLکلسترول

HDLکلسترول

کلسترول تام

متغیرها

گروه ها

12/40 ± 34/3a

01/7 ± 64/0a

56/77 ±  89/4a

49 ± 65/1b

14/127 ± 96/7b

گروه تحت تیمار با دوز دو برابر

33/44 ± 07/4ab

12/9 ± 78/0ab

44/74 ± 72/6a

91/42 ± 88/0ab

61/127 ± 09/7a

گروه تحت تیمار با دوز یک برابر

62/54 ± 30/4b

17/10  ± 89/0b

85/117± 56/8b

29/40 ± 74/1a

69/134 ± 03/4a

گروه شم

85/49 ± 27/3ab

67/9 ± 56/0ab

85/78 ± 66/5a

73/39 ± 02/2a

37/129 ± 35/4a

گروه شاهد

a            و b: در هر ستون تفاوت بین میانگین‌هائی که حروف مشترک ندارند معنی‌دار می‌باشد (05/0p<).


 

 

همان‌طوری‌که در جدول 1 مشاهده می‌شود بر اساس آزمون آنالیز واریانس یک‌طرفه و آزمون تعقیبی توکی در سطح 05/0= α میانگین میزان سرمی کلسترول تام و LDL-C موش‌های صحرایی گروه تحت تیمار دریافت کننده دوز دو برابر و یک برابر شیر تخمیر‌شده با لاکتوباسیلوس کازئی به‌طور معنی‌دار کمتر و میانگین مقدار سرمی HDL-C به‌طور معنی‌دار بیشتر از میانگین آن‌ها در موش‌های صحرایی گروه شم برآورد شده
 است (05/0p<) و میانگین تری گلیسرید و VLDL-C سرمی موش‌های صحرایی گروه تحت تیمار با دوز دو برابر کمتر از گروه شم بوده (05/0p<) در صورتی‌که میانگین
تری گلیسرید و VLDL-C سرمی موش‌های صحرایی گروه تحت تیمار با دوز یک برابر تفاوت معنی‌داری با گروه شم ندارد.

 

.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول 2- مقایسه میانگین کلسترول تام، HDL-C، LDL-C، VLDL-C و تری گلیسرید در گروه‌های پنجم تا هفتم

تری گلیسیرید

VLDLکلسترول

LDLکلسترول

HDLکلسترول

کلسترول تام

                 متغیرها

گروه‌ها

75/57 ± 63/3 a

11/11 ± 7/0 a

78/86 ±  5/2 a

99/48 ± 53/1 b

148  ± 3  a

گروه تحت تیمار با دوز دو برابر

92/58 ± 27/7 a

15/11 ± 33/1 a

31/83 ± 26/6 a

55/43 ±1/1 ab

13/139 ±  92/5 ab

گروه تحت تیمار با دوز یک برابر

89/52 ± 42/3 a

97/10  ± 70/0 a

25/128 ± 03/5b

32/40 ± 27/1 a

66/180 ± 38/4 c

گروه شم

a   ، b وc: در هر ستون تفاوت بین میانگین‌هائی که حروف مشترک ندارند معنی‌دار می‌باشد (05/0 p<).


 

همان‌طوری‌که در جدول 2 مشاهده می‌شود بر اساس آزمون آنالیز واریانس یک‌طرفه و آزمون تعقیبی توکی در سطح 05/0=α میانگین میزان سرمی کلسترول تام و LDL-C موش‌های صحرایی گروه تحت تیمار دریافت کننده دوز دو برابر و یک برابر شیر تخمیر‌شده با لاکتوباسیلوس کازئی به‌طور معنی‌دار کمتر و میانگین مقدار HDL-C به‌طور معنی‌دار بیشتر از میانگین آن‌ها در موش‌های صحرایی گروه شم برآورد شده است (05/0p<). ولی تفاوت بین میانگین تری­گلیسرید و VLDL-C سرمی در سه گروه فوق الذّکر معنی‌دار نمی‌باشد.

بحث و نتیجه‌گیری

     هدف از اجرای این تحقیق، ارزیابی تأثیر مصرف مقادیر مختلف شیر تخمیر شده با لاکتوباسیلوس کازئی 01، بر الگوی لیپیدی مشتمل بر کلسترول تام، LDL-C، LDL-C، VLDL-C و تری گلیسرید سرمی موش‌های صحرایی نر نژاد ویستار سفید تغذیه شده با جیره غذایی غنی شده با 1% و 2% می‌باشد. نتایج حاصله که در جدول (1) آورده شده است حکایت از آن دارد که مصرف روزانه و به مدت 30 روز از شیر تخمیر شده با لاکتوباسیلوس کازئی 01 حاوی میانگین کلسترول تام و LDL-C  سرمی موش‌های صحرایی تغذیه شده با غذای غنی‌شده با 1% کلسترول را کاهش و مقدار HDL-C را به‌طور معنی‌دار افزایش می‌دهد (05/0p<). از

طرف دیگر نتایج مندرج در جدول 2 نشان می‌دهد که در شرایط مشابه فوق­الذّکر مصرف شیر تخمیر شده با لاکتوباسیلوس کازئی 01 در موش‌های صحرایی تغذیه شده با غذای غنی‌شده با 2% کلسترول منجر به کاهش معنی‌دار میانگین کلسترول تام و LDL-C و افزایش معنی‌دار HDL-C سرمی می‌گردد (05/0p<).

Loing و همکاران در سال 2005 نشان دادند که لاکتوباسیلوس کازئی ASCC=292 به‌خصوص در محیط کشت حاوی مالتو دکسترین تا حدود 62/6% از کلسترول موجود در محیط را حذف می‌نماید (16).

Zhao و همکاران در سال 2005 نشان دادند که از مجموع 21 گونه لاکتوباسیلوس‌ها و بیفیدوباکتریوم‌های جدا شده از مدفوع نوجوانان و جوانان، ‌6 گونه از آن‌ها قادر به حذف کلسترول از محیط کشت در شرایط آزمایشگاهی می‌باشند (25).

در مطالعه‌ای که توسط Lewis و همکاران در سال 2005 انجام  گرفت مشاهده شد که رشد لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس منجر به کاهش کلسترول در محیط کشت می‌شود ولی مصرف 6 هفته از این پروبیوتیک در 80 نفر از افراد دارای کلسترول خون بالا تأثیر معنی‌داری بر کلسترول آن‌ها نشان نداد (15).

در مطالعه‌ای که توسط Kristin و همکاران در سال 2007 جهت بررسی تأثیر مصرف کپسول حاوی پروبیوتیک‌ها و پری‌بیوتیک­ها بر روی 55 نفر مشتمل بر 22 مرد و 33 زن انجام گرفت، مشخص شد که مصرف 60 روز از کپسول‌های حاوی لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس، بیفیدوباکتریوم لانگوم و 10 میلی‌گرم فروکتوالیگوساکارید تأثیر معنی‌داری بر روی الگوی لیپیدی ایجاد نمی‌کند (12).

در مطالعه دیگری که توسط Leon و همکاران در سال 2006 به‌منظور ارزیابی تأثیر مصرف لاکتوباسیلوس فرمنتوم برمقدار لیپیدهای سرمی 46 نفر انجام گرفت، مشخص گردید که مصرف روزانه دو کپسول حاوی حدود cfu 109 × 2 به‌مدت 10 هفته تأثیر معنی‌داری روی مقدار لیپید و تری‌گلیسیرید سرم و آنزیم‌های کبدی آنها ندارد (14).

در مطالعه‌ای که Suman و همکاران 2006 جهت ارزیابی تأثیرات آنتی‌اکسیداتیو و کاهش کلسترول خون لاکتوباسیلوس کازئی انجام دادند، مشخص گردید که مصرف لاکتوباسیلوس کازئی به مدت 90 روز در موش‌های صحرایی ویستار آلبینو با جیره غذایی پرچرب‌ حاوی 20% روغن سویا منجر به کاهش 11-2 درصدی کلسترول تام و LDL-C پلاسما می‌شود (20).

در مطالعه‌ دیگری که Ibrahim و همکاران در سال 2006 جهت ارزیابی تأثیرات مصرف ماست حاوی بیفیدوباکتریوم‌ها در کاهش کلسترول خون موش‌های صحرایی تغذیه شده با جیره غذایی غنی‌شده با کلسترول انجام دادند، نتیجه گرفتند که مصرف ماست حاوی بیفیدوباکتریوم لاکتیس (Bb-12) و بیفیدوباکتریوم لانگوم به مدت 60 روز باعث کاهش کلسترول تام، LDL-C و VLDL-C در خون موش­‌ها می‌شود (10).

Tamai و همکاران در سال 1996 در طی مطالعه‌ای دریافتند که مصرف شیر تخمیر شده با انواع مختلفی از لاکتوباسیلوس‌ها می‌تواند کلسترول و فسفولیپید سرم خون موش‌های صحرایی تغذیه شده با جیره پرچرب را کاهش دهد اما روی HDL-C و تری­گلیسرید خون آن‌ها هیچ اثری ندارد. همچنین دریافتند که مصرف شیر تخمیر شده با انواع مختلفی از لاکتوباسیلوس‌ها بر میزان کلسترول و فسفولیپید کبد موش­ها اثری ندارد (21).

در مطالعه دیگری که توسط Hlivak و همکاران 2005 صورت گرفت، مشخص گردید که مصرف پروبیوتیک سویه آنتروکوکوس‌فسیوم M-74 به‌مدت حدود یک سال کلسترول تام خون انسان را کاهش می‌دهد (9).

Chiu  و همکاران در سال 2005 نیز طی مطالعه‌ای دریافتند که شیر تخمیر شده با سه گونه لاکتوباسیلوس پاراکازئی (NTU 101)، لاکتوباسیلوس پلانتاروم (NTU 102) و لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس (BCRC 17010) چربی سرم و کبد همسترهای تغذیه شده با جیره غذایی پرچرب (gr/kgr 5) را به ترتیب در حدود 1/30%  و 4/13% کاهش می‌دهد (5).

در حال حاضر مکانیسم اثر پروبیوتیک‌ها بر روی الگوی لیپیدی خون به‌طور دقیق مشخص نبوده و مورد بحث و بررسی می‌باشد. مطالعات متعددی که در خصوص مکانیسم اثر بر روی پروبیوتیک‌های لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس (DDS-1)، ‌لاکتوباسیلوس بولگاریکوس(Lactobacillus Bolgaricu) (LB-51) و بیفیدوباکتریوم بیفیدیوم سویه مالیوت (Malyoth) انجام گرفته نشان داده‌اند که این پروبیوتیک‌ها از طریق مکانیسم‌هایی هم‌چون افزایش دفع مدفوعی کلسترول، محدود کردن  تبدیل کلسترول به اسیدهای صفراوی و در نتیجه عدم ذخیره آن‌ها در کبد، تعدیل بازجذب املاح صفراوی متصل به کلسترول و اصلاح دفع کلسترول خون توسط مدفوع موجب کاهش کلسترول سرم خون و کبد می‌شود (3).

همان‌طوری‌که در جدول 1 مشاهده می‌شود میزان کاهش میانگین تری گلیسرید و VLDL-C سرمی موش‌های صحرایی گروه تحت تیمار با دوز دو برابر در مقایسه با گروه شم معنی‌دار می‌باشد (05/0p<). در صورتی‌که این امر در مورد گروه تحت تیمار با دوز یک برابر صدق نمی‌کند و این نتیجه حکایت از آن دارد که میزان تأثیر این پروبیوتیک وابسته به دوز می‌باشد.

Ishibasfhi و Shimamura در سال 1993 گزارش کردند که غذاهای فراویژه (پروبیوتیک‌ها) در زمان مصرف باید حداقل دارای CFU/gr 107 سلول زنده باشند و مصرف کننده حداقل  روزانه 100 گرم از این محصول را مصرف نماید تا اثرات مفید آن در بدن میزبان ایجاد گردد. Kurmans Rasic و همکاران در سال 1991 حداقل تعداد سلول‌های زنده قابل قبول در فرآورده‌های پروبیوتیک را CFU/ml 106 و Lourens-Hattingh و Viljeon در سال 2001 این رقم را در حدود 107 تا  CFU/ml 108 گزارش نموده‌اند. لذا توافق کلی در این مورد که تعداد باکتری‌های زنده پروبیوتیک موجود در مواد غذائی در چه حدودی باشد تا نتایج مفید مورد انتظار آنها حاصل گردد وجود ندارد (11، 13 و 17).

در مجموع می‌توان گفت که مصرف روزانه و به مدت 30 روز از شیر تخمیر شده با لاکتوباسیلوس کازئی01 از طریق کاهش کلسترول تام و LDL-C و افزایش HDL-C الگوی لیپیدی سرم را بهبود می‌بخشد. و میزان تأثیر این پروبیوتیک بر الگوی لیپیدی وابسته به دوز مصرفی می‌باشد.

  1. میرزائی، ح.، مسگری عباسی، م. و تاج محمدى، ع. (1388): مطالعه تأثیر مصرف شیر حاوی لاکتوباسیلوس اسیدوفیلوس بر الگوی لیپیدی سرم و میزان افزایش وزنی موش‌های صحرایی تغذیه شده با غذای پرچرب. مجله دامپزشکی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز. دوره 1، شماره 4، صفحات: 294-287.
  2. Aderiye, B.I., Laleye, S.A. and Odeyemi, A.T. (2007): Hypolipidemic potential of Lactobacillus and Streptococcus sp. from some Nigerian foods. Research Journal of Microbiology, 2(6): 538-544.
  3. Aristo, V. (2000): How probiotics help lower cholesterol. The Journal of Essential Vitality, 54: 25-26.
  4. Barr, D.P., Russ., A.M. and Eder, H.A. (1951):  Protein-lipid relationship in human plasma. Am. J. Med., 11:480-493.
  5. Chiu, C.H., Lu, T.Y., Tseng, Y.Y. and Pan, T.M. (2005): The effects of lactobacillus – fermented milk on lipid metabolism in hamsters fed on high-cholesterol diet. Appl. Microbial. Biotechnol., 20: 253-261.
  6. Cooper, A.D., Shrewsbury, M.D. and Erickson, S.K. (1982): Comparison of binding and removal of triglyceride rich lipoproteins of intestinal and hepatic origin by rat liver in vitro. Am. J. Physiol., 243: 389-395.
  7. De Rodas, B.Z., Gilliland, S.E. and Maxvell, C.V. (1996): Hypocholestrolemic action of L. acidophillus ATCC 43121 and calcium in swine with hypercholestrolemia induced by diet. J. Dairy Sci., 79: 2121-2123.
  8. El-Gengaihi, S.E., Salem, A., Bashandi, S.A., Ibrahim, N.A. and Abdel-Hamid, S.R. (2004):  Hypolipidemic effect of some vegetable oils in rats. Food Agric. Environ., 2: 88-93.
  9. Hlivak, P., Odraska, J., Ferencik, M., Ebringer, L., Jahnova, E. and Mikes Z. (2005): One–year application of probiotic strain Enterococcus faecium M-74 decreases serum cholesterol level. Bratisl Lek Listy., 106(2): 72-76.
  10. Ibrahim, A., Abd El- Gawad, E.M., El-Sayed, S.A., Hafez, H.M., El-Zeini, F.A. and Saleh, A. (2006): The hypocholesterolemic effect of milk youghurt and soy- youghurt containing bifidobacteria in rats fed on a cholesterol enriched diet. International Dairy Journal, 16(1): 1-22.
  11. Ishibashi, N. and Shimamura, S. (1993): Bifidobacteria research and development in Japan. Food Technology, 47: 126-135.
  12. Kristin, A., Jennifer, A., Nettleton, K., Wangen, E., William, T. and Mindy S.K. (2007): Probiotic capsules do not lower plasma lipids in young women and men. Europian Journal of Clinic Nutrition, 14: 2107-2114.
  13. Kurman, J.A. and Rasic, R.L. The health potential of products containing bifidobacteria. In: Robinson, R.K. (1991): Theraputic properties of fermented milks. Elsevier Applied Food Science Series, 25: 117-158.
  14. Leon, A., Simons, S., Amansec, G. and Patricia, C. (2006): Effect of Lactobacillus fermentum on serum lipids in subjects with elevated serum cholesterol. Nutrition, Metabolism & Cardiovascular Diseases, 16: 531-535.
  15. Lewis, S.J. and Burmeister, S.A. (2005): Double- blind placebo- controlled study SCD on lipid and antioxidant metabolisms in rats fed a high- fat and high- cholesterol diet. Biol. Pharm. Bull., 28(7): 1270-4.
  16. Liong, M.T. and Shah, N.P. (2006): Optimization of cholesterol removal by probiotics in the presence of prebiotics by using a response surface method. Nutrition, Metabolism & Cardiovascular Diseases, 16: 531-535.
  17. Lourens-Hattingh, A. and Viljeon, C.B. (2001): Yogurt as probiotic carrier food. International Dairy Journal, 11: 1-17.
  18. Noh, D.O., Kim, S.H. and Gilliland, A. (1997):  Incorporation of cholesterol into the cell membranes of Lactobacillus acidophilus ATCC 43121. J. Dairy Sci., 80: 3107-3113.
  19. Rasic, J.L., Vujicic, I.F., Skringar, I.F. and Vulie, M. (1992): Assimilation of cholesterol by some cultures of lactic acid bacteria and Bifidobacteria. Biotechnol. Lett., 14: 39-44.
  20. Suman, K., Vibha, P. and Sinha, P. (2006): Antioxidative and hypocholesterolemic effect of Lactobacillus casei SSP casei. Indian Journal of Medical Sciences, 60(9): 361-9.
  21. Tamai, Y., Yoshimitsu, N., Watanbe, Y., Kumabara, Y. and Nagai S. (1996): Effects of milk fermented by culturing with various lactic acid bacteria and yeast on serum cholesterol level in rats. Journal of Fermentation and Bioengineering, 11(2): 181-182.
  22. Taranto, M.P., Medici, M., Perdigon, G., Ruiz Holgado, A.P. and Valdez, G.F. (1998): Evidence for hypocholesterolemic effect of Lactobacillus reuteri in hypocholestrolemic mice. J. Dairy Sci., 81: 2336-2340.
  23. Tsuyoshi, E., Masno, N., Satorzu, S., Michihiro, F. and Shunzo, M. (1999): Effects of probiotic on the lipid metabolism of cocks fed on Cholesterol- enriched diet. Biosci. Biotechnol. Biochem., 63(9): 1569-1575.
  24. Usman, G. and Hosono, A. (2000): Effect of administration of lactobacillus agasseri on serum lipids and fecal steroids in hypercholesterolemic Rats. Journal of Dairy Science, 83: 1705-1711.
  25. Zhao, J.R. and Yahg, H. (2005): Progress in the effect of probiotics on cholesterol and its mechanism. Wei Sheng Wuxue Bao., 52(2): 315- 9.