مقایسه بالینی و هیستوپاتولوژی متامیزول و میدازولام به عنوان پیش‌داروی بیهوشی در کبوتر

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانش آموخته دکتری تخصصی جراحی دامپزشکی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

2 استادیار گروه جراحی دامپزشکی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

3 گروه بهداشت و بیماری‌های طیور، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

4 استادیار بخش پاتوبیولوژی، واحد علوم و تحقیقات،دانشگاه آزاد اسلامی،تهران،ایران.

چکیده

 
بیهوشی در پرندگان با خطرات زیادی همراه است. به منظور رفع این مشکلات باید به دنبال دارویی باشیم که با فیزیولوژی و آناتومی بدن پرندگان سازگار باشد. هدف از انجام این مطالعه، مقایسه اثرات بالینی و هیستوپاتولوژی متامیزول با میدازولام به عنوان پیش‌بیهوشی در کبوترها می‌باشد. به این منظور، تعداد 18 قطعه کبوتر نر بالغ با میانگین سنی ۲ سال و وزن300 گرم، به­طور تصادفی به 3 گروه شش­تایی تقسیم شدند. در گروه اول به­عنوان شاهد، داروی کتامین (mg/kg 40) به صورت داخل عضلانی تزریق شد. در گروه دوم داروی میدازولام (mg/kg 6) و 5 دقیقه پس از آن، کتامین (mg/kg 40) نیز به­طور عضلانی تزریق گردید. کبوترهای گروه سوم داروی متامیزول (mg/kg 500) و 5 دقیقه پس از آن، کتامین (mg/kg 40) را به­صورت داخل عضلانی دریافت کردند. به منظور تعیین عمق مناسب بیهوشی در هر گروه و به فاصله 5 دقیقه از آخرین تزریق، واکنش‌های مختلف بالینی در هر کبوتر مورد ارزیابی قرار گرفت. همچنین آزمایشات هیستوپاتولوژی به منظور بررسی میزان آسیب‌های بافتی کبد و کلیه، انجام شد. نتایج ارزیابی بالینی، حاکی از کاهش معنی­دار (05/0p<) واکنش‌های متفاوت کلینیکی گروه سوم در مقایسه با دو گروه دیگر بود. همچنین نتایج حاصل از آسیب­­شناسی بافت­های کبد و کلیه مشخص کرد که کبوترهای گروه تیمار با متامیزول کمترین میزان تغییرات بافتی را نسبت به کبوترهای گروه تیمار با میدازولام بروز می­دهند. نتایج مطالعه نشان داد که ترکیب متامیزول و کتامین می­تواند داروی مناسبی برای بیهوشی در کبوترها باشد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Clinical and histopathological Comparison of metamizole and midazolam as premedication in pigeon

نویسندگان [English]

  • farshad lotfi 1
  • gholamreza abedi 2
  • ahmad asghari 2
  • nariman Sheykhi 3
  • saeid hesaraki 4
چکیده [English]

Anesthesia in birds is associated with high risks. To resolve this problem, we have to find a drug that is compatible with avian physiology and anatomy. This study was conducted to compare the clinical and pathological effects of metamizol with midazolam as premedication in pigeons. For this purpose, eighteen male adult   pigeons with the mean age of two years and weight of 300 gm, were randomly divided into three groups with six individuals per group. Group I was the control group, in which the pigeons were given an intramuscular (IM) injection of ketamine 40 mg/kg body weight. Each pigeon in group II was given an IM injection of midazolam at 6 mg/kg body weight and ketamine at 40 mg/kg body weight within 5 min following the first injection. Also, each pigeon in group III was given an IM injection of metamizole at 500 mg/kg body weight and ketamine at 40 mg/kg body weight within 5 min following the first injection. In order to determine the depth of anesthesia in each group and within 5 min from the last injection, various clinical reflexes were evaluated on the body of each pigeon. Also, postmortem examinations were performed to assess tissue damages in the liver and kidney tissues. The results of clinical evaluation in three groups showed that there was significant difference (p<0.05) in the various clinical reflexes between group III, compared with groups I and II. Also, the results of histopathological analysis indicated minimal changes in metamizole treated pigeon in compared with midazolam treated group. Based on these result it seems that metamizole plus ketamine could be used as a suitable combination for anesthesia of pigeon.

کلیدواژه‌ها [English]

  • premedication
  • pigeon
  • Ketamine
  • Metamizole
  • Midazolam

مقدمه    

   متان­سولفونیک اسید سدیم مونوهیدرات (C13H16N3NaSO4H2O) با نام متامیزول یا دیپیرون، دارویی ضد درد با خواص تب­بری، ضد التهابی و شل‌کننده عضلانی می­باشد. خواص اشاره شده این دارو شباهت زیادی به سایر داروهای ضد التهاب غیراستروییدی (NSAIDs) دارد. با این تفاوت که خواص شل­کنندگی عضلانی این دارو با سایر داروهای این گروه تفاوت  معنی­دار دارد (Sheena and Derry, 2012). هیچ­گونه سمیّت ناشی از مصرف این دارو در پرندگان گزارش نشده است. بنابراین، متامیزول دارویی مناسب و بی­خطر می­باشد. همچنین، این دارو اثرات فارماکولوژیکی مناسبی در طب انسانی و دامی دارد.

   علی­رغم خواص بالینی مفید داروی متامیزول، یک‌سری عوارض جانبی اجتناب­ناپذیر نیز وجود دارد که مهم­ترین آن­ها، کاهش میزان دمای بدن پرنده می­باشد. البته این تغییر در مورد داروی متامیزول نسبت به سایر داروهای این گروه بسیار ناچیز است (Poblete et al., 2003). متامیزول در مواردی همچون درمان کولیک اسب و همچنین برطرف کردن اسپاسم عضلانی محوطه بطنی در دام­های کوچک و بزرگ نیز کاربرد دارد (Rezende et al., 2007).

   بنزودیازپین­ها نیز اثرات خود را از طریق انتقال­دهنده­های عصبی گابا (Gamma-aminobutyric acid) اعمال می­کنند. این گروه دارویی جهت مصارفی نظیر آرام‌بخشی، شلی عضلانی و مُسکن در پرندگان کاربرد دارد. در حالت کلی، بنزودیازپین­ها بی­خطر می­باشند، ولی در موارد مصرف طولانی مدت با دوز بالا، سبب تضعیف سیستم تنفسی و قلبی-عروقی شده و همچنین باعث آسیب بافت کلیه در پرندگان خواهند شد. نیمه عمر این گروه دارویی در بدن پرنده یک ساعت بوده و این مقدار در مواقع نارسایی کبد و کلیه افزایش یافته و ریکاوری بعد از بیهوشی را مشکل خواهد ساخت (Churchill, 2004). از سوی دیگر، چون پرندگان دارای استخوان­های نموتیک (Pneumatic bone) می‌باشند، بنابراین، استفاده از داروهای استنشاقی سبب پخش گازهای بیهوشی در محیط شده که این موضوع برای جراح و پرسنل اتاق عمل می­تواند خطرناک و مضر باشد. همچنین، به هنگام جراحی محوطه بطنی، در اثر خروج گازهای بیهوشی، سطح بیهوشی سبک خواهد شد. (Gali and Ventin, 2013).

   هدف از انجام این مطالعه، بررسی خواص پیش‌بیهوشی داروی متامیزول و اثرات جانبی آن در بدن کبوترها می­باشد. از آنجایی­که استفاده از بیهوشی استنشاقی نیازمند تجهیزات و وسایل پیشرفته بوده و به لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه نمی­باشد، بنابراین، از این داروی پیش­بیهوشی تزریقی که بتواند بیشترین سازگاری را از لحاظ آناتومی و فیزیولوژی با بدن پرنده داشته باشد، استفاده شد.

 

مواد و روش­ها

   این مطالعه تجربی در پلی کلینیک تخصصی حیوانات خانگی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران و تحت نظارت کمیته اخلاقی دانشکده علوم تخصصی دامپزشکی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران و با مجوز شماره 5478 انجام شد. در این مطالعه از تعداد 18 قطعه کبوتر نر با محدوده سنی ۱ تا ۲ سال و وزن تقریبی  300 گرم استفاده شد. قبل از انجام آزمایش، در اتاق آماده­سازی قبل از بیهوشی پلی­کلینیک تخصصی، در شرایط یکسان و قفس­های جداگانه، به مدت 4 ساعت به کبوترهای هر گروه پرهیز غذایی کامل داده شده و نیز به مدت 1 ساعت از دسترسی آن­ها به آب جلوگیری به­عمل آمد. وضعیت سلامتی تمامی کبوترها از لحاظ ریتم ضربان قلب و تنفس و چگونگی رنگ مخاطات کنترل شد. داروی ضد انگل نیز به تمامی کبوترها خورانده شد. کبوترها به سه گروه شش تایی تقسیم شدند. به گروه اول به عنوان شاهد داروی کتامین (Ketalar, Rotexmedica, Germany) با دوز 40 میلی­گرم به­ازای هر کیلوگرم وزن بدن و به صورت داخل عضلانی تزریق شد. در گروه دوم داروی میدازولام (Dormicum, Caspian tamin, Iran) با دوز 6   میلی­گرم به­ازای هر کیلوگرم وزن بدن به صورت داخل عضلانی تزریق و 5 دقیقه پس از آن، داروی کتامین مشابه با گروه شاهد تزریق شد. در گروه سوم نیز داروی متامیزول (Novasoul, Apomedica, Austria) با دوز 500 میلی­گرم به­ازای هر کیلوگرم وزن بدن به صورت داخل عضلانی تزریق گشته و 5 دقیقه پس از آن، کتامین با مقدار دوز بیان شده مورد استفاده قرار گرفت. در ادامه آزمایشات بالینی و هیستوپاتولوژی هر گروه به طور جداگانه انجام شد.

ارزیابی بالینی

   پس از تزریق داروهای اشاره شده در گروه­های شاهد، دوم و سوم و به فاصله ۱۰ دقیقه از آن، در هر گروه به­صورت جداگانه، به تعداد یک بار و با فاصله زمانی ۵ دقیقه از هم، تمامی واکنش‌های کلینیکی از قبیل واکنش کلواک، پلک، کندن پرهای زیر شکم، واکنش انقباضی عضلات، واکنش سیستم تنفسی، قلبی-عروقی، سیستم عصبی، واکنش حساسیت به برش جراحی و همچنین واکنش به سوراخ کردن استخوان توسط دریل با سر مته 1/0 و ورود  پین استخوانی به دقت مورد بررسی قرار گرفت. در واقع کل دوره آزمایش، از لحظه شروع تزریق دارو در هر گروه تا پایان بررسی آخرین واکنش بالینی ۶۰ دقیقه به طول انجامید. واکنش­های اشاره شده، به ترتیب از 0 تا 4 (0= بدون واکنش بالینی ، 1= واکنش بالینی حداقل ، 2- واکنش بالینی ملایم، 3- واکنش بالینی متوسط، 4- واکنش بالینی شدید) امتیازدهی شد (John and Nora, 1997).

ارزیابی هیستوپاتولوژی  

   پس از پایش تمامی کبوترهای مورد آزمایش به مدت 24 ساعت و ریکاوری کامل، همه پرندگان آسان­کشی (euthanasia) شده و نمونه­هایی از بافت کبد به منظور بررسی تغییرات دژنرسانس واکوئولی، نکروز و التهاب بافتی و همچنین  نمونه­هایی از بافت کلیه برای ارزیابی تغییرات هیستوپاتولوژی نظیر کست­های گرانولر، نکروز و التهاب بینابینی، جدا شد . سپس نمونه ها به ظرف مخصوص حاوی فرمالین 10 درصد انتقال یافت. از نمونه­های پایدارشده در فرمالین، برش­هایی به ضخامت 5 میکرون و با روش معمول رنگ­آمیزی هماتوکسیلین-ائوزین تهیه شد. تغییرات و واکنش­های بافتی، بر اساس معیارهای درجه­بندی آسیب های کبد و کلیه (Brunt, 2001; Kim and Rov, 1993) تبدیل به داده­های کمی و قابل مقایسه با یکدیگر گردیدند  (جداول 1 و 2).

 

                                                                             

 

 

جدول 1- درجه­بندی ضایعات هیستوپاتولوژی کبد در کبوترهای مورد مطالعه

شاخص

معیار ارزیابی

امتیاز

دژنرسانس واکوئولی

< %5

0

5% - 33%

1

33% - 66%

2

> 66%

3

 

نکروز

بدون نکروز

0

3-1 سلول نکروزی

1

6-3 سلول نکروزی

2

> 6 سلول نکروزی

3

التهاب

بدون التهاب

0

ملایم

1

متوسط

2

شدید

3

 

جدول 2- درجه بندی ضایعات هیستوپاتولوژی کلیه در کبوترهای مورد مطالعه

شاخص

معیار ارزیابی

امتیاز

کست گرانولر

بدون کست

0

ملایم

1

متوسط

2

شدید

3

نکروز

بدون نکروز

0

3-1 سلول نکروزی

1

6-3 سلول نکروزی

2

> 6 سلول نکروزی

3

التهاب بینابینی

بدون التهاب

0

ملایم

1

متوسط

2

شدید

3

 

 


تحلیل آماری داده­ها

   داده­­های حاصل از یافته­های بالینی و هیستوپاتولوژی، تحت نرم­افزارSPSS  ویرایش 22 و توسط آزمون کروسکال والیس مورد تحلیل آماری قرار گرفتند. سطح معنی­داری در این مطالعه 05/0p< در نظر گرفته شد.

 

 

یافته­ها

   نتایج مقایسه شدت بروز واکنش­های مختلف بالینی بین گروه­های مورد مطالعه در کل دوره آزمایش نشان داد که میزان بروز این واکنش­ها در کبوترهای گروه سوم به طور معنی­داری (05/0p<) نسبت به گروه­های دیگر کاهش یافته است (جدول ۳). در گروه شاهد استفاده از داروی کتامین به تنهایی، تاثیری در میزان عمق بیهوشی و شدت بروز واکنش­های بالینی نداشت.

 

 

جدول ۳- مقایسه شدت بروز واکنش­های مختلف بالینی گروه­های مورد مطالعه در کل دوره آزمایش (mean±SEM)

گروه­ها

شدت بروز واکنش­های بالینی

 

کلواک

پلک

کندن پرهای زیر شکم

انقباض عضلانی

تنفس

قلبی- عروقی

عصبی

حساسیت به برش جراحی

سوراخ کردن      استخوان

شاهد

0/0±0/4b

0/0±0/4b

0/0±0/4b

0/0±0/4b

0/0±0/4b

0/0±0/4b

0/0±0/4b

0/0±0/4b

0/0±0/4b

میدازولام (mg/kg 6)

b516/0± 67/2

b753/0± 83/2

b753/0±17/2

b408/0±50/2

b516/0±33/2

b837/0±50/2

b753/0±17/2

b408/0±17/2

b632/0± 0/2

متامیزول (mg/kg 500)

516/0± 6/0a

408/0 ± 83/0a

632/0±0/1a

408/0±83/0a

0/۰±0/1a

632/0±0/1a

5167/0±33/1a

753/0± 17/1a

408/0± 17/1a

سطح معنی­داری

001/0

001/0

001/0

001/0

001/0

001/0

001/0

001/0

001/0

0= بدون واکنش ، 1= واکنش حداقل، 2- واکنش ملایم، 3- واکنش متوسط، 4- واکنش شدید

a,b: حروف غیریکسان در هر ستون نشان­دهنده اختلاف معنی­دار است (05/0p<). 

 

 

   نتایج حاصل از بررسی آسیب بافت کبد در گروه­های تحت مطالعه نشان داد که میزان تغییرات دژنرسانس واکوئولی، نکروز و التهاب بافتی در کبوترهای گروه دوم به طور معنی­داری (05/0p<) بیشتر از کبوترهای گروه­های سوم بود، در صورتی که در گروه شاهد هیچ­گونه تغییر پاتولوژیک قابل توجهی مشاهده نشد (جدول 4).

   نتایج حاصل از بررسی آسیب­های بافتی کلیه در گروه­های تحت مطالعه نیز نشان داد که میزان  وقوع کست­های گرانولر، نکروز و التهاب بینابینی در کبوترهای گروه دوم به طور معنی­داری (05/0p<) بیشتر از کبوترهای گروه سوم بود (جدول 5). در این بررسی نیز گروه شاهد هیچ گونه تغییر پاتولوژیکی قابل توجهی را نشان نداد. تغییرات بافتی کبد و کلیه در گروه­های مورد مطالعه، در شکل­های 1 و 2  ارایه شده است.

 

 

 

 

 

 

 

جدول 4- مقایسه آسیب بافت کبد در کبوترهای مورد مطالعه (mean±SEM)

 

گروه

درجه آسیب بافت کبد

دژنرسانس واکوئولی

نکروز

التهاب بافتی

 

شاهد

a0/0±0/0

0/0±0/0a

0/0±0/0a

 

میدازولام (mg/kg 6)

83/2±۴۰۸/0b

0/1±632/0b

33/1±516/0b

 

متامیزول (mg/kg 500)

سطح معنی­داری

83/0±408/0a

001/0

0/0±0/0a

001/0

67/0±516/0a

001/0

                                                0= بدون آسیب، 1= آسیب حداقل، 2- آسیب ملایم، 3- آسیب متوسط، 4- آسیب شدید

a,b                                                 : حروف غیریکسان در هر ستون نشان­دهنده اختلاف معنی­دار است (05/0p<). 

 

جدول 5- مقایسه آسیب بافت کلیه در کبوترهای مورد مطالعه (mean±SEM)

 

گروه

درجه آسیب بافت کلیه

کست های گرانولر

نکروز

التهاب بینابینی

 

شاهد

a۰/0±0/0

0/0±0/0a

0/0±0/0a

 

میدازولام (mg/kg 6)

17/1±753/0b

15/1±832/0b

5/1±548/0b

 

متامیزول (mg/kg 500)

سطح معنی­داری

81/0±402/0a

001/0

0/0±0/0a

001/0

85/0±315/0a

001/0

                   0= بدون آسیب، 1= آسیب حداقل، 2- آسیب ملایم، 3- آسیب متوسط، 4- آسیب شدید

a,b                    : حروف غیریکسان در هر ستون نشان­دهنده اختلاف معنی­دار است (05/0p<). 

 

 

 

الف

 

ب

 

ج

شکل 1- تغیرات هیستوپاتولوژی کبد در کبوتران مورد مطالعه. الف) نمای ریزبینی بافت کبد از گروه شاهد: سلول­های کبدی دارای هسته­ای شفاف و سیتوپلاسم طبیعی بوده و علائمی از نکروز، التهاب و دژنرسانس واکوئولی در آن مشاهده نمی­شود. سینوزوئیدهای کبدی نیز ظاهر طبیعی دارند. ب) نمای ریزبینی بافت کبد از گروه تیمار با میدازولام: سلول­های کبدی تغییرات نکروزی و التهاب متوسط داشته و دژنرسانس واکوئولی شدید هپاتوسیت­ها (پیکان­ها) مشاهده می­شود. ج) نمای ریزبینی بافت کبد از گروه تیمار با متامیزول: سلول­های کبدی هیچ­گونه نکروز را نشان نداده، ولی دژنرسانس واکوئولی و التهاب ملایم  (پیکان­ها) مشاهده می­شود (رنگ­آمیزی هماتوکسیلین-ائوزین، درشت­نمایی ×400).                                       

 

 

 

الف

 

ب

 

ج

شکل 2- تغییرات هیستوپاتولوژی کلیه در کبوتران مورد مطالعه. الف) نمای ریزبینی بافت کلیه از گروه شاهد: سلول­های کلیوی دارای هسته­ای شفاف و سیتوپلاسم طبیعی بوده و علائمی از نکروز، التهاب بینابینی و کست­های گرانولر در آن مشاهده نمی­شود. لوله­های ادراری نیز ظاهر طبیعی دارند. ب) نمای ریزبینی بافت کلیه از گروه تیمار با میدازولام: در سلول­های کلیوی نکروز، التهاب بینابینی و کست­های گرانولر متوسط مشهود است. ج) نمای ریزبینی بافت کلیه از گروه تیمار با متامیزول: سلول­های کلیوی حالت طبیعی دارند و هیچ­گونه علائمی از نکروز در آن مشاهده نمی­شود. التهاب بینابینی و کست­های گرانولر ملایم و پراکنده سلول­های کلیوی (پیکان) قابل مشاهده است. (رنگ­آمیزی هماتوکسیلین-  ائوزین، درشت­نمایی ×400).                                                                                                                                           

 


بحث و نتیجه­گیری

   در بررسی حاضر، آنالیز یافته‌های بالینی نشان­دهنده کاهش قابل­توجه واکنش‌های مختلف بالینی کبوترهای گروه سوم در مقایسه با گروه های شاهد و دوم می‌باشد به طوری که، متامیزول بسیاری از رفلکس‌های بالینی مهم در کبوترها را کاهش داده و یا خنثی کرده است. کبوترهای گروه تیمار با متامیزول در مقایسه با گروه­های شاهد و تیمار با میدازولام، کمترین میزان در شدت بروز واکنش ها را نشان دادند. این موضوع بیانگر آن است که تغییر در عمق بیهوشی و میزان شدت بروز واکنش­های بالینی گروه های دوم و سوم، به دلیل تاثیرات داروهای میدازولام و متامیزول بود و نه کتامین. در واقع متامیزول در مقایسه با میدازولام نقش موثرتری را در کاهش شدت بروز واکنش­های بالینی ایفا می­کند.

   در این زمینه، گانگل در سال 2005 به لزوم استفاده از تکنیک‌های صحیح در بیهوشی پرندگان اشاره داشته است و به این نتیجه رسیده است که برای ایجاد یک بیهوشی مناسب باید فیزیولوژی و آناتومی بدن آن­ها از جمله دستگاه قلبی-عروقی و تنفسی را به دقت ارزیابی کرد (Gunkel, 2005). بر اساس همین تفکر، امروزه تکنیک­های متفاوتی در علوم کاربردی دامپزشکی و خصوصاً بیهوشی پرندگان، مورد بررسی قرار گرفته است که در تمامی این تحقیقات، تاثیرات و عوارض داروهای بیهوشی بر فیزیولوژی بدن پرندگان محاسبه و به ثبت رسیده­اند.

   یافته‌های پاتولوژیکی مطالعه حاضر، حاکی از آسیب های بافتی اندک گروه متامیزول در بافت های کبد و کلیه در مقایسه با گروه شاهد می باشد. مقدار ملایمی از نکروز بافت‌های کبد و کلیه ناشی از تزریقی متامیزول مشاهده شد که این نتایج در راستای نتایج حاصل از تحقیق کانوری در سال 2003 (Canory, 2003) و تاونیا و زولینگر در سال 2011 (Tawina and Zolinger, 2011) می‌باشد. نتایج حاصل از تحقیق ایشان حاکی از افزایش اندک آسیب‌های بافتی کبد و کلیه ناشی از تزریق متامیزول با دوز 450 میلی‌گرم به ازای هر کیلوگرم وزن بدن به صورت داخل عروقی  می‌باشد. همچنین بررسی تغییرات هیستوپاتولوژیکی کلیه در گروه متامیزول، بیانگر عدم ایجاد کست‌های گرانولر و التهاب بینایی در بافت مورد نظر می‌باشد. ایشان در نهایت این­گونه بیان داشته­اند که هیچ­گونه تغییر معنی­داری در فیلتراسیون مراحل کلیوی و پیش کلیوی آمینوآنتیپرین و استیل آمینو آنتیپرین ناشی از استفاده از این دارو مشاهده نشد. همچنین در تحقیقات مشابه دیگر نقش داروهای ضد التهاب غیراستروئیدی (NSAIDs) بر عامل (ATP-sensitive) کانال­های پتاسیمی در موش­های صحرایی غیردیابتی و دیابتی بررسی شده و مشخص شده است که استفاده سیستمیک از داروهای ضد التهاب غیراستروییدی، سبب کاهش تولید قند در موش­های صحرایی دیابتی خواهد شد (Levy et al., 2003).از آنجایی که کاهش میزان قند خون  از معضلات عمده در بیهوشی پرندگان محسوب می­شود، از این رو استفاده طولانی مدت و سیستمیک این داروها با اهداف غیر از بیهوشی، چندان توصیه نمی­شود.

   در مطالعه ما، هیچگونه تلفات ناشی از مصرف داروی متامیزول در کبوترهای مورد آزمایش مشاهده نشد. در واقع، دلایل آن را می­توان در نتایج حاصل از تحقیقات ریچارد و هوپمن در سال 2014 (Richard and Hoppmann, 2014)، سوکولوف و همکاران در سال 2014 (Sokolov et al., 2014) و ژانگ و وانگ در سال 2014 (Zhang and Wang, 2014) جستجو کرد. ایشان دریافتند که داروی متامیزول هیچ­گونه عارضه سمی بر سلول­های عصبی نداشته و حتی در درمان آسیب سلول­های عصبی نیز موثر می­باشد.

   جیدزینیاک و همکاران در سال 2013 (Jedziniak et al., 2013) و ناگا و همکاران در سال 2012 (Naga et al., 2012) طی آزمایشاتی، روش سریعی را جهت تعیین تاثیرات داروی متامیزول بر عضله نشخوارکنندگان پیشنهاد کردند. روش انجام این آزمون سریع Liquid chromatography- Tendon spectrometry نام دارد. آن­ها این روش را با محاسبه میزان بازگشت عملکرد عضلات به اندازه 30-7 درصد و ریکاوری آن را تا مقدار 95-45 درصد مورد تایید قرار داده و از بی­خطر بودن این دارو بر سلول­های سوماتیک خبر دادند.

   در مطالعه­ای دیگر تاثیرات دو داروی متامیزول (دیپیرون) و ترامادول در دردهای شدید کلیوی بررسی شده و مشخص گردیده است که داروی متامیزول در مقایسه با داروی ترامادول، اثرات بی­دردی بهتری را ایجاد می­کند به طوری که، در مدل های مورد آزمایش، داروی متامیزول به­صورت معنی­داری (05/0p<) در دقایق 20، 30 و 50 سبب کاهش دردهای حاد کلیوی شد (Flor et al., 2013).

   محققانی همچون روئلوینک و گوسنس در سال 2011 (Roelvink and Goossens, 2011)، ایماگا و فنتونی در سال 2011 (Imagawa and Fentoni, 2011) و پاتل و کوپیکار در سال 2014 (Patel and Koppikar,2014) بیان داشتند که استفاده از متامیزول به منظور مدیریت درد ناشی از جراحی‌های محوطه بطنی، هیچ­گونه عوارض جانبی ناسازگاری را به همراه نخواهد داشت. نتایج حاصل از مطالعه ایشان در تطابق با نتایج حاضر می­باشد. همچنین ایشان تاثیرات داروی متامیزول را بر التیام استخوانی ناشی از شکسته شدن استخوان درشت نی در موش­های صحرایی بررسی و اعلام کردند که متامیزول به طور مناسبی بر دردهای ناشی از شکسته شدن استخوان­ها تاثیر گذاشته و هیچ‌گونه تداخلی در میزان التیام استخوانی پس از مصرف این دارو مشاهده نمی­شود.

   همچنین، محققین دیگر گزارش کرده­اند که استفاده از داروی متامیزول به­طور قابل توجهی سبب بهبود عملکرد دستگاه گوارش شده و از این نظر نیز مناسب و بی‌خطر می­باشد (Japr, 2012; Vinagre, 2012).

   بر اساس یافته‌های بالینی و هیستوپاتولوژی اشاره شده در این مطالعه، این گونه دریافتیم که متامیزول در مقایسه با میدازولام به عنوان پیش­بیهوشی در کبوترها، داروی مناسب و بی‌خطری بوده و به لحاظ فیزیولوژیکی و بالینی با بدن پرنده سازگاری بالایی دارد. در نهایت، به نظر می‌رسد که داروی متامیزول می‌تواند اثرات فارماکولوژیکی مناسبی را در زمینه پیش‌بیهوشی در  پرندگان داشته باشد و در علوم درمانگاهی دامپزشکی در کنار سایر داروهای رایج پیش بیهوشی مورد استفاده قرار گیرد.

  • Brunt, E.M. (2001). Nonalcoholic  steatohepatitis  definition and pathology. Semin Liver  Disease Journal, 21(1): 3-16.
  • Canory, W. (2003). The European Agency for the Evaluation of medicine products. Journal of Veterinary Medicine Inspection, 2(10): 1-10.
  • Churchill, L. (2004). Metabolic   of   Benzodiazepine in rats.  Journal of Veterinary Medicine, 1(2): 51-54.
  • Flor, B., Yazbek, V.B. and Keila, K. (2013). Tramadol plus metamizol combined or not with NSAIDS is clinically effective for moderate to severe chronic pain. Journal of Veterinary Anesthesia, 11(10): 21-23.
  • Gali, J.C. and Ventin, F.C. (2013). Dipyrone has no effects on bone healing of tibia fractures in rats.  Journal of Veterinary Anesthesia and Analgesia, 30(6): 82- 97.
  • Gunkel, G. (2005). Evaluated the current techniques in avian anesthesia and assayed that provision of anesthesia with a low risk of complications is, in part, associated with a working knowledge of avian cardiopulmonary physiology. Journal of Avian and Exotic Pet Medicine, 14(4): 263-276.
  • Imagawa, V.H. and Fentoni, D.T. (2011). The use of different doses of metamizol for post– operative analgesia in dogs. Journal of Veterinary Anesthesia and Analgesia, 38(4): 85-93.
  • Japr, A. (2012). Monitoring of anesthesia depth in birds and reported that the corneal reflex in birds. Journal of Poultry Science, 27(5): 5-9.
  • Jedziniak, P., Pietruk, K. and Olejnik, M. (2013). Rapid method for the determination of metamizol residues in bovine muscle by LC – MS / MS. Journal of Veterinary Anesthesia and Analgesia, 2(6): 82-84.
  • John, W and Nora, S. (1997). Veterinary Anesthesia and Analgesia. 3rd ed., UK: Chapter 34, New York, pp: 841-853.
  • Kim, S. and Rov, A. (1993). International standardization of criteria for the histologic diagnosis of renal allograft rejection: The Banff  working classification of kidney  transplant  pathology. International Journal of Pathology, 44(2): 410-422.
  • Levy, M., Safadi, R. and Goranti, L. (2003). Impairment of the metabolic of dipyrone in asymptomatic hepatitis – B. Journal of Veterinary Anesthesia and Analgesia,57(6): 5-6.
  • Naga, R., Anjaneyulu, N. and Canesh, M.N. (2012). Evaluated   the analgesic activity of metamizole and paracetamol. Journal of Advanced Pharmacology Researches, 3(1): 1-4.
  • Patel, C.V. and Koppikar, M.G. (2014).  Management of pain after abdominal surgery.Journal of Clinical Sciences, 10(2): 351-353.
  • Poblete, B., Romand, A. and Koning, P. (2003). Metabolic effect of intravenous propacetamol, metamizol or external cooling in erotically ill febrile sedated patients. Journal of Veterinary Anesthesia and Analgesia, 10(3): 78-82.
  • Rezende, R.M. Franca, D.S. Menezes, G.B. and Bakhie, Y.S. (2007). Different mechanisms underlie the analgesic actions of paracetamol and dipyrone in a rat model.British Veterinary Journal of Pharmacology,153(4): 760-768.
  • Richard, A. and Hoppmann, M. (2014). Central nervous system side effect of NSAIDS.Bulgarian Journal of Veterinary Medicine, 151(7): 309-313.
  • Roelvink, M.E. and Goossens, L. (2011). Analgesic   and spasmolytic effect of dipyrone. Journal of Veterinary Anesthesia and Analgesia, 3(9): 12-14.
  • Sheena, A. and Derry, C. (2012). Clinical   drug investigation. 3rd ed., UK: London, Saunders, pp: 58-60.               
  • Sokolov, A.Y. and Sivachenko, I. and Panteleev, S.S. (2014). Effect of intravenous metamizol on ongoing and evoked activity of dura–sensitive thalamic neurons in rats. Journal of Veterinary Anesthesia and Analgesia, 4(1): 31-32.
  • Tawina, J. and Zolinger, P. (2011). The pathologic effect of carprofen in a pigeon model.  Journal of Avian Medicine and Surgery, 25(3): 173-184.
  • Vinagre, M.A. (2012). The effect of   dipyrone on liquid gastric emptying. Journal of Veterinary Anesthesia and Analgesia, 4(2): 50-52.
  • Zhang, Y. and Wang, X. (2014). Dipyrone inhibits neuron cell death. Journal of Pet Medicine, 69(4): 942-956.