آسیب‌شناسی بافتی ضایعات کیسه صفرا در کبدهای ضبط شده از گاوهای کشتاری در کشتارگاه صنعتی ارومیه

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار گروه پاتوبیولوژی، دانشکده دامپزشکی، واحد ارومیه، دانشگاه آزاد اسلامی، ارومیه، ایران.

2 دانش‌آموخته دکترای دامپزشکی، واحد ارومیه، دانشگاه آزاد اسلامی، ارومیه، ایران.

چکیده

   در مدت یک ماه لاشه 323 رأس گاو (213 رأس گاو نر و 110 رأس گاو ماده) با مراجعه به کشتارگاه ارومیه بازرسی شد. کبد و کیسه صفرای 47 رأس گاو دارای تغییرات ظاهری بودند. مقاطع هیستوپاتولوژی از بافت‌های ضایعه­دار تهیه شد و برای باکتریولوژی از محتویات کیسه­های صفرای سالم و ضایعه­دار کشت به عمل آمد. عمده تغییرات ظاهری نظیر افزایش ضخامت و خونریزی­های پته­شی شکل در دیواره کیسه صفرا، سنگ در کیسه صفرا، سنگ‌های صفراوی کبدی، فاسیولیازیس کبد و دیکروسولیوم در کیسه صفرا، کبد و کیسه‌های صفراوی ضایعه­دار مشاهده شد. مقاطع بافتی با سه روش هماتوکسیلین و ائوزین (H&E)، پریودیک اسید شیف (PAS)و تری­کروم ماسون (masson’s trichrome)رنگ‌آمیزی شدند. ضایعات به­صورت کوله­سیستیت، هیپرپلازی غدد سروموکوسی مخاطی، پرخونی، خونریزی، نکروز چربی و افزایش ضخامت لایه‌های کیسه صفرا مشاهده شدند. همچنین باکتری اشریشیا کلی از 4 مورد کیسه صفرا جداسازی شد. در جنس ماده بروز تغییرات میکروسکوپی شامل کوله­سیستیت، افزایش ضخامت لایه مخاطی، هیپرپلازی غدد سروموکوسی، خونریزی در لایه‌های غیر از مخاط بود. وجود باکتری در کشت محتویات کیسه صفرا جنس ماده بیشتر از جنس نر بود (05/0>p). همچنین، بروز کوله­سیستیت در نژاد بومی منطقه در مقایسه با نژادهای دورگه و هلشتاین بیشتر بود (05/0>p).با توجه به نتایج، یکی از عوامل مستعد­کننده کوله­سیستیت در گاوهای منطقه، شیوع فاسیولیازیس کبدی است. به­نظر می­رسد نحوه تغذیه سنتی و رژیم غذایی گاوهای بومی، در بروز سنگ‌های صفراوی که خود در اثر کوله­سیستیت‌ها ایجاد می‌شوند، مؤثر می‌باشند.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Histopathology of gallbladder lesions of confiscated livers from cattle slaughtered in urmia abattoir

نویسندگان [English]

  • amir amniattalab 1
  • araz manaffar 2
چکیده [English]

   During one month carcasses of 323 cattle (213 bulls and 110 cow) were inspected by referring to Urmia slaughter-house. Livers and gallbladders of 47 cattle had macroscopic changes. Histopathologic sections were prepared from injured tissues and for bacteriology, contents of injured and normal gallbladders were cultured. Major macroscopic changes that were observed in damaged livers and gallbladders were: increasing of gallbladder thickness, petechiae, choleliths in gallbladder, hepatolithiasis, hepatic fascioliasis and presence of dicrocoelium in gall bladder. Histological sections were stained by hematoxylin and eosin, periodic acid schiff and masson’s trichrome staining methods. Cholecystitis, hyperplasia of seromucosal glands’ congestion, hemorrhage, fat necrosis and increased thickness of gallbladder layers were observed. Also Escherichia coli was isolated from 4 gallbladders. In females, the incidence of microscopic changes including cholecystitis, increasing of mucosal layer thickness, hyperplasia of seromucosal glands, hemorrhage in layers except the mucosal layer and presence of bacteria in culture of gallbladder contents was more than males (p<0.05). Also incidence of cholecystitis in native breeds was more in comparison with hybrid and Holstein breeds (p<0.05). According to the results, prevalence of hepatic fascioliasis is a predisposing factor for cholecystitis in this area. Also traditional feeding and diet regimen of native cattle are effective in creation of cholelithiasis which arise as a result of cholecystitis. 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Gallbladder
  • Histopathology
  • cattle
  • Urmia slaughter-house

مقدمه

   صفرا یک ترشح هضمی است که نقش مهمی را در انتشار و جذب چربی­ها بازی می‌کند. اگرچه اسیدهای صفراوی دارای فعالیت ضدمیکروبی قوی هستند، تحقیقات اخیر نشان داده است که باکتری قادر به تحمل سطوح بالای صفرا و تشکیل بیوفیلم توسط جنس پاتوژنیک است (Dias et al., 2012). التهاب کیسه صفرا (cholecystitis) در حیوانات غیرمعمول می‌باشد و اگر گردن کیسه صفرا مسدود شده باشد، احتمال دارد به تنهایی و بدون دخالت عوامل دیگر ایجاد شود، ولی در اغلب موارد بروز کوله­سیستیت مربوط به تشکیل سنگ‌های کیسه صفرا (cholelithiasis) می‌باشد (Hayes, 2007). احتمال دارد کوله­سیستیت در اثر عفونت­های باکتریایی مثل سالمونلوز اتفاق بیفتد. باکتری­های دیگر از خون یا به صورت بالارونده از روده، می­توانند باعث کوله­سیستیت حاد یا مزمن شوند. کوله­سیستیت مزمن به­طور مشخص، با عفونت باکتریایی طولانی­مدت مجاری صفراوی و یا تحریک مزمن ناشی از سنگ­های صفراوی یا انگل­های کیسه صفرا همراه می­باشد (Raoofi et al., 2012b). تاکنون مطالعات محدودی روی کیسه صفرا در گاو و یا ضایعات پاتولوژیک آن انجام شده است و اکثراً به صورت گزارش ثبت شده­اند. خاکی در سال 1384 شیوع سنگ­های صفراوی را در گوسفندان و گاوهای کشتارشده در کشتارگاه تهران به ترتیب  75/4% و 6/5% گزارش کرده است (خاکی، 1384). در گزارش دیگری، نتایج ارزیابی بیوشیمیایی سرم یک گاو 9 ساله با علایم کولیک و کاهش تولید شیر، در مدت 2 روز، نشان­دهنده آسیب کبدی و کلستاز بود. کشت باکتریایی از محتویات کیسه صفرا نیز، اشریشیا کلی و کلستریدیوم پرفرینجنس را مشخص کرد (Cable et al., 1997). کوله­لیتیازیس در گاو نادر است ولی می­تواند باعث ایجاد دردهای محوطه شکمی شود (Cable et al., 1997). در یک بررسی، هیدروپس شدید کیسه صفرا (severe gallbladder hydrops) یا موکوسل (mucocel) متعاقب بروز کلانژیوم انسدادی یا آدنوم صفراوی (biliary adenoma) در یک گاو ماده 6 ساله هیبرید گزارش شده است (Tabaran et al., 2013). در مطالعه­ای دیگر، اولین مورد ژیاردیازیس در کیسه صفرای گاو که به عنوان یک بیماری مشترک خطرناک انسان و دام مطرح است، از یک گاو بالغ در کشتارگاه شهر سیواس ترکیه گزارش شده است که با بررسی تروفوزوئیت­های این انگل تک یاخته­ای، گونه آن ژیاردیا دئودنالیس (Giardia duodenalis) تشخیص داده شد. در این تحقیق، تروفوزوئیت­های ژیاردیا در 7/1% از 56 کیسه صفرای گاو یافت شد (Degreli and Ozcelik, 2003). هدف از مطالعه حاضر، بررسی هیستوپاتولوژی تغییرات کیسه صفرا در کبدهای ضبط شده گاوهای کشتار شده در کشتارگاه ارومیه بود تا نوع و شدت ضایعات با توجه به علائم ظاهری و نیز ریزبینی مشخص شود. همچنین از کیسه­های صفرای سالم و ضایعه­دار کشت باکتریایی نیز به­عمل آمد تا عامل احتمالی باکتریایی مرتبط با ضایعات مشخص شود. از طرف دیگر، ارتباط بین ضایعات کبدی و کیسه صفرا در گاوهای کشتارشده، مشخص گردید.

 

 

 

مواد و روش­ها

   این تحقیق در دو مرحله کشتارگاهی (به روش میدانی و تصادفی) و آزمایشگاهی انجام شد. در طی یک ماه هر هفته 4 روز، به طوری­که ترتیب روزها در هفته‌های بعدی عوض می‌شد، با مراجعه روزانه به کشتارگاه صنعتی ارومیه    همزمان با عمل کشتار و پوست­کنی در ادامه زنجیره کشتار، به محض خارج شدن امعاء و احشاء توسط متصدیان کشتار، کبد و کیسه صفرای تمامی گاوهای کشتار شده به صورت ظاهری و ملامسه بازرسی دقیق شده و در فرم‌­ها­ی مخصوص، مشخصات آنها از قبیل شکل ظاهری، قوام، رنگ اندازه، تغییرات ظاهری در کیسه صفرا و کبد و همچنین سن و جنس و نژاد ثبت می‌شد. از تعداد 323 رأس گاو بررسی شده 213 رأس نر و 110 رأس ماده بود (جدول 1).

تمامی کیسه‌های صفرا با ملامسه از نظر وجود سنگ‌های صفرا و یا ضایعات احتمالی توموری و غیرتوموری مورد بازرسی قرار گرفته و از تمامی نمونه‌های مشکوک از نظر رنگ، قوام و اندازه پس از عکس­برداری، نمونه­برداری به منظور باکتری­شناسی و آسیب­شناسی به روش معمول انجام ‌شد. از نمونه های بافتی پس از ثبوت در فرمالین بافر 10 درصد و پس از طی مراحل پاساژ بافتی و قالب گیری، توسط دستگاه میکروتوم (microtome) مقاطع با ضخامت 6 میکرومتر تهیه و با سه روش هماتوکسیلین و ائوزین (H&E)، پریودیک اسید شیف (PAS) و تری­کروم ماسون (masson’s trichrome) رنگ‌آمیزی شدند. برای بررسی آسیب شناسی مقاطع بافتی، از میکروسکوپ نوری استفاده شد.   

   در آزمایشگاه باکتریولوژی به منظور تعیین وجود یا عدم وجود آلودگی باکتریایی در داخل کیسه­های صفراوی، از محتویات کیسه‌های صفراوی سالم و دارای ضایعات صفراوی و کبدی، 30 مورد نمونه­برداری انجام شد (10 نمونه سالم و 20 نمونه پاتولوژیک). پس از بین­بردن باکتری­های سطحی دیواره کیسه صفرا توسط اسپاتول (قاشقک) داغ، توسط سرنگ‌های استریل از محتویات صفراوی به اندازه 10 میلی­لیتر نمونه اخذ شد و در مجاورت یخ به آزمایشگاه باکتری­شناسی منتقل گردید. در آزمایشگاه محتویات سرنگ به لوله­های آزمایش سترون منتقل و به مدت 2 دقیقه توسط دستگاه همگن کننده، یکنواخت شد. در مرحله بعد نمونه­ها مطابق با روش دیاس و همکاران  در محیط کشت آگار خون­دار به صورت خطی کشت داده شدند (Dias et al., 2012). پس از یک شب گرمخانه­گذاری در 37 درجه سلسیوس، پلیت‌ها کنترل شده و در صورت رشد پرگنه باکتریایی­، پرگنه­ها از نظر مورفولوژی، وجود یا عدم وجود همولیز و رنگ‌آمیزی گرم بررسی شدند. با توجه به این­که پرگنه‌های رشد کرده در محیط آگار خون­دار باسیل­های گرم منفی بودند، برای تشخیص جنس و گونه باکتری آزمایش‌های بیوشیمیایی تفریقی با کشت در محیط آگار مک کانکی، آگار ائوزین متیلن بلو، آگار سه قندی آهن­دار و آزمایش‌های اندول، متیل رد، وژئز پروسکائر و سیمون سیترات (IMViC) انجام شدند.

   تحلیل آماری داده­ها: جهت بررسی وجود اختلاف در فراوانی ضایعات در بین گروه­های مورد مطالعه بر حسب سن، جنس و نژاد از آزمون­های غیر پارامتریک کروسکال والیس (Kruskal Wallis) و یو من-ویتنی (Mann-Withney U) در سطح اطمینان 95% استفاده شد. همچنین جهت بررسی همبستگی بین فراوانی نوع ضایعات مشاهده شده از آزمون همبستگی غیرپارامتریک کندال (Kendall) استفاده شد. تحلیل آماری توسط نرم‌افزارSPSS  نسخه 18 انجام شد.

 

یافته­ها

در این  مطالعه از تعداد 323 رأس گاو بازرسی شده، تعداد 39 رأس گاو دارای ضایعات ماکروسکوپی و میکروسکوپی در بافت کیسه صفرا بودند. بیشترین فراوانی ضایعات در جنس ماده (22 رأس)، نژاد بومی (16 رأس) و سن دو سال (10 رأس) بودند (جدول 1). بیشترین فراوانی ضایعات ماکروسکوپی کبد و کیسه صفرا مربوط به افزایش ضخامت دیواره کیسه صفرا (3/25%) بود (جدول 2). همچنین در میان ضایعات میکروسکوپی کیسه صفرا، پرخونی (2/22%) دارای بیشترین فراوانی بود (جدول 3). مقایسه فراوانی تغییرات میکروسکوپی در کیسه صفرا در نژادهای مختلف گاو نشان داد که فراوانی نکروز چربی، کوله‌سیستیت و هیپرپلازی غدد سروموکوسی مخاطی به‌ترتیب دارای رابطه معنی­دار با نژاد­های هولشتاین، بومی و دوباره بومی بودند (جدول 4). در رابطه با مقایسه فراوانی تغییرات میکروسکوپی در کیسه صفرا در جنس­های نر و ماده گاوها، ارتباط معنی­دار بین ضایعات میکروسکوپی و جنس به صورت افزایش ضخامت لایه مخاطی (ماده)، کوله سیستیت (ماده)، هیپرپلازی غدد سروموکوسی مخاطی (ماده) و وجود باکتری در کشت محتویات کیسه صفرا (ماده) مشاهده شد (جدول 5). مقایسه فراوانی تغییرات میکروسکوپی در کیسه صفرا در سنین مختلف گاوها نشان داد فقط افزایش ضخامت لایه مخاطی در مقایسه با سایر تغییرات دارای رابطه معنی­دار با سن گاوهای مورد مطالعه بود و در سنین 4 سال، 6 سال و بالاتر دارای بیشترین فراوانی بود (جدول 6).  در بررسی ماکروسکوپی کیسه صفرا و کبد دام­های مورد مطالعه برخی از مهم­ترین تغییرات مشاهده شده شامل سنگ­های صفراوی رنگدانه­ای در کیسه صفرا، خونریزی­های پته­شی و افزایش ضخامت دیواره کیسه صفرا، سنگ پیگمانته در مجرای صفراوی کبد مبتلا به فاسیولوز و خونریزی در لایه ادوانتیس کیسه صفرا بودند (شکل 1). بررسی­های میکروسکوپی مقاطع بافتی با سه روش مختلف رنگ­آمیزی نشان­دهنده تغییرات مختلفی مثل خونریزی­های کانونی، ترومبوز، کوله­سیستیت سروزی موکوسی و فیبرینی، تخریب غدد، ادم، نکروز چربی و آلودگی انگلی با لارو دیکروسولیوم در دیواره کیسه صفرا بودند (شکل 2).

 

 

جدول 1- فراوانی جنس، سن و نژاد دام‌های مورد آزمون

جنس دام

نژاد

سن ( سال )

نر

ماده

بومی

دورگه

هلشتاین

یک

دو

سه

چهار

پنج

شش و بالاتر

22

17

16

11

12

5

10

9

4

8

3

 

 

جدول 2- فراوانی ضایعات ماکروسکوپی کبد و کیسه صفرا در دام­های مورد آزمون

ضایعه

گاو ( رأس )

درصد

سنگ در کیسه صفرا

2

66/2

افزایش ضخامت دیواره کیسه صفرا

19

3/25

پته­شی در مخاط کیسه صفرا

4

33/5

خونریزی در ادوانتیس کیسه صفرا

2

66/2

دیکروسلیوم در کیسه صفرا

6

8

فاسیولوز  کبدی

15

20

تغییر چربی کبد

7

33/9

سنگ­های صفراوی

2

66/2

ضایعات دیگر کبدی (کیست هیداتیک و آبسه)

18

24

 

 

جدول 3- فراوانی ضایعات میکروسکوپی کیسه صفرا در دام­های مورد آزمون

ضایعه

گاو (رأس)

درصد

پرخـونی

10

2/22

خونریزی در مخاطات

5

1/11

خونریزی در  لایه­های دیگر

4

8/8

افزایش ضخامت لایه مخاطی

6

3/13

افزایش ضخامت لایه­های دیگر کیسه صفرا

5

1/11

نکروز چربی

3

6/6

کوله­سیستیت

6

3/13

هیپرپلازی غدد سروموکوسی مخاطی

7

5/15

 

 

جدول 4- مقایسه فراوانی تغییرات میکروسکوپی در کیسه صفرا در نژاد­های مختلف گاوهای مورد آزمون

نژاد

تغییرات میکروسکوپی در کیسه صفرا

 

پر خونی

خونریزی در مخاطات

خونریزی در  لایه­­های دیگر

افزایش ضخامت لایه مخاطی

افزایش ضخامت لایه­های دیگر کیسه صفرا

نکروز چربی

کوله­سیستیت

هیپرپلازی غدد سروموکوسی مخاطی

وجود باکتری در کشت محتویات کیسه صفرا

هولشتاین

(%25) 3

(%0) 0

(%0) 0

(%0) 0

(%25) 3

a(%25) 3

a(%0) 0

a(%0) 0

(%3/8) 1

بومی

(%25) 4

(%25) 4

(%5/12) 2

(%3/31) 5

(%3/6) 1

b(%0) 0

b(%3/31) 5

b(%5/37) 6

(%8/18) 3

دورگه

 

(%5/27) 3

98/0=p

(%1/9) 1

134/0=p

(%2/18) 2

331/0=p

(%1/9) 1

06/0=p

(%1/9) 1

309/0=p

b(%0) 0  026/0=p

a(%1/9) 1

038/0=p

a(%1/9) 1

025/0=p

(%0)0

278/0=p

                     

b,a: حروف غیر یکسان نشان­دهنده اختلاف معنی‌دار می‌باشد (05/0>p). در مواردی که فراوانی صفر است، از آزمون فیشر(Fisher's exact test) نیز استفاده شده است.

 

 

جدول 5- مقایسه فراوانی تغییرات میکروسکوپی در کیسه صفرا در جنس‌های نر و ماده گاوهای مورد آزمون

جنس

تغییرات میکروسکوپی در کیسه صفرا

 

پر خـونی

خونریزی در مخاطات

خونریزی در  لایه‌های دیگر

افزایش ضخامت لایه مخاطی

افزایش ضخامت لایه‌های دیگر کیسه صفرا

نکروز چربی

کوله سیستیت

هیپرپلازی غدد سروموکوسی مخاطی

وجود باکتری در کشت محتویات کیسه صفرا

نر

(%7/22)5

(%1/9)2

(%5/4)1

a(%5/4)1

(%6/13)3

(%1/9)2

a(%5/4)1

a(%5/4)1

a(%0) 0

ماده

(%4/29)5

63/0=p

(%6/17)3 42/0=p

(%6/17)3  18/0=p

b(%4/29)5

033/0=p

(%8/11)2 86/0=p

(%9/5)1 70/0=p

b(%4/29)5 033/0=p

b(%3/35)6 013/0=p

b(%5/23)4 016/0=p

b,a: حروف غیر یکسان نشان­دهنده اختلاف معنی‌دار می باشد  (05/0>p). در مواردی که فراوانی صفر است، از آزمون فیشر(Fisher's exact test) نیز استفاده شده است.

 

جدول 6- مقایسه فراوانی تغییرات میکروسکوپی در کیسه صفرا در سنین مختلف گاوهای مورد آزمون

سن (سال)

تغییرات میکروسکوپی در کیسه صفرا

 

پر خـونی

خونریزی در مخاطات

خونریزی در  لایه‌های دیگر

افزایش ضخامت لایه مخاطی

افزایش ضخامت لایه‌های دیگر کیسه صفرا

نکروز چربی

کوله سیستیت

هیپرپلازی غدد سروموکوسی مخاطی

وجود باکتری در کشت محتویات کیسه صفرا

1

(%60)3

(%20)1

(%40)2

a(%0) 0

(%0) 0

(%0) 0

(%20)1

(%20)1

(%20)1

2

(%20)2

(%10)1

(%0) 0

a(%0) 0

(%20)2

(%20)2

(%0) 0

(%0) 0

(%0) 0

3

(%2/22)2

(%0) 0

(%0) 0

ab(%1/11)1

(%1/11)1

(%0) 0

(%1/11)1

(%1/11)1

(%1/11)1

4

(%0) 0

(%25)1

(%0) 0

b(%50)2

(%0) 0

(%0) 0

(%25)1

(%50)2

(%0) 0

5

(%5/12)1

(%5/12)1

(%25)2

ab(%5/12)1

(%5/12)1

(%0) 0

(%25)2

(%5/12)1

(%5/12)1

6

(%7/66)2 152/0=p

(%3/33)1 65/0=p

(%0)0

08/0=p

b(%7/66)2 027/0=p

(%3/33)1

70/0=p

(%3/33)1 21/0=p

(%3/33) 60/0=p

(%7/66)2 068/0=p

(%3/33)1

56/0=p

ab,b,a: حروف غیر یکسان نشان­دهنده اختلاف معنی‌دار می باشد  (05/0>p). در مواردی که فراوانی صفر است، از آزمون فیشر(Fisher's exact test) نیز استفاده شده است.

 

 

نتایج باکتری­شناسی نشان داد که جدایه­ها در محیط آگار مک­کانکی، لاکتوز مثبت و در محیط آگار ائوزین متیلن بلو دارای پرگنه­های مرکز سیاه با جلای سبز فلزی بودند. همچنین در محیط آگار سه قندی آهن­دار، تخمیر لاکتوز، ساکارز و گلوکز همراه با تشکیل گاز مشاهده شد. از سوی دیگر، الگوی آزمایش­های IMViC به صورت اندول (+)، متیل رد (-)، وژوئز پروسکائر (+) و سیمون سیترات (-) بودند. در نهایت با توجه به جداول آزمایش­های بیوشیمیایی تفریقی، باکتری مورد نظر اشریشیا کلی تشخیص داده شد.

   از سوی دیگر نتایج نشان داد غیر از متغیر­های جنس (ماده) و نژاد (بومی) که از لحاظ آماری با بروز ضایعات میکروسکوپی در کیسه صفرا ارتباط معنی­دار داشتند (05/0>p)، در سایر موارد ارتباط معنی­داری بین ضایعات کیسه صفرا با متغیر­های مورد آزمون وجود نداشت. از طرف دیگر با استفاده از آزمون ضریب همبستگی کندال، مشخص شد که غیر از سن و بروز ضایعات میکروسکوپی در کیسه صفرا که میان آنها همبستگی معنی­داری وجود نداشت، در بقیه موارد بین متغیرها و بروز ضایعات همبستگی معنی­داری وجود داشت (05/0>p).

 

 

 

 

شکل 1- نمای ظاهری از تغییرات مشاهده شده در کیسه صفرا در گاوهای کشتاری در کشتارگاه ارومیه؛ (A) کیسه صفرای گاو ماده بومی 5 ساله دارای 3 عدد سنگ صفراوی رنگدانه­ای به رنگ زرد مایل به سبز، دارای هسته  سیاه. (B) مخاط کیسه صفرا دارای خونریزی­های پته­شی و افزایش ضخامت دیواره. (C) کبد گاو دورگه 4 ساله، مبتلا به فاسیولوز متوسط، دارای سنگ 5/2 سانتی­متری پیگمانته در مجرای صفراوی و افزایش ضخامت در دیواره کیسه صفرا. (D) کیسه صفرای گوساله دو رگه یک­ساله، خونریزی به اندازه یک سانتی­متر بر سطح خارجی (ادوانتیس) کیسه صفرا مشاهده می‌شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 2- نمای ریزبینی از تغییرات بافتی مشاهده شده در کیسه صفرای گاوهای کشتاری در کشتارگاه ارومیه؛ (A) شکل اصلی: خونریزی کانونی در بافت همبند مخاطی (ستاره)، شکل داخلی: تخریب لایه انتیما و سلول­های اندوتلیال رگ (سر پیکان)، ترومبوز با فیبرین کم در داخل رگ (شکل اصلی: رنگ­آمیزی ماسون تری­کروم، درشت­نمایی ×100؛ شکل داخلی: رنگ­آمیزی هماتوکسیلین و ائوزین، درشت­نمایی ×400). (B) شکل اصلی:  کوله­سیستیت سروزی موکوسی، مواد سروزی به مقدار زیاد (ستاره) و مواد موکوسی به همراه سلول­های التهابی (سر پیکان). شکل داخلی: کوله­سیستیت سروزی موکوسی با سلول­های التهابی لنفوسیتی در لابلای غدد سروموکوسی (پیکان) (شکل اصلی: رنگ آمیزی پریودیک اسید شیف، درشت­نمایی ×100؛ شکل داخلی: رنگ آمیزی ماسون تری­کروم، درشت­نمایی ×400). (C) شکل اصلی: کوله­سیستیت فیبرینی خفیف، رشته­های ظریف فیبرین در سطح مخاطی (پیکان) و سلول­های التهابی (سر پیکان). شکل داخلی: کوله‌سیستیت فیبرینی شدید، تخریب بافت پوششی و جایگزینی فیبرین (ستاره) و تخریب غدد و کیستیک شدن آنها (پیکان) (شکل اصلی: رنگ‌آمیزی پریودیک اسید شیف، درشت­نمایی ×100؛ شکل داخلی: رنگ آمیزی ماسون تری کروم، درشت­نمایی ×100). (D) شکل اصلی: ادم شدید و ترشحات سروزی (ستاره)، پرخونی (سر پیکان) و نکروز چربی (پیکان). شکل داخلی: حضور لارو دیکروسولویوم در بین رشته‌های عضلانی صاف و همبندی دیواره کیسه صفرا (پیکان) (شکل اصلی: رنگ آمیزی ماسون تری کروم، درشت­نمایی ×100؛ شکل داخلی: رنگ آمیزی پریودیک اسید شیف، درشت­نمایی ×400).

 

 

 


بحث و نتیجه‌گیری

   در مطالعه حاضر ارتباط معنی­داری بین تأثیر جنس و بروز ضایعات ماکروسکوپی در کبد و کیسه صفرا وجود نداشت، ولی فاکتور جنس در بروز ضایعات میکروسکوپی در کیسه صفرا شامل افزایش ضخامت لایه مخاطی، کوله­سیستیت، هیپرپلازی غدد سروموکوسی مخاطی و وجود باکتری در کشت محتویات کیسه صفرا مؤثر بود طوری­که، بروز ضایعات مذکور در جنس ماده به مراتب بیشتر از جنس نر بود. در یک بررسی تجربی که به منظور ایجاد کلانژیت غیرچرکی مزمن در خرگوش پس از ایمن کردن با آنتی‌ژن مجرای صفراوی انجام شد، میزان وقوع تغییرات پاتولوژیک به طور چشمگیری در جنس ماده بیشتر از نرها بود طوری­که، 11 خرگوش ماده از کل 14 خرگوش ماده و 4 خرگوش نر از کل 11 خرگوش نر تغییرات بافت شناسی داشتند (Kawai et al., 1980).

 در مورد بروز سنگ در کیسه صفرا و مجاری صفراوی کبدی گاو در بررسی حاضر، نسبت بروز آن در دو جنس ماده و نر مساوی بود. در تحقیقی که به صورت کشتارگاهی در ایتالیا روی 205 رأس گوسفند و به منظور بررسی میزان شیوع طبیعی کوله­لیتیازیس (سنگ در کیسه صفرا) و جنس آنها انجام گرفته است، در کیسه صفرای 24 رأس گوسفند سنگ‌های با اندازه یک میلی­متر یا بزرگ­تر یافت شد که این سنگ‌ها در 19 رأس از 146 رأس گوسفند بالغ و 5 رأس از 60 رأس بره وجود داشتند و قابل ذکر این­که این سنگ‌ها در جنس نر هر دو گروه بیشتر یافت شدند و آنالیز کیفی سنگ‌ها نشان داد که همه آنها از نوع رنگدانه‌ای بودند (Petruzzi et al., 1988). در بررسی دیگری که روی بزهای ناحیه چهار محال­وبختیاری انجام شد، شیوع سنگ­های صفراوی 2/1% گزارش شده است. ضمناً اختلاف معنی­داری بین جنس نر و ماده بزها از لحاظ ابتلا به سنگ وجود نداشت (Raoofi et al., 2012a). همچنین در تحقیق کشتارگاهی دیگری که روی 430 رأس گوسفند لری- بختیاری انجام شد، شیوع سنگ­های صفراوی 6/1% و معنی­دار بودن شیوع آن در گوسفندان بالغ ماده گزارش شده است (Raoofi et al., 2012b). مقایسه نتایج این تحقیقات و مطالعه حاضر اختلاف نظر را در رابطه با جنس حیوانات مورد مطالعه و شیوع سنگ­های صفراوی نشان می­دهد.

   پروژسترون و احتمالاً استروژن باعث ایجاد نقص در تخلیه کیسه صفرا که مربوط به افزایش ترشح کلسترول به داخل صفرا است، می­شود. همچنین درمان با استروژن­ها باعث کاهش تولید اسید­های صفراوی می‌شود. در انتهای دوره آبستنی که مقادیر این هورمون‌های استروئیدی در بیشترین حد خود می­باشند، خطر تولید سنگ بیشتر است اما، نتایج یک مطالعه نشان­دهنده شیوع بالاتر سنگ­های صفراوی در گوسفندان نر بوده است (Raoofi et al., 2012b).

   نکته‌ای که در بررسی حاضر قابل توجه است، این است که دو مشخصه میکروسکوپی کوله­سیستیت و وجود باکتری در کشت محتویات کیسه صفرا در جنس ماده بیشتر از جنس نر بوده است و می‌توان گفت استعداد جنس ماده در ابتلا به کوله­سیستیت و به­خصوص کوله­سیستیت باکتریایی بیشتر از جنس نر است ولی در مورد وجود سنگ در کیسه صفرا که خود یکی از عواملی است که در اثر کوله­سیستیت ایجاد می‌شود، باید خاطر نشان کرد که ارتباط معنی­داری بین جنس دام و وجود سنگ در کیسه صفرا (کوله­لیتیازیس) وجود ندارد. در مطالعه حاضر در دو مورد سنگ کیسه صفرا مشاهده شده است که یک مورد مربوط به حیوان نر و یک مورد مربوط به حیوان ماده است. شاید دلیل این­که ارتباط معنی­داری بین جنس دام و سنگ کیسه صفرا وجود ندارد، کم بودن وقوع آن باشد. گزارشات دیگری نیز در حیوانات مختلف در رابطه با سنگ کیسه صفرا و کبد وجود دارد. چنانکه، در یک گزارش مبنی بر وقوع کوله­لیتیازیس در 7 میمون کالبد­گشایی شده،از لحاظ جنسیتی 4 نر و 3 ماده مبتلا بودند (Baer et al., 1990).

   در مورد ایجاد کوله­سیستیت در نژادهای مختلف گاو نتایج بررسی حاضر نشان می‌دهد که ارتباط معنی­داری بین نژاد و ایجاد کوله­سیستیت وجود دارد طوری که، از 6 مورد کوله­سیستیت، 5 مورد مربوط به نژاد بومی می‌باشند. در رابطه با عوامل تولید کننده کوله­سیستیت در حیوانات، برگشت (reflux) باکتری­های روده‌ای به کیسه صفرا از طریق مجاری صفراوی یا ورود باکتری از طریق گردش خون کبدی، باکتری­های هوازی گرم منفی در سگ­ها، گاهی باکتری­های بی­هوازی مثل کلستریدیوم‌ها، عفونت‌های ویروسی مثل تب دره ریفت در نشخوارکنندگان و هپاتیت عفونی سگ، کوله­سیستیت فیبرینی احتمالاً در گوساله‌های مبتلا به سالمونلوز حاد مخصوصاً سالمونلا آنتریتیدیس سروتایپ دابلین عنوان شده‌اند (Hayes, 2007; Cullen, 2007). در بررسی حاضر با انجام کشت باکتریایی از محتویات کیسه صفرای سالم و ضایعه دار، باکتری اشریشیا کلی از یک مورد کیسه صفرای سالم و سه مورد کیسه صفرای گاوهای مبتلا به فاسیولیازیس کبدی جداسازی شد که از سه مورد اخیر، یک مورد علاوه بر فاسیولیازیس کبدی دارای سنگ‌های رنگدانه‌ای کیسه صفرا نیز بود. موارد مشابه این تحقیق جداسازی باکتری اشریشیا کلی را از محتویات کیسه صفرای حیوانات تأیید می­کند. در گزارش مربوط به کوله­سیستیت و کوله­لیتیازیس در گاو هلشتاین 9 ساله، آسپیراسیون از مایعات کیسه صفرا برای باکتریولوژی منجر به جداسازی اشریشیا کلی و کلستریدیوم پرفرینجنس شده است (Cable et al., 1997). از دو سگ مبتلا به باکتریمی و کوله­سیستیت باکتری کمپیلوباکتر ژژونای (Campylobacter jejuni) جداسازی شده است (Hayes, 2007). در یک تحقیق که به منظور بررسی الگوهای هیستوپاتولوژی و میکروبیولوژی ناشی از کوله­سیستیت تجربی بدون وجود سنگ در خوکچه هندی انجام گرفته است، با عمل بستن مجرای صفرای مشترک و نیز سوراخ کردن سکوم در گروه مورد آزمایش سعی در ایجاد تجربی کوله­سیستیت باکتریایی شد. در این تحقیق 25 حیوان به عنوان گروه آزمایش و 10 حیوان کنترل در نظر گرفته شده بود که پس از لاپاراتومی حیوانات، کشت میکروبی از کیسه صفرا در 5 مورد از 15 مورد خوکچه‌های هندی زنده گروه آزمایش مثبت بود طوری که، باکتری­های استرپتوکوکوس فیکالیس (Streptococcusfecalis) و استرپتوکوکوس اس­پی (Streptococcus sp.) از آنها جداسازی شد، که نشان می‌دهد عفونت داخل شکمی باعث ایجاد کوله­سیستیت با درجات متفاوت می‌شود (Rulli et al., 1996). بر اساس نتایج تحقیق حاضر و یافته­های سایر محققین، به نظر می‌رسد در منطقه ارومیه به دلیل شیوع فاسیولیازیس در گاو که یکی از دلایل مهم استاز صفرا که عامل مستعدکننده برای ایجاد سنگ‌های صفراوی می‌باشد، همچنین به دلیل مثبت بودن جداسازی باکتری اشریشیا کلی از محتویات کیسه صفرای گاوهای مبتلا به فاسیولیازیس کبدی، ایجاد کوله­سیستیت‌های باکتریایی در گاوهای مبتلا به فاسیولیازیس کبدی محتمل به نظر می‌رسد. چنانچه در تایید این مطلب در تحقیقی با ایجاد کوله­سیستیت تجربی در بزها توسط فاسیولا ژیگانتیکای بالغ گاو که توسط جراحی به داخل کیسه‌های صفرای 6 بز منتقل شد، دو بز در عرض 2 تا 19 هفته تلف شدند و 4 بز باقی­مانده در 12، 48 و 80 هفته بعد از انتقال انگل­ها کشتار شدند. دیواره کیسه صفرا و مجرای صفراوی این دام­ها در اثر تزاید بافت پوششی ضخیم شده و فیبروز و نفوذ سلول­های آماسی تک هسته­ای نیز ایجاد شده بود (Cheema and Hooshmand-Rad, 1985).

   در بررسی دیگری در ابتلای تجربی موش­های ‌صحرایی ویستار با فاسیولا هپاتیکا، ارتباط مابین زمان ابتلا، تعداد فلوک انگلی، وزن موش و سطوح سرمی لیپیدها و قطر ایجاد سنگ‌های رنگدانه‌ای در مجاری صفراوی اصلی مورد آزمایش قرار گرفتند. نتایج نشان داد که با افزایش مدت زمان ابتلا، به­وجود آمدن سنگ نیز افزایش یافت. همچنین، تعداد فلوک در موش و وزن آن افزایش نشان دادند. فقدان اثر وزن موش مستقل از لیپیدهای سرم باعث می‌شود چنین تصور شود که لیپیدهای سرمی بیشتر از عامل افزایش وزن با پاتوژنز سنگ‌های صفراوی مرتبط می­باشد (Valero et al., 2003). سنگ‌های صفراوی که بیش از سایر سنگ‌ها در حیوانات دیده می‌شوند، سنگ‌های رنگدانه‌ای هستند که به رنگ زرد یا قهوه‌ای تیره تا سیاه دیده شده و مخلوطی از نمک‌های بیلی­روبین، کربنات کلسیم، فسفات کلسیم و گلیکوپروتئین‌ها می‌باشند.

   علت به­وجود آمدن این نوع از سنگ‌های صفراوی بی­شک تقریباً همیشه کوله­سیستیت با منشأ عفونی می‌باشد. چنین فرآیندهای عفونی در حیوانات شایع نیست ولی ارگانیسم سودوموناس آئروجینوزا از گوسفندان مبتلا به کوله­لیتیازیس جداسازی شده است (Jones et al., 1997). سنگ‌های یافت شده در بررسی حاضر نیز از نوع رنگدانه‌ای و به رنگ زرد مایل به سبز و دارای هسته­ای (nidus) سیاه رنگ در وسط آن بود و از کشت باکتریایی محتویات این کیسه صفراوی دارای سنگ، باکتری اشریشیا کلی جداسازی شد.

   در گزارشی مبنی بر وجود یک سنگ 4 کیلوگرمی در داخل حفره شکمی یک فیل وحشی آفریقایی تلف شده در کشور اریتره، عنوان شده است که ترکیب این سنگ از الکل‌های صفراوی بوده ولی فاقد کلسیم، بیلی روبین یا کلسترول است. فیل‌ها پستاندارانی هستند که فقط الکل‌های صفراوی تولید می‌کنند نه اسیدهای صفراوی که احتمالاً به این سبب است که آنها مستعد کوله‌لیتیازیس هستند. همچنین فاکتورهای تغذیه‌ای ممکن است در تشکیل سنگ‌ها نقش داشته باشند (Agnew et al., 2005).

   در بررسی تجربی دیگری که به منظور ارزیابی هیستوپاتولوژی کیسه صفرای موش در طول شکل­گیری سنگ انجام شده است، با تغذیه موش­ها با یک جیره لیتوژنیک (سنگ­زا) علائم هیستوپاتولوژی شامل افزایش ضخامت دیواره کیسه صفرا و نفوذ گرانولوسیت‌ها در بافت زمینه‌ای همراه با فیبروز پیش­رونده، ‌ادم، مضرس شدن و تورفتگی سلول­های اپی­تلیال مشاهده شد (Van Erpecum et al., 2006).

   گاهی انفارکتوس بدون علامت التهابی در کیسه صفرای سگ‌ها مشاهده می‌شود که ترومبوز در سرخرگ‌های دیواره عضلانی کیسه صفرا ایجاد شده و پارگی آن به صورت ثانویه می‌تواند در اثر انفارکتوس دیواره کیسه صفرا اتفاق بیافتد که عامل آن ناشناخته است (Cullen, 2007). در گزارشی که مربوط به انفارکتوس دیواره کیسه صفرا در 12 قلاده سگ است، تمامی سگ‌ها دارای نکروز دیواره کیسه صفرا بودند که همگی  تحت عمل جراحی کوله­سیستکتومی قرار گرفتند. 8 سگ بعد از عمل زنده ماندند ولی 4 سگ تلف شدند و از نظر هیستوپاتولوژی التهاب یا وجود نداشت و یا در حداقل میزان در تمام موارد مشاهده شد.

تصور می‌شود که کوله­سیستیت علت نکروز نبوده است و ترومبوزها و تغییرات عروقی آتیرومایی (atheromatous vascular changes) احتمال عروقی بودن این عارضه را مطرح می‌کند و یافته‌های نکروز انعقادی در این 12 سگ با انفارکتوس کیسه صفرا مطابقت دارد (Holt et al., 2004). در تحقیق حاضر هم کوله­سیستیت همراه با سنگ و بدون سنگ مشاهده و مورد بررسی قرار گرفته است. علائم میکروسکوپی مشاهده شده در این کوله­سیستیت‌ها استقرار فیبرین و یا ترشحات سروموکو در سطح بافت مخاطی کیسه صفرا، تخریب غدد سروموکوسی، تخریب اپی­تلیوم سطحی کیسه صفرا، خونریزی، ادم، افزایش ضخامت دیواره کیسه صفرا و نکروز چربی بود. در یک مورد از کوله­سیستیت‌های سروزی-موکوسی، در بعضی از رگ­های دیواره کیسه صفرا ترومبوز با فیبرین کم نیز مشاهده شد که با تخریب اندوتلیوم انتیما نیز همراه بود. با توجه به این­که علائم دیگری مثل پرخونی عروقی، ادم و نکروز انعقادی در این مورد مشاهده نشد، انفارکتوس دیواره کیسه صفرا تایید نمی­گردد. به­ هر حال، با اینکه انفارکتوس کیسه صفرا فقط در سگ گزارش شده است، لکن احتمال دارد چنین ضایعاتی در کیسه صفرای گاو نیز اتفاق افتاده و احتمالاً باعث پارگی آن شود. با توجه به شیوع فاسیولیازیس کبدی در گاوهای منطقه، به نظر می‌رسد عامل اصلی کوله­سیستیت‌ها و استاز صفراوی ناشی از ابتلا به این بیماری انگلی باشد. همچنین با توجه به نتایج حاصله، میان سن و بروز ضایعات میکروسکوپی در کیسه صفرا همبستگی وجود ندارد، به این مفهوم که سن و ضایعات میکروسکوپی کیسه صفرا دو فاکتور مستقل از هم هستند و بروز ضایعات میکروسکوپی در کیسه صفرا برای سنین مختلف اختصاصی نمی‌باشد.

   با جمع‌بندی نتایج این مطالعه مشخص می‌شود که عمده ضایعات مشاهده شده در کیسه صفرای گاوهای کشتاری در منطقه ارومیه ناشی از کوله­سیستیت‌ها هستند. در این تحقیق ضایعات توموری یا شبه­توموری مشاهده نشد. در دو مورد سنگ‌های کیسه صفرا مشاهده گردید که از نوع رنگدانه‌ای بودند. در ضمن، در برخی از موارد سنگ‌های مجاری صفراوی کبد نیز مشاهده شد که بیشتر ناشی از فاسیولیازیس کبدی بود. نژاد بومی منطقه مستعدتر از سایر نژادها به کوله­سیستیت هستند که دلیل آن تغذیه سنتی و نیز شیوع فاسیولیازیس کبدی که عامل مستعدکننده است، می باشد. در جنس ماده نیز وقوع برخی از ضایعات کیسه صفرا از جمله کوله‌سیستیت‌ها بیشتر از جنس نر می‌باشد. همچنین کشت باکتریایی محتویات کیسه‌های صفراوی سالم و مبتلا به ضایعات نشان داد که اشریشیا کلی می‌تواند به‌عنوان یکی از عوامل مستعدکننده برای ایجاد کوله‌سیستیت‌های باکتریایی در منطقه مطرح باشد. البته پیشنهاد می­شود که برای بررسی ارتباط اشریشیا کلی جدا شده با ایجاد کوله­سیستیت، سروتایپ (serotype) و بیماری­زا بودن آن مشخص شود. 

  • خاکی، ز. (1384). سنگ کیسه صفرا در گوسفندان و گاوهای ارجاعی به کشتارگاههای اطراف تهران. مجله دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران، دوره 60، شماره 4، صفحات: 403-401.
    • Agnew, D.W., Hagey, L. and Shoshani, J. (2005). Cholelithiasis in a wild African elephant (Loxodonta africana). Journal of Zoo and Wildlife Medicine, 36(4): 677-683.
    • Baer, J.F., Weller, R.E., Dagle, G.E., Malaga, C.A. and Lee, S.P. (1990). Cholelithiasis in owl monkeys: seven cases. Journal of the American Association for Laboratory Animal Science, 40(6): 629-633.
    • Cable, C.S., Rebhun, W.C. and Fortier, L.A. (1997). Cholelithiasis and cholecystitis in a dairy cow. Journal of the American Veterinary Medical Association, 211(7): 899-900.
    • Cheema, A.H. and Hooshmand-Rad, P. (1985). Experimental cholecystitis in goats caused by mature Fasciola gigantica. Research in Veterinary Science, 38(3): 292-295.
    • Cullen, J.M. (2007). Liver, biliary system and exocrine pancreas. In: Pathologic Basis of Veterinary Disease. McGavin, M.D. and Zachary, J.F. Editors. 4th ed., USA: Philadelphia, PA, Mosby Inc., pp: 453-454.
    • Degerli, S. and Ozcelik, S. (2003). The first giardia infection in cattle gallbladder. Turkish Journal of Veterinary and Animal Sciences, 27: 1231-1233.
    • Dias, F.S, Carrijo, K.F., Santos, I.F., Franco, R.M. and Nascimento, E.R. (2012). Characterization of bacterial microbiota present in bile and gallbladder epithelium of cattle. Veterinaria Noticias, 18(1): 20-28.
    • Holt, D.E., Mehler, S., Mayhew, P.D. and Hendrick, M.J. (2004). Canine gallbladder infarction: 12 cases (1993-2003). Veterinary Pathology, 41(4): 416-418.
    • Jones, T.C., Hunt, R.D. and King, N.W. (1997). Veterinary Pathology. 6th ed., USA: Baltimore, Lippincott Williams & Wilkins, pp: 1104-1106.
    • Kawai, K., Litagawa, H., Higashimori, T., Matusi, T., Fujiyama, S., Monna, T., et al. (1980). Experimental chronic non-sappurative destructive cholangitis in rabbits following immunization with bile duct antigen. Gastroenterology, 15(4): 337-345.
    • Petruzzi, J., Mangini, C. and Messa, C. (1988). Spontaneous cholelithiasis in sheep: prevalence and analysis of gallstones and biles. Journal of Comparative Pathology, 98(3): 367-369.
    • Raoofi, A., Rahmani Shahraki, A., Namjoo, A. and Momtaz, H. (2012a). Prevalence and pathological findings of cholelithiasis in goats. Iranian Journal of Veterinary Medicine, 6(2): 73-77.
    • Raoofi, A., Shahraki, A.R., Namjoo, A. and Momtaz, H. (2012b). A survey on prevalence and pathological findings of gallstones in Lori-Bakhtiari sheep in Iran. The Scientific World Journal, doi: 10.1100/2012/524607.
    • Rulli, F., Muzzi, M., D’Antini, P., Melissari, M., Sianesi, M. and Zanella, E. (1996). The histopathological and microbiological aspects in a model of acute acalculous cholecystitis: an experimental study. Acta Biomedica, 67(1-2): 61-67.
    • Hayes, M.A. (2007). Liver and biliary system. In: Pathology of Domestic Animals. Jubb, K.V.F., Kennedy, P.C. and Palmer, N.S. Editors. 5th ed., UK: London, Saunders, pp: 345-348.
    • Tabaran, F., Bolfa, P., Nagy, A., Taulescu, M., Gal, A., Boari, C. et al. (2013). Severe gallbladder hydrops (mucocel) following obstructive cholangioma (biliary adenoma) in a cattle. Bulletin of University of Agricultural Sciences and Veterinary Medicine Cluj-Napoca Agriculture, 70(1): 172-173.
    • Valero, M.A., Santana, M., Morales, M., Hernandes, J.L. and Mas-Coma, S., (2003). Risk of gallstone disease in advanced chronic phase of fasioliasis: An experimental stady in rat model. Journal of Infectious Diseases, 188(5): 787-793.
    • Van Erpecum, K.J., Wang, D.Q., Moschetta, A., Ferri, D., Svelto, M., Portincasa, P., et al. (2006). Gallbladder histopathology during murine gallstone formation: relation to motility and concentrating function. Journal of Lipid Research, 47(1): 32-41.