بررسی تاثیرات اسانس آویشن بعد از تجویز واکسن لاسوتا بر آسیب‌شناسی بافتی نای، ایمنی هومورال و عملکرد جوجه‌های گوشتی

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانش‌آموخته دانشکده دامپزشکی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران.

2 دانشیار گروه پاتوبیولوژی، واحد تبریز، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران.

چکیده

   آویشن گیاهی است که بر سیستم تنفسی موثر می‌باشد. هدف از این مطالعه، بررسی تاثیر اسانس آویشن بر عوارض حاصل از واکسن لاسوتا بر بافت نای، سیستم هومورال و عملکرد گله‌های گوشتی می­باشد. در این مطالعه 300 قطعه جوجه گوشتی نژاد راس 308 (Ross 308) به­طور تصادفی در سه گروه 100 قطعه‌ای تقسیم شدند. در گروه اول اسانس آویشن (ppm50) دو روز قبل و بعد از واکسیناسیون لاسوتا استفاده شد. در گروه دوم تنها  از واکسن لاسوتا استفاده شد. در گروه سوم برای مقایسه بین شدت عوارض واکسن لاسوتا نسبت به واکسن B1، از واکسن B1 استفاده شد. در روز 42 دوره مطالعه از بافت نای جهت آسیب­شناسی بافتی نمونه­برداری انجام شد. همچنین، تیتر حاصل از واکسن‌های نیوکاسل و عملکرد جوجه­ها بررسی شد. اسانس گیاه آویشن باعث کاهش عوارض پاتولوژیک حاصل از واکسن در نای جوجه­ها گردید. در گروه دریافت­کننده واکسن B1 هیچ­گونه عارضه­ بافتی مشاهده نشد. ضریب تبدیل غذایی، میزان دان مصرفی و وزن نهایی در گروه تیمار با آویشن به­طور معنی‌داری نسبت به گروه دریافت­کننده واکسن لاسوتا بهبود یافت (05/0p<). استفاده از اسانس آویشن تاثیری بر تیتر حاصل از واکسن لاسوتا نداشت، ولی میزان تیتر آنتی‌بادی در گروه دریافت­کننده واکسن B1 به­طور معنی‌داری کمتر از دو گروه دیگر بود (05/0p<). بر اساس نتایج به­دست آمده، اسانس آویشن باعث بهبود عملکرد گله‌های گوشتی و همچنین کاهش عوارض پاتولوژیک نای حاصل از واکسن لاسوتا می‌شود.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Study on the effects of essential oil of Thymus vulgaris after administration of the LaSota vaccine on histopathological status of the trachea, humoral immune system and the performance of broilers

نویسندگان [English]

  • saman faramarzi 1
  • arash khaki 2
چکیده [English]

   Thyme is a herb with effects on the respiratory system. The aim of the current study was to investigate the effects of thyme essence on trachea, humoral immunity, and the performance of broilers following LaSota vaccination. In this study, 300 Ross 308 broiler chicks were divided into 3 groups of 100 chicken. The first group received 50 ppm thyme essence 2 days prior to and after LaSota vaccination. In the second group only LaSota vaccine was used, and in the third group B1 vaccine was used to compare its severity to the LaSota vaccine. Finally at the end of production period (42 days) samples were taken from trachea for histopathology and also titer of Newcastle vaccine and the performance of chicks were investigated. Results of this study showed that thyme essence decreased histopathologic changes due to vaccination reaction in the trachea. Histopathologic alteration was not observed in B1 vaccination group. In view of feed conversion ratio, feed consumption and final body weight in thyme group there was significant improvement in comparison to LaSota group (p<0.05). But use of thyme essence did not have any effect on titer of LaSota vaccine, although mean antibody titer in B1 vaccine group was significantly lower than the other two groups (p<0.05). Based on the results of our study, thyme essence improved the performance of broiler chicks and decreased hemorrhage, necrosis, and edema of the trachea due to LaSota vaccine reaction.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Newcastle disease
  • Thyme herb
  • LaSota vaccine

مقدمه

   بیماری نیوکاسل برای اولین بار در سال 1926 در جاوه اندونزی و شهر نیوکاسل انگلستان گزارش گردید. در انگلستان با برقراری قرنطینه و کشتار دسته جمعی طیور مبتلا و با نابودی طیور در معرض سرایت، و نیز با ضدعفونی لانه­های آلوده بیماری را کنترل کردند ولی در جاوه اندونزی مبارزه به صورتی انجام شد که کانون اصلی بیماری نابود نشد و چنین برمی­آید که منشأ و سرچشمه انتشار و آلودگی بیماری در دنیا از این ناحیه می‌باشد. در حال حاضر بیماری نیوکاسل در تمام دنیا تحت کنترل درآمده است. در ایران، هم­زمان با ورود جوجه یک روزه در سال 1329 شمسی از خارج و توسعه صنایع مرغداری در کشور، این بیماری نیز مشاهده شد. از آن زمان تاکنون بیماری هر چند سال به صورت همه­گیر ظاهر می­شود. در سال­های اخیر به دلیل رشد روزافزون صنعت مرغداری اهمیت این بیماری بیشتر مورد توجه قرار گرفته است و همواره به عنوان مهم­ترین عامل تهدید کننده طیور صنعتی و سنتی مطرح بوده است.  گزارش‌های مربوط به شیوع بیماری نیوکاسل مشابه آنچه که در سال 1926 به وقوع پیوسته در اروپای مرکزی نیز نقل شده است (Saif et al., 2008).

گروهی از دانشمندان عاملی را از طیور مبتلا گزارش کردند و نام نیوکاسل را به صورت موقت برای این بیماری انتخاب کردند تا از این جهت با عوامل ویروسی دیگر تفریق داده شده باشد. در طی 75 سال گذشته نیز نامی بهتر برای ویروس پیدا نشده است (Alexander et al., 2008). در ایالات متحده در سال 1930 بیماری تنفسی ملایمی که همراه با عوامل عصبی بود، شناخته شد و بعدها به نام پنوموآنسفالیت معروف گردید و عامل بیماری در تست‌های سرولوژی از ویروس بیماری نیوکاسل تفریق داده شد. در عرض چند سال جدایه‌های زیادی از ویروس که ایجاد بیماری بسیار ملایم در ماکیان می‌کردند، از سرتاسر دنیا گزارش شد. به هر حال، تاریخچه شیوع بیماری نیوکاسل در اغلب کشور‌های دنیا به خوبی مشخص نیست (Abdu et al., 2008).

   بیماری نیوکاسل توسط گروهی از ویروس‌های بسیار نزدیک به هم که سروتیپ 1 پارامیکسو ویروس‌های  پرندگان (PMV-1) را تشکیل می‌دهند، ایجاد می‌گردد. مهم­ترین نوع ارتباط ویروس بیماری نیوکاسل و سایر سروتیپ‌های پارامیکسو ویروس با ویروس‌های سروتیپ 3 بوده است. قبلاً سویه‌های ویروس بیماری نیوکاسل و موارد جدا شده را گروه سرمی همگون در نظر می‌گرفتند و همین تفکر اساس روش‌های واکسیناسیون را در اکثر کشور‌ها تشکیل ‌داده بود. با این وجود روش‌های سرم­شناسی دقیق­تری که اخیراً به وجود آمده و مهم­تر از همه استفاده از آنتی­بادی‌های مونوکلونال موش، نشان داده­اند که تنوع آنتی­ژنی قابل توجهی بین سویه‌های مختلف ویروس بیماری نیوکاسل وجود دارد. این تفاوت­ها که بین موارد جدا شده یافت شده­اند، تا حد زیادی در شناخت همه­گیری ویروس بیماری نیوکاسل به­خصوص در همه­گیری­هایی با منشأ کبوتران که در دهه 80 در سرتاسر دنیا ظاهر گردید، مفید بوده است (et al., 2012 Abu-Darwish).

ویروس‌های بیماری نیوکاسل را بر اساس بیماری­زایی در شرایط آزمایشگاه در ماکیان به 5  پاتوتیپ تقسیم می‌کنند:

   1 - ویروس‌های ویستروپیک ولووژنیک (VVND)، شکل بسیار حاد بیماری را به­وجود می‌آورند که همراه با ضایعات هموراژیک مشخص در لوله گوارش است (فرم Doyle ).

    2 - ویروس‌های نوروتروپیک ولووژنیک (NVND)، به­دنبال ایجاد نشانه‌های تنفسی و عصبی باعث بروز مرگ و میر بالایی می‌شوند (فرم Beach).

    3- ویروس‌های مزوژنیک باعث ایجاد نشانه‌های تنفسی می‌شوند و مرگ و میر بالایی را سبب می‌شوند (فرم Beaudette).

   4- ویروس‌های لنتوژنیک  تنفسی  باعث  ایجاد عفونت تنفسی خفیف یا پنهان می‌گردند (Hitchner).

   5- ویروس‌های روده­ای بدون نشانه باعث ایجاد عفونت روده­ای پنهان می‌گردند. برخی از واکسن‌های زنده تجاری از این نوع هستند (Alexander et al., 2008).

   آویشن عضوی (Thymus vulgaris) است از خانواده نعنائیان (labiatae) و گیاهی است با بو و رایحه مطبوع که دارای بوته و درختچه همیشگی می‌باشد. این گیاه از مدیترانه غربی تا جنوب ایتالیا کشت داده شده است. آویشن تقریباً در همه کوه­های ایران در بالاتر از 1800 متر ارتفاع از سطح دریا می‌روید (Abu-Darwish et al., 2012). آویشن یک گیاه کوچک همیشه سبز است که تا ارتفاع 25 سانتی‌متر رشد می‌کند و ساقه پرشاخه‌ای دارد. از مشخصات گیاه آویشن آن است که ریشه چوبی و منشعب آن که ظاهری ناهموار دارد، به سهولت در زمین­های سخت و درون تخته سنگ­ها نفوذ می‌کند و گیاه را که ساقه‌های متعددش حالت فشرده به­هم دارند، به خوبی ثابت نگه می‌دارد و علاوه بر این­که از عمق زیاد رطوبت را بالا می‌کشد، مانع از این می‌شود که به سهولت از درون خاک خارج شود. برگ­های این گیاه کوچک، متقابل و کم و بیش نیزه‌ای شکل و بدون نوک و بدون دمبرگ (sessile) هستند. برگ­ها پوشیده از کرک­های خاکستری رنگ و حاوی اسانس است. گل­ها کوچک، نر و ماده و به رنگ­های سفید، صورتی یا ارغوانی مشاهده می‌شوند. پیکر رویشی آویشن از بوی مطبوعی برخوردار است که ناشی از وجود اسانس می‌باشد. اسانس در کرک­های غده‌ای ساخته و ذخیره می‌شود. اندام­های هوایی این گیاه (غیر از ساقه‌های چوبی) حاوی اسانس هستند. آویشن باغی از قرن شانزدهم رسماً به عنوان یک گیاه دارویی معرفی شد. در تمام فارماکوپه‌های معتبر از پیکر رویشی آویشن به عنوان دارو یاد شده و خواص درمانی آن مورد تاکید قرار گرفته است (Abu-Darwish et al., 2012; Cross et al., 2002; Jugl-Chizzola et al., 2006).

   اسانس آویشن مایعی زرد رنگ، سبک­تر از آب، معطر، قوی و تندمزه است. تاکنون 38 ترکیب در اسانس این گیاه شناسایی شده است. مهم­ترین ترکیبات اسانس آویشن باغی ترکیب فنلی به نام تیمول (Thymol) می‌باشد. مقدار این ماده به شدت به شرایط اقلیمی محل رویش بستگی داشته و بین 20 تا 55 درصد است. از ترکیبات دیگر اسانس می‌توان از کارواکرول (carvacrol) ، لینالوئل(linalol) ، سیمن (cymene) نام برد. علاوه بر روغن‌های فرار، این گیاه حاوی فلاوونوئیدها از جمله فلاوون‌های متیلی، گلیکوزیدهای فنولیک، الکل‌های آلیفاتیک و ترکیبات بایفینل (biphynel) مانند اسید رزمارینیک و همچنین ماده تلخ تانن، ساپونین و اسیدهای تری‌پنیک می‌باشد (Lee et al., 2005).

   از اثرات مختلف این عصاره می­توان به اثرات اسپاسمولیتیک و ضد سرفه (Boskabady et al., 2006)، خلط‌آور بودن و تحریک ترشح (Jugl-Chizzola et al., 2006)، اثرات ضد ‌باکتریایی (Cross et al., 2004)، اثر قارچ­کشی (Cross et al., 2002)، اثرات آنتی‌اکسیدانی (Hossain et al., 2010)، اثر ضد آلرژی و ضد التهابی (Asbaghian et al., 2011) و اثر ضد موتاسیونی (Taherian et al., 2009) اشاره کرد.

   هدف از انجام این مطالعه، بررسی تاثیرات محافظتی اسانس آویشن بعد از تجویز واکسن لاسوتا بر آسیب‌شناسی بافتی نای و  ایمنی هومورال و عملکرد جوجه­های گوشتی می­باشد.

 

مواد و روش­ها

روش اسانس­گیری

   گیاه آویشن مورد استفاده در این بررسی پس از تهیه از بازار، توسط گروه فارماکوگنوزی دانشگاه آزاد اسلامی تبریز تأیید شد. اسانس­گیری آویشن شیرازی به روش تقطیر با بخار آب  توسط دستگاه کولنجر انجام شد. تمام مواد شیمیایی مورد استفاده از شرکت  مرک کشور آلمان خریداری شد.

طرح آزمایش

   این مطالعه در تابستان سال 1390 در شهرستان تبریز از استان آذربایجان­شرقی انجام شد. تعداد 300 قطعه جوجه گوشتی نژاد راس 308 (Ross-308) در یکی از مرغداری­های شهرستان تبریز از استان آذربایجان­شرقی در سه گروه 100 قطعه‌ای به­صورت تصادفی توزیع گردیدند. لازم به­ذکر است تلفاتی در طول مدت مطالعه رویت نشد. طول مدت مطالعه از یک­روزگی تا 42 روزگی سن جوجه­ها از دوره پرورش بود. شرایط مدیریتی، تغذیه­ای و پرورشی در همه‌ گروها یکسان اعمال گردید. در گروه 1، دو روز قبل  و بعد از واکسیناسیون با واکسن لاسوتا از اسانس آویشن با دز ppm50 بصورت آشامیدنی استفاده شد. در گروه 2، قبل و بعد از مصرف واکسن لاسوتا از اسانس آویشن استفاده نگردید. در گروه 3 به­جای واکسن لاسوتا از واکسن B1 استفاده شد و قبل و بعد از واکسیناسیون از اسانس آویشن استفاده نشد. برنامه واکسیناسیون در گروه­های 1 و 2 شامل: یک­روزگی، اسپری واکسن B1+H120؛ هفت­روزگی، تزریق واکسن دوگانه نیوکاسل- آنفلوانزا به‌همراه واکسن 91/4 برونشیت به‌صورت  قطره‌ چشمی؛ دوازده­روزگی، واکسن لاسوتا؛ شانزده­روزگی، واکسن گامبرو D78 و بیست وشش‌روزگی، واکسن لاسوتا بود. برنامه واکسیناسیون در گروه 3 نیز مشابه گروه­های 1 و 2 بود، با این تفاوت که در این گروه به­جای واکسن لاسوتا از واکسن B1  استفاده شد (Asbaghian et al., 2011).

   فاکتورهای مربوط به ارزیابی عملکرد جوجه­ها شامل میزان دان مصرفی، ضریب تبدیل غذایی و وزن نهایی گروه­های تحت مطالعه مورد سنجش قرار گرفت. لازم به ذکر است میزان دان مصرفی و وزن پرنده‌ها به­صورت هفتگی ارزیابی و برحسب گرم اندازه گیری شده بود. ضریب تبدیل غذایی نیز از تقسیم میزان دان مصرفی نهایی بر میزان وزن نهایی حاصله به دست آمد.

   جهت ارزیابی وضعیت ایمنی هومورال، در روز 42 آزمایش تعداد 20 نمونه خون از هر گروه اخذ گردید. بدین منظور، آزمایش ممانعت از هماگلوتیناسیون (Haemagglutination inhibition, HI) با استفاده از آنتی­ژن نیوکاسل و تیتراسیون معکوس، پس از خونگیری از ورید بالی و جداسازی سرم جهت بررسی میزان عیار آنتی­بادی انجام شد (Swayne, et al., 1998).

جهت انجام آزمایشات هیستوپاتولوژی در روز 42، از بافت نای 15 جوجه­ از هر گروه به­طور تصادفی نمونه‌برداری انجام گردید. نمونه­ها جهت پایدارسازی در فرمالین بافری 10 درصد قرار داده شدند. با استفاده از شیوه‌های رایج پاساژ بافت و تهیه مقاطع آسیب‌شناسی، برش‌های پی در پی با ضخامت 5 میکرون و با رنگ­آمیزی هماتوکسیلین- ائوزین تهیه گردید. جهت آسیب­شناسی بافتی، میزان پرخونی، خونریزی، آماس و نکروز در لایه مخاطی نای با استفاده از میکروسکوپ نوری مدل نیکون (ECLIPSE E200، ساخت کشور ژاپن) مورد ارزیابی قرار گرفت. تغییرات پاتولوژیک فوق به صورت نیمه کمی (Semiquantitative scale) و دوسو کور ارزیابی شدند.  شدت آسیب  در هر مورد به صورت علامت­گذاری (-، +1، +2، +3 و +4) برای بیان عدم وجود آسیب، آسیب ملایم، متوسط، شدید و خیلی شدید، رتبه‌بندی شد.

تحلیل آماری داده­ها

   داده­های به­دست آمده کمی با استفاده از روش تحلیل واریانس یک­طرفه (ANOVA) و آزمون تعقیبی دانکن (Duncan) توسط نرم افزار SPSS ویرایش 17 مورد واکاوی آماری قرار گرفتند. مقادیر (05/0p<) معنی­دار در نظر گرفته شد.

 

یافته­ها

   مقایسه میانگین وزن نهایی جوجه­ها در روز 42 بین گروه­های مورد مطالعه، در جدول 1 ارائه شده است. براساس نتایج به­دست آمده، بین تمام گروه­های مورد مطالعه اختلاف معنی‌داری وجود داشت (001/0=p). گروه 1 (واکسن لاسوتا همراه با اسانس آویشن) بیشترین وزن نهایی (19/5±00/2222 گرم) و گروه 2 (واکسن لاسوتا) کمترین وزن نهایی (50/7±00/2144 گرم) را دارا بودند.


 

جدول 1- مقایسه وزن نهایی جوجه­ها در روز 42 بین گروه­های مورد مطالعه (گرم)

گروه

میانگین ± خطای استاندارد (mean ± SEM)

انحراف معیار (SD)

سطح معنی­داری آزمون

ANOVA

Sig (p-value)

واکسن لاسوتا+اسانس آویشن

a19/5±00/2222

00/9

001/0

واکسن لاسوتا

b50/7 ±00/2144

00/13

واکسن B1

c61/4±00/2169

00/8

a                                 ،b،c: حروف متفاوت نشان­دهنده وجود تفاوت آماری معنی‌دار است (05/0p<).

 

  

 

   مقایسه میانگین دان مصرفی در روز 42 بین گروه­های مورد مطالعه، در جدول 2 ارائه شده است. براساس نتایج به‌دست آمده بین گروه 1 (واکسن لاسوتا همراه با اسانس آویشن) و گروه‌­های 2 (واکسن لاسوتا) و 3 (واکسن B1) از نظر میانگین دان مصرفی اختلاف معنی‌داری وجود داشت (001/0=p)، اما این اختلاف بین گروه­های 2 و 3 معنی­دار نبود. گروه 1 کمترین دان مصرفی (50/7±00/4163 گرم) و گروه 2 بیشترین دان مصرفی (61/4±00/4250 گرم) را دارا بودند.

 

 

جدول 2- مقایسه میزان دان مصرفی بین گروه­های مورد مطالعه  (گرم)

گروه

میانگین ± خطای استاندارد

 (mean ± SEM)

انحراف معیار (SD)

سطح معنی­داری آزمون

ANOVA

Sig (p-value)

واکسن لاسوتا+اسانس آویشن

a50/7±00/4163

00/13

001/0

واکسن لاسوتا

b61/4±00/4250

00/8

واکسن B1

b23/9±00/4237

00/16

a                                          ،b،c: حروف متفاوت نشان­دهنده وجود تفاوت آماری معنی‌دار است (05/0p<).

 

 

مقایسه میانگین ضریب تبدیل غذایی در روز 42 بین گروه­های مورد مطالعه در جدول 3 ارائه شده است. براساس نتایج به­دست آمده بین گروه 1 (لاسوتا همراه با اسانس آویشن) و گروه‌­های 2 (واکسن لاسوتا) و 3 (واکسن B1) از نظر میانگین ضریب تبدیل غذایی اختلاف معنی‌داری وجود داشت (012/0=p)، اما این اختلاف بین گروه­های 2 و 3 معنی­دار نبود.  گروه 1 کمترین ضریب تبدیل غذایی (01/0±87/1) و گروه 2 بیشترین ضریب تبدیل غذایی (01/0±98/1) را دارا بودند.

 

 

جدول 3- مقایسه میزان ضریب تبدیل غذایی بین گروه­های مورد مطالعه

گروه

میانگین ± خطای استاندارد (mean ± SEM)

انحراف معیار (SD)

سطح معنی­داری آزمون

ANOVA

Sig (p-value)

واکسن لاسوتا+اسانس آویشن

a01/0±87/1

02/0

012/0

واکسن لاسوتا

b01/0 ±98/1

03/0

واکسن B1

b02/0±95/1

04/0

a،b،c: حروف متفاوت نشان دهنده وجود تفاوت آماری معنی‌دار است (05/0p<).

 

 

مقایسه میانگین عیار آنتی‌بادی حاصل از آزمایش ممانعت از هماگلوتیناسیون (HI) در روز 42 بین گروه‌های مورد مطالعه، در جدول 4 ارائه گردیده است. از نظر میانگین تیتر HI بین گروه‌‌های 1 (واکسن لاسوتا همراه با اسانس آویشن) و 2 (واکسن لاسوتا) نسبت به گروه 3 (واکسن B1) اختلاف معنی‌داری وجود داشت (003/0p=) ولی این اختلاف بین گروه­های 1 و 2 معنی­دار نبود. گروه 1 بیشترین تیتر HI (01/0±87/6) و گروه 3 کمترین تیتر HI (17/0±54/5) را دارا بودند.

 

 

جدول 4- مقایسه میزان تیتر ممانعت از هماگلوتیناسیون (HI) بین گروه­های مورد مطالعه

گروه

میانگین ± خطای استاندارد (mean ± SEM)

انحراف معیار (SD)

سطح معنی­داری آزمون

ANOVA

Sig (p-value)

واکسن لاسوتا+اسانس آویشن

a20/0±87/6

36/0

003/0

واکسن لاسوتا

a11/0±63/6

20/0

واکسن B1

b17/0±54/5

31/0

a،b،c: حروف متفاوت نشان دهنده وجود تفاوت آماری معنی‌دار است (05/0p<).

 


آسیب­شناسی بافتی

   مشاهدات ریزبینی بافت نای جوجه­ها در گروه 1 (واکسن لاسوتا همراه با اسانس آویشن)، علایم پاتولوژیک شامل پرخونی خفیف ناحیه مخاطی همراه با نکروز اندک مخاط را نشان داد (شکل 1). در گروه 2 (واکسن لاسوتا) نیز پرخونی شدید، خونریزی، آماس و نکروز در ناحیه مخاط و زیرمخاط بافت نای مشاهده شد (شکل 2). در گروه 3 (واکسن B1)، هیچ­گونه واکنش آماسی، پرخونی و نکروز در نای مشاهده نشد و ساختار آن نسبتاً طبیعی بود (شکل 3). مقایسه شدت تغییرات پاتولوژیک بافت نای جوجه­های گروه­های مورد مطالعه در جدول 5 آورده شده است.

 

 

 

 

شکل 1- نمای ریزبینی از بافت نای جوجه در گروه 1 (واکسن لاسوتا همراه با اسانس آویشن). پرخونی خفیف در ناحیه مخاط نای همراه با نکروز اندک بافت مخاطی مشخص می­باشد (رنگ‌آمیزی هماتوکسیلین-ائوزین، درشت­نمایی ×160).

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 2- نمای ریزبینی از بافت نای جوجه در گروه 2 (واکسن لاسوتا). پرخونی شدید ناحیه مخاط و زیر مخاط نای (رنگ‌آمیزی هماتوکسیلین-ائوزین، درشت­نمایی ×320).

 

 

شکل 3- نمای ریزبینی از بافت نای جوجه در گروه 3 (واکسن B1). بافت نای دارای ساختار طبیعی می­باشد (رنگ‌آمیزی هماتوکسیلین-ائوزین، درشت­نمایی ×320).

 

 

 

جدول 5- مقایسه شدت تغییرات پاتولوژیک نای بین گروه­های مورد مطالعه

گروه

پارامترهای مورد سنجش

پرخونی و ادم

خونریزی

نکروز و تخریب بافتی

آماس

واکسن لاسوتا+اسانس آویشن

+++

-

+

+

واکسن لاسوتا

 ++++

+++

++

++

واکسن B1

+

-

-

-

                                          (-): عدم وجود آسیب، (+1): آسیب ملایم، (+2): آسیب متوسط، (+3): آسیب شدید، (+4): آسیب بسیارشدید

 


 

 

 

 

بحث و نتیجه‌گیری

   مطالعات نشان داده است که بعد از تجویز واکسن نیوکاسل، در نای ادم ملایم تا نسبتاً شدید در زیر مخاط، احتقان در عروق و ارتشاح سلول‌های آماسی در ناحیه پارین همراه با هیپرپلازی بافت پوششی مشاهده می­شود و همچنین در ریه‌ها پرخونی و ادم در پارابرونشیول‌ها ایجاد می­شود و در موارد‌ شدید خونریزی و اریتروفاگوسیتوز در ناحیه آلوئولی پارابرونش‌ها نیز دیده می­شود (Alexander et al., 2008). این نتایج در مورد تغییرات پاتولوژیک نای، با یافته­های بررسی حاضر هم­خوانی دارد.

نتایج این مطالعه نشان داد که استفاده از اسانس آویشن سبب کاهش میزان پرخونی، خونریزی، نکروز بافتی و آماس در مخاط نای متعاقب واکسیناسیون با واکسن لاسوتا می‌شود. در گروه دریافت­کننده واکسنB1  تغییرات پاتولوژیک قابل ملاحظه­ای در بافت مخاطی نای مشاهده نشد و ساختار بافتی کاملاً طبیعی بود. این یافته در قیاس با تحقیقات گذشته کاملاً در توافق می­باشد (et al., 2006 Boskabady) با توجه به مطالعات پیشین، به­نظر می‌رسد مواد آنتی اکسیدانی موجود در اسانس گیاه آویشن می­تواند موجب تسریع در روند التیام عوارض پاتولوژیک ناشی از واکسن ­باشد. نتایج حاصل از بررسی ایمنی هومورال نیز نشان داد که تیتر سرمی در گروه­ استفاده ­­کننده از اسانس آویشن  بالاتر بود و ایمنی بهتری ایجاد شده بود.

بیماری­های تنفسی در طیور به­صورت عفونت‌های منفرد و یا عفونت‌های ایجاد شده به­وسیله چندین عامل می‌باشند (Al-Garib et al., 2003; Malik et al., 2004). ویروس بیماری نیوکاسل یکی از عمده‌ترین عوامل بیماری‌های تنفسی در طیور گوشتی می‌باشد و خسارات اقتصادی فراوانی ناشی از شیوع و تلفات حاصل از این بیماری در سال‌های اخیر گریبان‌گیر مرغداری‌های کشور، به‌خصوص مرغداری‌های شمال‌غرب کشور بوده است. از این‌رو، اهمیت اقتصادی بیماری نیوکاسل مشخص می‌باشد. علاوه بر آن، در اغلب کشورها خسارات بیماری علاوه بر شیوع آن شامل انجام برنامه‌های پیش­گیری می‌باشد که جزو هزینه‌های دائمی جهت مهار بیماری نیوکاسل می‌باشد. حتی در کشورهای عاری از بیماری برای اهداف تجاری و تست‌های مربوطه هزینه‌های بسیاری تحمیل می‌شود. در برخی کشورها بیماری نیوکاسل آندمیک است و بنابراین، به­عنوان یک عامل محدود کننده در توسعه تولیدات طیور صنعتی محسوب می‌شود (Alexander et al., 2008).

   در ایران غالباً مرغداران جهت پیشگیری و کنترل بیماری نیوکاسل به جای رعایت امنیت زیستی در مرغداری از واکسیناسیون استفاده می‌نمایند. با این‌حال، فرم‌های شدید بیماری نیوکاسل در گله‌های واکسینه­شده نیز می‌تواند رخ داده و باعث تلفات و کاهش رشد گردد (Abdu et al., 2008; Musa et al., 2010; Simon et al., 2006). همچنین مطالعات نشان داده است که عدم کفایت تغذیه، شرایط نامساعد جوی، سطوح آنتی‌بادی‌های مادری، چالش با ویروس در فارم، کیفیت جوجه یک­روزه و نژاد آن و کیفیت واکسن و روش تجویز آن بر عوارض حاصل از ویروس بیماری نیوکاسل موثر می‌باشد (Alexander et al., 2008).

امروزه در سرتاسر دنیا به­منظور ایجاد ایمنی نسبی در برابر طیف وسیع بیماری­های تهدید‌کننده حیات صنعت طیور، استفاده از واکسن ضروری می‌باشد و با توجه به نوع گله و اهداف پرورشی از واکسن‌های مختلفی استفاده می‌شود. متعاقب انجام واکسیناسیون، ویروس واکسن باید سلول­های بافت هدف را آلوده کرده و تکثیر یابد تا از این طریق بتواند دستگاه ایمنی پرنده را تحریک کند. معمولاً اگر واکسیناسیون در یک گله سالم به­طور صحیح انجام شود، 2 تا 3 روز پس از تجویز واکسن‌های تنفسی (مانند نیوکاسل-برونشیت) واکنش ملایمی در قالب علایم خفیف تنفسی بروز کرده که معمولاً به مدت 5 تا 7 روز ادامه دارد. این نشانه‌ها حکایت از آن دارد که واکسن عمل کرده یا به عبارت دیگر ویروس واکسن در مجاری تنفسی جایگزین شده و دستگاه ایمنی پرنده را تحریک کرده است. در صورتی که علایم تنفسی خفیف در سطح گله واکسینه شده مشاهده نگردد، می‌تواند بدین معنی باشد که تحریک دستکاه ایمنی صورت نگرفته و یا به مقدار کم صورت گرفته است. گاهاً این واکنش‌ها شدیدتر از حد معمول می‌باشند که به­عنوان واکنش ناشی از واکسن نامیده می‌شود. رخداد این واکنش‌ها در صنعت طیور بسیار معمول است و معمولاً مهم­ترین نمونه بارز این واکنش، ایجاد بیماری کلی­باسیلوز می‌باشد که اغلب به­صورت ثانویه بعد از بروز این واکنش‌ها، مشاهده می‌شود که در نهایت استفاده از آنتی‌بیوتیک اجتناب‌ناپذیر می‌شود (رسول‌نژاد، 1370).

   عصاره روغن آویشن روی دستگاه گوارش به­ویژه روده‌ جوجه گوشتی اثر کرده و سبب ترشح آنزیم‌های گوارشی و آندوژن می‌شود. از جمله این آنزیم‌ها می‌توان به آمیلاز و کیموتریپسین اشاره کرد که میزان تولید آن‌‌ها افزایش می‌یابد. در نتیجه میزان جذب ویلی‌های روده بالا رفته و مقدار غذای اخذ شده توسط جوجه‌های گوشتی نیز بیشتر می‌شود. در نهایت میزان وزن‌دهی آن‌ها زیادتر شده و میزان ضریب تبدیل غذایی پائین‌تر خواهد آمد. یعنی مقدار غذای اخذ شده و مورد استفاده توسط جوجه‌های گوشتی کاهش یافته و در مقابل، وزن‌دهی و افزایش میزان وزن بدن آن‌ها بالاتر می‌رود. بنابراین، وزن لاشه هنگام فروش بالاتر بوده و از لحاظ اقتصادی نیز مفید و مقرون به صرفه خواهد بود. از طرف دیگر روغن‌های فرار آویشن باعث افزایش وزن اندام‌های داخل شکمی جوجه‌های گوشتی مانند کبد و سنگدان می‌شوند (Alcicek et al., 2004; Hernandez et al., 2004). به­دلیل مصرف این اندام‌ها استفاده از این روغن‌ها می­تواند از نظر اقتصادی مقرون به‌صرفه باشد (Hernandez et al., 2004). تیمول و کارواکرول موجود در اسانس آویشن دارای خواص ضد میکروبی و ضد باکتریایی بوده، بنابراین در روده جوجه‌های گوشتی موجب از بین رفتن عوامل پاتوژن و بیماری­زا شده و لذا از این طریق نیز باعث رشد بهتر و سریع‌تر و در نهایت بازده بیشتر گله می‌شوند. بر اساس تحقیقات صورت گرفته می‌توان از روغن آویشن در انواع مشکلات و مسمومیت‌های گوارشی و روده‌ای جوجه‌های گوشتی استفاده نمود (Dalkilic et al., 2005; Losa et al., 2001). میزان پاسخ مثبت دستگاه گوارش جوجه‌های گوشتی به روغن گیاهی آویشن با توجه به سن متغیر می‌باشد. به‌طوری که، در سنین پائین اضافه کردن آویشن به جیره غذایی آن‌ها باعث ایجاد پاسخ و نتیجه بهتر و وزن‌گیری بیشتر و بالاتری در مقایسه با سنین بالاتر می‌شود (Cross et al., 2002). مصرف هم­زمان سویا و آویشن خواص مفید گوارشی این گیاه را می‌تواند تا چندین برابر افزایش دهد (Hernandez et al., 2004).

بر اساس مطالعات، اثرات حاصل از روغن‌های فرار آویشن بر عملکرد رشد جوجه‌ها مثبت و یا فاقد تاثیر معنی‌دار بوده است. در مطالعات مختلف، میزان‌های افزوده­شده آویشن از ppm 20 تا 200 متغیر بودند. زمانی‌که روغن‌های فرار اثر مثبتی بر عملکرد داشتند، وزن‌گیری و میزان مصرف دان افزایش یافته ولی نسبت میزان مصرف دان به افزایش وزن در مقایسه با کنترل پائین بود (Lee et al., 2004). از سوی دیگر بوتسوغلو و همکاران در سال 2002 نشان دادند، اضافه نمودن روغن‌های اساسی پونه کوهی در جیره جوجه‌های گوشتی به‌مدت 38 روز در غلظت‌های  ppm50 و 100 اثر مثبتی بر وزن و ضریب تبدیل داشته است (Botsoglou et al., 2002). مطالعه وُقت و رُخ در سال 1991 نیز حاکی از آن است که افزودن مقادیر ppm 0، 20، 40 و 80 از روغن‌های فرار آویشن در جیره جوجه‌های گوشتی تاثیر مثبتی بر عملکرد رشد نداشته است (Vogt and Rauch, 1991). از سوی دیگر اثرات مثبت روغن‌های فرار بیان شده است (Bassett, 2000; Kamel, 2001). این امر نشان می‌دهد زمانی‌که شرایط آزمایش و جیره‌های پرندگان در حد تامین ‌باشد، اثرات تشدیدکنندگی رشد روغن‌های فرار بهتر مشاهده خواهد شد. همچنین مطالعات نشان داده است که افزودن کارواکرول به جیره برخلاف تیمول در غلظت  ppm200 وزن‌گیری و مصرف دان را کاهش داده است ولی نسبت دان به وزن را زمانی‌که پرندگان جیره را به مدت 2 هفته دریافت نموده‌اند، بهبود بخشیده است (Lee et al., 2004). پیشنهاد شده که اثر کارواکرول در جیره روی نسبت دان به وزن می‌توانست در رابطه با افزایش بازده مصرف دان و تغییر ترکیب لاشه باشد.

   همچنین مطالعه محققین روی تاثیر گیاه آویشن در عملکرد جوجه‌های گوشتی نشان داد که استفاده از اسانس آویشن 20 درصد روزانه به‌مدت 12 ساعت منجربه کاهش ضریب تبدیل غذایی و افزایش وزن­گیری نهایی ‌می‌گردد که این تاثیر معنی‌دار می‌باشد. برآیند مطالعات حاکی از آن است‌که اثرات روغن‌های فرار در عملکرد رشد وقتی‌که جوجه‌ها در معرض شرایط زیر بهینه نظیر تغذیه با جیره با قابلیت هضم پائین و محیط کثیف قرار گیرند، ظاهر می‌شود (Lee et al., 2004). نتایج تحقیق حاضر نیز نشان داد که افزودن عصاره آویشن در آب آشامیدنی جوجه‌های گوشتی، قبل و بعد از واکسیناسیون با واکسن‌ لاسوتا، وزن‌گیری، مصرف دان و ضریب تبدیل غذایی را بهبود ‌می‌بخشد. لذا افزودن عصاره آویشن با دوز ppm50 در زمان انجام واکسیناسیون با واکسن‌هایی که احتمال ایجاد عوارض پس از واکسیناسیون وجود دارد، توصیه می‌شود.

   مطالعه محققین روی تاثیر گیاه آویشن در تحریک سیستم ایمنی با اندازه‌گیری تیتر ناشی از واکسن لاسوتا نشان داد که گیاه آویشن تاثیری بر میزان عیار حاصل از واکسیناسیون ندارد (Rahimi et al., 2011). همچنین، در مطالعه ایشان مشخص شد که گیاه آویشن باعث بهبود درصد هماتوکریت و غلظت هموگلوبین می‌گردد که البته این تاثیر آویشن معنی‌دار نبود. به همین ترتیب، گیاه آویشن موجب افزایش باکتری‌های تولید کننده اسید لاکتیک و کاهش میزان باکتری اشریشیا کولی می‌شود که این تاثیر در مقایسه با گروه کنترل معنی‌دار بود (Rahimi et al., 2011). همچنین، مطالعه البیتاوی و همکاران در سال 2010 نشان داد که استفاده از گیاه آویشن هیچ تاثیر معنی‌داری بر افزایش تیتر آنتی‌بادی واکسن نیوکاسل ندارد (Al-Beitawi et al., 2010). یافته‌های حاصل از عیار آنتی‌بادی حاصل از واکسیناسیون در مطالعه حاضر نیز با یافته‌های مطالعات فوق هم­خوانی دارد.

   براساس مجموعه فوق­الذکر نتایج حاصل از مطالعه حاضر، اسانس آویشن باعث بهبود عملکرد گله‌های گوشتی و همچنین کاهش عوارض حاصل از واکسن لاسوتا در جوج­ه­های گوشتی می‌شود.

  • · رسول‌نژادفریدونی، س. (1370). اصول واکسیناسیون، چکاوک، دوره1، شماره7، صفحات: 52-35.
    • · Abdu, P.A., Wakawa, A.M., Sa'idu, L., Joanis, T.M. and Fatihu, M.Y. (2008). A severe form of Newcastle disease caused by a mesogenic virus in five-week old broilers in Zaria. Veterinary Clinical Practice Bulletin, 1: 1-6.
    • · Abu-Darwish, M.S., Alu'datt, M.H., Al-Tawaha, A.R., Ereifej, K., Almajwal, A., Odat, N., et al. (2012). Seasonal variation in essential oil yield and composition from Thymus vulgaris L. during different growth stages in the south of Jordan. Natural Product Research, 26(14): 1310-1317.
    • · Al-Beitawi, N.A., El-Ghousein, S.S. and Athamneh, M.Z. (2010). Effect of adding crushed Pimpinella anisum, Nigella sativa seeds and Thymus vulgaris mixture to antibiotics-free rations of vaccinated and non-vaccinated male broilers on growth performance, antibody titer and haematological profile. Italian Journal of Animal Science, 9(2): 222-228.
    • · Alcicek, A., Bozkurt, M. and Cabuk, M. (2004). The effect of a mixture of herbal essential oils, an organic acid or a probiotic on broiler performance. South African Journal of Animal Science, 34(4): 217-222.
    • · Alexander, D.J., Senne, D.A., Gough, R.E. and Jones, R.C. (2008). Newcastle Disease, Pneumovirus Infection and Other Paramyxoviruses. In: Diseases of Poultry. Saif, Y.M., Fadly, A.M., Glisson, J.R., Mc Dougald, L.R., Nolan, L.K. and Swayne, D.E. editors. 12th ed., Iowa: Wiley-Blackwell Publishing, pp: 75-115.
    • · Al-Garib, S.O., Gielkens, A.L.J., Gruys, E. and Kochi, G. (2003). Review of Newcastle disease virus with particular references to immunity and vaccination. World's Poultry Science Journal, 59(02): 185-200.
    • · Asbaghian, S., Shafaghat, A., Zarea, K., Kasimov, F. and Salimi, F. (2011). Comparison of volatile constituents, and antioxidant and antibacterial activities of the essential oilsof Thymus caucasicus, T. kotschyanus and T. vulgaris. Natural Product Communications , 6(1): 137-140.
    • · Bassett, R. (2000). Oergano's positive impact on poultry production. World Poultry, 16: 31-34.
    • · Beard, C.W. and Easterday, B.C. (1967). The influence of route of administration of Newcastle disease virus on host response. Journal of Infectious Diseases, 117: 55-70.
    • · Boskabady, M.H., Aslani, M.R. and Kiani, S. (2006). Relaxant effect of Thymus vulgaris on guinea-pigtracheal chains and its possible mechanism(s). Phytotherapy Research , 20(1): 28-33.
    • · Botsoglou, N.A., Florou-Paneri, P., Christaki, E., Fletouris, D.J. and Spais, A.B. (2002). Effect of dietary oregano essential oil on performance of chickens and on iron-induced lipid oxidation of breast, thigh and abdominal fat tissues. British Poultry Science, 43(2): 223-230.
    • · Cross, D.E., Svoboda, K.H.K., Mcdevitt, R. and Acamovic, T. (2002). Effects of Thymus vulgaris L. Essential oils as an in vivo dietary supplement on chicken intestinal microflora. 33rd International Symposium on Essential oils Lisbon, Portuga, pp: 31-32
    • · Cross, D.E., Acamovic, T. and McDevitt, R.M. (2004). Effects of the inclusion of Thymus vulgaris L. oil in diets with and without enzymes, on nutrient digestibility in broilers. British Poultry Science, 45(Suppl 1): S22-23.
    • · Dalkilic, B., Guler, T., Ertas, O.R. and Ciftci, M. (2005). The effect of Thyme and anise oils and antibiotic on total cecum coliform bacteria number. III. National Animal Nutrition Congress. Adana-Turkey, pp: 378-382.
    • · Hernandez, F., Madrid, J., Garcia, V., Orengo, J. and Megias, M. (2004). Influence of two plant extracts on broilers performance, digestibility, and digestive organ size. Poultry Science, 83(2): 169-174.
    • · Hossain, M.B., Brunton, N.P., Martin-Diana, A.B. and Barry-Ryan, C. (2010). Application of response surface methodology to optimize pressurized liquid extraction of antioxidant compounds from sage (Salvia officinalis L.), basil (Ocimum basilicum L.) and thyme (Thymus vulgaris L.). Food and function, 1(3): 269-277.
    • · Jugl-Chizzola, M., Ungerhofer, E., Gabler, C., Hagmuller, W., Chizzola, R., Zitterl-Eglseer, K. and Franz, C. (2006). Testing of the palatability of Thymus vulgaris L. and Origanum vulgare L. as flavouring feed additive for weaner pigs on the basis of a choice experiment. Berl Munch Tierarztl Wochenschr, 119(5-6): 238-243.
    • · Kamel, C. (2001). Tracing modes of action and the roles of plant extracts in non ruminants. Recent advances in animal nutrition, pp: 135-150.
    • · Lee, K.W., Everts, H. and Beynen, A.C. (2004). Essential oils in Broiler Nutrition. International Journal of Poultry Science, 3(12): 738-752.
    • · Lee, S.J., Umano, K., Shibamoto, T. and Lee, K.G. (2005). Identification of volatile components in basil (Ocimum basilicum L.) and thyme leaves (Thymus vulgaris L.) and their antioxidant properties. Food Chemistry, 91(1): 131-137.
    • · Losa, R. and Kohler, B. (2001). Prevention of colonization of the clostridium perfringens in broiler intestine by essential oils. 13th European Symposium on poultry nutririon. Blankenberge, Belgium, pp: 161-167.
    • · Malik, Y.S., Patnayak, D.P. and Goyal, S.M. (2004). Detection of Three Avian Respiratory Viruses by Single-Tube Multiplex Reverse Transcription–Polymerase Chain Reaction Assay. Journal of Veterinary Diagnostic Investigation, 16(3): 244-248.
    • · Musa, I.W., Abdu, P.A., Sackey, A.K.B., Oladele, S.B., Lawal, S. and Yakubu, I.U. (2010). Outbreak of Velogenic Viscerotropic Newcastle Disease in Broilers. International Journal of PoultryScience, 9(12): 1116-1119.
    • · Rahimi,S., Teymouri-Zadeh, Z., Karimi-Torshizi, M.A., Omidbaigi, R. and Rokni, H. (2011). Effect of the Three Herbal Extracts on Growth Performance, Immune System, Blood Factors and Intestinal Selected Bacterial Population in Broiler Chickens. Journal of Agricultural Science and Technology, 13: 527-539
    • · Saif, Y.M., Fadly, A.M., Glisson, J.R., McDougald, L.R., Nolan, L.K. and Swayne, D.E. (2008). Diseases of Poultry. 12th ed., USA: Iowa, IA, Wiley-Blackwell Publishing,  pp: 1-1324.
    • · Simon, M.S. and Durham, N.C. (2006). Newcastle disease revisited. World Poultry Journal, 22: 48-50.
    • · Swayne, D., Glisson, J., Reed, W. and Pearson, J. (1998). A Laboratory Manul for the Isolation and Identification of Avian Pathogens. 4th ed., Florida: Rose Printing, pp: 256-266.
    • · Taherian, A.A., Babaei, M., Vafaei, A.A., Jarrahi, M., Jadidi, M. and Sadeghi, H. (2009). Antinociceptive effects of hydroalcoholic extract of Thymus vulgaris. Pakistan Journal of Pharmaceutical Sciences, 22(1): 83-89.
    • · Voght, H. and Rauch, H.W. (1991). Der einsatz einzelner atherischer ole im geflugelmastfutter. Lanbauforschung Volkernrode, 41: 94-97.