ارزیابی بهترین زمان خارج کردن جفت در گاوان مبتلا به سندرم جفت‌ماندگی

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 گروه علوم درمانگاهی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران

2 گروه علوم پایه، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران

چکیده

سندرمجفت‌ماندگی یکی از معضلات بزرگ صنعت گاوداری در ایران و بسیاری از کشورهای دیگر می‌باشد. با این ‌وجود نه تنها تاکنون تعریف دقیقی برای جفت‌ماندگی ارائه نشده است، بلکه مدیریت دقیقی نیز برای نحوه برخورد با این مشکل توصیه نشده است. اکثر دانشمندان معتقدند اگر 12 ساعت بعد اززایمان جفت حیوان بدون دخالت خارجی دفع نگردد، از واژه جفت‌ماندگی می‌توان در این مورد استفاده کرد. این تحقیق به بررسی بهترین زمان خارج کردن جفت در گاوان مبتلا به سندرم جفت‌ماندگی پرداختهاست.برای این منظور تعداد 200 رأس گاو مبتلا به سندرم جفت‌ماندگی در گاوداری‌های اطراف تبریزشناسائی شده و به‌طور تصادفی به4 گروه 50 تایی A، B، C و D تقسیم شدند. در مورد گروهA  روزششمبعد از زایمان، در مورد گروه B  روز هفتم  بعد از زایمان و در مورد گروه C روز هشتم  بعد اززایمان اقدام به خارج کردن جفت گاوان با دست گردید. در هر گروه خروج کامل یا ناقصجفت هر یک از گاوان ثبت گردید. در مورد گروه D عمل کشیدن جفت با دست انجام نگرفت ودر این گروه به گاوان اجازه داده شد که به‌طور طبیعی و بدون دخالت عوامل خارجی جفت خود رادفع نمایند. نتایج بررسی فوق نشان داد که میانگین زمان افتادن خودبخودی جفت گاوان درگروه D،  8/10 روز می‌باشد. در مورد گروهA ، جفت مربوط به 26 رأس گاو (52 درصد) به‌طور کاملو جفت مربوط به 24 رأس گاو (48 درصد) به‌طور ناقص خارج گردید. در مورد گروهB ، جفت مربوطبه 38 رأس گاو (76 درصد) به‌طور کامل و 12رأس گاو (24 درصد) به‌طور ناقص خارج گردید. در موردگروهC ، جفت همه گاوان به‌طور کامل (100 درصد) خارج گردید. نتایج به‌دست آمده از سه گروه مورد بررسی با استفاده از آزمون مربع کای مورد مقایسه قرار گرفتند و اختلاف معنی‌داری بین سه گروه مورد مطالعه مشاهده گردید(05/0P<). نتایج این تحقیق نشان داد که بهترین زمان کشیدن جفت با دست در گاوان مبتلا به سندرم جفت ماندگی، روز هشتم بعد اززایمان می‌باشد و قبل از این زمان، کشیدن جفت گاوان به‌دلیل احتمال پاره شدن جفتو باقی ماندن قسمتی از آن در داخل رحم و ایجاد سپتی‌سمی، می‌تواند بسیار خطرناک باشد. این نتیجه‌گیریبا توجه به ویژگی‌های بافت‌شناسی و تغییرات آناتومیک جفت و رحم نیز مورد تأیید قرارمی‌گیرد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Evaluation of the best time for manual removal of retained fetal membranes in the cow

نویسندگان [English]

  • H Hamali 1
  • H Karimi 2
1 Department of Clinical Sciences, Faculty of Veterinary Medicine, University of Tabriz, Tabriz, Iran.
2 Department of Basic Sciences, Faculty of Veterinary Medicine, University of Tabriz, Tabriz, Iran.
چکیده [English]

     The syndrome of retained fetal membranes (RFM) is an important problem in dairy cattle industry in Iran and most other countries. However, the syndrome has not been defined precisely nor specific recommendations have been suggested for its management. Most scientists believe that if the fetal membranes are not expelled spontaneously within 12 hours after parturition, the term RFM could be used. To determine the best time for manual removed of fetal membranes, a total of 200 cows affected by this syndrome were identified in the farms of Tabriz area and randomly allocated into four groups of 50 animals each (A, B, C and D). In groups A, B and C the fetal membranes were removed manually at days 6, 7 and 8 postpartum respectively. Complete or incomplete removal of fetal membranes was recorded in each animal. In group D, the membranes were not removed manually and allowed to be expelled spontaneously without any external intervention. The results indicated that meanplacental expulsioningroup D was10.8 days. In group A, the fetal membranes of 26 cows (52%) were removed completely while those of 24 cows (49%) were incompletely removed. These figures for group B were 38 cows (76%) and 12 cows (24%) respectively. The fetal membranes of all animals in group C were completely removed manually.  Based on chi square test, significant statistical difference was observed between all experimental groups (P<0.05). The results of this study indicated that the 8th postpartum day is the best time for manual removed of fetal membranes in cows affected by this syndrome and manual removal before this time can be very dangerous due to incomplete removal and risk of septicemia. These conclusions are confirmed by histologic characteristics and anatomic changes of the fetal membranes and uterus.    

کلیدواژه‌ها [English]

  • Manual removal
  • retained placenta
  • Cow

مقدمه

سندرم جفت‌ماندگی یکی از مشکلات بزرگ صنعت‌ گاوداری در ایران و بسیاری از کشور‌های دیگر می‌باشد. با این‌حال تاکنون تصمیم قطعی در مورد نحوه برخورد با این  مشکل گرفته نشده است. به لحاظ تئــوری، همه گاوهــا بعد از

 

 زایمان مبتلا به جفت‌ماندگی می‌شوند، منتها در شرایط طبیعی حدود 75 درصد از آن‌ها جفت خود را تا 6 ساعت بعد از زایمان و حدود 25 درصد از آن‌ها 12 ساعت بعد از زایمان دفع می‌نمایند. هنگامی‌که جفت‌ماندگی بیش از 12 ساعت بعد از زایمان ادامه می‌یابد، اثرات سوء آن بر روی تولید مثل، تولید شیر و بیماری‌های بعد از زایمان آشکار می‌گردد (10). هنوز تعریف دقیقی برای جفت‌ماندگی ارائه نشده است ولی بیشتر محققین روی 12 ساعت بعد از زایمان برای اطلاق واژه جفت‌ماندگی تأکید می‌نمایند (2).  

در یک بررسی در کشور هلند که برای مطالعة ضررهای اقتصادی جفت‌ماندگی روی 000/160 مورد زایمان گاوان صورت گرفته بود، مشخص شد که کاهش تولید شیر تا 40 درصد، افزایش هزینه‌های دامپزشکی تا 32 درصد، افزایش میزان حذف گاوان تا 19 درصد و افزایش فواصل گوساله‌زائی تا 9 درصد، اتفاق می‌افتد (8). همچنین در آمریکا مشخص شده است که هزینه درمان یک گاو مبتلا به جفت‌ماندگی 244 دلار و هزینه سالانه درمان جفت‌ماندگی 154 میلیون دلار می‌باشد (3). برای جدا شدن پرزهای کوتیلدون از کریپت‌های کارانکول که در یک روند طبیعی دفع جفت صورت می‌گیرد، ضروری است که در ابتدا، دهانة کوتیلدون، توسط آنزیم‌های پرتئولیتیک، باز شود. این پدیده با ایجاد 4-3 شکاف طولی از دهانه کوتیلدون به‌طرف قاعده آن آغاز می‌شود (11). بعد از اینکه جدا شدن جفت کامل شد، جمع‌شدن رحم و رسیدن آن به حالت طبیعی حدود 39 روز و در گاوهای مبتلا به جفت‌ماندگی 50 روز طول می‌کشد. در روز ششم بعد از زایمان دیواره کارانکولی نکروز شده و در روز پانزده کارانکول‌ها به‌دلیل نکروز، کاملاً کنده می‌شوند (1 و 7). متعاقباً جفت حبس‌شده در داخل رحم به‌دلیل نکروز کارانکول‌ها، در عرض 17-6 روز دفع می‌شود و در عرض30- 26 روز بعد از زایمان، اپی‌تلیوم جدیدی سطح آندومتر را می‌پوشاند (8). جهت درمان سندرم جفت‌ماندگی از روش‌های متعددی بهره گرفته می‌شود، از جملة آن‌ها می‌توان به تجویز داروهای منقبض کنندة رحم، مانند اکسی‌توسین و نیز مصرف آنتی‌بیوتیک‌ها و سولفونامیدها اشاره نمود. این روش‌ها جزء روش‌های سنّتی بوده و زیاد موفقیت‌آمیز نمی‌باشند. در روش‌های جدید جهت درمان جفت‌ماندگی از تزریق کلاژناز به داخل سرخرگ‌های جفت استفاده می‌شود. این روش‌ها نیز علی‌رغم موفقیت‌های نسبی مشکلات خاص خود را دارا می‌باشند (4). هدف از درمان سندرم جفت‌ماندگی عبارت از جداسازی هرچه سریع‌تر جفت از رحم، به‌منظور کاهش میزان وقوع متریت، جلوگیری از کاهش تولید شیر، کاهش کیفیت تولید مثل حیوان و نیز کاهش هزینه‌های درمانی و خدمات دامپزشکی می‌باشد (10).

روش کشیدن جفت با دست روش بسیار ساده‌ای برای درمان جفت‌ماندگی است که اگر در زمان مناسب صورت بگیرد، بسیار مؤثر بوده و می‌توان به‌راحتی جفت را خارج نمود ولی اگر در زمان نامناسب صورت بگیرد، به‌دلیل پاره شدن جفت و باقی‌ماندن قسمتی از آن در داخل رحم، می‌تواند بسیار خطرناک و حتی کشنده باشد. هدف از انجام این تحقیق، تعیین زمان دقیق کشیدن جفت با دست می‌باشد تا از کشیدن جفت در زمان‌های نامناسب جلوگیری شود. در ضمن باید یادآوری شود که در اکثر منابع، کشیدن جفت با دست به‌علت عدم تعریف زمان دقیق و مناسب، روشی صدمه‌زا و خطرناک توصیف شده است. در این بررسی کشیدن جفت با دست در زمان‌های متفاوت مورد بررسی قرار گرفت تا با مشخص شدن بهترین زمان خارج کردن جفت با دست، ثابت شود که این کار نهتنها صدمه زا نبوده بلکه می‌تواند به‌عنوان روش مطمئنی برای درمان جفت‌ماندگی در نظر گرفته شود.

مواد و روش‌کار

     این تحقیق به‌صورت یک بررسی میدانی انجام شد. برای این منظور، گاوداری‌های اطراف تبریز به‌عنوان جمعیت مورد مطالعه در نظر گرفته شدند. از دامداران خواسته شد که در صورت مشاهده گاوان مبتلا به جفت‌ماندگی در گله خود، بدون توجه به علت جفت‌ماندگی، مراتب را گزارش و از هرگونه دستکاری جفت و یا دخالت در امور درمانی حیوانات مبتلا خودداری نمایند. بر اساس تقدّم و یا تأخّر گزارش دامداران، گاوهای مبتلا به جفت‌ماندگی به‌طور تصادفی به چهار گروه 50 رأسی در گروه‌های  A، B، C و Dتقسیم‌بندی شدند. به‌طور کلی 200 رأس گاو در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس گزارشات قبلی مبنی بر اینکه تا روز پنجم زایمان حدود 50 درصد از گاوهای مبتلا به جفت‌ماندگی جفت خود را بدون دخالت خارجی دفع می‌نمایند (10)، عمل خروج جفت گاوان از روز ششم (120 ساعت) بعد از زایمان شروع شد و گاوهائی که قبل از این روز (روز ششم) جفت خود را دفع می‌کردند، از ادامه روند آزمایشات حذف ‌شدند. در طول آزمایشات سعی شد از مصرف داروهای منقبض کننده رحمی خودداری شود و در صورت بروز بیماری‌های ناخواسته از قبیل کتوز، هیپوکلسمی، تب و متریت، سعی شد که درمان فقط به‌طور علامتی و سیستمیک صورت بگیرد تا حیوان در حالت سلامت نسبی به روز مورد نظر (ششم، هفتم و هشتم بعد از زایمان)، جهت خروج جفت با دست برسد. از هرگونه درمان داخل رحمی نیز احتراز گردید.

 در مورد گروهA ، روز ششم (120 ساعت) بعد از زایمان، در مورد گروه B، روز هفتم (144 ساعت) بعد از زایمان و در مورد گروه C، روز هشتم (168 ساعت) بعد از زایمان، تلاش جهت خارج کردن جفت حیوانات با دست صورت گرفت. جهت کشیدن جفت به‌وسیله دست در ابتدا ناحیه پرینه و دستگاه تناسلی خارجی گاوها با ساولون رقیق شده (3%) به‌خوبی شستشو و برس زده شد، سپس با استفاده از دستکش بلند مامایی، معاینه مهبل با دست صورت گرفت. با گرفتن جفت در نزدیکترین نقطه گردن رحم به آرامی اقدام به کشیدن جفت گردید. نتایج حاصل از کشیدن جفت با دست، در روزهای مختلف به‌صورت خروج کامل جفت (+) و یا عدم خروج کامل جفت (-)، به‌دقت ثبت گردید. در مورد گروهD، عمل کشیدن جفت با دست در این گروه انجام نگرفت و سعی شد زمان خروج خودبخودی جفت حیوانات همانند سه گروه دیگر از روز ششم بعد از زایمان ثبت گردد تا میزان پراکندگی و میاگین زمان خروج خودبخودی جفت در بین گاوها در روزهای مختلف (بعد از روز ششم) مشخص گردد. برای مقایسة آماری نتایج این بررسی از آزمون مربع کای استفاده شد.

نتایج

     نتایج حاصل از بررسی چهار گروه مورد آزمایش در این تحقیق نشان داد که در گروه A (روز ششم بعد از زایمان)، 26 مورد از جفت گاوان مورد مطالعه (52 درصد) به‌طور کامل خارج شد ولی 24 مورد (48 درصد) در اثر کشیدن با دست پاره شده و قسمت‌هائی از آن در داخل رحم باقی ماند. در مورد گروه B (روز هفتم بعد از زایمان )، 38 مورد از جفت گاوان (76 درصد) به‌طور کامل و 12 مورد از آن‌ها نیز (24 درصد) به‌طور ناقص خارج گردید. در مورد گروهC  (روز هشتم بعد از زایمان)، جفت همه گاوان مورد مطالعه بدون پاره شدن و ماندن در داخل رحم (100 درصد)، به‌طور کامل توسط کشیدن با دست خارج شد (جدول 1 و نمودار 1).

 

جدول1-   میزان موفقیت کشیدن جفت با دست در گروه‌های سه‌گانه مورد آزمایش

جمع کل

مواردی که جفت آن‌ها در اثر کشیدن با دست به‌طور کامل خارج نشد (درصد)

مواردی که جفت آن‌ها در اثر کشیدن با دست به‌طور کامل خارج شد (درصد)

گروه

50

24 مورد (48 درصد)

26 مورد (52 درصد)

A  (روز ششم)

50

12 مورد (24 درصد)

38 مورد (76 درصد)

B  (روز هفتم)

50

0 مورد (0 درصد)

50 مورد (100 درصد)

C (روز هشتم)

50

-

-

D(شاهد)

 

 

نمودار1-  درصد خروج کامل(Complete) یا ناقص (Incomplete) جفت در اثر کشیدن با دست در گروه‌های A، B و C

 

در مورد گروه D (گروه شاهد)، عمل کشیدن جفت با دست انجام نگرفت و حیوانات به حال خود رها شدند تا زمان طبیعی دفع جفت در این گاوها مشخص گردد. در این گروه میانگین زمان دفع خودبخودی جفت گاوان (بعد از روز ششم زایمان)، درصورت عدم دخالت عوامل خارجی 8/10 روز محاسبه گردید (نمودار 2).

 

 

نمودار2-  نحوه پراکندگی افتادن خودبخودی جفت در گروه D از روز ششم پس از زایمان ( گروه شاهد)

 

بررسی آماری داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار SPSS نسخه 13 و آزمون مربع کای نشان داد که بین هر سه گروه A، B و C در مورد میزان موفقیت کشیدن جفت با دست از نظر آماری  اختلاف معنی داری با ضریب V کرامر () Cramer,s V برابر 46/0 وجود دارد (05/0P<).

 

بحث

جفت‌ماندگی در گاوها به دو دسته جفت‌ماندگی اولیه و جفت‌ماندگی ثانویه تقسیم می‌شود. جفت ماندگی اولیه، به‌علت عدم جدا شدن کارانکول‌های مادری از کوتیلدون‌های جنینی ایجاد شده، در حالی‌که جفت‌ماندگی ثانویه به‌دلیل مشکلات در اعمال مکانیکی رحم از قبیل آتونی رحمی اتفاق می‌افتد. گاهی اوقات جفت‌ماندگی اولیه و جفت‌ماندگی ثانویه می‌توانند هم‌زمان با هم نیز اتفاق افتند (11). از بین گاوهائی‌که مبتلا به جفت‌ماندگی می‌گردند، حدود 59 درصد از آن‌ها جفت خود را ما بین روزهای 7- 5 بعد از زایمان دفع می‌نمایند و حدود 6 درصد از گاوهای مبتلا به جفت‌ماندگی، دو هفته بعد از زایمان یا بیشتر جفت خود را دفع می‌کنند (9). بر اساس گزارشات سایر محققین نیز مشخص شده است که احتمال افتادن جفت گاوان در روزهای سوم و هفتم بعد از زایمان در مقایسه با سایر روزها بیشتر است. علت این امر مربوط به وضعیت فعالیت آنزیم پروتئولیز کنندة کوتیلدون در روز سوم بعد از زایمان و نکروز کارانکولی در روز هفتم بعد از زایمان می‌باشد. از لحاظ اپیدمیولوژی مشخص شده است که میزان وقـوع جفت‌ماندگی در بین گله‌ها از 11-4 درصد متغیر می‌باشد (2).

سندرم جفت‌ماندگی به تنهائی به‌عنوان یک بیماری مستقل شناخته نمی‌شود زیرا پدیده‌ای است که بیشتر در اثر بروز سایر بیماری‌ها اعم از عفونی و غیرعفونی و یا دستکاری‌های صورت‌گرفته در زمان زایمان گاو اتفاق می‌افتد. این سندرم در تمام کشورها ازجمله ایران مشاهده شده ولی تا به‌حال درمان قطعی برای آن ارائه نشده است. استفاده از داروهای منقبض‌کننده رحمی از قبیل اکسی‌توسین، پروستاگلاندین‌ها، آنتی‌بیوتیک‌ها و مواد آنتی‌سپتیک نتایج خوبی دربرنداشته‌ است (11). در روش جدید درمانی از تزریق آنزیم کلاژناز به داخل شریان‌های جفتی استفاده می‌شود. در این روش آنزیم کلاژناز همراه سرم سالین به داخل رگ‌های جفت تزریق می‌گردد که بعد از 36 ساعت باعث دفع آن می‌گردد. در مورد این روش اشکالاتی وجود دارد که یکی از آن‌ها الزام عمل تزریق آنزیم در 48 ساعت اول بعد از زایمان است که اگر این عمل در زمان مذکور صورت نگیرد، بعد از این زمان به دلیل لخته شدن خون در داخل رگ‌ها، این روش کارآیی خود را از دست می‌دهد و بنابراین در مورد گاوهایی که بعد از 48 ساعت پس از زایمان به دامپزشکان ارجاع داده می‌شوند، از این روش نمی‌توان استفاده نمود. نکته دوّم این است‌ که در 15 درصد از موارد حتی قبل از 48 ساعت  بعد از زایمان نیز تزریق آنزیم به دلایل نامعلوم مؤثر نبوده است (4). نکته سوّم اینکه 50 درصد از گاوان مبتلا به جفت‌ماندگی به‌طور خودبخودی تا روز پنجم جفت خود را دفع می‌نمایند و لذا تزریق زود هنگام آنزیم کلاژناز به همه گاوان تا قبل از 48 ساعت  بعد از زایمان، از نظر اقتصادی مقرون به صرفه نمی‌باشد (10).

عمل کشیدن جفت روش بسیار ساده و کم هزینه‌ای می‌باشد که در همه کشورهای جهان اجراء می‌شود، منتها اگر این روش در زمان نامناسب انجام شود، به‌دلیل پارگی جفت می‌‌تواند منجر به وقایع خطرناکی از قبیل سپتی‌سمی، تب، متریت، آرتریت و حتی مرگ حیوان گردد.

بر اساس نتایج این بررسی، در بسیاری از موارد جفت‌ماندگی، در روز هشتم بعد از زایمان بدون نیاز به معاینة مهبل با دست و فقط با کشیدن قسمت بیرونی جفت می‌توان آن را به‌طور کامل خارج نمود. در این زمان به‌دلیل سست شدن اتصالات جفت به رحم، با نیروی بسیار کم و بدون وارد ساختن فشار زیاد به رحم گاو، می‌توان جفت را به‌طور کامل خارج نمود. هم‌چنین مطالعه در مورد گروه شاهد نشان داد که در صورتی که جفت گاو در روز هشتم بعد از زایمان با دست خارج نگردد، جفت مذکور به‌مدّت طولانی‌تر در داخل رحم باقی مانده (حتی تا روز 16 بعد از زایمان) و این مسئله از طرفی باعث افزایش هزینه‌های دامپزشکی گاوداری شده و از طرف دیگر می‌تواند روی چرخه تولید مثل حیوان اثرات سوء داشته باشد.

نتایج به‌دست آمده از این مطالعه کاملاً منطبق بر مطالعات پاتولوژیکی رحم می‌باشد. در مطالعات مربوط  به تغییرات آناتومیک و بافت شناسی رحم ذکر شده است که نکروز کارانکول‌های رحمی از روز 6 بعد از زایمان شروع شده و در روز 10 به اوج خود می‌رسد (1 و 7). بدین ترتیب روز هشتم بعد از زایمان زمانی است که با صرف نیروی بسیار کم می‌توان به‌راحتی و بدون آسیب رساندن به رحم، جفت گاوان مبتلا به سندرم جفت‌ماندگی را خارج نمود. نتایج این تحقیق نشان می‌دهند که در موارد جفت‌ماندگی امکان موفقیت در خارج نمودن جفت با دست با گذشت زمان بیشتر می‌شود، به‌طوری‌که با توجه به موفقیت زیاد در گروه C (100 درصد موفقیت)، روز هشتم بعد از زایمان بهترین زمان کشیدن جفت با دست در گاوان مبتلا به سندرم جفت ماندگی تعیین می‌گرد‌د.

  1. Archbald, L.E., Schultz, R.F., Fahning, M.L., et al. (1972): A sequential histological study of the post-partum bovine uterus. Journal of Reproduction and Fertility. 29, pp: 133-136.
  2. Arthur, G.H. (1979): Retention of the after birth in cattle: A review and commentary. Veterinary Annual. 19, pp: 26-30.

 

  1. Bartlett, P.C., Kirk, J.H., Wilke, M.A., et al. (1986): Metritis complex in Michigan Holstein-Friesian cattle: Incidence, descriptive epidemiology and estimated economic impact. Preventive Veterinary Medicine. 4, pp: 235-238.
  2. Eiler, H. and Hopkins, F.M. (1993). Successful treatment of retained placenta with umbilical cord injections of collangenase in cows. Journal of American Veterinary Medical Association. 203, pp: 436-439.
  3. Gier, H.T. and Marion, G.B. (1968): Uterus of the cow after parturition: Involutional changes. American Journal of Veterinary Research. 29, pp: 83-86.
  4. Joosten, I., Stelwagen, J. and Dijkhuizen, A.A. (1988): Economic and reproductive consequences of retained placenta in dairy cattle. Veterinary Record. 123, pp: 53-57.
  5. Marion, G.B., Norwood, J.S. and Gier, H.T. ( 1968): Uterus of the cow after parturition: Factors affecting regression. American Journal of Veterinary Research. 29, pp: 71-75.
  6. Paisley, L.G., Mickelsen, W.D. and Anderson, P.B. (1986): Mechanisms and therapy for retained fetal membranes and uterine infections of cows (A review). Theriogenology. 25: 353.
  7. Palmer, C.C. (1982): Clinical studies on retained placenta in the cow. Journal of American Veterinary Medical Association. 80, pp: 59-64.
  8. Van werven, T., Schukken, Y.H., Loyd, J., et al. (1992): The effects of duration of retained placenta on reproduction, milk production, postpartum disease and calling rate. Theriogenology. 37, pp: 1191-1193.
  9. Youngquist, R.S. (1997): Current Therapy in Large Animal Theriogenology. 1st ed. W.B. Saunders Company, London, pp: 340-348.