بررسی میزان آلودگی کلیه و طحال نشخوارکنندگان اهلی به نوچه لینگواتولا سراتا در کشتارگاه ارومیه

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 گروه انگل شناسی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه، ارومیه، ایران

2 دانشجوی دامپزشکی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه ارومیه، ارومیه، ایران

3 گروه انگل شناسی، دانشکده تخصصی دامپزشکی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران، تهران، ایران

4 گروه زیست شناسی، دانشگاه پیام نور ارومیه، ارومیه، ایران

چکیده

چکیده
     در این بررسی، میزان شیوع نوچه لینگواتولا سراتا در اندام‌های کلیه و طحال 800 نشخوارکننده اهلی (گاو، گاومیش، گوسفند و بز) در سن، جنس و فصول مختلف مورد مطالعه واقع شد. ابتدا نمونه‌های کلیه و طحال به طور ماکروسکوپی مورد ارزیابی قرار گرفتند. سپس نمونه‌ها به روش هضم بافتی مورد آزمایش قرار گرفتند. میزان آلودگی طحال به این انگل در گاو، گاومیش، گوسفند و بز به ترتیب 5/0%، 0%، 5/0% و 5/1% بود، اما  از هیچ‌یک از نمونه‌های کلیه، نوچه لینگواتولا سراتا جدا نشد. نتایج حاصل از این بررسی هیچ‌گونه اختلاف معنی‌داری را در میزان آلودگی به نوچه لینگواتولا در جنس و سنین مختلف نشان نداد. هم‌چنین تفاوت معنی‌داری بین میزان آلودگی در فصول مختلف سال مشاهده نشد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Study of the infestation rate of the kidney and spleen of domestic ruminants by Linguatula serrata nymphs in Urmia slaughterhouse

نویسندگان [English]

  • S Rasouli 1
  • B Hajimohammadi 2
  • S.S Athari 2
  • R Asadi 3
  • M Mojarrad 4
1 Department of Parasitology, Faculty of Veterinary Medicine, Islamic Azad University, Urmia Branch, Urmia, Iran
2 - Student of Veterinary Medicine, Faculty of Specialized Veterinary Medicine, University of Urmia, Urmia, Iran
3 Department of Parasitology, Faculty of Specialized Veterinary Medicine, Science & Research Campus, Tehran, Iran
4 Department of Biology, Payam nor University of Urmia, Urmia, Iran
چکیده [English]

     In this study, the prevalence of Linguatula serrata nymphs in kidneys and spleens of 800 domestic ruminants (cattle, buffalo, sheep and goat) in different sexes, ages and seasons was investigated. First, the kidneys and spleens were examined macroscopically. Then, a digestion method was also applied. Infestation rate in the spleen of cattle, buffalo, sheep and goat were %0/5, %0, %0/5 and %1/5 respectively. No infestation was found in the kidneys. The results of this study shows that the infestation of domestic ruminants to Linguatula serrat nymphs in different sexes and ages were not significant. Also the infestation rate in different seasons was not significant.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Linguatula serrata
  • domestic ruminants
  • kidney
  • spleen
  • Urmia

مقدمه


     لینگواتولا سراتا یکی از انگل‌های مشترک بین انسان و حیوان می‌باشد که فرم بالغ آن در بینی و مجاری تنفسی میزبانان نهایی نظیر سگ، روباه، گرگ و انسان زندگی می‌کند (7، 11 و 13). این انگل اولین بار در سال 1798 میلادی شناسایی شد و جزء شاخه بندپایان و خانواده لینگواتولیده می‌باشد (3). انگل بالغ زبانی شکل بوده و سطح پشتی آن اندکی محدب و سطح شکمی آن صاف می‌باشد. اندازه نرها 2-8/1 سانتی‌متر است و ماده‌ها 13-8 سانتی‌متر طول دارند. اندازه تخم‌ها به طور تقریبی 90-70 میکرون می‌باشد (11 و 15). ماده‌ها حداقل دو سال زنده می‌مانند و میلیون‌ها تخم تولید می‌کنند. تخم‌ها توسط میزبان واسط مناسب نظیر نشخوارکنندگان اهلی دریافت شده و لاروها در روده‌ها آزاد می‌شوند (1). سپس لاروها دیواره روده را سوراخ کرده و به عقده‌های لنفاوی مزانتریک، کبد، ریه، کلیه و یا سایر اندام‌ها مهاجرت می‌کنند و در آن‌جا به صورت نوچه عفونت‌زا در می‌آیند (17). نوچه این انگل تا 500 میکرون طول دارد و پس از 9-6 مرتبه پوست اندازی در داخل یک کیست حاوی مایعات غلیظ قرار می‌گیرد (9). نوچه‌های عفونی پس از بلعیده شدن توسط یک میزبان نهایی به بخش‌های فوقانی دستگاه گوارش متصل می‌شوند و یا به سرعت از معده به این بخش‌ها مهاجرت می‌کنند و در نهایت به ناحیه  بینی- حلقی می‌رسند (1).

لینگواتولا سراتا انگلی با گستردگی جهانی است (8) ولی اغلب در خاورمیانه یافت می‌شود. ناحیه آندمیک لینگواتولا سراتا به درستی مشخص نیست اما آلودگی در اروپا، خاورمیانه، آسیا و آفریقا کاملاً شناخته شده است. جدا از هر روش دیگر انتقال آلودگی، اساساً خرید و فروش میزبانان انگل در سرتاسر جهان منجر به انتشار وسیع آن شده است (1). شکل بالغ و نیز نوچه‌های انگل باعث آلودگی در انسان می‌شوند. اما آلودگی انسان به فرم بالغ نادر است. انسان در صورت خوردن اندام‌های احشایی خام یا نیم‌پخته که آلوده به نوچه انگل هستند نقش میزبان قطعی می‌یابد (1 و 5). تاکنون آلودگی انسان به این انگل از اکثر نقاط جهان از جمله ایران گزارش شده است (6، 10 و 14). هم‌چنین گزارشات مختلفی در مورد آلودگی نشخوارکنندگان اهلی منتشر شده است (1، 2، 3 و 15).

   هدف از این بررسی تعیین میزان شیوع نوچه لینگواتولا سراتا در اندام‌های کلیه و طحال نشخوارکنندگان اهلی کشتارشده در کشتارگاه ارومیه بود.

مواد و روش کار

     این بررسی به منظور تعیین میزان آلودگی کلیه و طحال 800 رأس نشخوارکننده اهلی (گاو، گاومیش، گوسفند و بز) کشتار شده در کشتارگاه ارومیه به نوچه انگل لینگواتولا سراتا طی مدت یک‌سال از فروردین ماه لغایت اسفند ماه 1386 انجام پذیرفت. بدین منظور در مجموع تمام فصول سال از هر یک از نشخوارکنندگان اهلی کشتارشده در کشتارگاه ارومیه شامل گاو، گاومیش، گوسفند و بز، 200 نمونه طحال و 200 نمونه کلیه اخذ و مورد بررسی قرار گرفت. در هر بار مراجعه به کشتارگاه پس از تعیین سن و جنس دام، نمونه‌های طحال و کلیه به میزان تقریبی100-80 گرم از هر دام کشتارشده جمع‌آوری شده و در کمتر از 12 ساعت به آزمایشگاه انگل‌شناسی ارسال شد.

به منظور تعیین میزان آلودگی به نوچه لینگواتولا سراتا در نمونه‌های کلیه و طحال، ابتدا نمونه‌ها به صورت ماکروسکوپی مورد بررسی قرار گرفتند. سپس هر نمونه به دو قسمت تقریباً مساوی تقسیم شده و نیمی از آن به پتری‌دیش منتقل و مقداری نیز به‌آن آب مقطر اضافه شد. سپس با دسته آنس له شدند و عملیات جستجوی نوچه با استفاده از استریومیکروسکوپ (لوپ آزمایشگاهی) صورت گرفت. در صورت مشاهده نوچه، با آنس جمع آوری شده و در الکل گلیسرینه قرار داده شد. جهت ارزیابی‌های دقیق‌تر از روش هضم بافتی استفاده شد. بدین منظور، محلول هضمی شامل 5 گرم آنزیم پپسین (MERCK/Germany) همراه با 25 میلی‌لیتر اسید هیدروکلریک 37% (MERCK/Germany) در یک لیتر آب مقطر تهیه شد. سپس باقی‌مانده نمونه‌ها را هر یک به‌طور جداگانه در یک ظرف درپوش‌دار قرار داده و محلول هضمی به آن اضافه شد تا ظرف کاملاً پر شود. بعد از آن درپوش ظرف بسته شد و به مدت 24 ساعت در انکوباتور در دمای 37 درجه سانتی‌گراد قرار داده شد (12). پس از گذشت 24 ساعت ظروف دربسته از انکوباتور خارج شده و محتوای آن در یک پتری‌دیش قرار داده می‌شد و عملیات جستجوی نوچه به شیوه مذکور انجام می‌پذیرفت.

با استفاده از نرم افزار آماری 5/11spss   و آزمون مربع کای اطلاعات به‌دست آمده مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و ارتباط بین میزان آلودگی به نوچه انگل لینگواتولا سراتا در سن، جنس و فصول مختلف مشخص گردید. مقدار p کمتر از 05/0 به‌عنوان تفاوت معنی‌دار تلقی شد.

 

 

 

 

 

نتایج

     هیچ‌یک از نمونه‌های اندام کلیه، آلوده به نوچه انگل لینگواتولا‌ سراتا نبودند. میزان آلودگی به نوچه لینگواتولا سراتا در طحال گاو، گوسفند و بزهای کشتارشده به ترتیب 1 مورد (5/0%)، 1 مورد (5/0%) و 3 مورد (5/1%) بود. اما از طحال هیچ‌یک از گاومیش‌های کشتارشده نوچه مورد نظر جدا نشد. حداقل و حداکثر تعداد نوچه جدا شده از هر نمونه به ترتیب 1 و 2 عدد بود (نگاره‌های1 و 2).

میزان شیوع آلودگی به نوچه انگل لینگواتولا سراتا با توجه به شاخص‌های جنس و سن، در نشخوارکنندگان بزرگ و نشخوارکنندگان کوچک به ترتیب در جداول 1 و 2 نشان داده شده است. هم‌چنین میزان شیوع آلودگی به این انگل در فصول مختلف سال در جدول 3 آمده است. نتایج حاصله از تجزیه و تحلیل داده‌ها با استفاده از نرم افزار آماری اختلاف معنی‌داری را در میزان آلودگی به نوچه لینگواتولا در جنس و سنین مختلف نشان نداد. هم‌چنین تفاوت معنی‌داری بین میزان آلودگی در فصول مختلف سال مشاهده نشد (05/0p>).


جدول 1-میزان آلودگی به نوچه لینگواتولا سراتا در طحال نشخوارکنندگان بزرگ در جنس و سنین مختلف


سن (سال)

سال کمتر از 2

بین 2-4   سال

سال بیش از 4

تعداد کل

تعداد

نمونه

موارد آلوده

تعداد

نمونه

موارد آلوده

تعداد

نمونه

موارد آلوده

تعداد

نمونه

موارد آلوده

گاو

نر

52

0

40

0

29

1

121

1(8/0%)

ماده

12

0

6

0

61

0

79

0(0%)

گاومیش

نر

39

0

29

0

12

0

80

0(0%)

ماده

2

0

30

0

88

0

120

0(0%)

 

جدول 2-  میزان آلودگی به نوچه لینگواتولا سراتا در طحال نشخوارکنندگان کوچک در جنس و سنین مختلف

سن (سال)

    کمتر از 1 سال

    بین 2- 1 سال

بین 3-2 سال

    بیش از 3 سال

مجموع

تعداد

نمونه

موارد آلوده

تعداد

نمونه

موارد آلوده

تعداد

نمونه

موارد آلوده

تعداد

نمونه

موارد آلوده

تعداد

نمونه

موارد آلوده

گوسفند

نر

12

0

44

0

7

0

8

0

71

0(0%)

ماده

22

0

12

0

2

0

93

1

129

1(7/0%)

بز

نر

10

0

35

0

19

0

25

1

89

1(1/1%)

ماده

5

0

18

0

12

1

76

1

111

2(8/1%)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول 3-  میزان آلودگی به نوچه لینگواتولا سراتا در نشخوارکنندگان اهلی در فصول مختلف سال

کل

زمستان

پاییز

تابستان

بهار

فصل

موارد آلوده

تعداد

نمونه

موارد آلوده

تعداد

نمونه

موارد آلوده

تعداد

نمونه

موارد آلوده

تعداد

نمونه

موارد آلوده

تعداد

نمونه

1(5/0%)

200

0

50

0

50

1

50

0

50

گاو

0(0%)

200

0

50

0

50

0

50

0

50

گاومیش

1(5/0%)

200

0

50

0

50

1

50

0

50

گوسفند

3(5/1%)

200

2

50

0

50

0

50

1

50

بز

 

 


 

نگاره 1- نوچه لینگواتولا سراتا در طحال

 

 

نگاره 2- نوچه لینگواتولا سراتا در زیر استریومیکروسکوپ

 

 

بحث و نتیجه‌گیری

     تعیین میزان شیوع لینگواتولازیس در نشخوارکنندگان از اهمیت بسیاری برخوردار است، زیرا موجب کاهش تولید دام و خسارت‌های اقتصادی می‌گردد. علاوه بر آن به علت این‌که آلودگی به انگل لینگواتولا سراتا علایم بالینی قابل توجهی را در دام‌ها ایجاد نمی‌کند (3)، در کشتارگاه‌ها معمولاً هیچ‌گونه بازرسی از نظر بررسی وجود این انگل صورت نمی‌گیرد که با توجه به خطر انتقال عفونت به انسان تهدیدی برای بهداشت عمومی نیز محسوب می‌شود.

در یک بررسی کشتارگاهی که توسط همدست جو (1380) در استان تهران انجام پذیرفت، میزان آلودگی به نوچه لینگواتولا‌ سراتا در گوسفند در عقده لنفاوی مزانتریک، کبد، ریه و طحال به ترتیب 6/18%، 8/6%، 9/4% و 9/0% بود. این میزان در مورد بزهای مورد بررسی به ترتیب 8/44%، 4/16%، 6/21% و 7/5% بود (4). در مطالعه دیگری در ارومیه در سال 1386 میزان آلودگی عقده‌های لنفاوی مزانتریک بزهای کشتارشده 68% گزارش شد (1). در یک بررسی که توسط شکرفروش و ارزانی (1380) انجام گرفت میزان آلودگی در کبد گوسفندان 45/0% بود اما از کبدهای بز و گاو نوچه مورد نظر جدا نشد (2). تاجیک و همکاران (2006) در مطالعه‌ای میزان آلودگی به نوچه لینگواتولا سراتا را در گاوهای کشتارشده در کشتارگاه ارومیه 44% اعلام کردند (15). در تحقیق مشابهی که در ارومیه در سال 2007 انجام گرفت، میزان آلودگی گوسفندان به این انگل 5/52% بود (16).

رضوی و همکاران (2004) میزان آلودگی به این انگل را در گاو بی‌ارتباط با سن و جنس  می‌دانند (11). هم‌چنین در مطالعه‌ای که توسط تاجیک و همکاران (2006) صورت گرفت اختلاف میزان آلودگی در گاوهای کشتار شده در سنین مختلف معنی‌دار نبود (15) که با نتایج بررسی حاضر همخوانی دارد. با وجود این در تحقیق صورت گرفته توسط شکرفروش و همکاران (2004) میزان آلودگی در گوسفند با بالارفتن سن افزایش یافت. در بررسی مذکور میزان آلودگی در دام‌های ماده کشتار شده به‌طور معنی‌داری بیشتر از نرها بود که علت این امر بالاتر بودن میانگین سنی دام‌های ماده کشتارشده نسبت به نرها گزارش شده است (13). با توجه به این‌که سیر تکاملی این انگل چندین ماه طول می‌کشد، در نتیجه احتمال آلودگی دام‌های جوان به دلیل پایین بودن سن، کم می‌باشد. از طرفی دام‌های جوان عمدتاً شیرخوار هستند و یا به تازگی شروع به علف‌خواری کرده‌اند و احتمال بلع و دریافت تخم انگل همراه با علوفه بسیار کم است. بنابراین آلودگی دام‌ها در سنین پایین چندان محتمل نیست.

در مطالعه‌ای که توسط همدست جو (1380) انجام گرفت، بالاترین میزان شیوع آلودگی نشخوارکنندگان کوچک به نوچه لینگوآتولا سراتا در فصل تابستان (7/43%) و کمترین میزان در فصل زمستان (9/18) بود (4). هم‌چنین در طی یک بررسی صورت گرفته در تبریز میزان آلودگی نشخوارکنندگان در فصل پاییز به‌طور معنی‌داری بیشتر از سایر فصول سال بود (3) اما در بررسی حاضر تفاوت معنی‌داری در میزان آلودگی در فصول مختلف سال مشاهده نشد.

تاکنون گزارشات مختلفی از آلودگی دام‌های اهلی به این انگل در این منطقه منتشر شده است. اما در مورد وقوع آلودگی در اندام‌های کلیه و طحال اطلاعات محدودی موجود است و به نظر می‌رسد این اندام‌ها نسبت به  سایر اندام‌های احشایی نظیر کبد و ریه محل مناسبی برای بروز آلودگی نمی‌باشند. با وجود این به علت مصرف خوراکی اندام کلیه در اکثر نقاط کشور همواره خطر انتقال آلودگی به انسان وجود دارد. هم‌چنین در برخی از نقاط کشور به ویژه روستاها مصرف خوراکی طحال مرسوم است. زیرا به غلط تصور می‌شود که مصرف طحال به صورت خام در درمان شب ادراری کودکان مؤثر است. بنابراین ضرورت آموزش‌های لازم و دادن آگاهی در این زمینه و ارتقاء سطح فرهنگی افراد جامعه احساس می‌شود. از سوی دیگر طحال یکی از ضایعات کشتارگاهی می‌باشد و به همین جهت به منظور تغذیه گوشتخواران خانگی نظیر سگ و گربه مورد استفاده قرار می‌گیرد. با توجه به این که گوشت‌خواران به‌ویژه سگ از مهم‌ترین منابع انتشار آلودگی هستند، پیشگیری از تغذیه گوشت‌خواران با طحال ضروری است. جلوگیری از تماس با سگ و نیز معدوم‌سازی سگ‌های ولگرد در کنترل آلودگی در  نشخوارکنندگان و نیز انسان نقش بسزایی دارد. هم‌چنین تأکید بر عدم مصرف اندام‌های احشایی دام‌ها به صورت خام یا نیم‌پخته توسط انسان ضروری به نظر می‌رسد.

  1. شکرفروش، ش. و ارزانی، پ. (1380): بررسی میزان آلودگی کبد دام‌های کشتارشده در کشتارگاه‌های شهرستان شهرکرد به نوچه لینگواتولا‌ سراتا. مجله تحقیقات دامپزشکی دانشگاه شیراز، دوره 1، شماره 2، صفحات: 62-57.
  2. نعمت الهی، ا.، کریمی، ح. و نیازپور، ف. (1384): بررسی میزان آلودگی و ضایعات هیستوپاتولوژیک کبد و ریه دام‌های کشتارشده در کشتارگاه‌های استان آذربایجان شرقی در اثر آلودگی به نوچه لینگواتولا سراتا در فصول مختلف سال. مجله تحقیقات دامپزشکی،  دوره ، شماره ، صفحات: 165-161.
  3. همدست جو، م. (1380): بررسی شیوع لینگواتولا‌ سراتا در نشخوارکنندگان کوچک در کشتارگاه شهریار. پایان نامه جهت اخذ دکتری عمومی دامپزشکی، دانشکده دامپزشکی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج، شماره 396.
  4. هندریکس، چ.م. (1381): انگل شناسی تشخیصی دامپزشکی، ترجمه توسلی، م.، چاپ اول، انتشارات دانشگاه ارومیه، صفحات: 378-370.
    1. Naraki, G., Mobedi, I., Ariairpour, M., Pourmohammadi, Z. and Zare, M. (2008): A case report of nasopharyngeal linguatuliasis in Tehran, Iran and characterization of the isolated Linguatula serrata. Iranian J Parasitol, 3: 53-55.
    2. Georgi, J.R. (1985): Parasitology for Veterinarian.  Saunders, Philadelphia, pp:140.
    3. Jubb, K.V.F., Kennedy, P.C. and Palmer, N. (1985): Pathology of Domestic animals. VoL(2), Acadaemic Press Inc, San Diego, pp: 430.
    4. Kaufmann, J. (1996): Parasitic infection of domestic animals. Birkhauser, Basel, pp: 97.
    5. Lazo, R.F., Hidalgo, E., Lazo, J.E., Bermeo, A., LLaguno, M., Murillo, J. and Teixeira, V.P.A. (1999): Ocular linguatuliasis in Ecuador: Case report and morphometric study of the larva of Linguatula serrata. Am.J.Trop.Med.Hyg.60: 405-409.
    6. Razavi, S.M., Shekarforoush, S.S. and Izadi, M. (2004): Prevalence of Linguatula serrata nymphs in goats in Shiraz, Iran. Small Ruminant Research, 54: 213-217.
    7. Shakerian, A., Shekarforoush, S.S. and Ghafai Rad, H. (2008). Prevalence of Linguatula serrata mymphs in one-humped camel(Camelus dromedarius) in Najaf-Abad, Iran. Research inVeterinary Science, 84: 243-245.
    8. Shekarforous, S.S., Razavi, S.M. and Izadi, M. (2004): Prevalence of Linguarula serrata nymphs in sheep in Shiraz, Iran. Small Ruminant Research, 52: 99-101.
    9. Symmers, W.S.T and Valteris, K. (1950): Two case of human infestation by larvae of Linguatula serrata. J.Clin.Path, 3: 212-219.
    10. Tajik, H., Tavassoli, M., Dalir-Naghadeh, B. and Danehloipour, M. (2006): Mesentric lymph nodes in infection with Linguatula serrat nymphs in cattle. Iranian Journalof veterinary Research, University of Shiraz, 7: 82-85.
    11. Tavassoli, M., Tajik, H., Dalir-Naghadeh, B. and Hariri, F. (2007): Prevalence of Linguatula serrata nymphs and gross changes of infected mesenteric lymph nodes in sheep in Urmia, Iran. Small Ruminant Research,72: 7376.
    12. Vegad, J.L. and Katiyar, A.K. (2001): A Textbook of Veterinary Special Pathology. International Book Distributing Co., pp: 603-604.