مطالعه کشتارگاهی و باکتری شناختی آبسه‌های کبدی در گوسفندان کشتاری کشتارگاه شهرستان ارومیه

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 گروه علوم درمانگاهی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد ارومیه، ارومیه، ایران

2 گروه علوم درمانگاهی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تبریز، تبریز، ایران

3 دانش آموخته دامپزشکی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد ارومیه، ارومیه، ایران

چکیده

آبسه­های کبدی به­دلیل ضبط کبد­های آلوده، کاهش کارآیی حیوان و بازدهی لاشه، ضررهای اقتصادی فراوانی را به صنعت دامپروری وارد می­سازد. هدف از تحقیق حاضر تعیین میزان وقوع آبسه­های کبدی و علل باکتریایی آن در گوسفندان کشتار شده در کشتارگاه ارومیه می­باشد. در بازرسی پس از کشتار 3260 لاشه گوسفند، در 48(47/1%) مورد آبسه کبدی مشاهده گردید. تعداد 26 (99/1%) کبد از جنس ماده و 22 (12/1%) کبد از جنس نر واجد آبسه بودند. ارتباط معنی­داری بین بروز آبسه و جنس گوسفندان وجود ندارد. اکثریت آبسه­ها در لب­های راست (8/45%) و سطوح دیافراگمی(9/47%) کبد­ها  قرار داشتند. اختلاف موجود در تعداد آبسه­ها، مابین سطوح مختلف از لحاظ آماری معنی­دار بود(05/0p<). از تمامی آبسه­ها کشت هوازی و بی­هوازی انجام گرفت و 71 باکتری از 6 جنس به شرح زیر جدا گردید:  فوزوباکتریوم نکروفوروم (14 مورد به­طور خالص و 9 مورد مخلوط با دیگر باکتری­ها)، کورینه باکتریوم پزودوتوبرکلوزیس (5 مورد به­طور خالص و 14 مورد مخلوط با دیگر باکتری­ها)،  آرکانوباکتریوم پیوژنز (4 مورد به­طور خالص و 10 مورد مخلوط با دیگر باکتری­ها)، اشریشیا کلی (2 مورد به­طور خالص و 5 مورد مخلوط با دیگر باکتری­ها)، پزودوموناس ایروژنوزا و استافیلوکوک­ها (هر دو فقط به صورت مخلوط از 4 مورد). نتایج حاصل از این مطالعه نشان داد که فوزوباکتریوم نکروفوروم با فراوانی 7/49%، مهم­ترین عامل باکتریایی و کورینه باکتریوم پزودوتوبرکلوزیس با فراوانی 6/39%، دومین عامل باکتریایی مهم در ایجاد آبسه­های کبدی در گوسفندان شهرستان ارومیه می­باشند. 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

A slaughterhouse and bacteriologic study on hepatic abscesses of slaughtered sheep in Urmia abattoir

نویسندگان [English]

  • A Araghi – Sooreh 1
  • A Hassanpour 2
  • A Salimpour 3
1 Department of Clinical Sciences, Faculty of Veterinary Medicine, Urmia Branch, Islamic Azad University, Urmia, Iran
2 Department of Clinical Sciences, Faculty of Veterinary Medicine, Tabriz Branch, Islamic Azad University, Tabriz, Iran
3 Graduate of Veterinary Medicine, Faculty of Veterinary Medicine, Urmia Branch, Islamic Azad University, Urmia, Iran
چکیده [English]

Hepatic abscesses have a major economic impact on the stock-breeding industry because of liver condemnation and reduced animal performance and carcass yield. This research was aimed to determine occurrence and bacterial causes of hepatic abscesses of sheep slaughtered at Urmia abattoir.Post-mortem examination of 3260 sheep showed that 48 (1.47%) exhibited hepatic abscesses. Twenty six (1.99%) abscesses were found in females and 22(1.12%) abscesses were found in males. Most of the abscesses were found in the right lobes (45.8%) and in diaphragmatic surfaces (47.9%) of livers. According to presence of abscesses, there was significant difference between different liver surfaces (p<0.05). All abscesses were cultured for aerobic and anaerobic bacteria. Seventy one isolates from 6 genera were identified. The following bacteria were isolated: Fusobacterium necrophorum (14 in pure culture and 9 in mixed culture); Corynebacterium pseudotuberculosis (5 in pure culture and 14 in mixed culture); Arcanobacterium pyogenes (4 in pure culture and 10 in mixed culture); Escherichia coli (2 in pure culture and 5 in mixed culture); Pseudomonas aeruginosa (4 in mixed culture) and Staphylococcus spp. (4 in mixed culture). The results of this study showed that F.necrophorum is the most important bacterial cause of hepatic abscesses (49.7%) and C.pseudotuberculosis is the second important bacterial cause of hepatic abscesses (39.6%) in sheep in Urmia.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Hepatic abscess
  • slaughterhouse
  • bacteriology
  • Sheep
  • Urmia

    آبسه­های کبدی در تمامی گونه­های دامی و در سنین مختلف امکان بروز دارد، اما در نشخوارکنندگان و به­خصوص در گاوها احتمال وقوع آن بیشتر می­باشد (6 و 13). در گوسفندان سبب شناسی و بیماری­زایی آبسه­های کبدی مشابه گاوها می­باشد (3، 4 و 5). آبسه­ها در کبد گاو معمولا به­طور ثانوی ناشی از عفونت­های باکتریایی دیگر اندام­های بدن ایجاد می­گردند (5). جراحات دیواره شکمبه به­ دنبال اسیدوز لاکتیک، به­عنوان یکی از علل مستعده در شکل­گیری آبسه­های کبدی گاوها محسوب می­گردد (8). در گوسفندان نیز ارتباط مابین وقوع جراحات کبدی و عفونت­های شکمبه گزارش شده است (6 و 7). عوامل باکتریایی متنوعی از آبسه­های کبدی در گاو جدا شده است. فوزوباکتریوم نکروفوروم به­عنوان قسمتی از فلور نرمال شکمبه، معمول­ترین باکتری جدا شده از آبسه­های کبدی در گاو
می­باشد (6 ، 10 و 17). آرکانوباکتریوم پیوژنز دومین عامل غالب سبب شناختی آبسه­های کبدی گاو می­باشد (1، 2، 4، 9 و 17). در گوسفندان نیز باکتری­های فوزوباکتریوم نکروفوروم و آرکانوباکتریوم پیوژنز با فراوانی زیاد از آبسه­های کبدی جدا شده­اند (3، 6 و 14). خسارات اقتصادی ناشی از آبسه­های کبدی علاوه بر ضبط کشتارگاهی کبدهای مبتلا شامل کاهش اخذ غذا و کاهش افزایش وزن به میزان 3 تا 8%، کاهش قابلیت استفاده از غذا و کاهش بازده لاشه می­باشد (9).  با توجه به فراوانی جمعیت گوسفندان ایران، مشخص نمودن فراوانی و سبب شناسی آبسه­های کبدی در گوسفندان و به طبع آن اتخاذ راهکارهای مناسب پیشگیرانه، می­تواند از وقوع احتمالی خسارات اقتصادی فراوان جلوگیری کند. هدف از مطالعه حاضر تعیین میزان وقوع آبسه­های کبدی و عوامل باکتریایی مسبب آنها در گوسفندان کشتار شده در کشتارگاه ارومیه
می­باشد.

مواد و روش­ها

    با مراجعه مرتب به کشتارگاه ارومیه از اوایل فروردین 1386 تا اوایل مرداد همان سال، تعداد 3260 لاشه گوسفند از لحاظ ابتلا به آبسه های کبدی مورد بررسی قرار گرفت. پس از باز شدن لاشه و خروج امعا و احشا از محوطه بطنی، کبد گوسفندان بررسی می­شد و در صورت وجود آبسه، تعداد و موقیت آنها از لحاظ لب و سطح درگیر کبد ثبت می­گردید. سپس آبسه­ها به همراه قسمتی از بافت سالم کبد جدا شده و در مجاورت یخ  به آزمایشگاه میکروب شناسی دانشکده دامپزشکی دانشگاه آزاد ارومیه انتقال می­یافت. در آزمایشگاه پس از شستشوی آبسه­ها با آب و ضدعفونی سطح آنها با الکل، جدار هر یک از آبسه­ها با اسپاتول داغ سوزانده شده و از همان قسمت توسط تیغ اسکالپل استریل بریده می­شد. سپس در مجاورت شعله از عمق و کناره­های آبسه باز شده توسط انس استریل نمونه برداری شده و روی محیط­های کشت برده
می­شد. برای کشت اولیه از محیط­های بلاد آگار (Merck) و مک­کانگی آگار (Merck) استفاده شد. برای کشت از هر آبسه از تعداد دو محیط بلاد آگار و یک محیط تیو گلیکولات استفاده شد. سپس پلیت­ها به دو گروه هوازی و بی­هوازی تقسیم شده و به­مدت 24 ساعت برای گروه هوازی و 72 ساعت برای گروه بی­هوازی در انکوباتور 37 درجه سانتی­گراد نگه­داری شدند. برای تأمین شرایط بی­هوازی درون جار بی­هوازی از یک کاتالیزور واکنش­های شیمیایی استفاده شد. بعد از رشد باکتری‌ها مشخصات ظاهری پرگنه‌ها (شکل، رنگ و بوی پرگنه­ها و وجود همولیز) ثبت شد و در صورت رشد چند نوع پرگنه، جهت خالص سازی کشت خطی انجام گرفت. سپس آزمایش­های اولیه به­صورت رنگ آمیزی گرم و آزمایش کاتالاز، اکسیداز و پتاس انجام می­گرفت. برای تشخیص نهایی از محیط­های افتراقی SIM (Himedia,India)،TSI (Liofilchem,Italy)،  نیترات (Quelab,Canada)، ژلاتین (Merck,Germany)، اوره (Himedia,India) و سیمون سیترات (Merck,Germany)، استفاده شد. پس از انجام آزمایش­های اختصاصی مرحله نهایی شناسایی باکتری­ها با استفاده از جداول مخصوص انجام شد (12).

آنالیز آماری

 جهت تجزیه و تحلیل داده­ها و بررسی ارتباط بین وجود
آبسه­ها با جنس، لب­ها و سطوح مختلف کبد از آزمون آماری مربع کای استفاده گردید.

یافته­ها

      در این تحقیق لاشه 3260 رأس گوسفند (1956 رأس نر و 1304 رأس ماده) در کشتارگاه ارومیه از لحاظ میزان فراوانی آبسه­های کبد مورد بررسی قرار گرفت. در کل 48 رأس گوسفند (47/1%) واجد آبسه کبدی بودند.

 از 48 مورد آبسه کبدی یافت شده، 26 مورد در گوسفندان ماده (99/1%) و 22 مورد در گوسفندان نر (12/1%) مشاهده گردید. آزمون مربع کای ارتباط معنی­داری بین بروز آبسه و جنس گوسفندان نشان نداد.

 در 23 مورد (9/47%) آبسه­ها در سطح دیافراگمی، در 17مورد (5/35%) در سطح احشایی و در 8 مورد (6/16%) در هر دو سطح (دیافراگمی و احشایی) حضور داشتند. اختلاف در تعداد آبسه­های موجود در سطوح مختلف کبد از لحاظ آماری
معنی­دار است (05/0p<). در 23 مورد (8/45%) آبسه­ها در لب راست کبد، در 15 مورد (2/31%) در لب چپ و در 11 مورد (23% ) به­صورت منتشر در (لب راست، چپ و چهار گوش) کبد قرار داشتند. تفاوت در تعداد آبسه­های موجود در لب­های مختلف کبد از لحاظ آماری معنی­دار نیست.

از کشت باکتریایی 48 آبسه در کل تعداد 71 باکتری از 6  جنس جدا گردید (جدول 1). از 25 آبسه  فقط یک عامل و از 23 آبسه بیش از یک عامل جدا گردید.

 فوزوباکتریوم نکروفوروم از 14 آبسه به­صورت خالص (2/29%) و از 9 آبسه به­طور مخلوط با دیگر باکتری­ها (7/18%)، در 5 مورد همراه با آرکانوباکتریوم پیوژنز (4/10%) و در 4 مورد همراه با گونه­های استافیلوکوکوس (3/8%) جدا گردید.

کورینه باکتریوم پزودوتوبرکلوزیس از 5 آبسه به­صورت خالص (4/10%) و از 14 آبسه به­طور مخلوط با دیگر باکتری­ها (2/29%)، در 5 مورد با  آرکانوباکتریوم پیوژنز (4/10%)، در 5 مورد با  اشریشیا کلی (4/10%) و در 4 مورد همراه با پزودوموناس ایروژنوزا (3/8%) جدا گردید.

دو باکتری  آرکانوباکتریوم پیوژنز و اشریشیا کلی علاوه بر اینکه به­طور مخلوط از آبسه­های کبدی جدا شده اند، به­طور خالص به­ترتیب از 4 (3/8%) و 2 (2/4%) آبسه جدا گردیدند.

پزودوموناس ایروژنوزا و استافیلوکوک­ها فقط به­صورت مخلوط، هر دو از 4 آبسه (3/8%) جدا گردیدند.

 

جدول 1- عوامل باکتریایی جدا شده از کشت آبسه­های کبدی گوسفندان و درصد فراوانی آنها

 

باکتری

 

تعداد جدایه­ها

کشت

خالص

مخلوط   با

 

فوزوباکتریوم نکروفوروم

 

23 (9/47%)

 

14 (2/29%)

 

9 (7/18%)

5 (4/10%)  آرکانوباکتریوم پیوژنز

 4 (3/8%)  استافیلوکوکوس

کورینه باکتریوم پزودوتوبرکلوزیس

19 (6/39%)

5 (4/10%)

14 (2/29%)

 5 (4/10%)  آرکانوباکتریوم پیوژنز

 5 (4/10%)  اشریشیا کلی

 4 (3/8%)  پزودوموناس ایروژنوزا

آرکانوباکتریوم پیوژنز

 14 (1/29%)

4 (3/8%)

  10 (8/20%)

 

 

5 (4/10%) کورینه باکتریوم پزودوتوبرکلوزیس

5 (4/10%) فوزوباکتریوم نکروفوروم

اشریشیا کلی

7 (6/14%)

2 (2/4%)

 5 (4/10%)

کورینه باکتریوم پزودوتوبرکلوزیس

پزودوموناس ایروژنوزا

 4 (3/8%)

-

 4 (3/8%)

کورینه باکتریوم پزودوتوبرکلوزیس

استافیلوکوک ها

 4 (3/8%)

-

 4 (3/8%)

فوزوباکتریوم نکروفوروم

 

 


بحث و نتیجه‌گیری

 

     در مطالعه حاضر میزان شیوع آبسه­های کبدی در گوسفندان 47/1 درصد تعیین گردید. همان­طور که انتظار می­رفت، فراوانی آبسه­های کبدی در گوسفندان تحت مطالعه از میزان بسیار پائینی برخوردار است. یکی از دلایل مهم شکل گیری آبسه­های کبدی، جراحات التهابی جدار شکمبه ناشی از اسیدوز لاکتیک و به­دلیل مصرف زیاد کربوئیدرات­ها می­باشد. دقیقاً به همین علت بروز آبسه­های کبدی در گاوها به­خصوص در گاوهای پرواری از فراوانی قابل توجه (12تا 32% و مواقعی تا 78%) برخوردار می­باشد (9 و 13). در مطالعات انجام شده در ایران نیز میزان شیوع آبسه­های کبدی گاو در اهواز 95/5 درصد و در شهرکرد 6/6 درصد گزارش شده است (1 و 2).  درخصوص گوسفندان عمدتاً به­دلیل تغذیه از مرتع، احتمال وقوع رومینیت به­عنوان یک عامل پیشرو در ایجاد آبسه­های کبدی کمتر خواهد بود. در مطالعه انجام یافته در ایالات متحده امریکا فراوانی سالانه
آبسه­های کبدی در گوسفندان کشتاری 3 % تعیین گردیده است، که نتایج به­دست آمده در تحقیق حاضر با آن هماهنگ است (14)، اما در تحقیق انجام گرفته در اردن، فراوانی آبسه­های کبدی گوسفندان، 4/16% گزارش شده است (3). تفاوت موجود در دو مطالعه اخیر را شاید بتوان به حضور عوامل دیگر مؤثر در شکل گیری آبسه­های کبدی نظیر درگیری­های انگلی کبد به­مانند فاسیولوز نسبت داد (15). به هر حال آنچه از ارقام موجود مشخص می­شود بروز آبسه­های کبدی در گوسفندان به مراتب کمتر از گاوها می­باشد.

در تحقیق حاضر باکتری­های جدا شده از آبسه­های کبدی گوسفندان مشابه دیگر مطالعات انجام گرفته در گاو و گوسفند و بز می­باشد. باکتری­های  فوزوباکتریوم نکروفوروم و آرکانوباکتریوم پیوژنز به فراوانی و گونه های استرپتوکوکوس، استافیلوکوکوس، باکتریوئیدس و اعضای خانواده انتروباکتریاسه اغلب همراه با  فوزوباکتریوم نکروفوروم و یا به­طور خالص از کشت آبسه­های کبدی گاوها جدا شده­اند (1، 2، 4، 5، 8 و 11). در دو مطالعه انجام شده بر روی آبسه­های کبدی گاوهای ایران فقط باکتری­های  فوزوباکتریوم نکروفوروم و آرکانوباکتریوم پیوژنزجدا گردیده است (1 و 2). در گوسفندان نیز علاوه بر باکتری­های فوزوباکتریوم نکروفوروم و آرکانوباکتریوم پیوژنز که از فراوانی قابل توجهی در آبسه­های کبدی برخوردارند، باکتری­های استافیلوکوکوس اپیدرمیدیس، گونه­های پاستورلا، استرپتوکوکوس، کورینه باکتریوم، مورکسلا، پزودوموناس ایروژنوزا و کلستریدیوم پرفرنجنز نیز جدا گردیده است (3، 14 و 19). در بزها برخلاف گاوها و گوسفندان باکتری کورینه باکتریوم پزودوتوبرکلوزیس با فراوانی بیشتر از کشت آبسه­های کبدی جدا شده است. اشریشیا کلی، گونه­های کورینه باکتریوم، پاستورلا همولیتیکا، گونه­های پروتئوس و استافیلوکوکوس اورئوس دیگر باکتری­های جدا شده می­باشند (16).

در تحقیق حاضر  فوزوباکتریوم نکروفوروم به­عنوان فراوان­ترین باکتری از 9/47 درصد آبسه­های کبدی گوسفندان جدا شد. این باکتری به­عنوان فلور نرمال شکمبه نشخوارکنندگان در 80 تا 97 درصد آبسه­های کبد گاوان و 77 درصد آبسه­های گوسفندان غالب­ترین جرم جدا شده است (1، 2، 3 و 11).  فوزوباکتریوم نکروفوروم علاوه بر اینکه به­طور خالص از آبسه­های کبدی جدا می­گردد، به فراوانی به­طور مخلوط نیز با دیگر باکتری­ها در آبسه­های کبدی حضور دارد (3 و 5). در مطالعه حاضر فوزوباکتریوم نکروفوروم با فراوانی 4/10 درصد به­طور مخلوط با  آرکانوباکتریوم پیوژنزو 3/8 درصد با گونه­های استافیلوکوکوس همراه بوده است. یافته مذکور می­تواند تأییدی بر وجود اثر سینرژیستی مابین فوزوباکتریوم نکروفوروم  و دیگر پاتوژن­ها به­خصوص آرکانوباکتریوم پیوژنز در ایجاد آبسه­های کبدی باشد (4، 17 و 18).

برخلاف دیگر مطالعات در گاو و گوسفند که ارگانیسم  آرکانوباکتریوم پیوژنز را به­عنوان دومین باکتری غالب آبسه­های کبدی معرفی کرده­اند، در تحقیق حاضر کورینه باکتریوم  پزودوتوبرکلوزیس با فراوانی 6/39 درصد دومین باکتری فراوان جدا شده از آبسه­های کبدی است. باکتری مذکور در مطالعات قبلی با فراوانی فوق العاده کمتری (2 مورد از 297)  از
آبسه­های کبدی گوسفندان گزارش شده است (3). این باکتری با فراوانی 9/58 درصد ارگانیسم غالب آبسه­های کبدی در بز می­باشد (16). کورینه باکتریوم پزودوتوبرکلوزیس عامل بیماری لنفادنیت کازئوزمی­باشد که عمدتاً با آبسه­ای کردن عقده­های لنفاوی سطحی بیماری­زایی خود را اعمال می­کند ولی در مواقع عمومی شدن بیماری، می­توان آبسه­ها را در اندام­های احشایی چون ریه، طحال، کلیه و به­خصوص کبد مشاهده کرد (13). حضور فراوان این باکتری در آبسه­های کبدی به­خصوص
به­صورت خالص در 4/10 درصد موارد، اهمیت توجه بیشتر به بیماری لنفادنیت کازئوز در گوسفندان شهرستان ارومیه را بیش از پیش آشکار می­سازد.

اشریشیا کلی در مطالعات قبلی با فراوانی 8/11 درصد و 9 درصد به ترتیب از آبسه­های کبدی بزها و گوسفندان جدا شده است (3 و 16). در یک بررسی  دیگر ارگانیسم اشریشیا کلی به­عنوان فراوانترین باکتری بی­هوازی اختیاری آبسه­های کبدی گوسفندان مطرح می­باشد (14). در تحقیق حاضر این باکتری با فراوانی 6/14 درصد و بیشتر به­صورت مخلوط با کورینه باکتریوم پزودوتوبرکلوزیس (4/10 درصد) جدا گردیده است. اشریشیا کلی یکی از ساکنین طبیعی روده می­باشد که می­تواند همراه با مهاجرت لارو انگل­های روده­ای و یا در اثر باکتریمی ناشی از بیماری­هایی چون اسهال وارد کبد گردد (5).

در تحقیق حاضر گونه­های استرپتوکوکوس و پزودوموناس ایروژنوزا با فراوانی بسیار کم و فقط به­صورت مخلوط با دیگر باکتری­ها گزارش گردید، از این رو در بیماری­زایی آبسه­های کبدی گوسفندان نقش مهمی نداشته و می­توان جدا شدن آنها را به آلوده شدن نمونه­ها درحین کشت نسبت داد. باکتری­های مذکور در دیگر مطالعات نیز با فراوانی بسیار کم از آبسه­های کبدی گوسفندان گزارش شده است (3، 14 و 19).

  1. قدردان مشهدی، ع.، قربانپور، م.، راسخ، ع. و کاظمی، ج. 84-1383. تعیین میزان فراوانی آبسه های کبدی و علل باکتریایی آن در گاوان کشتار شده در کشتارگاه اهواز. مجله علمی دانشکده دامپزشکی، دانشگاه شهید چمران اهواز، سال هشتم، شماره نه-ده، صفحات: 60 -53.
  2. لطف­اله­زاده، ص.، مخبر دزفولی، م.ر.، تاجیک، پ.، عبدلی، ع. و شریف زاده، ع. 1383. مطالعه باکتریولوژیک
    آبسه­های کبدی در گاوهای کشتار شده در کشتارگاه شهرستان شهر کرد. مجله دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران، سال شصتم، شماره چهار، صفحات: 373-369.
    1. Berg, J.N. and Scanlan, C.M.  1982. Studies of Fusobacterium necrophorum from bovine hepatic abscesses: biotypes, quantitation, Virulence and antimicrobial susceptibility. Am. J. Vet. Res. 42:1580-1586.
    2. Lechtenberg, T.G., Nagaraja, T.G. and Leipold, H.W.  1988.  Bacteriologic and histologic studies of hepatic abscesses in cattle. Am. J. Vet. Res. 49:58-62.
    3. Maxie, M.G.  2007. Jubb, Kennedy and Palmer's Pathology of Domestic Animals. Saunders, Edinburgh, Fifth Edition, Volume 2. p: 353-4.
    4. Marsh, H.  1944.  Necrobacillosis of the rumen in young lambs. J. Am. Vet. Med. Assoc. 104:23-25.
    5. Nagaraja, T.G. and Chengappa, M.M.  1998.  Liver abscesses in feedlot cattle: a review. J. Anim. Sci. 76 (1):287-298.
    6. Nagaraja, T.G., Beharka, A.B., Chengappa M.M., Carroll, L.H., Raun, A.P., Laudert, S.B. and Parrott, J.C. 1999.  Bacterial flora of liver abscesses in feedlot cattle fed tylosin or no tylosin. J. Anim. Sci. 77(4):973-8.
    7. Newsom, I. E.  1983. A bacteriologic study of liver abscesses in cattle. Vet. Microbiology. 63:232-233.
    8. Quinn, P.J., Carter. M.E., Markey, B.K. and Carter, G.R. 1994. Clinical Veterinary Microbiology. Wolfe, London. p: 118-327.
    9. Radostitis, O.M., Gay, C.C., Hinchcliff, K.W. and Constable, P.D.  2007.  Veterinary Medicine, A text book of the disease of cattle, horses, sheep, pigs and goats. Saunders Elsevier, Edinburgh, Tenth Edition.  p: 395.
    10. Scanlan, C.M. and Edward, J.F.  1990.  Bacteriologic and pathologic studies of hepatic lesion in sheep. Am. J. Vet. Res. 51:365-366.
    11. Shedon, I. M.  1995.  Hepatic abscess due to fascioliasis. Vet. Rec. 4:304.
    12. Santa Rosa, J., Johnson, E.H., Alves, F.S.F. and Santos, L.F.L.  1989.  A retrospective study of hepatic abscesses in goats: pathological and microbiological findings. British. Vet. J. 145(1):73-76.
    13. Tadayon, R.A., Cheema, R.H. and Muhammad, S.I.  1980. Microorganisms associated with abscesses of sheep and goats in the south of Iran. Am. J. Vet. Res. 41:798-801.

3.       Al-Qudah, K.h. and Al-Majali, A.  2002. Bacteriologic studies of liver abscesses of Awassi sheep in Jordan. Small Rumin. Res.  47(3):249-253.

8.       Nagaraja, T.G. and Lechtenberg,  K.F.  2007. Liver abscesses in feedlot cattle. Vet. Clin. North. Am. Food Anim. Pract. 23(2):351-369.

17.    Tadepalli, S., Narayanan, S.K., Stewart,G.C. , Chengappa, M.M. and Nagaraja , T.G.  2009.  Fusobacterium necrophorum: a ruminal bacterium that invades liver to cause abscesses in cattle. Anaerobe. 15(1-2):36-43.

18.    Tan, Z.L., Nagaraja, T.G. and Chengappa, M.M.  1996.  Fusobacterium necrophorum infections: virulence factors, pathogenic mechanism and control measures. Vet. Res. Commun. 20(2):113-40.