بررسی فاکتورهای خطر شیوع لپتوسپیروز در گله‌های گوسفندی

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تبریز، باشگاه پژوهشگران جوان، تبریز، ایران

2 دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تبریز، دانشکده دامپزشکی، گروه علوم درمانگاهی، تبریز، ایران

3 دانشگاه تهران، دانشکده دامپزشکی، گروه علوم درمانگاهی، تهران، ایران

4 دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تبریز، دانشکده دامپزشکی، دانش‌آموخته دکترای عمومی، تبریز، ایران

چکیده

لپتوسپیروز یک بیماری باکتریایی مشترک بین انسان و دام و با انتشار جهانی است که منبع اصلی آن جوندگان و حیوانات وحشی می­باشند که لپتوسپیراها را در ادرار خود دفع می­کنند. این بیماری در انسان و در تمام پستانداران اهلی و وحشی بروز می­کند. این بیماری در گاو موجب تب، هموگلوبینوری، زردی، سقط جنین، ورم پستان، کاهش تولید شیر، اختلالات تولیدمثلی و مرگ می­گردد و مهمترین عوارض آن در گوسفند، سقط جنین و پیلونفریت است. هدف از این مطالعه، بررسی فاکتورهای خطر ایجادکننده بیماری لپتوسپیروز و ارتباط آن با میزان شیوع بالای این عفونت در گله­های گوسفندی بود. بر همین اساس تعداد ۲۶۰ نمونه سرمی از بین 20 گله گوسفندی جمع­آوری گردید. سپس با آزمایش آگلوتیناسیون میکروسکوپی (Microscopic agglutination test) و با استفاده از ۶ نوع آنتی­ژن زنده لپتوسپیرا اینتروگانس شامل: پومونا- کنیکولا- ایکتروهموراژیه- گریپوتیفوزا- هارجو و بالوم مورد مطالعه قرار گرفتند. نتایج به دست آمده از آزمایش MAT حاکی از آلودگی 46/28 درصدی نمونه­های سرمی بود. عمده آلودگی مربوط به نمونه­ها به گوسفندانی اختصاص داشت که در محیط­های باتلاقی زندگی می­کردند، طوری که 28/۷۰ درصد نمونه­های مثبت را شامل می­شد. در بین نمونه­های مثبت 25/56 درصد نمونه­ها با سروتیپ کنیکولا واکنش مثبت نشان دادند. از سوی دیگر، ۵۶/۷۶ درصد از نمونه­های مثبت به گوسفندانی تعلق داشت که جوندگان به­خصوص موش در محیط زندگی آنها به تعداد بسیار زیاد مشاهده شده بود. در مورد گوسفندانی که بستر نگهداری آنها مرطوب و خیس بود، ۶۰درصد از نمونه­های مثبت را به خود اختصاص دادند و در نهایت اینکه بیشترین فراوانی نمون­های مثبت دامی در محدوده سنی ۳ تا ۶ سال قرار داشتند، به عبارتی دیگر با افزایش سن حیوانات، میزان شیوع این بیماری هم افزایش یافته است. پس با توجه به نتایج به­دست آمده، افزایش سن حیوانات، زندگی در محیط­های باتلاقی با بستر مرطوب، وجود سگ نگهبان آلوده در کنار گله و نیز وجود تعداد زیاد جوندگان در محیط را می­توان به عنوان برخی فاکتورهای خطر رخداد شیوع سرولوژیک لپتوسپیروز مورد اهمیت و تأکید قرار داد. 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Evaluation of risk factors of prevalence of leptospirosis in sheep flocks

نویسندگان [English]

  • M Imandar 1
  • A Hassanpour 2
  • GH.R Abdollahpour 3
  • H Haghpanah 4
1 Young Researchers Club, Tabriz Branch, Islamic Azad University, Tabriz, Iran
2 Department of Clinical Sciences, Faculty of Veterinary Medicine, Tabriz Branch, Islamic Azad University, Tabriz, Iran
3 Department of Clinical Sciences, Faculty of Veterinary Medicine, University of Tehran, Tehran, Iran
4 Ggraduate of Veterinary Medicine, Tabriz Branch, Islamic Azad University, Tabriz, Iran
چکیده [English]

Leptospirosis  is  a  worldwide  bacterial  zoonoses  that  its  main  source  are  wild animals  and  rodents  That  leptospirals  excrete  in  their  urine. This  disease  causes  fever, hemoglobinuria, jaundice, abortion, mastitis, reduced  milk  production, reproductive  disorders  and  death  in  cattle, that  major  complications  in  sheep  are  abortion  and  pyelonephritis. The  purpose  of  this  study  is the  evaluation  of   risk  factors  for  leptospirosis  disease  and  its  association  with  high  prevalence  of  infection  in  the  sheep  flocks. Accordingly, 260 serum samples were collected from 20 flocks of  sheep. Then  with  microscopic  agglutination  test (MAT) using  6  live  antigen  Leptospira  interrogans  include  Pomona , canicola, icterohaemorrhagiae, gryppotyphoza, ballum  and  hardjo  was  studied. MAT  test  results  of  the  serum  samples  showed  the  contamination  was  28.46%. Most  contamination  of  the  samples  was  allocated  to  sheep  who  lived  in  swampy  areas, so  that  70.28%  of  positive   samples  were  included. 56.25%  of  positive  samples  among  the  samples  showed  positive  reaction  with  serotype canicola. On the other hand, 76.56%  of  the  positive  samples  belonged  to  animals  which  in  their  environment, rodents   in  very  large  numbers  were  observed. The  sheep  that  kept  in moist  and  wet  environment  to  be  had  60%  of  positive  samples , and  finally  the  highest frequency  of  positive  animals  were  ranged  among  ages  3  to  6  years  old, the  incidence  of  the  disease  increased  in  older  animals. By  attention  to  the  results, increasing  of  age, living  in  swampy  and  wet  bed, being  infectious  dogs  in  side  of  flocks and  also  very  large  number  of  rodents  in  environment  are  of  the  most  important  causes  of  seroprevalense  of  leptospirosis.  

کلیدواژه‌ها [English]

  • Risk Factors
  • Prevalence of leptospirosis
  • MAT
  • Flocks of sheep

مقدمه

 

   لپتوسپیروز یک بیماری عفونی و زئونوز با انتشار جهانی است که در پستانداران اهلی و وحشی بروز می­کند. سرووارهای زیادی از لپتوسپیرا شناخته شده­اند ولی عفونت همیشه توسط سروتیپ­های بومی منطقه که به عوامل محیطی و اکولوژیکی وابسته هستند، ایجاد می­گردد. جرم عامل بیماری علاوه بر پستانداران، از خزندگان، پرندگان، دوزیستان و ماهی­ها نیز جدا شده است. برخی از این حیوانات به عنوان مخزن بیماری عمل می­کنند که جوندگان و حیوانات وحشی در درجه اول اهمیت قرار دارند. برخی از حیوانات اهلی مثل: سگ، گاو و خوک نیز در انتشار عفونت دخیلند و به عنوان مخزن عفونت برای انسان و دام عمل می­کنند (۸  و ۹). در حالت کلی بیماری لپتوسپیروز از دو جنبه حائز اهمیت می­باشد:

۱- تهدید برای بهداشت عمومی، ۲- خسارت ناشی از بیماری در دام­ها

در حال حاضر لپتوسپیروز یکی از مشکلات بزرگ بهداشتی در دنیاست. براساس تحقیقات انجام شده در مؤسسه رازی و نیز مطالعات انجام شده در قالب مقالات و پایان نامه­ها، این بیماری در کشور ما نیز رو به گسترش می­باشد که بهداشت عمومی و تولیدات دامی کشور را تهدید می­کند. این بیماری در گوسفند مشکلاتی مثل سقط جنین و پیلونفریت را ایجاد می­کند که در صورت عدم درمان کشنده خواهد بود. این بیماری زئونوز بوده و می­تواند از دام به افراد در تماس با دام­ها منتقل شود (۱۰ و ۱۴).

بیماری لپتوسپیروز انتشـار جهانی دارد (1، 2 و۱۲) و تقریباً در تمام کشورهایی که جستجو کرده‌اند، آنرا یافته‌اند (۳ و ۶). در هر محـدوده جغرافیایی سروتیپ‌های مشخـصی از لپتوسپیراهـا شایع هستند (۱۱). بعضی از انواع لپتوسپیراها در اغلب کشورها دیده می‌شوند ولی عده‌ای محدود به مناطق خاصی می‌باشند (۱). به طور کلی توزیع واریته‌های سرمی عامل بیماری در دام­ها از یک کـشور به کشور دیگر و حتی در بین نواحی مختلـف در یک کـشور متفاوت می‌باشـد (۱و۶) و به عوامل محیـطی و میزبان بستگـی دارد (۱). از لحـاظ تئوری در هر جایی کـه خطر تماس مستقیم یا غیرمستقیم با ادرار حیوانات آلوده وجود داشته باشد، هر پستانداری مستعد ابتلاء به لپتوسپیروز می‌باشد (۴).

در ایران بیمـاری در انسان و دام وجود دارد ولی میزان اشاعـه و به طورکـلی اهمیت اقتصادی و بهداشتی آن در دست بررسی است. احتمالاً بیماری لپتوسپیروز بیش از آنچه که به­نظـر می‌رسد، در ایران شیوع دارد ولی از آنجائیکه شناسایی آن احتیاج به بررسی‌های دقیق آزمایشگاهی دارد، لـذا موارد قابل ملاحظه‌ای از آن از نظر دور مانده و یا به حساب بیماری­های دیگر به ویژه پیروپلاسموز منظور گـردیده است. طی بررسی‌هایی که در مؤسـسه رازی و دانشکده بهداشت انجام گـرفته، مواردی از بیمـاری در انسان، گاو و گوسفند تشخیص داده شده است. همچنین وجود پادتن‌ ضد برخی از انواع لپتوسپیراها در خون تعـداد قابل ملاحظـه‌ای از گـاوها، گوسفنـدان، بزها، شترها و به تعداد کمتری در سگ­ها به اثبات رسیده است (۱).

بیمـاری در گـوسفند در بسـیاری از کـشورها و در بز در اسـرائیل گـزارش شـده اسـت (۱۳). نشخوارکنندگـان کوچـک نسبـتاً به بیمـاری مقاوم هـستند (۵). با وجود این لپتوسپیروز در گوسفند می‌تواند موجب خسارات قابل توجهی گردد. هرچند موارد شیوع بیمـاری در گوسفند اندک است ولی تلفات آن به طور متوسط ۲۰ % در گوسـفند و بیش از ۴۵ % در بزهـا است. در یک عفونت تجـربی بر روی گـوسفندان با لپتوسپیرا هارجوبویس در اروپا نشان داده شد که گوسفندان توانایی انتقال عفونت به گوسفندان دیگر و نیز گوساله‌ها را دارند (۴).

هدف از این مطالعه، بررسی فاکتورهای خطر ایجادکننده بیماری لپتوسپیروز و ارتباط آن با میزان شیوع بالای این عفونت در
گله­های گوسفندی بود. این بررسی، یک مطالعه مقطعی- کاربردی بوده که نتایج آن به صورت توصیفی بیان گردیده است.

مواد و روش­ها

   در این تحقیق که از اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۸ لغایت مرداد ماه همان سال به­طول انجامید، تعداد ۲۶۰ نمونه سرم خون دامی از تعداد 20 گله گوسفندی جمع­آوری و آزمایش شدند. سروتیپ­های لپتوسپیرایی که در این آزمایش مورد استفاده قرار گرفتند؛ عبارت بودند از: ۱- پومونا، ۲- گریپوتایفوزا، ۳- ایکتروهموراژیه، ۴- هارجو، ۵- بالوم، ۶- کنیکولا. 

در مورد هر واحد دامداری از 10% گله و به­طور تصادفی خونگیری می‌شد. موضع خونگیری در همه موارد دامی ورید وداجی بود که با استفاده از لوله ونوجکت خلاءدار از حیوان خونگیری به عمل می‌آمد. در هر دام حدود ۷- ۵ میلی­لیتر خون اخذ می‌گردید که در آزمایشگاه از آن 3-1 میلی­لیتر سرم تهیه می‌شد. پس از اخذ نمونه روی برچسب لوله کد یا شماره تعیین شده، درج می‌گردید تا در مراحل بعدی تحقیق دسترسی به اطلاعات نمونه آسان‌تر باشد. همزمان با اخذ نمونه، اطلاعاتی در مورد خود دام از دامدار گرفته می­شد. طوری­که ابتدا شماره نمونه، سن دام و تعداد زایمان حیوان پرسیده می­شد. وجود یا عدم وجود سگ نگهبان گله، تعداد سگ در گله و نیز واکسیناسیون سگ­های گله نیز مورد سؤال قرار می­گرفت. یکی از بخش­های مهم این فرم به وجود جوندگان در محیط مربوط می­شود که به ۳ دسته محیط­های با تعداد جوندگان کم، متوسط و زیاد در محیط تقسیم بندی می­شود. برای ما تعیین وضعیت بستر حیوانات مورد مطالعه از اهمیت بسیار بالایی برخوردار بود که در درون این فرم ها بدان اشاره شده است. یکی دیگر از اطلاعاتی که از دامدار مربوطه اخذ شد، پرسش در مورد محل زندگی و چرای این گوسفندان بود که بر این اساس نیز محیط های باتلاقی یا نیمه باتلاقی و غیرباتلاقی مدنظر قرار گرفت. پس از خونگیری، لوله‌های محتوی خون را به مدت ۱ الی ۲ ساعت در دمای محیط قرار داده تا لخته خونی به صورت کامل تشکیل گردد، سپس تا صبح روز بعد در یخچال c ْ ۴ نگه­داری می‌شدند. صبح روز بعد لوله‌های محتوی خون لخته شده را از یخچال خارج نموده و با استفاده از پیپت پاستور استریل، سرم آنها را جدا نموده و به داخل میکروتیوب منتقل می‌شدند.

در صورتی که سرم جدا شده دارای مقداری گلبول قرمز بود، به کمک دستگاه سانتریفوژ به مدت ۱۰ دقیقه وبا سرعت ۳۰۰۰ دور آنرا سانتریفوژ نموده، سپس سرم خالص را جدا نموده و به داخل میکروتیوب منتقل می‌شدند. میکروتیوب­های محتوی سرم را در فریزر c ْ ۲۰- منجمد نموده تا زمان آزمایش کمترین آسیب را متحمل شوند. چند ساعت قبل از شروع آزمایش MAT، نمونه‌ها از فریزر خارج و در دمای آزمایشگاه به تدریج ذوب می‌شدند. آزمایش MAT  در آزمایشگاه تحقیقاتی لپتوسپیروز دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران انجام گرفت.   

در ادامه مراحل مختلف آزمایش MAT انجام گرفته و درصد آلودگی گوسفندان منطقه به لپتوسپیروز تعیین گردید که بر اساس این نتایج، تفاسیر مربوط به فاکتورهای خطر ایجادکننده این بیماری صورت پذیرفت.

یافته­ها

    در این بررسی، تعداد ۲۶۰ نمونه سرمی از گوسفندان اخذ گردیده و با استفاده از روش MAT با ۶ سروتیپ مورد آزمایش قرار گرفت که نتایج زیر حاصل شد:

از مجموع ۲۶۰ نمونه سرمی دامی، ۷۴ نمونه با یک یا بیش از یک سروتیپ واکنش مثبت نشان داد که فراوانی نسبی آن معادل ۴۶/28 درصد برآورده شد (نمودار ۱).

 

 
   

 

 

 

 


           

 

نمودار 1-توزیع فراوانی نسبی موارد سرمی مثبت و منفی در کل دام ها

 

در بین نمونه­های سرمی مثبت دامی، 25/۵۶ درصد نمونه­ها با سروتیپ کنیکولا واکنش مثبت نشان دادند. آنالیز نتایج بر اساس سن دام­ها نشان داد که میزان فراوانی نسبی موارد مثبت سرمی به این شکل بود: ۲-۰ساله (صفر درصد)، ۴-۲ ساله (۳۶/51 درصد)، ۶-۴ ساله (۵۴/40 درصد) و میش­های با سن بالاتر از ۶ سال (۱/8 درصد) (نمودار 2). 

 

 

 

 

 

 

 


نمودار 2- توزیع فراوانی نسبی موارد سرمی مثبت در کل دام ها بر حسب سن دام

 

     

 

در این بررسی، از تعداد کل ۲۶۰ نمونه اخذ شده، تعداد ۸۰ نمونه از گوسفندداری­های با تعداد کم جوندگان در محیط، تعداد ۷۴ نمونه از گوسفندداری­های با وجود متوسط جوندگان در محیط و تعداد ۱۰۶ نمونه از گوسفندداری­های با وجود بالای جوندگان در محیط اخذ شد. از نظر فراوانی نسبی
نمونه­های سرمی مثبت دامی، 62/۲۱ درصد نمونه­ها مربوط به گوسفندداری­های با وجود کم جوندگان در محیط، 62/۲۱ درصد نمونه­ها مربوط به گوسفندداری­های با وجود متوسط جوندگان در محیط و حدود 7۶/5۶ درصد نمونه­ها به گوسفندداری­های با وجود زیاد جوندگان در محیط تعلق داشتند (نمودار ۳).            

 

 

                                                                                            

 

 

          

 

 

نمودار۳- توزیع فراوانی نسبی موارد سرمی مثبت دامی بر حسب وجود جوندگان در محیط

 

     

 

1400

 

آنالیز نتایج بر اساس محل نگهداری دام­ها و منطقه زندگی از لحاظ فراوانی مطلق نشان داد که ۱۲۰ مورد از  نمونه­ها مربوط به محیط­های باتلاقی و جلگه­ای با آب و هوای خشک وگرم، ۸۰ مورد مربوط به محیط­های نیمه باتلاقی و ۶۰ نمونه مربوط به محیط­های غیرباتلاقی با آب و هوای سرد و کوهستانی و منطقه کوهستانی بوده­اند. از لحاظ فراوانی نسبی، 28/۷۰ درصد  نمونه­ها به محیط­های باتلاقی، 62/۲۱ درصد نمونه­ها به
محیط­های نیمه باتلاقی و 1/۸ درصد نمونه­ها به محیط­های غیر باتلاقی با آب و هوای سرد و کوهستانی تعلق داشتند (نمودار 4).

 

 

  

 

 

 

 

 

نمودار4- توزیع فراوانی نسبی بین موارد سرمی مثبت در دام­ها بر اساس محل نگهداری و منطقه زندگی آنها

 

 

   از کل ۷۴ نمونه سرمی مثبت دامی مربوط به گوسفندان، تعداد ۴۴ نمونه مربوط به نمونه سرم گوسفندانی است که در بستر مرطوب و یا گاهاً نیمه مرطوب نگه­داری می­شوند و تعداد ۳۰ نمونه مربوط به نمونه سرم گوسفندانی است که در بستر خشک نگه­داری می­شوند. از لحاظ توزیع فراوانی نسبی از کل تعداد نمونه­های مثبت، 46/۵۹ درصد نمونه­ها مربوط به گوسفندان نگه­داری شده در بسترهای مرطوب و نیمه مرطوب و 54/۴۰ درصد نمونه­ها مربوط به گوسفندان نگه­داری شده در بسترهای خشک می­باشد.

بحث و نتیجه­گیری

   لپتوسپیروز یکی از بیماری­های عفونی مهم در انسان و حیوانات به­خصوص گاو و گوسفند می­باشد که به وسیله اسپیروکت­هایی از جنس لپتوسپیرا ایجاد می­شود. این بیماری خسارات زیادی را به سیستم دامپروری کشور تحمیل می­کند که ناشی از مرگ دام، کاهش تولید شیر، سقط جنین و سایر اختلالات تولیدمثلی می­باشد. از سوی دیگر مشترک بودن لپتوسپیرا بین انسان و دام و انتقال بیماری از این طریق به انسان، اهمیت این بیماری را دو چندان می­کند که نیاز به تأمل و تدبیر راهکارهایی برای کنترل عفونت و تأمین بهداشت عمومی دارد. سوابق موجود در مراکز علمی کشور حاکی از آن است که این عفونت در اکثر نقاط ایران به عنوان یکی از مشکلات دامداری­ها مطرح می­باشد. عفونت با سروتیپ­های مختلف لپتوسپیرا در مناطق جغرافیایی مختلف بر روی اپیدمیولوژی و پاتوژنز بیماری اهمیت دارد.

گوسفندان برای برخی از سروتیپ­های باکتری از جمله: پومونا و هارجو، مخازن طبیعی نیستند و به طور مشابه، اینها با داشتن دوره­های نسبتاً کوتاه، باعث ایجاد اثرات پاتولوژیکی شدید در آنها می­شود. به عبارت دیگر، لپتوسپیروز مزمن و میزان شیوع سرولوژیکی بالای عفونت در گوسفند اتفاق می­افتد حتی در جایی که هیچ تماسی با گاو صورت نگرفته باشد، لذا این فرضیه پیشنهاد می­گردد که ممکن است گوسفند یک میزبان نگهدارنده برای بعضی از سرووارها باشد. با توجه به تحقیقات صورت گرفته توسط Radostitis و همکاران (2007)، این موضوع کنترل عفونت در گوسفند و گاو را پیچیده­تر کرده و گوسفندان آلوده و عفونی را یک خطر بالقوه زئونوتیک برای انسانها معرفی می­کند، از جمله: کارگران کشتارگاه و افرادی که گوسفند
نگه­داری می­کنند و افرادی که پشم­چینی گوسفندان را انجام
می­دهند در حالی که پیش از این به آنها توجه نشده بود (۱۴).

در بین نمونه­های اخذ شده از محیط­های باتلاقی 28/۷۰ %، در بین نمونه­های اخذ شده از محیط­های نیمه باتلاقی 62/۲۱ % و در بین محیط­های غیرباتلاقی ۱/8% موارد مثبت بودند. چون یکی از مهمترین راه­های انتقال لپتوسپیرای زنده به حیوانات، دسترسی حیوانات به آبهای راکد و باتلاق­هایی است که به بقاء جرم در طبیعت کمک می کنند، لذا این مطالعه، مطلب فوق را مورد تأکید قرار می­دهد.

در این مطالعه، کنیکولا و گریپوتایفوزا به عنوان سرووارهای شایع به ترتیب با 25/۵۶ % و ۸۴/20% تشخیص داده شدند. با توجه به اینکه در اکثر گوسفندداری­های تحت مطالعه وجود جوندگان مشاهده شده بود، از سوی دیگر از آنجائی­که نقش جوندگان به عنوان میزبان بقاء و مخزن سروتیپ گریپوتایفوزا ثابت شده است، شیوع این سروتیپ در این مطالعه را به این شکل می­توان توجیه نمود. همچنین چون در گله­ها از سگ­ها به عنوان سگ نگهبان گله استفاده می­شود، لذا میزان برخورد دام­ها با میزبان مخزن سروتیپ کنیکولا افزایش می­یابد که حاصل آن ایجاد پادتن در بدن دام خواهد بود. از طرف دیگر سگ­ها، با شکار جوندگان و خوردن آنها در انتشار عفونت نقش دارند. بنابراین روش­های پیشگیرانه برای کنترل عفونت در موش­ها و سگ­های همراه گله باید به کار برده شود.

در بررسی حاضر از کل نمونه­های اخذ شده، ۵۸% نمونه­ها مربوط به گوسفندداری­های با تعداد زیاد و متوسط موش و ۴۲% به واحدهایی تعلق داشتند که ادعا می­شد موش و جونده کمتری وجود دارد و یا اصلاً وجود ندارد. براین اساس نتایج حاصله نشان می­دهد که در بین نمونه­های اخذ شده از گوسفندداری­های واجد موش زیاد، 22/۳۲% دام­ها مثبت بودند درحالیکه این رقم در مورد نمونه­های اخذ شده از گوسفندداری­های با تعداد موش کم، 84/۱۹% بود. این اختلاف، اهمیت جوندگان را به عنوان میزبان نگهدارنده لپتوسپیرا یادآوری می­نماید.

با تجزیه و تحلیل داده­های موجود از لحاظ وضعیت بستر، مشخص گردید که در گروه اول یعنی گوسفندان با بستر خشک 54/۴۰% موارد مثبت بودند. در حالیکه در مورد گروه دوم و گوسفندداری­های با بستر مرطوب این رقم 46/۵۹% بود. این نتایج اهمیت رطوبت در اپیدمیولوژی بیماری را خاطر نشان
می­کند، چرا که جرم عامل بیماری در شرایط رطوبی و مساعد قدرت حیات بیشتری دارد و از این رو میزان مواجهه دام­ها با عامل بیماری­زا افزایش یافته و در پی آن میزان آلودگی سرمی نیز بالا خواهد بود.

اکثریت گوسفندانی که از آنها نمونه­برداری شد (۸۷%)، در محدوده سنی ۲ تا ۶ سال قرار داشتند و از این میان بیشترین فراوانی نسبی موارد مثبت مربوط به گروه­های سنی ۳ و ۵ ساله به ترتیب با ۳۶/51% و 54/۴۰% بود. این نتایج منطبق بر تئوریهای ارائه شده در منابع می باشد که بیشترین سن آلودگی را در همین سن می دانند. میزان عفونت به طور آماری با بالا رفتن سن افزایش یافته است. حیوانات دارای 2-4 جفت دندان دایمی (3-5 ساله­ها) بالاترین میزان عفونت را داشتند. نتایج سایر بررسی­ها هم مشابه تحقیق حاضر می­باشد. Ciceroni و همکاران (2000) و Saglamو همکاران (2007) نشان دادند میزان شیوع عفونت با افزایش سن حیوانات، به علت افزایش احتمال تماس حیوانات با ارگانیسم بالا می­رود (۷ و ۱۵).

نتیجه نهایی اینکه فاکتورهایی از قبیل: افزایش سن، وجود موش زیاد در محیط زندگی گوسفندان، بستر مرطوب، محل زندگی باتلاقی همراه با وجود سگ نگهبان آلوده در کنار گله گوسفندان می­توانند در شیوع بالای عفونت لپتوسپیرایی نقش ایفا کنند. لذا بایستی جهت کاهش میزان عفونت، به این فاکتورها اهمیت داده و راهکارهای مناسبی برای جلوگیری از وقوع شکل بالینی بیماری به کار گرفت. 

  1. تاج‌بخش، ح. ۱۳۷۶. باکتری شناسی عمومی. چاپ چهارم، انتشارات دانشگاه تهران. صفحات ۷۴5- ۷۴2.
  2. ذوقی، ا. ۱۳۷۲. بیماری­های قابل انتقال بین انسان و حیوان. بیماریهای باکتریایی، ریکتزیایی و ...، جلد اول، انتشارات شرکت سهامی انتشار، صفحات 607- 540.
  3. طـالـب خـان گـروسی، م. ، وندیوسـفی، ج.، فامیـل قدکـچی، ه. و نوروزیـان، ا. ۱۳۸۲. بررسـی سرواپیدمیولوژی لپتوسپیروز در سگهای گله اطراف مشهد، مجله دانشکده دامپزشکی تهران، دوره ۵۸، شماره ۲، صفحات: ۱۷9- ۱۷7.
  4. کریم، گ. و فرخنده، ع.  ۱۳۶۳. شیر و بهداشت همگانی، مرکز نشر دانشگاهی تهران، صفحات ۴9- ۴8.
  5. Alonso-Andicoberry, C. Garcia-Pena, F. J. Pereira-Bueno, J. Costas E. and Ortega-Mora, L. M. 2001. Herd-level  risk  factors  associated  with  Leptospira  spp.  Seroprevalence  in  dairy  and  beef  cattle  in  Spain. Preventive  veterinary  medicine, 52: 109-117.                                             
  6. Bettelheim, K. A., Fogg, T. R. 2002. Serological  studies  on  leptospiral  antibodies  in  dairy  milkers  in  three  region  of  South  Island  of  New  Zealand. Comparative  Immunology, Microbiology  and  Infectious  Disease, 9: 355-364.
  7. Ciceroni, L., Lombordo, D., Pinto, A., and Ciarrocchi, S. 2000. Prevalence  of  antibodies  to  leptospira  serovars  in  sheep  and  goats  in  Alto  Adige-South  Tyrol. J. Vet. Med., 47: 217-223.       
  8. Donahue, J.M, Smith, B.J., Redmon, K.J., and Donahue, J.K. 1991. Diagnosis  and  prevalence  of  leptospiral  infection  in  aborted  and  stillbirth  horses. J. Vet. Diagn. Invest., 3: 148-151
  9. Haji Hajikolaei, M.R., Ghorbanpour, M., and Abdollapour, G.R. 2006. Seroprevalence  of  leptospiral  infection  in  buffalo (Bubalus  bubalis). Bull. Vet. Inst. Pulawy. 50: 341- 344.
  10. Hassanpour, A., Fartashvand, M., Abdollahpour,G.R., Moghaddam,G., Nadalian, M., Sattari,S. 2007. Seroprevalence  of  leptospiral  infection  in  dairy  herds  in  Tabriz-Iran, J.Res. Reconstruct., 74:67-77. 
  11. Hirsh, D. C., and Zee Y. C. 1999. Veterinary  microbiology. Blackwell  publishing. PP: 185-189.                                                                             
  12. Porth, C. M. 1990. Pathophysiology  concepts  of  altered  health  states. J. B. Lippincott  company, PP: 149.
  13. Quinn, P. J., Markey, B. K., Carter, M. E., Donnelly W. J. and Leonard, F. C. 2002. Veterinary  microbiology  and  microbial  disease. Blackwell  publishing. PP: 175-184, 453-455, 484.
  14. Radostitis, O. M., Gay, C.C., Hinchcliff, K.H., and constable, P.D. 2007. saunders  Elseveir  London ,PP: 971-985.
  15. Saglam,Y.S., Yener, Z., Temur, A., and Yalcin, E. 2008. Immunohistochemical  detection  of  leptospiral  antigens  in  cases  of  naturally  occurring  abortion  in  sheep. Small  Ruminant  Research. 74,119-122.