مطالعه فراوانی باکتری اشرشیاکولی وروتوکسیکوژنیک در مدفوع گاوها و گوساله‌های کشتاری در کشتارگاه تبریز

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 منصور خاکپور

2 دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تبریز، دانشکده دامپزشکی، دانش‌آموخته دکترای عمومی، تبریز، ایران

3 دانشگاه آزاد اسلامی، واحد سراب، گروه صنایع غذایی، سراب، ایران

4 دانشگاه آزاد اسلامی، واحد شبستر، دانشکده دامپزشکی، گروه پاتوبیولوژی، شبستر، ایران

چکیده

اشرشیا کولای  به عنوان فلور طبیعی در روده بزرگ و پاتوژن عمده مشترک میان انسان و دام قابل انتقال از طریق غذا بوده که عامل مهم عفونت­های اسهالی در گاو به­ویژه گوساله می­باشد. در این پژوهش هدف شناسائی و جداسازی  اشرشیا کولای وروتوکسیکوژنیک می­باشد که با مراجعه به کشتارگاه تبریز به­طور تصادفی 43 نمونه مدفوعی از گوساله­ها و 151 نمونه مدفوعی از گاوها اخذ و به آزمایشگاه میکروبیولوژی دانشکده دامپزشکی دانشگاه آزاد اسلامی تبریز منتقل گردید. پس از غنی­سازی نمونه­ها و کشت در محیط­های کشت نتایج ذیل به­دست آمد: از 194 نمونه اخذ شده 113 مورد اشرشیا کولای جدا شد که 85 نمونه سوربیتول مثبت و 28 نمونه سوربیتول منفی بودند از 85 نمونه سوربیتول مثبت، 19 نمونه گوساله و 66 نمونه گاو و از 28 نمونه سوربیتول منفی، 13 نمونه گوساله و 15 نمونه گاو بودند. همچنین تست سرولوژی برای مشخص کردن سروتیپ­های  اشرشیا کولای غیر  O157روی نمونه­های سوربیتول مثبت انجام گرفت که 9 نمونه گوساله و 33 نمونه گاوی واکنش مثبت نشان دادند. سپس روی 28 نمونه سوربیتول منفی و 85 نمونه سوربیتول مثبت تست PCR با استفاده از سکانس ژن­های STx1 و STx2 انجام گرفت که 19 نمونه از 28 نمونه سوربیتول منفی و 7 نمونه از 85 نمونه سوربیتول مثبت اشرشیا کولای وروتوکسیکوژنیک بودند. نتایج نشان­دهنده وجود مقادیر نسبتاً بالای اشرشیا کولای وروتوکسیکوژنیک در مدفوع گاوها و گوساله­های کشتاری در کشتارگاه تبریز می­باشد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Prevalence of verotoxigenic Escherichia coli (VTEC) on slaughtered cattle and calves in Tabriz abattoir

نویسندگان [English]

  • M Khakpour 1
  • F Nazeri 2
  • J Khandagi 3
  • J Shaieg 4
1 Department of Pathobiology, Faculty of Veterinary Medicine, Tabriz Branch, Islamic Azad University, Tabriz, Iran
2 Ggraduate of Veterinary Medicine, Tabriz Branch, Islamic Azad University, Tabriz, Iran
3 Department of Food Industry, Sarab Branch, Islamic Azad University, Sarab, Iran
4 Department of Pathobiology, Faculty of Veterinary Medicine, Shabestar Branch, Islamic Azad University, Shabestar, Iran
چکیده [English]

E.coli is natural flour in large intestine and main common pathogen between human and animal , and its transportable by food , that its important cause of diarrhea infections in cows , particularly in calves. The aim of this survey is identify and separating E.coli and verotoxicogenic, that by referring to Tabriz slaughterhouse in chance 43 excrement samples from calves and 151 excrement samples from cows has been taken and transport to microbiology laboratory of veterinary faculty of Islamic azad TabrizUniversity. After in riching the samples and culturing in plates this results has been taken: From 194 taken samples, 113 E.coli samples were separated that were 85 positive sorbitol samples and 28 negative sorbitol samples .From 85 positive sorbitol samples were 19 samples of calves and 66 samples of cows and from 28 negative sorbitol samples were 13 samples of calves and 15 samples of cows. Also serological test accomplished for determining E.coli non O157 serotypes on the positive sorbitol samples that 9 samples of cows and 42 samples of cows demonstrate positive reaction, then on 28 negative sorbitol samples and 85 positive sorbitol samples, the PCR test accomplished by using secans of stx1, stx2 gens, that 15 samples of 28 negative sorbitol samples and 19 samples of 42 positive sorbitol samples were E.coli and verotoxicogenic. The result demonstrated that high amount of E.coli and verotoxicogenic exist in excrement of cows and calves slaughtered in Tabriz slaughterhouse.
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Verotoxicogenic E.coli
  • Cow
  • Calve
  • Tabriz slaughterhouse
  • PCR

مقدمه

 

    جنس اشرشیا، یکی از اعضای خانواده انتروباکتریاسه است که به عنوان جزئی از فلور طبیعی در روده بزرگ انسان و حیوانات وجود دارد. اشرشیاکولای یک باسیل گرم منفی معمولاً با تاژک­های اطرافی متحرک و بسیاری از سوش­های آن حاوی پیلی هستند و برخی از آنها لایه لعابی شبه کپسولی دارند هر گرم از مدفوع انسان حاوی حدود بیش از 108 باکتری
اشرشیا کولای می­باشد اشرشیا کولای مانند بقیه اعضای خانواده انتروباکتریاسه، بی­هوازی اختیاری است. و به­خوبی روی محیط­های خیلی ساده رشد می­کند فعالیت همولیتیک در محیط آگار خون­دار از خصوصیات برخی از سویه­های اشرشیا کولای است و در سطح محیط کشت آگار خون­دار رشد کرده و کلونی­های کروی و محدود به اندازه 1 تا 2 میلی­متر با سطح صاف، قوام آبدار و به رنگ خاکستری را تولید می­کند. دستگاه گوارش پستانداران در مدت کوتاهی پس از تولد، از محیط اشرشیا کولای را اخذ می­کند. این اجرام به عنوان اعضای مهم فلور طبیعی روده در طول عمر حضور دارند. بسیاری از سویه­های اشرشیا کولای حدت پایینی دارند اما می­توانند به­صورت فرصت طلب در خارج از دستگاه گوارش موجب بیماری­هایی مانند بیماری­های دستگاه ادراری و غدد پستانی گردند و به عنوان یک باکتری فرصت طلب در عفونت­های زخم، پنومونی، مننژیت و سپتی سمی شرکت می­کنند. از نظر  اپیدمولوژی و بیماری­زائی اشرشیا کولای عامل بیماری­های مهمی در انسان و دام است از جمله: بیماری­های روده­ای (کلی باسیلوز روده­ای، اسهال نوزادی)، سپتی سمی نوزادان (کولی سپتی­سمی)، بیماری­ها دستگاه تناسلی- ادراری مثل مثانه و رحم، ورم پستان گاو،  کلی باسیلوز طیور و توکسمی کلی باسیلی (1 و 3).

فاکتورهای متعددی در سویه­های بیماری­زای اشرشیا کولای به آنها اجازه می­دهد که در سطوح مخاطی استقرار یافته و متعاقباً ایجاد بیماری نمایند. عوامل مستعد کننده­ای که اجازۀ استقرار باکتری و حساس شدن حیوانات جهت بروز بیماری­های بالینی است شامل سن، وضعیت ایمنی، ماهیت جیرۀ غذایی و نیز مواجهه با بارمیکروبی بالا از سویه­های بیماری­زا می­باشد. از عوامل حدت سویه­های پاتوژن اشرشیا کولای، کپسول، فیمبریه، آندوتوکسین، ساختارهای مسئول کلونیزه شدن باکتری، آنتروتوکسین، وروتوکسین و دیگر مواد ترشحی می­باشد. در سال­های اخیر، اشرشیا کولای آنتروهموراژیک سویۀ H7: O157 به عنوان پاتوژن عمدۀ مشترک میان انسان و دام که قابل انتقال از طریق غذا می­باشد مسئول سندرم اورمیک همولیتیک– کولیت خونریزی دهنده[1] شناخته شده است و EHEC  عامل  کولیت هموراژیک در اطفال کمتر از پنج سال می­باشد. کلی باسیلوز روده­ای در گوساله­ها و بره­های تازه متولد شده که توسط سروتیپ­های خاصی بروز می­کنند در هفته اول زندگی مسأله بسیار مهمی است، البته اسهال می­تواند در گوساله­های 2 تا 3 هفته نیز مهم باشد. بیماری در تمامی نژادهای گوشتی و شیری اتفاق می­افتد. امروزه تست­های سرولوژی و روش­های مولکولی برای تشخیص آزمایشگاهی باکتری­ها وجود دارد روش­های جدید با استفاده از واکنش زنجیره­ای پلیمراز (PCR) که بر پایه سکانس ژن می­باشند به خوبی و با موفقیت برای تشخیص اشرشیا کولای بکار می­رود. به همین منظور در این تحقیق جداسازی و شناسائی اشرشیا کولای­های وروتوکسیکوژنیک از مدفوع گاو و گوساله­ها به روش کشت و PCR انجام شده است (1، 2 و 3).

مواد و روش­ها

مراحل نمونه برداری و کشت:

طی مراجعه به کشتارگاه تبریز در زمستان 1386 به­صورت تصادفی تعداد 43 نمونه مدفوعی از گوساله­ها و تعداد 151 نمونه مدفوعی از گاوها مجموعاً 194 نمونه اخذ و پس از قرار دادن در ظروف استریل در اسرع وقت به آزمایشگاه میکروب شناسی دانشکده دامپزشکی ارجاع شد.

در آزمایشگاه در شرایط کاملاً استریل در کنار شعله از هر نمونه مدفوعی 25 گرم به­دقت وزن شده و به داخل 225 میلی­لیتر پپتون براث استریل  اضافه گردید سپس 24 ساعت در دمای 37 درجه سانتی­گراد انکوبه شد تا غنی­سازی انجام شود.

5 لوله آزمایش برای هر نمونه تهیه شد که هر کدام حاوی 9 میلی­لیتر سرم فیزیولوژی استریل شده بودند از محیط کشت پپتون براث حاوی مدفوع به­مقدار 1 میلی­لیتر برداشت کرده و به لوله آزمایش اول منتقل شده و رقت 1- 10 تهیه گردید بعد از بهم زدن ، مجددا به مقدار 1 میلی­لیتر از لوله اول برداشت و به لوله دوم اضافه شد و رقت  به­دست آمد و این عمل را تا لوله پنجم ادامه داده تا رقت  حاصل گردید. از لوله حاوی رقت  به مقدار 1/0 میلی­لیتر برداشت کرده و روی محیط کشت مکانکی آگار، ریخته و به شکل یکنواخت کشت داده شد، سپس محیط­های کشت را به­مدت 24 ساعت در دمای 37 درجه سانتی­گراد انکوبه کرده و در ادامه پس از انکوباسیون محیط­های کشت جهت خالص سازی و شناسایی­ای کولای، از پرگنه­های لاکتوز مثبت (صورتی تا قرمز) 5 کلونی به شکل تصادفی برداشت کرده و به محیط کشت BHI آگار انتقال داده شد و سپس این محیط ها به­مدت 24 ساعت در دمای  انکوبه گردید. بعد از رشد کلونی­ها در محیط BHI A تست اکسیداز و کاتالاز بر روی هر کلونی به­صورت جداگانه انجام گرفت و از بین کلونی­هایی که تست اکسیداز منفی و تست کاتالاز مثبت داشتند با انجام آزمایش­های تکمیلی IMViC و بعد از تأیید در آن به محیط­های افتراقی همچون اوره، لیزین، اورنیتین، ONPG، تولید گاز از گلوکز، تخمیر سوربیتول و محیط SIM  از جهت وجود حرکت انتقال داده و مورد بررسی قرار داده شد و از اشرشیا کولای  بودن آنها اطمینان حاصل شد (4). در ادامه تحت آزمایش PCR قرار گرفتند.

 روش کار مولکولی (استخراج DNA و PCR ):

از هر یک از نمونه­های تایید شده یک پلیت BHI A تهیه و کدگذاری شده و جهتPCR  آماده شدند.

استخراج DNA :

ابتدا یک کلونی از پلیت باکتری برداشت و به داخل میکروتیوب   ml5/1 انتقال دادیم سپس مقدار 500 مایکرولیتر بافر لیزکننده به آن اضافه نموده و به مدت 10 دقیقه در بن ماری c ْ 65-60  قرار دادیم. در ادامه در rpm 12000 به مدت 10 دقیقه سانتریفوژ کردیم مایع رویی را برداشته و به یک میکروتیوب  ml5/1 دیگر انتقال داده و هم حجم مایع رویی انتقال داده شده مخلوط کلروفرم- ایزوآمیلیک الکل اضافه نمودیم سپس محلول حاصل را در rpm 12000 به­مدت 10 دقیقه سانتریفوژ کرده دوباره مایع رویی را برداشت و به میکرو تیوب  ml5/1 جدید منتقل شد، هم حجم مایع رویی ایزوپروپانول سرد اضافه گردید، نیم ساعت در یخچال گذاشته سپس در  rpm  12000 به­مدت 10 دقیقه سانتریفوژ کرده مایع رویی را دور ریخته و بر روی رسوب باقی­مانده در میکروتیوب به­مقدار 250 ماکرولیت اتانول 70% ریخته و سپس دوباره با اتانول شستشو دادیم، در rpm 12000 به­مدت 5 دقیقه سانتریفوژ کرده، اتانول را بیرون ریخته و به­مقدار 50 ماکرولیتر آب مقطر یا بافر تریس اضافه کرده و به­عنوان استوک DNA استفاده نمودیم (7).

انجام PCR:

 در این بخش اجزاء و مواد تشکیل دهنده واکنش PCR و نیز برنامه دمایی و زمانی انجام آن به صورت فهرست­وار آورده شده است. پرایمرهای مورد استفاده در این پژوهش بر مبنای سکانس ژن  stx1  و stx2 و ساخته شرکت سیناژن مورد استفاده قرار گرفت (7).

Primer 1 : stx1 :

Forward:     CAT TGT CTG GTG ACA GTA GCT

Reverse :    CCC TGT AAT TTG CGC ACG GAG

Primer 2 : stx2 :

Forward:    CCA TGA CAA CGG ACA GCA GTT

Reverse :    CCT GTC AAC TGA GCA CTG TTG

PCR materials :

Tamplate DNA                                                  1  µl  (from BHI medium)

dNTPs                                                                                                  1 µl  (10 mM)  

Enzyme (Taq DNA polymerase )                     0.5  µl

Buffer (10X)                                                     2.5 µl

MgCl2                                                               1.2 µl

Primer                                                               1  µl

D.W                                                                  17.8 µl

 

 

 

 PCR program :

94 ْc                                                    4 min

(initial denaturation)         

94 ْc                                                   40 s (denaturation) 

62 ْc                                                   30s 

(annealing)           

72 ْc                                                   75 s

(extension)

Go to 2                                              35 cycles

72 ْc                                          10 min

(final extension)

 

 

 

 

2-5-3- الکتروفورز DNA  با ژل آگاروز :

   درصد ژل آگاروز استفاده شده، 1% بود. پس از انحلال کامل و کاهش دمای ژل، ژل تهیه شده در ظرف الکتروفورز مناسب (سینی الکتروفورز) که قبلا شانه­گذاری شده بود، ریخته می­شد. پس از آماده شدن ژل و جدا کردن شانه، ظرف به تانکر الکتروفورز انتقال یافت. نمونه­هایDNA  به نسبت 5 به 1 با بافر بارگذاری x 6 (Loading Buffer) مخلوط شده و در چاهک­های ژل ریخته شدند. ولتاژ دستگاه در حدودmv 85 تنظیم شد و نمونه­ها به مدت 5/1-1 ساعت روی ژل حرکت می­کردند. پس از اتمام الکتروفورز، ژل از تانک خارج گردید و در محلول اتیدیوم بروماید با غلظت mg/ml 5/0 قرار داده شد. پس از گذشت 10 دقیقه ژل از محل رنگ خارج شده و از ژل مورد نظر  در دستگاه ژل داکیومنت عکس­برداری شد. (7 و 9)

 

 

 

 

وروتوکسیکوژنیک

 

 

 

 

 

نمودار 1- نتایج تعداد اشرشیا کولای­های وروتوکسیکوژنیک

 

یافته­ها

 

     از مجموع 194 نمونه اخذ شده، 43 نمونه مربوط به  گوساله و 151 نمونه مربوط به گاو بودند (نمودار 1).

 

 

3-1-1- نتایج حاصل از کشت میکروبی:

پس از کشت و انجام آزمایشات تکمیلی تعداد 113 نمونه معادل 24/58% از کل نمونه­ها، اشرشیا کولای جدا شد که از این نمونه­ها 85 نمونه معادل 22/75% سوربیتول مثبت و 28 نمونه معادل 78/24% سوربیتول منفی بودند. از 85 نمونه سوربیتول مثبت، 19 نمونه مربوط به گوساله و 66 نمونه مربوط به گاو و از 28 نمونه سوربیتول منفی نیز 13 نمونه مربوط به گوساله و 15 نمونه گاوی بودند (نمودارهای 2 و 3).

نتایج PCR:

در ادامه 85 نمونه سوربیتول مثبت و 28 نمونه سوربیتول منفی  مورد آزمایش PCR قرار گرفتند که از 28 نمونه سوربیتول منفی  تعداد 19 نمونه معادل 16.8% اشرشیا کولای وروتوکسیکوژنیک جدا شد که از نمونه­های فوق 9 مورد مربوط به گاو و 10 مورد مربوط به گوساله ها بودند. از 85 نمونه سوربیتول مثبت نیز 7 مورد معادل 2/6% در گروه وروتوکسیکوژنیک قرار گرفتند که همگی مربوط به نمونه­های گاوی بودند. در مجموع از 113 نمونه اشرشیا کولای جدا شده تعداد 26 نمونه معادل 23% اشرشیا کولای وروتوکسیکوژنیک بودند (نگاره 1).

 

 

نمونه­های گوساله

 

 

نمونه­های گاو

 

 

نمونه­های وروتوکسیکوژنیک مشکوک به Ecoli O157

 

 

نمونه­های سوربیتول منفی

 

 

 

نمودار 2- مقایسه نتایج تعدادE.coli  وروتوکسیکوژنیک در نمونه­های سوربیتول منفی در گاو و گوساله

 

 
   

 


 

8      7      6      5      4       3     2      1                  

 

 

 

نگاره1- باندهای حاصل از الکتروفورز محصول PCR .اندازه باند معادلbp 732 که مربوط به قطعه STx1   

ردیف 1  حاوی سایز مارکر DNA ladder plus  شرکت Fermentas  و ردیف 2 کنترل مثبت و در خانه‌های شماره 3، 4، 5، 6، 7 و 8 نمونة مثبت

 

 

 

 

 

 

     نمونه­های گاو

 

 

     نمونه­های گوساله

 

 

نمونه­های وروتوکسیکوژنیک مشکوک به Ecoli  غیرO157

 

 

 

نمونه­های سوربیتول مثبت

 

 

 

نمودار 3- مقایسه نتایج تعداد E.coli  وروتوکسیکوژنیک در نمونه­های سوربیتول مثبت در گاو و گوساله


 


بحث و نتیجه­گیری


   در پژوهش حاضر با کار بر روی 113 اشرشیا کولای جدا شده از نمونه­های مدفوعی گاوهای کشتاری کشتارگاه تبریز بعد از انجام کشت و PCR مشخص شد تعداد 26 نمونه معادل 23% از موارد، جزء اشرشیا کولای­های وروتوکسیکوژنیک بودند. این درصد بالا از دو جنبه حائز اهمیت می­باشد. از یک سو به­دلیل اینکه اشرشیا کولای­های وروتوکسیکوژنیک عامل بیماری­های بسیار مهم اقتصادی در دامپزشکی از قبیل اسهال کلی باسیلی گوساله­ها، ورم پستان کلی باسیلی گاو و...
می­باشند، وجود درصد نسبتاً بالای این باکتری­ها در مدفوع گاوهای به ظاهر سالم منطقه نشان دهنده این موضوع می­باشد که مدفوع گاوها یکی از مهم­ترین مخازن انتقال این بیماری­ها در اپیدمیولوژی کلی باسیلوز گاو و گوساله در منطقه می­باشد. از طرف دیگر درصد بالای این باکتری­ها در مدفوع گاوهای کشتاری و احتمال نسبتا بالای آلودگی گوشت به مدفوع در جریان کشتار و توجه به این موضوع که یکی از مهمترین عوامل بیماری­زای منتقله از غذا در انسان اشرشیا کولای O157 H7، جزو اشرشیا کولای­های وروتوکسیکوژنیک می­باشد، لزوم توجه ویژه به خطر بالقوه آلودگی انسان از طریق مصرف گوشت در منطقه تبریز احساس می­شود.

در ضمن خطر آلودگی مستقیم کارگران کشتارگاه و افرادی که با گوشت خام و به­ویژه آلایش­های کشتارگاهی سرو کار دارند به­عنوان یک عفونت منتقل شونده از حیوان قابل بررسی است.

پژوهش­های مشابه در مناطق دیگر نتایج قابل مقایسه­ای را با نتایج پژوهش حاصل گزارش کردند. به­عنوان نمونه در پژوهشی که در سال 1988 توسط Blanco و همکاران در شمال اسپانیا بر روی 289 نمونه اشرشیا کولای جدا شده از مدفوع گاوها انجام گرفته گزارش نموده که 5/20% نمونه­ها اشرشیا کولای وروتوکسیکوژنیک می­باشند و در ادامه اثرات بیماری­زای این باکتری­ها بر روی موش را مطالعه نموده است (5).

Fukushima و همکاران در سال 2004 در ژاپن در مطالعه­ای بر روی نمونه مدفوعی 605 رأس گاو و گوساله به روش کشت و PCR برای جستجوی اشرشیا کولای­های تولید کننده شیگا لایک توکسین گزارش نموده­اند که تعداد 31 رأس (1/5%) آلوده به اشرشیا کولای وروتوکسیکوژنیک بودند (6).

در پژوهش دیگری در سال 2007 Muffling و همکاران در آلمان با مطالعه روی گاو و خوک اشرشیا کولای­های جدا شده از مدفوع جمعیت مورد مطالعه را مورد PCR قرار داده و گزارش نموده اند 22 اشرشیا کولای جدا شده از 264 نمونه گاوی مورد آزمایش، معادل 3/8% کل نمونه­ها از گروه وروتوکسیکوژنیک می­باشند، در صورتی که از 76 نمونه خوکی مورد آزمایش تعداد 23 نمونه معادل 26/30% کل نمونه­ها وروتوکسیکوژنیک بودند (9).

در پژوهش دیگری که در سال 2004 توسط Sergent و همکاران در آمریکا روی نمونه­های متعدد باکتریایی جدا شده از مدفوع گاوها و گوساله ها، آغل­های نگه­داری و جایگاه پرواربندی بعد انجام PCR   در نهایت 2/10% اشرشیا کولایهای جدا شده از نمونه­های مدفوعی از نوع اشرشیا کولای وروتوکسیکوژنیک بوده­اند­. در حالی که درصد آلودگی در سطح آغل و جایگاه پرواربندی بسیار بالاتر گزارش شده است (10).

از میان 113 نمونه مورد بررسی در پژوهش حاضر تعداد 28 نمونه سوربیتول منفی بوده اند (معادل 77/24% کل نمونه­ها) که از این تعداد، 19 مورد با آزمایشPCR  در گروه اشرشیا کولای وروتوکسیکوژنیک طبقه­بندی شده­اند. از 19 مورد فوق 9 مورد از مدفوع گاو و 10 مورد از مدفوع گوساله جدسازی شده­اند. با توجه به اینکه اشرشیا کولای O157 H7 جزو اشرشیا کولای­های وروتوکسیکوژنیک سوربیتول منفی می­باشند و نظر به اهمیت بسیار بالای این باکتری در بهداشت عمومی، نتایج موید ریسک نسبتاً بالای انتقال این باکتری از طریق مدفوع گاو به انسان می­باشد. همچنین درصد بالای این باکتری در مدفوع گوساله­ها نشان­دهنده اهمیت بیشتر گوساله­ها به عنوان مخزن این باکتری برای انسان است.

Sergent و همکاران در سال 2004 با کار بر روی این باکتری گزارش نموده­اند از 52% آغل­های نمونه برداری شده و 9/95% جایگاه­های پرواربندی مورد بررسی، اشرشیا کولای  O157 H7 جداسازی شده است. از سوی دیگر فراوانی بیشتر این باکتری در مدفوع گوساله­های پرواری در مقایسه با گاوها موید نتایج پژوهشی حاضر می­باشد (10).

در پژوهش Muffling و همکاران در آلمان در سال 2007 گزارش شده است که میزان فراوانی اشرشیا کولای وروتوکسیکوژنیک در مدفوع خوک­های مورد مطالعه بسیار بیشتر از گاوها می­باشد اما فراوانی سویه­های مرتبط با
بیماری­های انسان در نمونه­های گاوی بسیار بیشتر بوده و اغلب سروتیپO157  می­باشد (9) این نتایج نشان دهنده اهمیت بالای گاو از نظر بهداشت عمومی می­باشد.

در پژوهش حاضر تعداد 85 نمونه از 113 نمونه مورد آزمایش سوربیتول مثبت بودند که از این تعداد 7 نمونه با آزمایش PCR  در گروه وروتوکسیکوژنیک قرار گرفتند که همگی از نمونه­های مدفوعی اخذ شده از گاو به­دست آمده­اند. این
نمونه­ها از سروتیپ­های وروتوکسیکوژنیک غیرO157  
می­باشند. نتایج پژوهش­های دیگر هم از جدا شدن این سروتیپ­ها از مدفوع گاو و گوساله حکایت می­کند.
سروتیپ­های جدا شده شامل O26، O126، O111 و O121
می باشند (5، 6 و 9).

در سال 2003 Laven و همکاران در انگلستان با کار بر روی گوساله­های کشتاری در 3 کشتارگاه لندن در خلال سال­های 1999 و 2000 به روش PCR جهت جستجوی اشرشیا کولای O157  گزارش نموده­اند. میزان این باکتری در قسمت­های مختلف گوشت و دستگاه گوارش گوساله­ها متفاوت بوده به­ طوری که میزان جداسازی و کلونیزه شدن باکتری در قولون بیشتر از شکمبه بوده همچنین میزان اتصال آن به دیواره روده­ها بیشتر می­باشد. از سوی دیگر فراوانی این باکتری در خلال
ماه­های زمستان نسبت به سایر فصول به­طور معنی­داری کمتر می­باشد (8).

این نتایج نشان دهنده این است که اولاً افرادی که با آلایش­های دامی سروکار دارند بیشتر در معرض آلوده شدن با این
باکتری­ها قرار داشته و از طرف دیگر در فصول گرم سال ریسک آلودگی بالاتر است.



[1] - Hemorrhagic  colitis – hemolytic  uremic syndrome  

  1. جاوتز، 2001. میکروب شناسی پزشکی، ترجمه ارجمند، م. و ستوده نیا، ع.، انتشارات ارجمند، صفحات: 346-326.
  2. طباطبایی، ع. و فیروزی، ر. 1380. بیماری­های باکتریایی دام، انتشارات دانشگاه تهران، صفحات: 231- 206.
  3. کوئین،  مارکی،  کارتر، دونلی، لئونارد، 1386. میکروب شناسی دامپزشکی و بیماری­های میکروبی، ترجمه زهرایی صالحی، ت. و  شایق، ج.، انتشارات دانشگاه تهران، صفحات: 199-157.
  4. مک فادین، جی. 1383. آزمایش­های بیوشیمیایی برای شناسایی باکتری­های پزشکی، ترجمه رحمتی، ا.، انتشارات دانشگاه علوم پزشکی تبریز. صفحات: 804-873 .
    1. Blanco, J., Gonzalez, E.A., Garcia, S., Blanco, M., Regueiro, B., Bernardez, I. 1988. Production of toxins by Escherichia coli strains isolated from calves with diarrehoea in Galicia (North-western Spain), Veterinary Microbiology, Vol 18, pp: 297-311.
    2. Fukushima, H. and Seki, R. 2004. High numbers of shiga toxin-producing Escherichia coli found in bovine feces collected at slaughter in Japan, FEMS Microbiology Letters, Vol 238, pp: 189-197.
    3. Gannon, V.P.J., D’souza,S., Graham, T., King, R.K.,  Rahn, K. and Read, S. 1996. Use of the Flagellar H7 Gene as a Target in Multiplex PCR Assays and Improved Specificity in Identification of Enterohemorrhagic Escherichia coli Strains, Animal Diseases Research Institute, Agriculture and Agri-Food Canada, Canada T1J 3Z4, Canada N1G 3W4.
    4. Laven, R.A., Ashmore, A. and Stewart, C.S. 2003. Escherichia coli in the Rumen and Colon of Slauthter Cattle , with Particular reference to E.coli O157, The Veterinary journal, Vol 165 , pp: 78-83.
    5. Muffling, T.V., Smaijlovic, M., Nowak, B., Sammet, K., Bulte, M. and Klein, G. 2007. Preliminary study of certain serotypes, genetic and antimicrobial resistance profiles of verotoxicogenic Escherichia coli(VTEC) isolated in Bosnia and Germany from cattle or pigs and their products, International Journal of Food Microbiology, Vol 117, pp: 185-191.
    6. Sergeant, J.M., Sanderson, M.W., Smith, R.A., Dee Griffin, D. 2004. Associations between management , climate , and Escherichia coli O157 in the feces of feedlot cattle in the Midwestern USA, Preventive Veterinary Medicine , Vol 66, pp: 175-206 .