بررسی میزان آلودگی موش‌ها به گونه‌های باکتری سالمونلا در مرغداری‌های استان تهران

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشگاه تهران، دانشکده دامپزشکی، دانش آموخته دامپزشکی، تهران، ایران

2 دانشگاه تهران، دانشکده دامپزشکی، گروه بهداشت و بیماری‌های طیور، تهران، ایران

3 دانشگاه تهران، دانشکده دامپزشکی، گروه میکروبیولوژی، تهران، ایران

4 دانشگاه تهران، دانشکده دامپزشکی، گروه کلینکال پاتولوژی، تهران، ایران

چکیده

در این تحقیق که به منظور تعیین میزان آلودگی سالمونلایی مدفوع موش­های خانگی وصحرایی ساکن در مرغداری­های صنعتی اطراف تهران انجام گرفت، 290 نمونه مدفوع اخذ شده از موش­های مرغداری­های گوشتی و تخم گذار مورد بررسی قرار گرفتند که پس از انتقال به آزمایشگاه به نسبت یک به ده در محیط مایع سلنیت F کشت داده شدند و پس از گرمخانه­گذاری در دمای مناسب و مدت زمان لازم در محیط­های انتخابی سالمونلا شیگلا آگار (SS) و مک کانکی (Mc CONKEY) کشت داده شدند. در مرحله بعدی نمونه­های مشکوک به سالمونلا روی محیط اوره و TSI مورد تأیید قرار گرفتند. پس از آن تایید مولکولی جدایه­های سالمونلا با روش واکنش زنجیره­ای پلی مراز (PCR)، بررسی خواص بیوشیمیایی و در نهایت گروه­بندی سرمی و آنتی بیوگرام موارد جداسازی شده انجام گرفتند. از 290 نمونه مورد ازمایش، 28 نمونه سالمونلا مورد تأیید قرار گرفتند که نشان دهنده 65/9 درصد آلودگی سالمونلایی بود. بیشترین فراوانی بین سالمونلاهای جداشده متعلق به گروه سرمی C با 8 نمونه (% 6/28 )و پس از آن 7 نمونه (%25) متعلق به گروه سرمی D، 7 نمونه (%25) متعلق به تحت گروه آریزونا، 4 نمونه (% 3/14)متعلق به گروه سرمیB  و 2 نمونه (% 2/7) متعلق به گروه سرمی E بودند. همچنین در این بررسی 27 نمونه سالمونلای متحرک و یک نمونه سالمونلای غیرمتحرک متعلق به گروه سرمی D تشخیص داده شدند. تمامی نمونه­ها به پنج آنتی­بیوتیک انروفلوکساسین، دی فلوکساسین، نورفلوکساسین، کلرامفنیکل و فلورفنیکل حساس بودند و بیشترین مقاومت را به ترتیب کاهشی به سولفا متاکسازول، تری متوپریم و نئومایسین داشتند. با توجه به نتایج این بررسی که موید نقش موش در انتقال سروتیپ­های مختلف سالمونلا در مرغداری­ها بوده است، اتخاذ روش­های مناسب برای جلوگیری از ورود و لانه گزینی جوندگان موذی در مرغداری­های صنعتی و معدوم کردن موش­های ساکن جهت جلوگیری از انتقال سالمونلا و سایر آلودگی­های باکتریایی – ویروسی منتقله توسط موش­ها ضروری به نظر می­رسد.    

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Evaluation of mice infected to Salmonella Spp in Poultry farms of Tehran Province

نویسندگان [English]

  • M Hadadian 1
  • V Karimi 2
  • T Zahraee Salehi 3
  • A Barin 4
  • A Ghalyanchi Langeroudi 3
1 Graduate of Veterinary Medicine, Faculty of Veterinary Medicine, Tehran University, Tehran, Iran
2 Department of Poultry Diseases, Faculty of Veterinary Medicine, Tehran University, Tehran, Iran
3 Department of Microbiology, Faculty of Veterinary Medicine, Tehran University, Tehran, Iran
4 Department of Patobiology, Faculty of Veterinary Medicine, Tehran University, Tehran, Iran
چکیده [English]

In this survey, 290 mice and rats fecal samples from commercial layer and broiler poultry houses were tested for Salmonella sp. presence. All samples were cultured on Selenite F broth media and passaged on SS agar and McConkey agar. The suspected colonies were cultured on Urea and TSI agars to be confirmed as Salmonella sp.. Finally, Salmonella isolates were identified genetically and biochemically by PCR and conventional methods, respectively. Serogrouping and Antibiotic resistance profiling were done for further differentiation of isolates. Twenty eight (9.65%) Salmonellas were isolated from (out of) 290 samples. Eight (28.6%), seven (25%), four (14.3%), and two (7.2%) isolates were located in serogroups C, D, B and E, respectively. Seven isolates (25%) belonged to Arizona subspecies and just one non-motile serogroup D Salmonella was isolated. All isolates were sensitive to enrofloxacin, difloxacin, norfloxacin, chloramphenicol and florfenicol, but they were resistant to sulfamethoxazole, trimethoprim and neomycin in decreasing order. In addition to former surveys, this study confirmed the role of mice and rats in spreading of Salmonella spp. in poultry farms. In conclusion it is essential to take appropriate measurements (measures) for pest management in poultry houses to approach the prevention of some bacterial infection like  (such as ) salmonellosis.
  

کلیدواژه‌ها [English]

  • Salmonella sp
  • Mice
  • Poultry Farm

مقدمه

 

     جنس سالمونلا یکی از 28 جنس و به نوعی مهم­ترین جنس خانواده انتروباکتریاسه محسوب می­شود تاکنون بیش از 2500 سروتیپ در این جنس شناخته شده و هر سال 10 تا 20 سروتیپ جدید کشف و به آنها افزوده می­شود. تمامی
سروتیپ­های این باکتری بالقوه بیماری­زا بوده و طیف میزبانی وسیعی از انسان، پستانداران، پرندگان، خزندگان، دوزیستان، ماهی­ها و حتی برخی بی مهرگان را در بر می­گیرد. این باکتری گرم منفی و میله­ای شکل از مهمترین عوامل مسمومیت غذایی در انسان محسوب می­شود علاوه بر این وقوع سالانه حدود بیست میلیون مورد تب تیفوئید در دنیا گزارش شده که بیش از نیم میلیون نفر را به کام مرگ می­کشد (1)

به دنبال توسعه صنعت مرغداری و افزایش تولید، مصرف طیور و فراورده­های انها در دهه­های اخیر پیشرفت قابل ملاحظه­ای داشته و همین امر باعث افزایش سهم فراورده­های طیور در ایجاد مسمومیت­های غذایی در جوامع انسانی گشته است به طوری که سهم سروتیپ­هایی نظیر سالمونلا انتریتیدیس و تیفی موریوم با منشا گوشت و تخم مرغ در ایجاد مسمومیت­های غذایی انسانی افزایش یافته و پیش­بینی شده سالمونلا انتریتیدیس با کنار زدن سالمونلا تیفی موریوم به زودی به معمولترین سالمونلای جدا شده در موارد مسمومیت­های غذایی سالمونلایی در انسان تبدیل خواهد شد (2)

راه­های مختلفی برای الودگی گله­های طیور به سروتیپ­های مختلف سالمونلا وجود دارد از جمله آب و غذای آلوده، حشرات، پرندگان وحشی و جوندگان به ویژه موش و موش­های صحرایی که با نفوذ به انبار دان باعث آلودگی مدفوعی جیره به سالمونلا می­شوند. علاوه بر این بسیاری از سالمونلاها از راه خم مرغ به صورت عمودی به نتاج منتقل می­شوند (3)

در این میان موش خانگی و صحرایی به عنوان جوندگان موذی ساکن در حاشیه مرغداری­ها گاهی با توجه به عدم رعایت نکات لازم در ساخت سالن­های نگه­داری و انبار دان به داخل مرغداری راه می­یابند و با توجه به منابع غذایی مناسب تکثیر یافته و ساکن دائمی این محل­ها می­شوند نقش جوندگانی نظیر موش خانگی و صحرایی در انتقال انواع و اقسام باکتری­ها و ویروس­ها در بررسی­های گوناگون به اثبات رسیده است در مورد سویه­های سالمونلا نیز موش خانگی و صحرایی به دلیل ایجاد حالت حامل و انتقال عمودی و افقی آلودگی نقش به سزایی در انتقال آلودگی به گله­های طیور صنعتی را دارند (3 و 4)

مهمترین سروتیپ­هایی که در این جوندگان دیده می­شود سالمونلا تیفی موریوم و انتریتیدیس می­باشند که موش­های آلوده با رفت و آمد در انبار دان و محیط مرغداری می­توانند باعث آلودگی آب و غذا و محیط شده و به این ترتیب باعث گسترش بیماری شوند. ایجاد حالت حامل بدون نشانه در موش­ها نیز کمک شایانی به گسترش بیماری می­کند (3 و 5)

با توجه به مطالب گفته شده جوندگان موذی نظیر موش و موش صحرایی از مهمترین عوامل شیوع و گسترش آلودگی سالمونلایی در مرغداری­های صنعتی به شمار می­روند و شناسایی سویه­های شایع در این جوندگان که از اهداف این تحقیق است می­تواند کمک شایانی در تصمیم گیری برای برنامه­های پیشگیرانه از آلوگی سالمونلایی در مرغداری­های صنعتی باشد.

مواد و روش­ها

نمونه های مورد آزمایش:

در این تحقیق 290 نمونه مدفوع اخذ شده از موش­های خانگی و صحرایی ساکن در مرغداری­های گوشتی و تخم­گذار در استان تهران  مورد بررسی قرار گرفتند.  

 2) جداسازی سالمونلا:

نمونه­های مدفوع جوندگان پس از انتقال به آزمایشگاه به نسبت 1 گرم مدفوع در 10 سی­سی مایع غنی کننده سلنیت F کشت داده شدند و پس از 18 ساعت گرمخانه­گذاری در دمای  37-40 درجه سانتی­گراد، به محیط­های جامد انتخابی مورد استفاده یعنی سالم. نلا – شیگلا آگار (SS) و مک کانکی برده شده و کشت داده شدند. سپس این محیط­ها برای مدت 24 ساعت در دمای 37 درجه سانتی­گراد گرمخانه­گذاری شدند و پس از این مدت پلیت­ها از نظر وجود پرگنه­های مشابه سالمونلا مورد بررسی قرار گرفتند پرگنه­های تک که به سالمونلا شباهت داشتند، در محیط TSI و اوره کشت داده شدند. همین دستورالعمل در مورد پرگنه­هایی که در محیط مک کانکی به صورت صاف و گرد و به علت عدم تخمیر لاکتوز بی­رنگ بودند انجام می­گرفت. سپس محیط­های اوره و TSI کشت داده شده در دما و زمان مشابه با مرحله قبل گرمخانه­گذاری می­شدند و بعد از آن
نمونه­های سالمونلا برای تأیید نهایی در محیط­های دیگری از جمله سیمون سیترات، آهن لیزین دار و محیط­های قندی کشت و در دمای 37 درجه سانتی­گراد 24 ساعت گرمخانه­گذاری شدند. همچنین کشت در محیط­های قندی با هدف بررسی توانایی و یا عدم توانایی باکتری در تخمیر انواع قندها صورت گرفت. 

3) تعیین حساسیت آنتی بیوتیکی:

در این مرحله حساسیت باکتری  به آنتی بیوتیک­های مختلف بر اساس میزان هاله عدم رشد در اطراف دیسک آنتی بیوتیکی در سطح محیط جامد مولر هینتون تعیین گردید. نتایج حاصل از این آزمون سپس با انطباق اعداد بدست آمده با جدول استاندارد،  به­صورت مقاوم (R)، متوسط (I) و حساس (S) اعلام شدند.

 4) تعیین گروه سرمی با استفاده از آنتی سرم:

 در این مرحله با استفاده از آنتی سرم­های مختلف، گروه­های سرمی سالمونلاهای جدا شده تعیین شدند. 

5) بررسی مولوکولی:

1-5)  استخراج DNA:

بدین منظور یک پرگنه از روی  LB آگار که یک شب در 37 درجه سانتی­گراد گرمخانه گذاری شده بود به داخل 200 میکرولیتر آب مقطر استریل انتقال داده شد و بعد از یک  ورتکس  کوتاه، میکروتیوب حاوی جدایه در بن ماری که در دمای جوش قرار داشت به مدت 7 دقیقه جوشانده و سپس در 6000 دور به مدت 7 دقیقه سانتریفوژ شده و از مایع رویی 10 میکرولیتر جهت انجام ازمون PCR برداشنه شد.

2-5) آزمون زنجیره­ای پلی مراز (PCR) چند گانه جهت تایید سالمونلا تیفی موریوم:

جهت انجام ازمون PCR چند گانه جهت تایید سالمونلا تیفی موریوم از چهار زوج آغازگر (پرایمر) استفاده شد. آغاز گرهای RƒbJ،FliC ، FLjB  جهت تشخیص اختصاصی سالمونلا تیفی موریوم و اغازگرnvA  از ژن مسئول تهاجم سالمونلا جهت تشخیص سالمونلا در حد جنس در نمونه­ها انتخاب گشت. از سالمونلا تیفی موریوم استاندارد ATCC14028 به عنوان شاهد مثبت استفاده شد. برنامه ازمون زنجیره­ای پلی مراز در سه مرحله به شرح زیر انجام پذیرفت: مرحله اول دناتوراسیون اولیه 95 درجه سانتی­گراد به مدت پنج دقیقه مرحله دوم شامل سی سیکل و هر سیکل شامل سه گام، گام اول دناتوراسیون اولیه 95 درجه سانتی­گراد به مدت یک دقیقه، گام دوم 65 درجه سانتی­گراد به مدت 1 دقیقه گام سوم 72 درجه سانتی­گراد به مدت 30 ثانیه مرحله سوم یک امتداد نهایی 72 درجه سانتی­گراد به مدت  7 دقیقه.

3-5) آزمون PCR چند گانه جهت تایید سالمونلا انتریتیدیس:

جهت انجام ازمون PCR چندگانه جهت تایید سالمونلا انتریتیدیس از سه زوج آغاز گر استفاده شد. آغاز گرهای ST11 و ST14 بر مبنای ترادف اتفاقی جهت تشخیص جنس سالمونلا، پرایمرهایSEFA2  و SEFA4 جهت تشخیص ژن sefA  اختصاصی فیمبریه و پرایمرهای S1 و S4 جهت تشخیص ژن پلاسمید حدت سالمونلا انتریتیدیس انتخاب شده بودند و به عنوان شاهد مثبت از یک جدایه بالینی طیور که با چندین نوع انتی سرم از نظر سالمونلا انتریتیدیس تایید شده بود استفاده شد. 

 برنامه PCR در سه مرحله به شرح زیر انجام پذیرفت:

مرحله اول دناتوراسیون اولیه 95 درجه سانتی­گراد به مدت پنج دقیقه

مرحله دوم شامل 35 سیکل و هر سیکل شامل سه گام، گام اول واسرشت 94 درجه سانتی­گراد به مدت 30 ثانیه، گام دوم اتصال 56 درجه سانتی­گراد به مدت 90 ثانیه گام سوم 72 درجه
سانتی­گراد به مدت 30 ثانیه مرحله سوم یک امتداد نهایی 72 درجه سانتی­گراد به مدت 10د قیقه. 

یافته­ها

     از 290 نمونه مورد بررسی پس از کشت و تعیین خصوصیات بیوشیمیایی، مجموعاً 28 نمونه سالمونلا مورد تأیید قرار گرفت که از 1 تا 28 شماره­گذاری شدند (65/9 درصد الودگی). از نظر خصوصیات بیوشیمیایی نمونه­های جدا شده لاکتوز، ساکارز، اندول و اوره منفی و دولسیتول، سوربیتول، آرابینوز، لیزین دکربوکسیلاز و سیمون سیترات مثبت بودند. نمایه IMViC آنها نیز به صورت (+-+-) بود. از بین 28 نمونه سالمونلای جدا شده، 4 نمونه (3/14 درصد) متعلق به گروه سرمیB  ،8 نمونه (6/28 درصد) متعلق به گروه سرمی C، 7 نمونه (25 درصد) متعلق به گروه سرمی D، 2 نمونه (1/7 درصد) متعلق به گروه سرمی E و 7 نمونه (25 درصد) متعلق به تحت گروه 3 سالمونلا انتریکا یا همان سالمونلا آریزونا بودند از میان 28 نمونه سالمونلا با بررسی­های انجام شده بر اساس کشت در لوله­های U و معمولی حاوی محیط حرکت، 27 نمونه سالمونلای متحرک و یک نمونه سالمونلای فاقد حرکت تشخیص داده شدند. تابلوی حساسیت آنتی بیوتیکی 28 نمونه سالمونلای جدا شده  در جدول شماره 1 آمده است بر اساس نتایج درج شده در این جدول، 100 درصد نمونه­های جدا شده به انروفلوکساسین، دی فلوکساسین، نورفلوکساسین، کلرامفنیکل و فلورفنیکل، 4/96 درصد به فلومکوئین، 9/92 درصد به آمپی سیلین، 6/78 به فورازولیدون، 3/64 به اکسی تتراسایکلین، 6/28 درصد به لینکواسپکتین، 3/14 درصد به تری متوپریم و تنها 6/3 درصد به سولفامتاکسازول حساس بودند. از طرف دیگر 4/96 درصد سالمونلاهای جدا شده به سولفا متاکسازول، 7/85 به تری متوپریم و نئومایسین، 7/35 به اکسی تتراسایکلین، 6/28 به لینکو اسپکتین و 4/21 به فورازولیدون مقاومت نشان دادند. همچنین 8/42 درصد سالمونلاهای جدا شده به لینکو اسپکتین، 3/14 به نئومایسین، 1/7 به آمپی سیلین و 6/3 به فلومکوئین حساسیت متوسطی داشتند. همچنین مقاومت ذاتی تمام نمونه­های اخذ شده به تایلوزین تیامولین و کلوگزاسیلین مورد تائید قرار گرفت. در بررسی مولکولی با توجه به نتایج به دست امده از گروه بندی سرمیDNA  نمونه­های شماره 16، 17، 18 و 29  که در گروه سرمیD  قرار گرفته بودند با روش PCR تکثیر شد و پس از ژل الکتروفورز عکسبرداری شد نتایج به دست امده حاکی از جداسازی یک مورد سالمونلا تیفی موریوم (نمونه شماره 29) از چهار نمونه مورد ازمایش بود. براساس نتایج به دست امده از گروه بندی سرمی، DNA 7 نمونه در گروه سرمیB  قرار گرفته بودند، با  استفاده از  PCR، نشان داده شد که چهار نمونه از هفت نمونه مورد آزمایش سالمونلا انتریتیدیس می­باشد.

بحث و نتیجه­گیری

    جوندگان از آفات و بلایای بسیار رایج در داخل و اطراف مزارع پرورش طیور محسوب می­شوند، چرا که در این مزارع غذا، آب و پناهگاه به راحتی قابل دسترس است. در صورت عدم اجرای یک برنامه کنترل، این آفات می­توانند به میزان بسیار زیادی به مواد غذایی آسیب رسانده و از آنها مصرف نمایند. جوندگان همچنین توانایی انتقال بیماری و انگل­های خارجی را دارا می­باشند. انتقال سالمونلا به وسیله جوندگان بیشتر از جنبه انتقال مکانیکی مطرح می­باشد. جوندگان می­توانند عفونی نشوند اما سالمونلا در روده­های آنها ازدیاد پیدا می­کنند. حتی موش صحرایی و خانگی ممکن است تلف شوند. آنها می­توانند به عنوان یک حامل، باکتری را برای مدت زمان زیادی در خود حفظ نمایند. موش­های نروژی (Rats Norwegina)
معمول­ترین موش صحرایی (Rat) است، که در اطراف مزارع طیور یافت می­شود. آنها تقریبا" همه نوع مواد غذایی مصرف می­نمایند و سعی بر مصرف مداوم دارند و معمولاً پس از غروب آفتاب این عمل را انجام می­دهند (4 و 6).

در این تحقیق که به منظور تعیین میزان الودگی سالمونلایی مدفوع موش­های خانگی و صحرایی ساکن در مرغداری­های صنعتی انجام گرفت، از 290 نمونه مورد بررسی قرار گرفته، 28 مورد باکتری سالمونلا جداسازی و مورد تأیید قرار گرفت که موید 65/9 درصد آلودگی سالمونلایی در نمونه­های مورد بررسی می­باشد. گزارش­های زیادی در مورد نقش جوندگان به ویژه موش در اپیدمیولوژی سالمونلوز در طیور وجود دارد.

شیمی و همکاران  در سال 1977 از 170 سر موش 17 سر را (10 درصد) الوده به سالمونلا تشخیص داد که 5/70 درصد سالمونلا تیفی موریوم 5/23 درصد سالمونلا مونشن و 6 درصد سالمونلا تامپسون بود (7). در مطالعه ای بر روی میزان آلودگی رت­های وحشی شهر تهران به باکتری­های انتروباکتریاسه در سال  1388، سالمونلا تیفی موریوم (7 ایزوله از) از نمونه­های مورد بررسی جدا شد که مقاومت آنتی­بیوتیکی در تمام گونه­های جدا شده بسیار بالا بود (8)

Meyer محتویات روده 775 موش صحرایی را مورد آزمایش قرار داده و موفق شد از 58 سر آنها (4/7 درصد) سالمونلا جدا کند که 30 موش واجد سالمونلا تیفی موریوم و 28 موش آلوده با سالمونلا انتریتیدیس بودند (9)

 بررسی­های Friesleben نشان داد 52 درصد موش­های خانگی و 19 درصد موش­های صحرایی حامل سالمونلا
می­باشند (10)

Zwick  و همکارانش در تحقیقی مشابه از 177 موش خانگی 28 موش  (8/15 درصد) را حامل سالمونلا یافتند.  

 Vanhooser و همکارانش از 420 نمونه مدفوع موش که از نقاط مختلف ایالات متحده جمع اوری شده بود 5 نمونه (2/1 درصد ) را واجد سالمونلا تشخیص دادند (11)

Mutalib و همکاران (1992)، درمطالعه­ای توانستند سامونلا فاژ 2 را در مزرعه تخم­گذاری که از نظر سالمونلا در گله از همان فاژ مثبت بود را  جداسازی نمایند (12)

Badi طی تحقیقی در 1992 از روده موش­های اطراف
سالن­های مرغداری سالمونلا گالیناروم را جدا نمود و در آلودگی تجربی نشان داد یه موش­ها به مدت 17 هفته، حامل بدون نشانه باقی می­مانند (13).

Henzler و همکاران  در سال 1992 طی مطالعاتی که به منظور بررسی نقش موش در اپیدمیولوژی سالمونلا انتریتیدیس در واحدهای پرورش مرغ تخم­گذار انجام دادند از 10 مزرعه دارای آلودگی بالا با جوندگان به ویژه موش با روش کشت از
نمونه­های محیطی، 5 مزرعه را آلوده به سالمونلا انتریتیدیس و 5 مزرعه را پاک تشخیص دادند. در این بررسی از 2103 نمونه محیطی و 715 موش و موش صحرایی مورد آزمایش قرار گرفته به ترتیب 1/5 درصد و 2/16 درصد آلودگی به سالمونلا انتریتیدیس مورد تأیید قرار گرفت. در گله­های آلوده سالمونلا انتریتیدیس از 24 درصد موش­ها و 5/7 درصد نمونه­های محیطی اخذ شده جدا شد. که 3/ 75درصد کل جدایه­های سالمونلا از موش و 18 درصد کل جدایه­های سالمونلا از
نمونه­های محیطی اخذ شده از این مرغداری­ها را شامل می­شد. در این بررسی سالمونلا انتریتیدیس فاژتیپ a13 و b14 بیشترین فاژتیپ­های جدا شده را شامل می­شدند. شمارش باکتریایی در مدفوع یکی از موش­های آلوده 230000 سالمونلا انتریتیدیس را در هر پلت مدفوعی موش نشان داد (4).

در مطالعه دیگری که در طی سالهای 1995-1997 توسط Guard-Petter و همکاران بر روی موش­های به دام افتاده از مرغداری­ها از نظر وجود سالمونلا انتریتیدیس در طحال موش­ها انجام شد از 621 و 526 نمونه طحال کشت داده شده در سال اول و دوم به ترتیب 25 درصد و 9/17 درصد نمونه­ها از لحاظ وجود سروتیپ سالمونلا انتریتیدیس مثبت بودند (6).

در مطالعه­ای توسط Davis  و همکاران در سال 1995 که به منظور بررسی نقش موش در اپیدمیولوژی سالمونلا انتریتیدیس در واحدهای پرورش مرغ­های مادر گوشتی و تخم­گذار انجام دادند. موفق به جداسازی سالمونلا انتریتیدیس از کبد و روده درصد بالایی از موش­های به دام افتاده شدند که وجود دائم آلودگی با سالمونلا انتریتیدیس در تخم­مرغ و مرغ­های این واحدهای پرورش و نیز در جنین­های موش­های به دام افتاده در این مرغداری­ها موید انتقال عمودی این آلودگی از موش­ها به نسل بعدی و انتقال آن از طریق مدفوع و ادرار و سایر ترشحات موش­ها به محیط مرغداری و پرندگان در حال پرورش و تولید بود (14).

al-Nakhli   و همکاران با مطالعه بر روی 25759 نمونه­های مختلف از طیور و نمونه­ای محیطی متفاوت (از جمله موش) از مرغداری­های سطح عربستان سعودی از سال 1988 تا 1997، انجام دادند که سروتیپ­های مختلفی را تشخیص دادند (15).

Davies و Breslin در سال 2003 اعلام نمودند که سالمونلا فاژ تایپ 4 تا 13 ماه پس از تخلیه و خالی نگاه داشتن مزرعه مرغداری آلوده در مدفوع موش ان مزرعه جدا نمایند که این موضوع اهمیت نقش موش در پایداری عفونت سامونلایی را دو چندان می­نماید (16)  

همچنین این موجودات ممکن است مخازن مهمی برای انتقال باکتری­های مقاوم به دارو به انسان باشند. بنابراین کنترل جمعیت موش­ها در محیط مرغداری که در ارتباط نزدیک با محیط کارگری و کارشناسی می­باشد نیز از لحاظ بهداشت عمومی دارای اهمیت می­باشد. با توجه  به نتایج به دست آمده از این تحقیق و به منظور بررسی دقیق­تر و جامع­تر پیشنهاد می­شود  واکنش زنجیرهای پلی مراز (PCR) و تعیین الگوی ژنی سالمونلاهای جداشده و مقایسه نتایج به دست آمده جهت بررسی امکان  انتقال سالمونلا از جوندگان به پرندگان پرورشی صورت پذیرد. همچنین پیشنهاد می­گردد بررسی شجره شناسی در سالمونلاهای جدا شده در این مطالعه، جهت بررسی بیشتر اپیدمیولوژی طراحی گردد.

  1. Coburn, B., G. and A. Grassl Finlay Salmonella, the host and disease: a brief review. Immunol Cell Biol 85:112-118. 2007.
  2. Montville, T. J., and K. R. Matthews Food microbiology: an introduction. ASM Press, Washington, D.C. 2005.
  3. Jordan, F. T. W., and M. Pattison Poultry diseases. Bailliere Tindall. 2001.
  4. Henzler, D. J., and H. M. Opitz The role of mice in the epizootiology of Salmonella enteritidis infection on chicken layer farms. Avian Dis 36:625-631. 1992.
  5. Murray, P. R., and E. J. Baron Manual of clinical microbiology, 9th ed. ASM Press, Washington, D.C. 2007.
  6. Guard-Petter, J., D. J. Henzler, M. M. Rahman, and R. W. Carlson On-farm monitoring of mouse-invasive Salmonella enterica serovar enteritidis and a model for its association with the production of contaminated eggs. Appl Environ Microbiol 63:1588-1593. 1997.
  7. Shimi, A., M. Keyhani, and K. Hedayati Studies on salmonellosis in the house mouse, Mus musculus. Lab Anim 13:33-34. 1979.
  8. Najar Peerayeh, S., N. Soleimani1, J. Sadrai2, and S. Derakhshan1 Investigation of Contamination of Wild Rats (Rattus rattus) from Tehran City to Antibiotic Resistant Enterobacteriaceae in 2009. J Mazand Univ Med Sci  20:70-75 2010.
  9. Khalil, A. M. The incidence of organisms of the Salmonella group in wild rats and mice in Liverpool. J Hyg (Lond) 38:75-78. 1938.
  10. Friedman, R. L., and R. J. Moon Hepatic clearance of Salmonella typhimurium in silica-treated mice. Infect Immun 16:1005-1012. 1977.
  11. Vanhooser, S. L., and R. D. Welsh Isolation of Salmonella species from ratites. J Vet Diagn Invest 7:268-269. 1995.
  12. Mutalib, A., P. McDonough, S. Shin, V. Patten, and D. Lein Salmonella enteritidis in commercial layer farms in New York State; environmental survey results and significance of available monitoring tests. J Vet Diagn Invest 4:416-418. 1992.
  13. Badi, M. A., N. Iliadis, K. Sarris, and E. Artopios [Salmonella infection sources in poultry flocks in northern Greece]. Berl Munch Tierarztl Wochenschr 105:236-239. 1992.
  14. Davies, R. H., and C. Wray Mice as carriers of Salmonella enteritidis on persistently infected poultry units. Vet Rec 137:337-341. 1995.
  15. al-Nakhli, H. M., Z. H. al-Ogaily, and T. J. Nassar Representative Salmonella serovars isolated from poultry and poultry environments in Saudi Arabia. Rev Sci Tech 18:700-709. 1999.
  16. Davies, R. H., and M. Breslin Persistence of Salmonella enteritidis phage type 4 in the environment and arthropod vectors on an empty free-range chicken farm. Environ Microbiol 5:79-84. 2003.