بررسی تاثیر افزودن مکمل حاوی مس در جیره غذایی بر غلظت سرمی و میزان این عنصر در بافت سم و مو در اسب

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشگاه تبریز، استاد دانشکده کشاورزی، گروه علوم دامی، تبریز، ایران

2 دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تبریز، دانشیار دانشکده دامپزشکی، گروه علوم درمانگاهی، تبریز، ایران

3 دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تبریز، استادیار دانشکده دامپزشکی، گروه علوم درمانگاهی، تبریز، ایران

4 دانشگاه آزاد اسلامی، واحد سراب، استادیار دانشکده دامپزشکی، سراب، ایران

چکیده

این مطالعه به منظور بررسی ارزیابی تاثیر افزودن مکمل حاوی مس در جیره غذایی اسب­ها بر سطح سرمی این عنصر و مقادیر آن در سم و مو انجام گرفت. 40 راس اسب نر در دو گروه شاهد و تیمار (20 رأس) قرار گرفتند. در جیره غذایی اسب‌های گروه تیمار علاوه بر جیره معمول از مکمل‌ حاوی مس (سولفات مس) به مدت دو ماه استفاده شد. در روز صفر از تمامی‌اسب‌ها از طریق ورید وداج نمونه خون اخذ و سرم جدا شد. همچنین نمونه مو و سم نیز تهیه شد. در روزهای 15، 30، 45 و 60  نیز این نمونه‌ها اخذ شد. سپس مقدار سرمی مس و همچنین مقادیر آن در سم و مو با روش جذب اتمی اندازه‌گیری شد. در گروه شاهد از روز صفر تا 60 میانگین سطح سرمی مس تغییر معنی­داری نشان نداد ولی در گروه تیمار اختلاف آماری معنی­داری در روزهای مختلف وجود داشت (000/0p=). میانگین غلظت مس در مو در گروه شاهد در بین روزهای مختلف اختلاف معنی­داری نشان نداد ولی در گروه تیمار افزایش وجود داشت که این افزایش معنی­دار نبود (056/0p=). اختلاف میانگین غلظت این عنصر در سم در هر دو گروه شاهد و تیمار غیرمعنی­دار بود (به ترتیب 481/0p= و055/0p=). در بررسی همبستگی سطح سرمی مس با غلظت آن در مو و سم مشخص شد که در بیشتر زمان­های نمونه­برداری شده ارتباط و همبستگی معنی­داری بین آنها وجود دارد. نتبجه نهایی اینکه افزودن مکمل حاوی مس در جیره غذایی اسب­ها به مدت 2 ماه باعث افزایش سطح سرمی این عنصر می­شود و همچنین باعث افزایش غیرمعنی­دار غلظت آن در سم و موی اسب­ها می­شود و با عنایت به نقش حفاظتی مس در پوست و سم در اسب­های ورزشی توصیه می­گردد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The effect of dietary copper supplementation in on the concentration of copper in equine serum, hoof and hair

نویسندگان [English]

  • GH.A Moghadam 1
  • A Hassanpour 2
  • J Rahmani 3
  • Y Davoodi 4
1 Professor, Department of Animal Sciences, University of Tabriz, Tabriz, Iran
2 Associate Professor, Department of Clinical Sciences, Faculty of Veterinary Medicine, Tabriz Branch, Islamic Azad University, Tabriz, Iran
3 Assistant Professor, Department of Clinical Sciences, Faculty of Veterinary Medicine, Tabriz Branch, Islamic Azad University, Tabriz, Iran
4 Assistant Professor, Faculty of Veterinary Medicine, Sarab Branch, Islamic Azad University, Sarab, Iran
چکیده [English]

This study was conducted to evaluate the effect of dietary copper supplementation on the concentration of this element in equine serum, hair and hoof. Forty stallions were divided in two groups of control and treatment each consisting of 20 horses. Copper sulfate was supplied in the diet of the treatment group for 2 months. Blood samples were taken from jugular vein of all horses on days 0, 15, 30, 45 and 60 and the sera were separated. Samples from hair and hoof were also collected. The concentration of copper in these samples was analyzed by atomic absorption spectrometry. In the control group, mean serumic concentration of copper diet not show any significant changes from day 0 to 60 but in the treatment group there were significant differences between different sampling days
(p= 0.000). Mean copper concentration on the hair of the control group did not show a significant difference between different sampling days but in the treatment group a non significant increase was observed (p= 0.056). There was no significant difference in mean copper concentration of hoof in both treatment groups (p= 0.055, p= 0.481). There was a significant correlation between mean concentration of copper in the serum and hair and hoof at most sampling times. In conclusion, dietary supplementation of copper for 2 months leads to its significant serumic increase and non significant increase in hair and hoof of horses and considering the protective effects of copper on skin and also hoof, its dietary supplementation is recommended in sports horses.

کلیدواژه‌ها [English]

  • horse
  • Copper
  • Serum
  • Hoof
  • Hair

مقدمه

 

     نقش مس در فعالیت آنزیم‌های سوپراکسید دسموتاز و سیتوکروم اکسیداز و همچنین در سنتز میلین و رنگدانه‌های جلدی و شاخی شدن مطرح می‌باشد. این عنصر همچنین در شفافیت و جلای پوشش خارجی و استحکام سم در اسب دارای نقش است. مس در خونسازی، استخوان سازی، تشکیل بافت همبند، شکل­گیری سیستم اعصاب مرکزی، سیستم ایمنی و تشکیل رنگدانه­های پوستی نقش اساسی دارا می­باشد. ضایعات اصلی در اعصاب در اثر دژنره شدن ثانویۀ میلین و یا در اثر آپلازی میلین می­باشد. کمبود سیتوکروم اکسیداز در هر دو مورد فوق دارای اهمیت می­باشد. این موضوع اولین بار در بیماری پشت جنبان یا آتاکسی آنزئوتیک بره­ها نشان داده شده است (At and Lekuex, 2005; Crocher, 1992). اولین علامت کمبود مس که تقریباً در تمامی
گونه­ها مشاهده می­گردد، دپیگمانته شدن می‌باشد. تیروزین توسط عمل تیروزیناز حاوی مس به ملانین تبدیل می­شود. اخیراً نشان داده شده است که فعالیت این آنزیم در پیاز موی موش­های دچار کمبود مس کم می­شود. با توجه به اینکه دپیگمانته شدن نشانۀ کمبود مواد تغذیه­ای جزئی می­باشد، بنابراین کاهش تیروزین جیره نیز ممکن است علت آن باشد. از لحاظ بیوشیمیائی کمبود مس و بدون رنگدانه بودن مو به­خوبی از یکدیگر تشخیص داده می­شود(Anderieu, 2008; Basilannd, 1993; Bejma, 1999; Demoffarts et al., 2005; Howell and Gow, 1986). نقش سلنیم و ویتامین E به­عنوان آنتی اکسیدان از دیرباز مطرح می‌باشد و استفاده از مکمل حاوی سلنیم می‌تواند نقش حفاظتی در دام‌ها داشته ‌باشد. روی نیز یکی از عناصر کمیاب برای دام‌ها می‌باشد که باید از طریق جیره غذایی تامین شود. نقش این عنصر در  ساختمان آنزیم‌های مختلف مثل لیپاز، سوپر اکسید دسموتاز، آلکالین فسفاتاز و ... حائز اهمیت می‌باشد. نقش روی در حفاظت از مولکول انسولین، کراتوژنز، حفاظت از عوارض استرس، جلوگیری از اثر دژنرسانس بیضه، تقویت سیستم ایمنی، بالا بردن باروری در حیوان و ... مشخص شده است (Harlova et al., 2008; Kinnunen et al., 2005; Rochkelhoff et al., 1998). امروزه در صنعت اسبداری از این عناصر به­صورت ناآگاهانه در جیره غذایی جهت افزایش استحکام سم و افزایش جلای پوشش خارجی اضافه می‌کنند ولی تاکنون مشخص نشده است که اضافه نمودن این عناصر با مقادیر توصیه شده در جیره غذایی اسب‌ها چه تاثیری بر سطح سرمی این عناصر و میزان آنها در سم و مو دارد و این موضوع مشخص شده است که این عناصر ممکن است در جذب همدیگر مداخله کنند. با توجه به پیشرفت صنعت اسبداری در ایران سرمایه‌گذاری زیادی روی این حیوان انجام گرفته است و تامین توانایی حیوان، زیبایی ظاهر و استحکام سم آن حائز اهمیت است.

لذا این مطالعه به منظور بررسی ارزیابی تاثیر افزودن مس در جیره غذایی اسب­ها روی سطح سرمی این عنصر و مقادیر آن در سم و مو انجام گرفت تا بتوان راهکارهای اساسی در جهت افزایش توانایی حیوان، زیبایی ظاهر و استحکام سم اسب ارائه نمود.

مواد و روش­ها

    این مطالعه یک مطالعه تجربی مداخله‌ای است که روی 40 رأس اسب در اسبداری‌های تبریز انجام  گرفت. اسب‌ها نر با میانگین وزن 500-400 کیلوگرم و محدوده سنی 6-3 سال بوده و در دو گروه شاهد و تیمار (20 رأس) قرار گرفتند. در شروع طرح از سلامتی اسب‌ها بر اساس معاینه بالینی اطمینان حاصل شده و در جیره غذایی اسب‌های گروه تیمار علاوه بر جیره معمول از مکمل‌ حاوی مس (سولفات مس به میزان 380 میلی گرم در روز برای هر اسب) به­مدت دو ماه استفاده شد (51). اسب‌های گروه شاهد فقط جیره معمولی را دریافت کردند. جیره غذایی این اسب‌ها یونجه، جو و کاه بود. در روز صفر از تمامی‌اسب‌ها از طریق ورید وداج نمونه خون اخذ و سرم جدا شد. همچنین نمونه مو و سم نیز گرفته شد. در روزهای 15، 30، 45 و 60  نیز این نمونه‌ها اخذ شد. سپس مقدار سرمی مس همچنین مقادیر آن در سم و مو با روش جذب اتمی اندازه‌گیری شد (Fur, 1990).

تحلیل آماری

جهت تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم‌افزار آماری SPSS13 و جهت مقایسه میانگین‌ها در بین دو گروه در زمان­های مختلف از روش آماری T-test، جهت مقایسه میانگین­ها در بین روزهای مختلف در هر گروه شاهد و تیمار از روش آماری ANOVA و جهت تعیین همبستگی از روش آماری Correlation استفاده شد.

یافته­ها

     میانگین سطح سرمی مس در گروه شاهد از روز صفر تا 60 به ترتیب µg/L 19/43 ± 37/653، 26/37± 27/667، 94/39±47/658، 53/36± 11/670 و 18/33 ±62/662 بود که تغییر معنی­داری نشان نداد (571/0p=). ولی در گروه تیمار این مقادیر به ترتیب µg/L 87/41 ±17/682، 61/39 ±24/698، 17/38 ±23/723، 14/38± 61/819 و 87/42±71/1126 بود که از روز صفر تا 60 سیر صعودی داشت و اختلاف آماری
معنی­داری در بین میانگین سطح سرمی مس در روزهای مختلف وجود داشت (000/0p=). میانگین غلظت مس در مو در گروه شاهد در بین روزهای مختلف اختلاف معنی­داری نشان نداد (134/0p=) که این مقادیر به ترتیب  µg/kg DM 03/1± 91/6، 96/0 ±27/7، 12/1± 06/7، 87/0± 13/6 و 82/0 ±98/6 بودند.  ولی در گروه تیمار µg/kg DM 87/1 ±13/7، 03/1± 85/6، 87/0± 76/7، 93/0 ±03/8 و 12/1± 14/10 بود که اختلاف بین مقادیر میانگین غلظت مس در مو در بین روزهای مختلف در گروه تیمار نیز معنی­دار نبود (056/0p=).  میانگین غلظت مس در سم در گروه شاهد در روزهای مختلف نمونه­گیری به ترتیب µg/kg DM 94/0 ±03/7، 34/0 ±14/7، 59/0± 87/6، 02/1± 23/7 و 50/0 ±19/7  و در گروه تیمار  µg/kg DM 72/0± 96/6، 05/1 ±24/7، 17/1 ±13/7، 98/0± 19/8 و 05/1± 87/9 بود که در هر دو گروه اختلاف بین میانگین­ها غیرمعنی­دار بود (به ترتیب 571/0p= و 055/0p=) (جدول 1).

اختلاف میانگین سطح سرمی مس در بین دو گروه شاهد و تیمار در جدول 2 مقایسه گردیده است که در روزهای صفر و 15 غیر معنی­دار ولی در روزهای 30، 45 و 60 معنی­دار می­باشد. همچنین میانگین غلظت مس در مو در روزهای صفر، 15، 30  غیرمعنی­دار و در روزهای 45 و 60 معنی­دار بود ولی میانگین غلظت مس در سم فقط در روز 60 معنی­دار و در بقیه روزها غیرمعنی­دار بود.

در بررسی همبستگی سطح سرمی مس با مس مو در گروه شاهد مشخص شد که در روزهای صفر، 30، 45 و 60 ارتباط
غیر­معنی­دار (به ترتیب 087/0r=، 207/0r=، 116/0r= و 211/0r=) و در روز 15 معنی­دار (432/0r=،) بود. همبستگی بین مس سرم با مس سم در گروه شاهد در هیچکدام از روزها بغیر از روز  45 معنی دار نبود (به ترتیب 306/0r=، 207/0r=،  116/0r=، ،571/0r= و 325/0r=). در گروه تیمار این همبستگی با مس مو در روز 60 معنی­دار (120/0r=،) و در روزهای صفر، 15، 30 و 45 غیرمعنی­دار بود (به ترتیب 119/0r=، 096/0r=، 312/0r= و 127/0r=). همچنین همبستگی بین سطح سرمی مس با مس سم در گروه تیمار در روزهای صفر ، 15 و 30 غیرمعنی­دار (به ترتیب 205/0r=،  361/0r=، و 184/0r=) و در بقیه روزها معنی­دار بود (به ترتیب 621/0r= و 712/0r=) (جدول 3).

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول 1- مقایسه میانگین غلظت مس در سرم، مو و سم در اسب­های دو گروه شاهد و تیمار در زمان­های مختلف نمونه­گیری

سطح معنی­داری (P value)

خطای استاندارد

میانگین

زمان نمونه گیری (روز)

پارامتر اندازه­گیری شده

تعداد

گروه

571/0

19/43

37/653

صفر

 

مس سرم

µg/L

 

 

 

 

 

20

 

 

 

 

 

 

 

 

شاهد

26/37

27/667

15

94/39

47/658

30

53/36

11/670

45

18/44

62/662

60

134/0

03/1

91/6

صفر

 

مس مو

mg/kg DM

96/0

27/7

15

12/1

06/7

30

87/0

14/6

45

82/0

98/6

60

481/0

94/0

03/7

صفر

 

مس سم

mg/kg DM

34/0

14/7

15

59/0

87/6

30

02/1

23/7

45

50/0

19/7

60

000/0

87/41

17/682

صفر

 

مس سرم

µg/L

 

 

 

 

 

20

 

 

 

 

 

تیمار

61/39

24/698

15

17/38

23/723

30

14/38

61/819

45

87/42

71/1126

60

056/0

87/1

14/7

صفر

 

مس مو

mg/kg DM

03/1

85/6

15

87/0

79/7

30

93/0

03/8

45

12/1

14/10

60

055/0

72/0

96/6

صفر

 

مس سم

mg/kg DM

05/1

24/7

15

17/1

13/7

30

98/0

19/8

45

05/1

87/9

60

 

 

 

 

جدول2- مقایسه میانگین غلظت مس در سرم، مو و سم در اسب­های دو گروه شاهد و تیمار در روزهای مختلف

سطح معنی­داری (P value)

خطای استاندارد

میانگین

تعداد

گروه

زمان (روز)

پارامتر اندازه­گیری شده

658/0

19/43

37/653

20

شاهد

صفر

 

 

 

 

مس سرم

µg/L

87/41

17/682

20

تیمار

061/0

26/37

27/667

20

شاهد

15

61/39

24/698

20

تیمار

001/0

94/39

47/658

20

شاهد

30

17/38

32/723

20

تیمار

000/0

53/36

11/670

20

شاهد

45

14/38

61/819

20

تیمار

000/0

18/44

62/662

20

شاهد

60

87/42

71/1126

20

تیمار

081/0

03/1

91/6

20

شاهد

صفر

 

 

 

 

مس مو

mg/kg DM

87/1

14/7

20

تیمار

067/0

96/0

27/7

20

شاهد

15

03/1

85/6

20

تیمار

061/0

12/1

06/7

20

شاهد

30

87/0

79/7

20

تیمار

047/0

87/0

14/6

20

شاهد

45

93/0

03/8

20

تیمار

000/0

82/0

98/6

20

شاهد

60

12/1

14/10

20

تیمار

451/0

94/0

03/7

20

شاهد

صفر

 

 

 

 

مس سم

mg/kg DM

72/0

96/6

20

تیمار

317/0

34/0

14/7

20

شاهد

15

05/1

24/7

20

تیمار

136/0

59/0

87/6

20

شاهد

30

17/1

13/7

20

تیمار

074/0

02/1

23/7

20

شاهد

45

98/0

19/8

20

تیمار

001/0

50/0

19/7

20

شاهد

60

05/1

87/9

20

تیمار

 

 

 

 

جدول 3- همبستگی بین سطح سرمی مس با غلظت مس در مو و سم در روزهای مختلف نمونه­گیری در اسب­های دو گروه شاهد و تیمار

سطح معنی­داری (P value)

ضریب همبستگی (r)

زمان نمونه­گیری (روز)

همبستگی با

گروه

789/0

087/0

صفر

مس مو

 

 

 

 

شاهد

 

003/0

432/0

15

579/0

207/0

30

621/0

116/0

45

417/0

211/0

60

072/0

306/0

صفر

مس سم

361/0

207/0

15

621/0

116/0

30

042/0

571/0

45

106/0

325/0

60

769/0

119/0

صفر

مس مو

 

 

 

 

تیمار

 

 

 

794/0

096/0

15

129/0

312/0

30

530/0

127/0

45

001/0

592/0

60

319/0

205/0

صفر

مس سم

084/0

361/0

15

583/0

184/0

30

001/0

621/0

45

000/0

712/0

60

 

 

بحث و نتیجه­گیری

    وابستگی واکنش­های فیزیولوژیک رشد حیوان به فعالیت آنزیم­های حاوی مس، نیاز مداوم به مس جیره را الزامی می­کند. از سوی دیگر جذب مس به علت رشد فصلی گیاهان تغییر می‌کند. تغییرات تغذیه­ای به طریقی باعث تغییر در قابلیت مصرف مس و نوسانات بیشتر در رساندن مس به بافت­ها
می­شود. بدنبال کاهش میزان مس جیره در بدن، ابتدا ذخایر مس در بدن کاهش می­یابد و در نتیجه مرحلۀ تخلیه را خواهیم داشت، سپس مرحله کمبود اتفاق می­افتد که در این مرحله فقط واکنش­های اصلی وابسته به مس حفظ می­گردد در حالی­که مس آزاد شده از ذخایر به همراه مس جذبی برای تثبیت غلظت مس سرم در حد طبیعی کافی به نظر نمی­رسد. بعد از این مرحله به حالت اختلال نزدیک می­شویم که یکی یا بیشتر واکنش­های فیزیولوژیک وابسته به مس آسیب می­بینند و در مرحلۀ آخر بیماری را خواهیم داشت که همان تظاهر کلینیکی اختلالات
می­باشد (Anderson, 1990; Donald and Sunders, 1998; Gart, 2004 ).

حداقل مس مورد نیاز در جیره 3 الی 5 میلی­گرم ماده خشک می­باشد. به دنبال افزایش مس جیره تا 100 برابر مقدار مورد نیاز، غلظت مس کبد گاو و گوسفند افزایش قابل توجهی می­یابد و هنگامی که مس جیره از حد لازم کمتر می­شود، این روند نیز معکوس می­گردد یعنی مس کبد گوسفند و گاو آزاد می­شود تا جبران کمبود جیره را بنماید. نشخوارکنندگان چرا کننده در اکثر مناطق به کمبود مس حساس می­باشند و در این میان ذخایر بدن نقش اساسی دارند. بنابراین قدرت ذخیرۀ مس در این حیوانات بالا رفته است. نشخوارکنندگان احتمالاً به­دلیل انتخاب طبیعی قادر به تحمل هیپوکوپریمی می­باشند و مرحله کمبود قبل از شروع مراحل اختلال و بیماری در آنها طولانی است (NRC, 1989; Radostits et al.,2007).

نیاز به مس شامل 2 بخش می­باشد یکی نیاز برای نگه­داری و دیگری نیاز برای تولید است. نیاز نگه­داری جهت جبران دفع ناخواسته مس از راه ترشح ادراری، مدفوع و پوست می­باشد، زیرا هنگامی که مس جیره پائین باشد علیرغم نیاز بدن مقداری مس از طریق ادرار، مدفوع و پوست دفع می­شود. هنگامی که جذب مس بیش از اندازه مورد نیاز باشد، دفع آن برای تعادل مس در بدن ضروری است.

ثابت شده است که بسیاری از تغییرات ناخواسته مرضی ناشی از کمبود عنصر مس به­علت کاهش میزان متالوآنزیم­های وابسته به مس می­باشد. اما حالت فیزیولوژیک سلول­ها طی مرحله تخلیه بر شدت اثرات این نواقص تأثیر می­گذارد، نواقص بیوشیمیایی اثرات متفاوتی را در ضایعات اختصاصی سلولی تولید می­نماید که این اثرات متفاوت به­علت کینتیک سلولی می­باشد. همچنین کمبود مس در صورت وجود نواقص عملکردی در سایر بافت­ها احتمالاًً افزایش می­یابد (Arthington, 1996; Bender, 1987).

اختلاف میانگین سطح سرمی مس در بین دو گروه شاهد و تیمار در روزهای صفر و 15 غیرمعنی­دار ولی در روزهای 30، 45 و 60 معنی­دار بود. همچنین میانگین غلظت مس در مو در روزهای صفر، 15، 30 غیرمعنی­دار و در روزهای 45 و 60 معنی­دار بود ولی میانگین غلظت مس در سم فقط در روز 60 معنی­دار و در بقیه روزها غیرمعنی­دار بود. در بررسی همبستگی سطح سرمی مس با مس مو در گروه شاهد مشخص شد که در روزهای صفر، 30، 45 و 60 ارتباط غیرمعنی­دار (به ترتیب 571/0r=/0، 571/0r=، 571/0r= و 571/0r=) و در روز 15 معنی دار (571/0r=) بود. همبستگی بین مس سرم با مس سم در گروه شاهد در هیچکدام از روزها به غیر از روز  45
معنی­دار نبود (به ترتیب 306/0r=، 207/0r=،  116/0r=، ،571/0r= و 325/0r=).  در گروه تیمار این همبستگی با مس مو در روز 60 معنی دار (120/0r=) و در روزهای صفر، 15، 30 و 45 غیرمعنی­دار بود (به ترتیب 119/0r=، 096/0r=، 312/0r= و 127/0r=). همچنین همبستگی بین سطح سرمی مس با مس سم در گروه تیمار در روزهای صفر، 15 و 30 غیرمعنی­دار (به ترتیب 205/0r=،  361/0r= و 184/0r=) و در بقیه روزها معنی­دار بود (به ترتیب 621/0r= و 712/0r=). نقش مس در فعالیت آنزیم‌های سوپراکسید دسموتاز و سیتوکروم اکسیداز و همچنین در سنتز میلین و رنگدانه‌های جلدی و شاخی شدن مطرح می‌باشد. این سه عنصر همچنین در شفافیت و جلای پوشش خارجی و استحکام سم در اسب دارای نقش هستند (Chiaradia et al., 1998; Montuschi et al, 2004).

نتبجه نهایی اینکه افزودن مکمل حاوی مس در جیره غذایی اسبها به­مدت 2 ماه باعث افزایش سطح سرمی این عنصر شده و همچنین باعث افزایش غلظت آن در سم و موی اسب­ها می­شود و با عنایت به نقش حفاظتی مس در پوست و سم در اسب­های ورزشی توصیه می­گردد.

  • Andrieu, S. (2008). Is there a role for organic trace element supplements in transition cow health? Vet J, 176:77-83.
  • Anderson, B.C. (1990). Copper deficiency & posterior paralysis (shalel) in ruminants in the sultamate of Oman. Animal research center agriculture small Canada, Ottawa.
  • Arthington, J. (1996). Copper antagonists in Cattle Nutrition, Range cattle research and education center, on a department of animal sciences university of Florida - IFAS, 31:277 -281
  • Art,T. and Lekeux, P. (2005). Exercise-induced physiological adjustments to stressful conditions in sports horses. Livest Prod Sci, 92:101-111.
  • Basiland, M.R. (1993). Hypocuperosis: A clinical investigation of dairy in north land. NZJ. Vet med, 21:252-58
  • Bender, G.T. (1987). Principles of chemical instrumentation W. B sander co , pp : 107-118
  • Bejma, J.J.  (1999). Aging and acute exercise enhance free radical generation in rat skeletal muscle. J Appl Physiol 87:465-470.
  • Chiaradia, E., Avellini, L., Rueca, F., Spaterna, A., Porciello, F. and Antonioni, M.T. (1998). Physical exercise, oxidative stress and muscle damage in racehorses. Comp Biochem Physiol B-Biochem Mol Biol, 119:833-836
  • Crocher, A. (1992). Effect of copper deficiency on resistance to trypanosome levvisi J-Nah Med Assoc, 84(8): 697-706.
  • Demorffarts, B., Kirschvink, N., Art, T., Pincemail, J. and Lekeux, P. (2005). Effect of oral antioxidant supplementation on blood antioxidant status in trained thoroughbred horses. Vet J, 169: 65-74
  • Donald, E. (1998). Copper deficiency in food animals, education article, 15:8-9.
  • Fur man, N.H. (1990). Standard Methods of Chemical Analysis. 6th Edition, Saunders, London, pp. 374-381.
  • Gart R.J. (2004). Copper deficiency in sheep and cattle. Deprtment of agriculture farm note, (28):94-98.
  • Hartlova, H., Rajmon, R., Dorflerova, A., Zita, L., Rehak, D., Rosmus, J. Sindelar, M. and Klabanova, P. (2008). Effect of dietary supplementation with vitamin E and selenium in Thoroughbred horses on the concentration of F2-isoprostanes in the blood plasma as a marker of lipid peroxidation. ACTA VET. BRNO, 77:335–340.
  • Howell, J.M. and Gow thome , J.M. (1986). Copper on animal and man.  2nd Edition, CRC Press, volum (I, II), pp. 32-48.
  • Kinnunen, S., Hyypa, S., Lappalainen, J., Oksala, N., Venojarvi, M., Nakao, C., Hannienen, O., Sen, C.K. and Atalay, M. (2005). Exercise-induced oxidative stress and muscle stress protein responses in trotters. Eur J Appl Physiol, 93: 496-501.
  • Montuschi, P., Barnes, P.J. and Roberts, L.J. (2004). Isoprostanes: markers and mediators of oxidative stress. FASEB J, 18:1791-1800.
  • NRC. (1989). Nutrient requirements of horses. 5th rev. Edition. National Academy Press, Washington, D.C., pp. 101.
  • Radostitis, O.M., Gay, C.C., Hinchcliff, K.W. and Constable, P.D. (2007). Veterinary Medicine, a text book of the disease of cattle, sheep, pigs and horses. 10th Edition, Elsevier Publishing, pp. 1661-1668.
  • Reckelhoff, J.F., Kanji, V., Racusen, L.C., Schmidt, A.M., Yan, S.D., Morrow, J., Roberts, L.J. and Salahudeen, A.K. (1998). Vitamin E ameliorates enhanced renal lipid peroxidation and accumulation of F-2-isoprostanes in aging kidneys. Am J Physiol-Regul Integr Comp Physiol, 274:R767-R774.