بررسی فاکتورهای خطر شیوع عفونت لپتوسپیرا در اسب های منطقه گنبد

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تبریز، دانشکده دامپزشکی، دانش آموخته دکترای حرفه ای دامپزشکی، تبریز، ایران.

2 دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تبریز، دانشیار دانشکده دامپزشکی، گروه علوم درمانگاهی، تبریز، ایران.

چکیده

لپتوسپیروز یک بیماری باکتریایی مشترک بین انسان و دام و با انتشار جهانی است که منبع اصلی آن جوندگان و حیوانات وحشی می­باشد که لپتوسپیراها را در ادرار خود دفع می­کنند. این بیماری در انسان و در تمام پستانداران اهلی و وحشی بروز می­کند. این بیماری در حیوانات مختلف موجب تب، هموگلوبینوری، زردی، سقط جنین، ورم پستان، کاهش تولید شیر، اختلالات تولیدمثلی و مرگ می­گردد و مهمترینعوارض آن در اسبچشم­‌درددوره‌ای، سقط جنین و مرده‌زاییاست. هدف از این مطالعه، بررسی فاکتورهای خطر ایجادکننده بیماری لپتوسپیروز و ارتباط آن با میزان شیوع بالای این عفونت در اسب­های منطقه گنبد بود. بر همین اساس تعداد 200 نمونه سرمی از بیناسب­های منطقه گنبدجمع­آوری گردید. سپس با آزمایش آگلوتیناسیون میکروسکوپی و با استفاده از 7 نوعآنتی­ژن زنده لپتوسپیرا اینتروگانس شامل: پومونا، کنیکولا، ایکترهموراژیه، گریپوتیفوزا، هارجو، اتومنالیس وبالوم مورد مطالعه قرار گرفتند. نتایج به دست آمده از آزمایش آگلوتیناسیون میکروسکوپی حاکی از آلودگی 12% نمونه­های سرمی بود. عمده آلودگی مربوط به نمونه­ها به اسب­هایی اختصاص داشت که در محیط­های باتلاقی و نیمه باتلاقی زندگی می­کردند،به طوری که89%نمونه‌های مثبت را شامل می­شد. در بین نمونه­های مثبت 34/58%نمونه­ها با سروتیپ کنیکولا واکنش مثبت نشان دادند. از سوی دیگر، 34/33%از نمونه­های مثبت به اسب­هایی تعلق داشت که جوندگان به خصوص موشدر محیط زندگی آنها به تعداد بسیار زیاد مشاهده شده بود. در مورد اسب­هایی که بستر نگه‌داری آنها مرطوب و نیمه مرطوب بود، 67/66% از نمونه­های مثبت را به خود اختصاص دادند ودر نهایت اینکه بیشترین فراوانی نمونه­های مثبت دامی درمحدوده­ سنی 3 تا 6 سال قرار داشتند. به عبارتی دیگر با افزایش سن حیوانات، میزان شیوع این بیماری هم افزایش یافته است. پس باتوجه به نتایج به دست آمده، افزایش سن حیوانات، زندگی در محیط‌های باتلاقی با بستر مرطوب، وجود سگ نگهبان آلوده در کنار اسب­ها ونیز وجود تعداد زیاد جوندگان در محیط را می­توان به عنوان برخی فاکتورهای خطر رخداد شیوع سرولوژیک لپتوسپیروز مورد اهمیت و تاکید قرار داد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Survey of risk factors for the prevalence of leptospiral infection in horses of Gonbad area

نویسندگان [English]

  • omid jaheddashliboroun 1
  • ali hassanpour 2
چکیده [English]

Leptospirosis is a world-wide zoonotic infection occurring in animals and humans. Rodents and wild animals are a major source of infection. Clinical signs in animals include fever, heamoglubinuria, jaundice, abortion, mastitis, reduced milk production, reproductive failure and death with periodic ophthalmia, abortion and stillbirths being among its important signs in horses. The main purpose of this study was to investigate the risk factors for the prevalence of leptospiral infection in horses of Gonbad area. This study was conducted on 200 horses in Gonbad area in Iran in order to determine seroprevalence of leptospiral infection. Sera were initially screened at dilution of 1:100 against 7 live serovars of Leptospira interrogans: Pomona, Canicola, Hardjo, Ballom, Icterohaemorrhagiae, AutomenalisandGrippotyphosausing themicroscopic agglutination test. The prevalence of leptospiral infection was 12% in horses. The majority of these infections were seen in horses that live in marsh and semi-marsh conditions and they accounted for 89% of positive samples. The highest number of reactors in horses (58.34%) wasdue toserovarCanicola and 33.34% of positive samples were seen in horses with many rodents living in their environment.66.67% of positive samples were seen in horses that were kept In moist and semi moist stables. The highest number of positive samples were seen in 3 to 6 years old animals, in other words prevalence of this disease is raised with increase of age. So according to the results, increasing age, living in marsh environment, moist stable presence of infected dogs and rodents, in environment are some of risks factors for prevalence of leptospiral infection

کلیدواژه‌ها [English]

  • Risk Factors
  • Prevalenceof leptospiral infection
  • MAT
  • Horses of Gonbad area

مقدمه

لپتوسپیروز یک بیماری عفونی و زئونوز با انتشار جهانی است که در پستانداران اهلی و وحشی بروز می‌کند. سرووارهای زیادی از لپتوسپیرا شناخته شده­اند ولی عفونت همیشه توسط سروتیپ­های بومی منطقه که به عوامل محیطی و اکولوژیکی وابسته هستند، ایجاد می­گردد. جرم عامل بیماری علاوه بر پستانداران، از خزندگان، پرندگان، دوزیستان وماهی­ها نیز جدا شده است. برخی از این حیوانات به عنوان مخزن بیماری عمل می­کنند که جوندگان و حیوانات وحشی در درجه اول اهمیت قرار دارند. برخی از حیوانات اهلی مثل سگ، گاو و خوک نیز در انتشار عفونت دخیل هستند و به عنوان مخزن عفونت برای انسان و دام عمل می­کنند(Donahueet al.,1991;Haji Hajikolaeiet al., 2006). در حالت کلی بیماری لپتوسپیروز از دو جنبه حائز اهمیت می­باشد:

1- تهدید برای بهداشت عمومی

2- خسارات ناشی از بیماری در دام­ها

در حال حاضر لپتوسپیروز یکی از مشکلات بزرگ بهداشتی در دنیا است. براساس تحقیقات انجام شده در مؤسسه رازی و نیز مطالعات انجام شده در قالب مقالات و پایان‌نامه‌ها، این بیماری در کشور ما نیز رو به گسترشمی‌باشدکهبهداشتعمومیوصنعتدامپروریکشورراتهدیدمی‌کند. این بیماری در اسب مشکلاتی مثل چشم‌درددوره‌ای، سقط­جنین و مرده‌زایی را ایجاد می­کند. این بیماری زئونوز بوده و می­توانداز دام به افراد در تماس با دام­ها منتقل شود (Hassanpouret al.,2007; Radostitiset al., 2007). بیماری لپتوسپیروز انتشار جهانی دارد  (Porthet al.,1990؛ ذوقی، 1372؛ تاج‌بخش، 1376)وتقریباً در تمام کشورهایی که جستجو کرده­اند،آن رایافته­اند (Bettelheim and Fogg, 2002; طالب‌خان گروسی و همکاران، 1382). در هر محدوده جغرافیایی سروتیپ­های مشخصی از لپتوسپیراها شایع هستند (Hirsh and Zee, 1999). بعضی از انواع لپتوسپیراها در اغلب کشورها دیده می­شوند ولی عده­ای محدود به مناطق خاصی می‌باشند (تاج‌بخش، 1386). به طور کلی توزیع سروتیپ­های مختلف سرمی عامل بیماری در دام­ها از یک کشور به کشور دیگر وحتی در بین نواحی مختلف در یک کشور متفاوت می­باشد (Tajbakhsh, 1998; Bettelheim and Fogg, 2002) و به عوامل محیطی و میزبان بستگی دارد (تاج‌بخش، 1386). از لحاظ تئوری در هر جایی که خطر تماس مستقیم یا غیر مستقیم با ادرار حیوانات آلوده وجود داشته باشد، هر پستانداری مستعد ابتلاء به لپتوسپیروز می­باشد (کریم و فرخنده، 1363). در ایران بیماری در انسان و دام وجود دارد ولی میزان اشاعه و به طور کلی اهمیت اقتصادی و بهداشتی آن در دست بررسیاست. احتمالاً بیماری لپتوسپیروز بیش از آنچه که به نظر می­رسد، در ایران شیوع دارد ولی از آنجائی­که شناسایی آن احتیاج به بررسی­های دقیق آزمایشگاهی دارد، لذا موارد قابل ملاحظه­ای از آن از نظر دور مانده و یا به حساب بیماری­های دیگر به ویژه پیروپلاسموز منظور گردیده است. طی بررسی­هایی که در مؤسسه رازی و دانشکده بهداشت انجام گرفته، مواردی از بیماری در انسان، گاو و گوسفند و نیز اسب تشخیص داده شده است. همچنین وجود پادتن ضد برخی از انواع لپتوسیراها در خون تعداد قابل ملاحظه­ای از اسب‌ها، گاوها، گوسفندان، بزها، شترها و به تعداد کمتری در سگ­ها به اثبات رسیده است (تاج‌بخش، 1386).

بیماری در اسب در بسیاری از کشورها گزارش شده است (Quinnet al.,2002) و نشخوارکنندگان نسبتاً به بیماری مقاوم هستند (Alonso-Andicoberry et al., 2001). با وجود این لپتوسپیروز در اسب می­تواند موجب خسارات قابل توجهی گردد. هرچند موارد شیوع بیماری در اسب اندک است ولی شیوععفونتلپتوسپیراییبهمیزان 6/33%- 6/20% درایالاتمتحدهآمریکاو 5/13% درهندگزارششدهاست(Roth and Gleckman, 1985; Park et al., 1992; Sheoranet al., 2001).

هدف از این مطالعه، بررسی فاکتورهای خطر ایجادکننده بیماری لپتوسپیروز و ارتباط آن با میزان شیوع بالای این عفونت در اسب­ها بود. این بررسی، یک مطالعه مقطعی-کاربردی بوده که نتایج آن به صورت توصیفی بیان گردیده است.

 

مواد و روش­ها

در این بررسی، تعداد 200 نمونه سرمی از اسب­ها اخذ گردیده و با استفاده از روش آزمایش آگلوتیناسیون میکروسکوپیMAT(Microscopic agglutination test) با 7 سروتیپ مورد آزمایش قرار گرفت.در این تحقیق که از خرداد ماه سال 1391 لغایت شهریور ماه همان سال به طول انجامید، تعداد 200 نمونه سرم خون از پنج باشگاه سوارکاری جمع­آوری و آزمایش شدند. سروتیپ­های لپتوسپیرایی که در این آزمایش مورد استفاده قرار گرفتند،عبارت بودند از: 1- پومونا، 2-گریپوتیفوزا، 3- ایکترهموراژیه، 4- هارجو، 5- بالوم، 6- کنیکولا،7- اتومنالیس.

جهتتهیهنمونه‌هایسرمیازهمهمادیان‌هاونریان‌هابه طورتصادفیخونگیریبهعملآمدوموضع خونگیری در همه موارد ورید وداجی بود که با استفاده از لوله ونوجکت خلاءدار از حیوان خونگیری به عمل می­آمد. ازهررأساسبحدود 7-5 میلی‌لیتر خون اخذ می­گردید که در آزمایشگاه از آن 3-1 میلی­لیتر سرم تهیه می‌شد.پسازاخذنمونهرویبرچسبلولهکدیاشمارهتعیینشده،درجمی­گردیدتادرمراحلبعدیتحقیقدسترسیبهاطلاعات نمونهآسان­ترباشد.پسازخونگیری،لوله‌‎هایمحتویخونرابهمدت 1 الی 2 ساعتدردمایمحیطقراردادهتالختهخونیبهصورتکاملتشکیلگردد،سپستاصبحروزبعددریخچالc˚4نگه‌داریمی­شدند. صبحروزبعدلوله‌هایمحتویخونلختهشدهراازیخچالخارجنمودهوبااستفادهازپیپتپاستوراستریل،سرمآنهاراجدانمودهوبهداخلمیکروتیوبمنتقلمی­شدند.لازمبهیادآوریاستکهدرحینانتقالسرمازلولهبهمیکروتیوب،شمارهمربوطبهلولهبررویمیکروتیوبنوشتهمی‌شد.

درصورتیکهسرمجداشدهدارایمقداریگلبولقرمزبود،بهکمکدستگاهسانتریفوژبهمدت 10 دقیقهوباسرعت 3000 دورآنراسانتریفوژنموده،سپسسرمخالصراجدانمودهوبهداخلمیکروتیوبمنتقلمی­شدند.میکروتیوب­هایمحتویسرمرادرفریزرc˚20- منجمدنمودهتازمانآزمایشکمترینآسیبرامتحملشوند. چندساعتقبلازشروعآزمایشMAT،نمونه­هاازفریزرخارجودردمایآزمایشگاهبهتدریجذوبمی­شدند.

همزمان با اخذ نمونه، اطلاعاتی در مورد خود دام از دامدار گرفته می­شد. طوری که ابتدا شماره نمونه، سن دام و تعداد زایمان حیوان پرسیده می­شد. وجود یا عدم وجود سگ نگهبان در اطراف اصطبل، تعداد سگ در اسب­داری­ها و نیز واکسیناسیون سگ­های گله نیز مورد سؤال قرار می­گرفت. یکی از بخش­های مهم این فرم به وجود جوندگان در محیط مربوط می­شود که به 3 دسته محیط­های با تعداد جوندگان کم، متوسط و زیاد در محیط تقسیم­بندی می­شود. برای ما تعیین وضعیت بستر حیوانات مورد مطالعه از اهمیت بسیار بالایی برخوردار بود که در درون این فرم­ها بدان اشاره شده است. یکی دیگر از اطلاعاتی که از دامدار مربوطه اخذ شد، پرسش در مورد محل زندگی اسب­ها بود که بر این اساس نیز محیط­های باتلاقی یا نیمه باتلاقی و غیرباتلاقی مدنظر قرار گرفت.

در ادامه مراحل مختلف آزمایش MATانجام گرفته و درصد آلودگی اسب­های منطقه به لپتوسپیروز تعیینگردید که براساس این نتایج، تفاسیر مربوط به فاکتورهای خطرایجادکننده این بیماری صورت پذیرفت. در این بررسیکلیه مراحل آزمایش آگلوتیناسیون میکروسکوپی در آزمایشگاه تحقیقاتی لپتوسپیروز دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران انجام گردید.

 

یافته‌ها

ازمجموع 200 نمونهسرمی، 24 نمونهبایکیابیشازیکسروتیپواکنشمثبتنشاندادکهفراوانینسبیآنمعادل12% برآوردشده است. 176 نمونهنیزازلحاظسرولوژیکیمنفیبودند،کهمعادل 88% نمونه‌ها می‌باشد (نمودار1).

 

 

 

نمودار 1- توزیع فراوانی نسبی موارد سرمی مثبت و منفی در کل دام­ها

 

 

 

دربیننمونه‌هایسرمیمثبت 34/58% نمونه‌هاباکنیکولا، 67/41% باگریپوتایفوزا، 34/8% باپوموناواکنشمثبتنشاندادند.لازمبهذکراستکههیچیکازنمونه‌ها،علیهسروتیپبالوم،هارجووایکتروهموراژیهتیترقابلتشخیصینداشته‌اند(نمودار2).

 

 

 

 

نمودار2 - توزیعفراوانینسبیسروتیپ‌هایمختلفلپتوسپیرادرمواردسرمیمثبت

 

66/91% (22 نمونه) نمونه‌هایسرمیبایکسروتیپو34/8% (2 نمونه) بادوسروتیپواکنشمثبتنشاندادندوموردیازواکنشمثبتسرمیبهسهسروتیپیابیشترمشاهدهنشد (نمودار 3).

 

 

 

 

نمودار 3- توزیعفراوانینسبیمواردسرمیمثبتبرحسبتعدادسروواریته

 

 

در مورد نمونه‌های سرمی مثبت، 20 نمونه در رقت 1:100، 6 نمونه در رقت 1:200 واکنش مثبت نشان دادند. در این بررسی از کل موارد سرمی مثبت، 92/76% به تیتر 100، 08/23% به تیتر 200 تعلق داشتند(نمودار4).

 

 

 

 

 

نمودار 4- توزیع فراوانی نسبی تیتر پادتنی در موارد سرمی مثبت

 

آنالیزنتایجبراساسسندام‌هانشاندادکه 4 نمونهمثبتمربوطبهاسب‌های 3-1 سالهبا فراوانی نسبی 67/16%، 18 نمونهمثبتمربوطبهاسب‌های 6-3 سالهبافراوانینسبی 75%، 2 نمونهمثبتمربوطبهاسب‌های9-6 سالهبافراوانینسبی 33/8%واسب‌هایباسنبیشاز 9 سالبدون نمونه مثبت (فراوانینسبی صفر درصد)بودهاست(نمودار5).

 

 

 

 

نمودار 5- توزیع فراوانی نسبی موارد سرمی مثبت در کل­ دام­ها برحسب سن دام

 

در این بررسی، از تعداد کل 200 نمونه اخذ شده، تعداد 30 نمونه از اسبداری­های با تعداد کم جوندگان در محیط، تعداد 98 نمونه از باشگاه­های با وجود متوسط جوندگان در محیط و تعداد 72 نمونه از باشگاه­های با وجود بالای جوندگان در محیط اخذ شد. از نظر فراوانی نسبی نمونه­های سرمی مثبت دامی، 25% نمونه­ها مربوط به باشگاه­های با وجود کم جوندگان در محیط، 66/41% نمونه­ها مربوط به باشگاه­های با وجود متوسط جوندگان در محیط و حدود 34/33% نمونه­ها به باشگاه­های با وجود زیاد جوندگان در محیط تعلق داشتند (نمودار 6).

 

 

 

 

نمودار 6- توزیع فراوانی نسبیموارد مثبت دامی برحسب وجود جوندگان در محیط

 

 

آنالیز نتایج براساس محل نگه‌داری اسب­ها و منطقه زندگی از لحاظ فراوانی مطلق نشان داد که 80 مورد از نمونه­ها مربوط به محیط­های باتلاقی و جلگه­ای، 98 مورد مربوط به محیط­های نیمه‌باتلاقی و 22 نمونه مربوط به محیط­های غیرباتلاقیباآبوهوایمرطوبوگرم بوده­اند. از لحاظ فراوانی نسبی، 40% نمونه­هابه محیط­های باتلاقی، 49%نمونه­ها به محیط­هاینیمه باتلاقی و 11% نمونه­ها به محیط­های غیرباتلاقی باآبوهوایمرطوبوگرم تعلق داشتند (نمودار 7).

 

 

 

 

نمودار 7- توزیع فراوانی نسبی بین موارد سرمی مثبت در دام­ها براساس محل نگه‌داری و منطقه زندگی آنها

 

 

از کل 12 نمونه سرمی مثبت دامی مربوط به اسب­ها، تعداد 8 نمونه مربوط به نمونه سرم اسب­هایی است که در بستر مرطوب و یا گاهاً نیمهمرطوب نگه‌داریمی‌شوند و تعداد 4 نمونه مربوط به نمونه سرماسب­هایی است که در بستر خشک نگه‌داری می‌شوند. از لحاظ توزیع فراوانی نسبی از کل تعداد نمونه­های مثبت، 67/66% نمونه­ها مربوط به اسب­های نگه‌داری شده در بسترهای مرطوب و نیمه مرطوب و 33/33% نمونه­ها به اسب­های نگه‌داری شده در بسترهای خشک می­باشد.

بحث و نتیجه‌گیری

لپتوسپیروز یکی از بیماری­های عفونی مهم در انسان و حیوانات بخصوص اسب، گاو و گوسفند می­باشد که به وسیله اسپیروکت­های از جنس لپتوسپیرا ایجاد می­شود. این بیماری خسارت زیادی را به سیستم دامپروری کشور تحمیل می­کند که ناشی از مرگ دام، کاهش تولید شیر، سقط جنین و سایر اختلالات تولیدمثلی می­باشد. از سوی دیگر مشترک بودن لپتوسپیرا بین انسان و دام و انتقال بیماری از این طریق به انسان، اهمیت این بیماری را دو چندان می­کند که نیاز به تأمل و تدبیر راهکارهایی برای کنترل عفونتو تأمین بهداشت عمومی دارد. سوابق موجود در مراکز علمی کشور حاکی از آن است که این عفونت در اکثر نقاط ایران به عنوان یکی از مشکلات دامداری­ها مطرح می­باشد. عفونت با سروتیپ­های مختلف لپتوسپیرا در مناطق جغرافیایی مختلف بر روی اپیدمیولوژی و پاتوژنز بیماری اهمیت دارد.

لپتوسپیروزیکیازعواملسقط‌جنینومرده‌زاییدرجمعیت‌هایاسبمی‌باشدبه طوری‌کهلپتوسپیراکنوچی،پومونا،گریپوتیفوزاوبراتیسلاواازجنین­هایسقطشده،جداشـده‌اند. همچنیندراسبداری‌‎هایسیلزده،لپتوسپیروزبهعنوانیکیازعللاختلالاتتولیدمثلیوبیماری­هاینوزادانومرگآنهاتشخیصدادهشدهاست. بررسی‌هایسرولوژیکدراسب‌هایتروبردواستانداردبردشیوعبالایبراتیسلاوارامشخصنمودکهبا افزایشسنبیشترمی‌شود. احتمالاًمواردمثبتسرمیبهازاءهر10سالعمردامتقریباً 10% افزایشمی‌یابـد. شیوعسرمیدراسب­هاییکهبه طورانفرادینگه‌داریمی‌شوند(مثلاسب‌هایمسابقه) نصفمقدارشیوعسرمیدراسب­هاییبودکهبه صورتگروهی(مثلاسب­هایسوارکاری) نگه‌داریمی‌شوند. (Radostitiset al., 2007).در بین نمونه­های اخذ شده از محیط­های باتلاقی 40%، در بین نمونه­های اخذ شده از محیط‌هاینیمه باتلاقی 49% و در بین محیط­های غیر باتلاقی 11% موارد مثبت بودند. چون یکی از مهمترین راه­های انتقال لپتوسپیرایی زنده به حیوانات، دسترسی حیوانات به آب­های راکد و باتلاق­هایی است که به بقاء جرم در طبیعت کمک می­کنند، لذا این مطالعه، مطلب فوقرا مورد تأکید قرار می­دهد. در این مطالعه، کنیکولا،گریپوتایفوزاو پومونا به عنوان سرووارهای شایع به ترتیب با 34/58%، 67/41% و 34/8% تشخیص داده شدند. با توجه به اینکه در اکثر اسب‌داری­های تحت مطالعه وجود جوندگان مشاهده شده بود، از سوی دیگر از آنجائی که نقش جوندگان به عنوان میزبان بقاء و مخزن سروتیپ گریپوتایفوزا ثابت شده است، شیوع این سروتیپ در این مطالعه را به این شکل می­توان توجیه نمود. همچنین چون در اسبداری­هااز سگ­ها به عنوان سگ نگهبان استفاده می­شود لذا میزان برخورد دام­ها با میزان مخزن سروتیپ کنیکولا افزایش می­یابد که حاصل آن ایجاد پادتن در بدن اسب خواهد بود. از طرف دیگر سگ­ها با شکار جوندگان و خوردن آنها در انتشار عفونت نقش دارند.بنابراین روش­های پیشگیرانه برای کنترل عفونت در موش­ها و سگ­های همراه گله باید به کار برده شود.

در بررسی حاضر از کل نمونه­های اخذ شده، 34/33% نمونه­ها مربوط به اسب‌داری­های با تعداد زیادموش و 66/41% نمونه­ها مربوط به اسب‌داری­های با تعداد متوسط موش و 25% به واحدهایی تعلق داشتند که ادعا می­شد موش و جونده کمتری وجود دارد ویا اصلاً وجود ندارد. بر این اساس نتایج حاصله نشان می­دهد که در بین نمونه­های اخذ شده از اسب‌داری­های واجد موش زیاد، 67/16% دام­ها مثبت بودند در حالی که این رقم در مورد نمونه­های اخذ شده از اسب‌داری­های با تعداد موش کم، 66/6% بود. این اختلاف، اهمیت جوندگان را به عنوان میزبان نگه‌دارنده لپتوسپیرا یادآوری می­نماید.

با تجزیه و تحلیل داده­های موجود از لحاظ وضعیت بستر، مشخص گردید که در گروه اول یعنی اسب‌داری‌های با بستر خشک 33/33% مواردمثبت بودند. در حالی که در مورد گروه دوم و اسب‌داری­های با بستر مرطوب و نیمه‌مرطوب این رقم 67/66% بود. این نتایج اهمیت رطوبت در اپیدمیولوژی بیماری راخاطر نشان می­کند، چرا که جرم عامل بیماری در شرایط رطوبی و مساعد قدرت حیات بیشتری دارد و از این رو میزان مواجهه اسب­ها با عامل بیماری­زا افزایش یافته و در پی آن میزان آلودگی سرمی نیز بالا خواهد بود.

در مطالعه‌ای در اهواز،شیوع عفونت لپتوسپیرایی 88/27% در بین اسب‌ها و 40% در بین الاغ‌های منطقه گزارش گردیده است(Haji Hajikolahi et al., 2006). درمطالعه‌‌ایدرآذربایجان شرقی، شیوععفونتلپتوسپیرایی 23/39% در بین اسب­ها، 25/41% در بین الاغ­ها و 18/39% در بین قاطرهای استان آذربایجان شرقی گزارش گردیده است (Hassanpour et al., 2012). همچنین طی تحقیقاتی در تبریزنشان دادند که میزان شیوع عفونت لپتوسپیرایی 05/41% در بین اسب‌های منطقه می­باشد(Hassanpouret al., 2009). در مطالعه­ی دیگر در اردبیل، شیوع عفونت لپتوسپیرایی 77/7% در بین اسب­های منطقه گزارش شده است (خوشه، 1391).

در منطقه اهواز سرووار گریپوتایفوزا را 33/33% از موارد سرمی مثبتدر بین اسب‌ها و 51/49% از موارد سرمی مثبت در بین الاغ‌ها گزارش نموده‌اند (Haji Hajikolahi, 2005)، درآذربایجان شرقیسرووارپومونا را 96/38%از موارد سرمی مثبت در بین اسب­ها، الاغ­ها و قاطرهای منطقه گزارش نموده­اند(Hassanpouret al., 2009)،درمنطقه اردبیل سرووار هارجو را 43% از موارد سرمی مثبت در بین اسب­ها گزارش نموده­اند (خوشه، 1391).

   اکثریت اسب­هایی که از آنها نمونه­برداری شد (45%)، در محدوده سنی 3 تا 6 سال قرار داشتند و از میان بیشترین فراوانی نسبی موارد مثبت مربوط به گروه­های سنی 3 تا 6 ساله با فراوانی نسبی 75% بود. این نتایج منطبق بر تئوری­های ارائه شده در منابع می­باشد که بیشترین سن آلودگی را در همین سن می­دانند. میزان عفونت به طور آماری با بالا رفتن سن افزایش یافته است. نتایج سایر بررسی­ها هم مشابه تحقیق حاضرمی­باشد. سیسه‌رونی و همکاران (2000) و ساگلام و همکاران (2007) نشان دادند میزان شیوع عفونت با افزایش سن حیوانات با ارگانیسم بالا می­رود(Ciceroni et al., 2000; Saglamet al., 2008).

نتیجه نهایی اینکه فاکتورهایی از قبیل: افزایش سن، وجود موش زیاددر محیط زندگی اسب­ها، بستر مرطوب، محل زندگی باتلاقی همراه با وجود سگ نگهبان آلوده در کنار اسب­ها می­توانند در شیوع بالای عفونت لپتوسپیرایی نقش ایفا کنند. لذا بایستی جهت کاهش میزان عفونت، به این فاکتورها اهمیت داده و راهکارهای مناسبی برای جلوگیری از وقوع شکل بالینی بیماری به کار گرفت.

  • تاج­بخش، ح. (1376). باکتری شناسی عمومی. چاپ چهارم، انتشارات دانشگاه تهران. صفحه 745 – 742.
  • ذوقی، ا. (1372). بیماری­های قابل انتقال بین انسان و حیوان. بیماری­های باکتریایی، ریکتزیایی و ...، جلد اول، انتشارات شرکت سهامی انتشار، صفحه 607 – 540.
  • کریم، گ. و فرخنده ع. (1363). شیر و بهداشت همگانی تهران، صفحه 49 – 48.
  • طالب خان گروسی، م.، وندیوسفی، ج.، فامیل قدکچی، ه. و نوروزیان، ا. (1382). بررسی سرواپیدمیولوژی لپتوسپیروز در سگ­های گله اطراف مشهد، مجله دانشکده دامپزشکی تهران، دوره 58، شماره 2، صفحه 179-177.

·    خوشه، ی. (1391). بررسی سرواپیدمیولوژیکی بیماری لپتوسپیروزیس در اسب­های منطقه اردبیل در سال91 – 1390. دانشکده دامپزشکی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز. پایان­نامه شماره 1386 Sf.

 

  • Alonso-Andicoberry, C., Garcia-Pena, F.J., Pereira-Bueno, J., Costas, E. andOrtega-Mora, L.M. (2001). Herd-level risk factors associated with Leptospiraspp. Seroprevalence in dairy and beef cattle in Spain. Preventive veterinary medicine, 52: 109-117.
  • Barwick, R.S., Mohammed, H.O., McDonough, P.L. and White, ME.(1998). Epidemiologic feature of equine leptospirainterrogans of human significance. Preventive Veterinary Medicine, 36(2):153-65.
  • Bernard, W.V., Bolin, C., Riddle, T., Durando, M., Smith, B.J. andTramontin R.R. (1993).Leptospiral abortion and leptospiruria in horses from the same farm. Journal of the American Veterinary Medical Association, 202(8):1285-6.
  • Bettelheim, K.A. andFogg, T.R.(2002). Serological studies on leptospiral antibodies in dairy milkers in three region of South Island of New Zealand. Comparative Immunology, Microbiology and Infectious Disease, 9(4):355-64.
  • Ciceroni, L., Lombardo, D., Pinto, A., Ciarrocchi, S. andSimeoni, J. (2000).Prevalence of antibodies to leptospiraserovars in sheep and goats in Alto Adige-South Tyrol.The Journal of Veterinary Medical Science, 47(3):217-23.
  • Donahue, J.M., Smith, B.J., Redmon, K.J. and Donahue, J.K.(1991).Diagnosis and prevalence of leptospiral infection in aborted and stillbirth horses.Journal of Veterinary Diagnostic Investigation,3(2):148-51.
  • Elder, J.K., McKeon, G.M., Duncafle, F., Ward, W.H. and Leutton, R.D. (2002). Epidemiological studies on the ecology of Leptospira interrogans serovar pomona and hardjo in Queenseland. Preventive Veterinary Medicine, 3(6): 501-521.
  • Haji Hajikolaei, M.R., Ghorbanpour, M. andAbdollahpour, G.R. (2006).Seroprevalence of leptospiral infection in buffalo (Bubalusbubalis).Bulletin of the veterinary institute pulaway, 50: 341-344.
  • Hassanpour, A., Fartashvand, M., Abdollahpour, G.R., Moghaddam, G., Nadalian, M. andSattari, S. (2007). Serovalence of leptospiral infection in dairy herds in Tabriz-Iran, Journal Research Reconstruct, 74: 67-77.
  • Hirsh, D.C., Zee Y.C. (1999). Veterinary microbiology. Blackwell publishing, pp. 185-189.
  • Park, Y.G., Gordon, J.C., Bech-Nielsen, S. andSlemons, R.D. (1992). Factors for seropositivity to leptospirosis in horses. Preventive Veterinary Medicine, 13: 121-127.
  • Porth, C.M. (1990).Pathophysiology concepts of altered health states.Joshua Ballinger Lippincott company, pp. 149.
  • Quinn, P.J., Markey, B.K., Carter, M.E., Donnely W.J. and Leonard, F.C. (2002).Veterrinary microbiology and microbial disease.Blackwell publishing,pp. 175-184, 453-455,484.
  • Radostitis, O.M., Gay, C.C.,Hinchcliff, K.H. and Constable, P.D. (2007). Saunders Elseveir London, pp. 971-985.
  • Roth, R.M. and Gleckman, R.A. (1985). Human infections derived from dogs. Postgraduate Medicine, 77:169–180.
  • Saglam, Y.S., Yener, Z., Temur, A. and Yalcin, E. (2008).Immunohistochemical detection of leptospiral antigens in cases of naturally occurring abortion in sheep.Small Ruminant Research, 74: 119-122
  • Sheoran, A.S., Nally, J.E., Donahue, J.M., Smith, B.J. andTimoney. J.F.(2000). Antibody isotypes in sera of equine fetuses aborted due to Leptospirainterrogansserovarpomona–Type kennewickiinfection. Veterinary Immunology and Immunopathology, 77(3-4):301-309.