بررسی اثرات التیامی عصاره کامیفورا میرا (Commiphora myrrha) در مقایسه با سیلور سولفادیازین در ترمیم سوختگی تجربی پوست

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران، دانشجوی دکتری عمومی دامپزشکی، دانشکده دامپزشکی، تهران، ایران.

2 دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران، استادیار گروه علوم درمانگاهی دامپزشکی، تهران، ایران.

3 دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران، استادیار گروه پاتوبیولوژی دامپزشکی، تهران، ایران.

چکیده

کامیفورا میرا یک داروی سنتی گیاهی است از خانواده­ بورسه­راسه­آ (Burseraceae) که دارای گونه­های متنوعی است.این گیاهدر گذشته به صورت گسترده در درمان بیماری­های مختلف در هند، چین، ایتالیا و یونان مورد استفاده قرار می‌گرفته است. همچنین، بررسی­های دارویی خواص ضد التهابی، سایتوتوکسیک، بیهوش کنندگی و ضد میکروبی این گیاه را نشان داده است. در این تحقیق به تاثیر التیامی عصاره گیاه  کامیفورا میرا درغلظت­ 5/2 درصد در مقایسه باداروی سیلور سولفادیازین بر زخم­ تجربی ناشی از سوختگی درجه 3 بر پوست موش صحرایی پرداخته شده است. در این مطالعه از 60 سر موش صحرایی نر به­صورت تصادفی به 4 گروه 15 تایی تقسیم شدند.در ناحیه پشت تمام این حیوانات سوختگی درجه 3 ایجاد شد. موش­های گروه 1 به­ عنوان شاهد در نظر گرفته شد. در گروه دوم به­ عنوان کنترل منفی بعد از سوختگی از اوسرین استفاده گردید. گروه سوم به عنوان کنترل مثبت با سیلور سولفادیازین و گروه چهارم با عصاره 5/2 درصد کامیفورا میرا تحت درمان گرفت. در روزهای 7، 14 و 21 نمونه­برداری صورت گرفت و جهت بررسی تغییرات بافتی پوست از رنگ‌آمیزی تری کروم و هماتوکسین-ائوزین استفاده شد. ارزیابی آماریبا استفاده از آزمون یو من- وایتنی در سطح معنی داری 05/0>p انجامگرفت. در آسیب­شناسی بافتی، روند ترمیم در گروه دریافت کننده عصاره کامیفورا میرابه طور معنی­دار وضعیت بهتری داشت. بر طبق نتایج به دست آمده در این مطالعه، عصاره گیاه کامیفورا میرادارای تاثیر مثبت بر ترمیم سوختگی بوده و در غلظت­ 5/2 درصد نسبت به داروی سیلور سولفادیازین اثر ترمیمی مطلوب­تری داشته است. 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Evaluation of wound healing activity of Commiphoramyrrha extract compared with silver sulfadiazine on experimental skin burn healing in rat

نویسندگان [English]

  • orly yadegar 1
  • ahmad asghari 2
  • saeid hesaraki 3
چکیده [English]

Myrrh, a traditional herbal medicine,is derived from Commiphoramyrrha (Nees) Engl. (Burseraceae) and various other species of Commiphora. It has widely been used in different diseases in India, China, Italy and Greece. Pharmacological studies also have showed that myrrh possesses multiple activities, including anti-inflammatory, cytotoxic, anesthetic, and antimicrobial effects.  There has been no report on the effectiveness of commiphoramyrrha in treating burn wound. Therefore, in this study, we compared the healing times of full thickness burn wounds in rats that received commiphoramyrrha treatment or the standard SSD treatment. This study was carried out on sixty male Wistar albino rats. Grade 3 burn wounds were created on the back of all rats. The animals were randomly divided into four groups, the first group of rats received no medication, the second group received eucerin (negative control), the third group received topical SSD group and the fourth group received 2.5% Commiphoramyrrha in eucerin base.Histological samplings were done on 7th, 14th and 21st days in each group, then all samples transported to the laboratory and H&E and trichrom staining was done. Histopatological evaluation on the 7th, 14th and 21st days showed burn healing to be better in the group which had received CommiphoraMyrrha with respect to other groups, in addition wound healing was significantly better in this group (p<0.05).  In conclusion, CommiphoraMyrrha has positive effect on burn wound healing and it is better than silver sulfadiazine in low concentration.
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Burn
  • Commiphoramyrrha
  • Silver sulfadiazine
  • Healing
  • Rat

مقدمه

   پوست وسیع­ترین ساختار بدن می­باشد و وظایف گوناگونی از جمله جلوگیری از نفوذ عوامل بیماری­زا به داخل بدن، محافظت از ساختارهای زیرین، حفظ آب بدن و... را به عهده دارد. بنابراین، هرگونه اختلال در یکپارچگی آن می­تواند آسیبی جدی برای کل بدن به حساب آید. آسیب­های حرارتی و سوختگی هنوز هم یکی از مهم­ترین علل مرگ و میر و از کار افتادگی در بسیاری از  کشور­های جهان  محسوب می­شوند. همچنین، جراحات پوستی به دلیل آنکه بر زیبایی ظاهری مؤثر هستند، بسیار مورد توجه  قرار می­گیرند. زخم­های ناشی از سوختگی بر اساس عامل ایجادکننده به سوختگی­های حرارتی، الکتریکی، شیمیایی و تشعشعی و بر اساس شدت و نوع زخم به سوختگی درجه 1 (فقط شامل اپیدرم)، سوختگی درجه 2 (شامل اپیدرم و درم) و سوختگی درجه 3 (که باعث از بین رفتن تمام لایه­های پوست می­شود) تقسیم می­شوند. از همین رو است که استفاده از داروها و موادی که بتوانند سرعت و کیفیت  بهبودی را بالا ببرند با اقبال بیشتری مواجه خواهند شد (پوستی، 1385). گیاه کامیفورا میرا متعلق به خانواده بورسراسه­آ (Burseraceae) می­باشد. عصاره رزینی این گیاه در طب سنتی برای درمان بیماری­های مختلف از جمله تب، مشکلات معده، بیماری­های کیسه صفرا، عفونت­های پوست، آمنوره، درد، دیسمنوره، تومورها، بیماری­های مزمن سینه، مار گزیدگی، آرتریت، چاقی، عفونت­های انگلی و درمان زخم در کشورهایی نظیر چین، هند، رم و یونان استفاده می­شد (Su et al., 2011, Xu et al., 2011b, Xu et al., 2011, Omer et al., 2011). همچنین این گیاه به عنوان یک گیاه موثر در درمان مشکلات گلو، تصلب شرائین، همورئید، کلسترول و هیپرگلیسمی در کشور مصر استفاده می­شده است (Helal et al., 2005). این گیاه در کتب طب سنتی با نام­های «مر»، «مرمکی» و «مرحجازی» نامبرده شده است. کامیفورا دارای بیش از 150 گونه می­باشد که در نواحی گرمسیری به­خصوص شمال­شرقی آفریقا، جنوب عربستان و هند پخش شده‌اند (Helal et al., 2005; Xu et al., 2011b). تحقیقات نشان داده است که میرا حاوی 8-3 درصد روغن ضروری، 60-30 درصد رزین قابل حل در آب، 40-25 درصد رزین قابل حل در الکل می­باشد. تحقیقات فیتوشیمی روی این گیاه نشان­دهنده وجود ترپنوئیدها، استروئیدها، فلاوئیدها، لیگنان­ها، کربوهیدرات­ها و زنجیره بلند کربنی در گونه­های مختلف آن می­باشد (Su et al., 2011).

سیلور سولفادیازین (Silver sulfadiazin) یک کرم ضد باکتریایی است و یکی از رایج­ترین آنتی­بیوتیک­های موضعی است که در سوختگی­ها مورد مصرف قرار می‌گیرد. این دارو به طور قابل توجهی تعداد دفعات مورد نیاز برای درمان را کاهش می­دهد و با مصرف هر 24 ساعت یکبار توسط بیمار موثر خواهد بود. خاصیت ضدمیکروبی گسترده مهم­ترین دلیل استفاده از آن است. از مهم­ترین معایب سیلور سولفادیازین به تعویق انداختن ترمیم است. این دارو به درون نسج اسکار نفوذ کرده و اثرات ضد میکروبی خود را ایجاد می­کند. بنابراین، این کرم به صورت موضعی نباید در مدت زمان طولانی در زخم­های  وسیع استفاده شود. مشخص شده است که با وجود تاثیر مثبت آن، مشکلات سیستمیک از جمله کاهش نوتروفیل و ارتیم چند شکلی، دفع کریستال در ادرار، افزایش مت­هموگولوبین خون و لوکوپنی گذرای ثانویه تا سرکوب مغزاستخوان را ایجاد کند (Khorasani et al., 2008).

   از آنجایی که تأیید این اثر التیامی می­تواند مصرف این فرآورده را برای درمان زخم­های پوستی ناشی از سوختگی قابل توجیه  سازد و تاکنون هیچ­ گزارشی مبنی بر تاثیر این گیاه بر زخم­های ناشی از سوختگی ارائه نشده، لذا هدف از این مطالعه ارزیابی تاثیر عصاره گیاه کامیفورا میرا بر مراحل مختلف بهبود و تسریع التیام زخم ناشی از سوختگی تجربی پوست در موش صحرایی می­باشد.

 

مواد و روش­ها

   گیاه کامیفورا میرا که در این آزمایش مورد استفاده قرار گرفت از مرکز پژوهشکده گیاهان دارویی تهیه شد و بررسی­های بوتانیکی به منظور شناسایی آن صورت گرفت و گونه­ مذبور مورد تایید قرار گرفت. پس از آن صمغ گیاه، در شرایط دور از نور مستقیم خشک شد. پس از تهیه پودر، 500 گرم از پودر حاصل جهت عصاره­گیری به دستگاه سوکسوله منتقل شده و عصاره متانولی با استفاده از 150 میلی لیتر متانول 70%  تهیه شد. استخراج چهار مرتبه تکرار گردید. عصاره تهیه شده دارای متانول، با استفاده از دستگاه روتاری اواپوراتور در دمای 40 درجه سانتی­گراد و طی چندین مرحله با صرف زمان پنج ساعت و طی شرایط خلاء کاملاً خشک شد که باقیمانده خشک، بعد از توزین جهت آزمایشات فارماکولوژیک مورد استفاده قرار گرفت. پماد تهیه شده حاوی عصاره (وزنی/وزنی) و گروه آخر پماد کنترل که بدون عصاره بوده که تنظیم و فرموله شد.

   در این مطالعه از 60 سر موش صحرایی نر بالغ و سالم با محدوده وزنی 300-250 گرم استفاده شد. موش­ها از بخش تکثیر و نگه‌داری حیوانات آزمایشگاهی انستیتو پاستور ایران تهیه و در قفس­های مخصوص نگه­داری شدند. به منظور پرهیز از استرس و سازگار شدن حیوانات با محیط، هیچگونه آزمایشی به مدت یک هفته روی موش­ها صورت نگرفت و تمامی حیوانات تحت شرایط محیطی و تغذیه­ای یکسان (دما، رطوبت، نور، نوع جیره غذایی و تعداد دفعات غذای یکسان) و در چرخه روشنایی/تاریکی 12 ساعت نگه‌داری شدند. تغذیه موش­ها با استفاده از پلت آماده مخصوص حیوانات آزمایشگاهی صورت گرفت و آب نیز به­صورت آزاد در اختیار حیوانات قرار گرفت. پروتکل این مطالعه مطابق اصول اخلاقی مورد تائید کمیته­های بین­المللی حمایت از حقوق حیوانات آزمایشگاهی انجام گرفت. تمامی حیوانات توسط داروهای کتامین هیدروکلراید (mg/kg50) و زایلازین (mg/kg10) با تزریق داخل صفاقی بیهوش شدند. ناحیه پشت  موش­ها برای ایجاد سوختگی تراشیده و توسط بتادین اسکراب گردید.

   سوختگی به روشHOSNUTER  ایجاد شد (Hoşnuter et al., 2004). اندازه زخم به قطر 1 سانتی‌متر و درجه سوختگی ایجاد شده از نوع درجه سه (تمام ضخامت) بود. بدین صورت که سوختگی توسط میله فلزی از جنس برنج به قطر 1 سانتی­متر که به مدت 5 دقیقه داخل آب جوش 100 درجه سانتی­گراد قرار داده شده بود، ایجاد گردید. مدت زمان تماس فلز با پوست 20 ثانیه بود. به همه حیوانات بلافاصله محلول رینگر لاکتات (2 میلی­لیتر به- ازای 100گرم وزن بدن) به صورت داخل صفاقی تزریق گردید. موش­ها به‌صورت تصادفی به 4 گروه 15تایی تقسیم شدند. در گروه 1 به­عنوان شاهد هیچگونه درمانی بعد از سوختگی انجام نگرفت. در گروه دوم به­عنوان کنترل منفی بعد از سوختگی از اوسرین استفاده گردید. گروه سوم به­عنوان کنترل مثبت با سیلورسولفادیازین و گروه چهارم به­عنوان گروه تیمار با عصاره 5/2 درصد کامیفورا میرا تحت درمان قرار گرفت. در هر گروه از 5 موش در روزهای 7،  14 و 21 نمونه­برداری صورت گرفت. نمونه‌های برداشت شده در محلول فرمالین 10 درصد پایدار شدند. جهت بررسی تغییرات بافتی از رنگ­آمیزی تری کروم و هماتوکسین- ائوزین استفاده شد. در درجه­بندی هیستوپاتولوژی، پارامترهای موثر بر ترمیم زخم سوختگی (Fattahian et al., 2013) مورد استفاده قرار گرفت و میزان تشکیل اپی­تلیوم، فیبروبلاست، عروق­زایی، تشکیل رشته­های کلاژن و حضور یا عدم حضور سلول­های التهابی مورد بررسی قرار گرفت. معیارهای فوق امتیازدهی (0 تا 4) شده و مورد بررسی گرفت که علامت منفی: عدم حضور، یک مثبت: خیلی کم، دو مثبت: میزان کم، سه مثبت:  متوسط و چهار مثبت: زیاد می­باشد. در نهایت داده­های به دست آمده از مطالعات هیستوپاتولوژی با استفاده از نرم افزار SPSS  و آزمون یو من- وایتنی (Mann-whitney u test) در سطح معنی داری 05/0>p انجام گرفت.

 

یافته­ها

   در روز هفت، از نظر آسیب­شناسی روند ترمیم در گروه تیمار با عصاره 5/2 درصد کامیفورا میرا در مقایسه با سه گروه دیگر مطلوب­تر بود. در نمای ریزبینی از موضع ترمیم سلول­های التهابی کمتر و رشته­های کلاژن بیشتری نسبت به سایر گروه­ها وجود داشت. تولید رشته های کلاژن و میزان سلول­های التهابی در گروه تیمار با عصاره و گروه کنترل مثبت (سیلورسولفادیازین) نسبت به گروه شاهد و گروه  کنترل منفی (اوسرین) تفاوت معنی­داری داشت (05/0>p). تشکیل بافت پوششی، عروق­زایی، مهاجرت فیبروبلاست­ها و حضور بافت گرانوله در تمامی گروه­ها قابل مشاهده بود (جدول 1).

   در روز چهاردهم، در نمای ریزبینی حضور فیبربلاست­ها، تشکیل بافت پوششی و عروق­زایی در گروه­های مختلف تفاوت چندانی نداشته، در مقابل میزان سلول­های التهابی در گروه کنترل مثبت و گروه تیمار با عصاره کمتر از سایرین و تولید رشته­های کلاژن در این گروه بیش از گروه­های دیگر مشاهده شد. میزان تولید رشته­های کلاژن در گروه دریافت­کننده عصاره به‌طور معنی­داری (05/0>p) بیش از گروه کنترل مثبت (سیلورسولفادیازین) بود (جدول 2).

   در روز بیست و یک نمونه­برداری، میزان رشته­های کلاژن در گروه تیمار با عصاره تفاوت معنی­داری (05/0>p) با گروه­های دیگر داشت. در مورد حضور فیبروبلاست­ها، عروق زایی و میزان سلول­های التهابی و تولید اپی­تلیوم بین گروه­های مختلف اختلاف معنی­داری وجود نداشت (جدول 3).

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 1- نمای ریزبینی از مقطع عرضی پوست در گروه عصاره 5/2 درصد کامیفورا میرا روز 7. جوانه گوشتی به همراه عروق خونی (BV)، رشته­های کلاژن (C) و لکوسیت­های فراوان در عکس قابل مشاهده است (رنگ­آمیزی تری­کروم، درشتنمایی ×40).

شکل 2- نمای میکروسکوپی از مقطع عرضی پوست در گروه عصاره 5/2 درصد کامیفورا میرا روز 14، جوانه گوشتی به همراه عروق خونی (BV)، رشته­های کلاژن (C) کمتر و لکوسیت­های بیشتر در عکس قابل مشاهده است (رنگ­آمیزی تری­کروم، درشتنمایی ×40).

شکل 3- نمای میکروسکوپی از مقطع عرضی پوست در گروه عصاره 5/2 درصد کامیفورا میرا روز 21، جوانه گوشتی به همراه عروق خونی (BV)، رشته­های کلاژن (C) و لکوسیت­های بیشتر در عکس قابل مشاهده است (رنگ­آمیزی تری­کروم، درشتنمایی ×40).

 

 

 

 

 

شکل 4- نمای ریزبینی از مقطع عرضی پوست در گروه کنترل منفی روز 7 . جوانه گوشتی به همراه عروق خونی (BV)، رشته­های کلاژن کم (C) و لکوسیت­های فراوان در عکس قابل مشاهده است (رنگ­آمیزی تری­کروم، درشتنمایی ×40).

شکل 5- نمای ریزبینی از مقطع عرضی پوست در گروه کنترل منفی  روز 14، جوانه گوشتی به همراه عروق خونی (BV)، رشته­های کلاژن (C) کمتر و لکوسیت­های بیشتر در عکس قابل مشاهده است (رنگ­آمیزی تری­کروم، درشتنمایی ×40).

شکل 6- نمای ریزبینی از مقطع عرضی پوست در گروه کنترل منفی روز 21، جوانه گوشتی به همراه عروق خونی (BV)، رشته­های کلاژن (C) کمتر و لکوسیت­های بیشتر در عکس قابل مشاهده است (رنگ­آمیزی تری­کروم، درشتنمایی ×40).

 

 

 

 

 

شکل 7- نمای ریزبینی از مقطع عرضی پوست در گروه کنترل مثبت روز 7 . جوانه گوشتی به همراه عروق خونی (BV)، رشته­های کلاژن کم (C) و لکوسیت­های فراوان در عکس قابل مشاهده است (رنگ­آمیزی تری­کروم، درشتنمایی ×40).

شکل 8- نمای ریزبینی از مقطع عرضی پوست در گروه کنترل مثبت روز 14، جوانه گوشتی به همراه عروق خونی (BV)، رشته­های کلاژن (C) کمتر و لکوسیت­های بیشتر در عکس قابل مشاهده است (رنگ­آمیزی تری­کروم، درشتنمایی ×40).

شکل 9- نمای ریزبینی از مقطع عرضی پوست در گروه کنترل مثبت روز 21، جوانه گوشتی به همراه عروق خونی (BV)، رشته­های کلاژن (C) کمتر و لکوسیت­های بیشتر در عکس قابل مشاهده است (رنگ­آمیزی تری­کروم، درشتنمایی ×40).

 

 

 

شکل10- نمای ریزبینی از مقطع عرضی پوست در گروه شاهد روز 7 . جوانه گوشتی به همراه عروق خونی (BV)، رشته­های کلاژن (C) و لکوسیت­های بیشتر در عکس قابل مشاهده است (رنگ­آمیزی تری­کروم، درشتنمایی ×40).

شکل11- نمای ریزبینی از مقطع عرضی پوست در گروه شاهد روز 14، جوانه گوشتی به همراه عروق خونی (BV)، رشته­های کلاژن (C) و لکوسیت­های بیشتر در عکس قابل مشاهده است (رنگ­آمیزی تری­کروم، درشتنمایی ×40).

شکل 12- نمای ریزبینی از مقطع عرضی پوست در گروه شاهد روز 21، جوانه گوشتی به همراه عروق خونی (BV)، رشته­های کلاژن (C) و لکوسیت­های بیشتر در عکس قابل مشاهده است (رنگ­آمیزی تری­کروم، درشتنمایی ×40).

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول 1- مقایسه پارامترهای ترمیم بین گروه­های مورد مطالعه در روز هفت نمونه­برداری

گروه­­ها

 

پارامترهای مورد سنجش

شدت آماس

نوزایش بافت پوششی

عروق نوساز

میزان کلاژن

گروه شاهد

b+++

++

+++

b++

گروه کنترل منفی (اوسرین)

b+++

++

+++

b++

گروه کنترل مثبت (سیلور سولفادیازین)

a++

++

+++

a++++

گروه تیمار با عصاره 5/2  کامیفورا میرا

a++

++

+++

a++++

a،b: حروف غیر یکسان نشان­دهنده اختلاف معنی­دار است (05/0>p).

 

جدول 2- مقایسه پارامترهای ترمیم بین گروه­های مورد مطالعه در روز چهارده نمونه­برداری

گروه­­ها

 

پارامترهای مورد سنجش

شدت آماس

نوزایش بافت پوششی

عروق نوساز

میزان کلاژن

گروه شاهد

b+++

+++

++

c++

گروه کنترل منفی (اوسرین)

b+++

+++

++

c++

گروه کنترل مثبت (سیلور سولفادیازین)

a++

+++

++

b+++

گروه تیمار با عصاره 5/2  کامیفورا میرا

a-/++

+++

++

a++++

a،b،c: حروف غیر یکسان نشان­دهنده اختلاف معنی­دار است (05/0>p).

 

جدول 3- مقایسه پارامترهای ترمیم بین گروه­های مورد مطالعه در روز بیست و یک نمونه­برداری

گروه­­ها

 

پارامترهای مورد سنجش

شدت آماس

نوزایش بافت پوششی

عروق نوساز

میزان کلاژن

گروه شاهد

-/++

+++

++

b-/+++

گروه کنترل منفی (اوسرین)

+

-/++++

++

b-/+++

گروه کنترل مثبت (سیلور سولفادیازین)

+

++++

++

b+++

گروه تیمار با عصاره 5/2  کامیفورا میرا

+

++++

++

a++++

a،b: حروف غیر یکسان نشان­دهنده اختلاف معنی­دار است (05/0>p).

 


بحث و نتیجه­گیری

   در تحقیق حاضر اثرات التیامی عصاره گیاه کامیفورا میرا در مقایسه با داروی سیلور سولفادیازین در زخم‌های ناشی از سوختگی مورد بررسی قرار گرفته است. مطالعه­ ما نشان داد که بین گروه تیمار با عصاره گیاه کامیفورا میرا 5/2 درصد و سه گروه مورد مطالعه­ کنترل منفی (اوسرین)، کنترل مثبت (سیلور سولفادیازین) و گروه شاهد در روزهای مختلف نمونه­برداری اختلاف معنی­داری از لحاظ ترمیم زخم سوختگی وجود دارد. این نتیجه دارای اهمیت خاصی است، زیرا که اثرات التیامی این گیاه بر زخم­های ناشی از سوختگی تاکنون بررسی نشده است. همچنین در هیچ یک از تحقیقات انجام شده غلظت خاصی از دارو مورد بررسی قرار نگرفته است. زخم آسیبی است که سبب ناپیوستگی در ساختار بدن می­شود. التیام زخم فرآیندی بیولوژیک است که سبب ترمیم پیوستگی بافت بلافاصله پس از آسیب می­شود و شامل مجموعه­ای از وقایع فیزیکی، شیمیایی و سلولی است که سبب ترمیم یا جایگزینی زخم با کلاژن بلافاصله پس از آسیب یا جراحی می­شود (Fossum, 2007). به طور کلی مکانیسم  ترمیم شامل عروق­زایی، ایجاد و ذخیره بافت همبند در ماتریکس، ایجاد اپتیلیوم،  انقباض زخم و  ریمودلینگ زخم می­باشد. این فرایند دینامیک بوده به طوری که بعضی مراحل به صورت هم­زمان روی می‌دهند (سهرابی حقدوست و همکاران، 1386).

   خواص داروئی گیاه کامیفورا میرا در طب قدیم مورد توجه قرار گرفته است. صمغ این گیاه از سالیان دور برای درمان بیماری­های مختلف در طب سنتی هند، چین، روم و یونان مورد استفاده قرار می­گرفته است. صمغ کامیفورا میرا به طور سنتی برای درمان سرماخوردگی، تب، مالاریا، به عنوان ضد عفونی کننده در عفونت­های پوستی، تروما، آرتریت، شکستگی­ها، سکته قلبی، چاقی و کاهش چربی خون، بیماری­های دستگاه گوارش و سرطان مورد استفاده قرار می­گیرد (Xu et al., 2011b; Xu et al., 2011c). با توجه به موارد مذکور و اهمیت این گیاه دارویی و عدم  بررسی اثرات ترمیمی گیاه کامیفورا میرا اثرات درمانی آن بر التیام سوختگی در پوست موش صحرایی در این مطالعه مورد بررسی قرار گرفت.

   در بررسی حاضر، در روز هفت نمونه­برداری شدت آماس به طور معنی­داری کمتر و میزان رشته­های کلاژن در گروه عصاره گیاه کامیفورا میرا و گروه کنترل مثبت به طور معنی­داری بیش از گروه­های کنترل منفی و شاهد دیده شد (05/0>p). این تفاوت­ها حاکی از آن است که گروه دارویی کامی­فورا و کنترل مثبت تا روز هفتم نمونه­برداری تاثیر مثبتی بر مسیر التیام داشته­اند.

   در روز چهاردهم نمونه­برداری، نیز نمونه­برداری شدت آماس به طور معنی­داری کمتر و میزان رشته­های کلاژن در گروه کامی­فورا و گروه کنترل مثبت به طور معنی­داری بیش از گروه­های کنترل منفی و شاهد دیده شد (05/0>p). به علاوه میزان رشته­های کلاژن در گروه دارویی عصاره 5/2 درصد کامیفورا میرا به صورت معنی­داری بیش از گروه کنترل مثبت بوده است. پاسخ گرفته شده در روز چهاردهم به خوبی بیانگر اثر مثبت گیاه کامیفورا میرا بر التیام زخم­های سوختگی است زیرا که، در این مرحله از ترمیم، هرچه میزان رشته­های کلاژن بیشتر و تعداد سلول­های التهابی کمتر باشد، کاهش سطح زخم و خیز یا التهاب سریع­تر انجام می‌شود و در نهایت التیام با سرعت بیشتری رخ می­دهد. تحقیقات انجام شده در گذشته نیز بیانگر اثرات ضد التهابی این گیاه بوده، که خود تاییدی بر نتایج به دست آمده در این تحقیق می­باشند. شن و همکاران در سال 2003 ترکیبات و استفاده­های پزشکی کامیفورا میرا را مورد بررسی و بازنگری قرار داده است (Shen et al., 2012). طی بررسی که در سال 2010 توسط سو و همکاران انجام شد، نشان داده شد که عصاره­های مختلف کامیفورا میرا دارای اثرات ضد التهابی، ضد میکروبی و ضد دردی است (Su et al., 2011). المبیریک در سال 2011 اثرات کامیفورا میرا را با شوینده­های دهان تتراسایکلین و کلرهگزیدین در زخم داخل دهان مقایسه کرده است و به این نتیجه رسیده است که سوسپانسیون کامیفورا میرا در صورتی که کمتر از 2 هفته و با غلظت کم استفاده شود، سبب پیشرفت ترمیم بافت­های آسیب دیده می­شود و در صورت استفاده بیش از حد و طولانی مدت اثرات منفی و مضری خواهد داشت (Al-Mobeeriek, 2011).

   در روز بیست­ویک نمونه­برداری، میزان رشته­ها­ی کلاژن به صورت معنی­داری در گروه دارویی عصاره 5/2 درصد کامیفورا میرا بیش از سایر گروه­های مورد مطالعه بوده است. با توجه به این­که الیاف کلاژن باعث می­شود تا محل زخم بعد از ترمیم به بافت اولیه قبل از ایجاد جراحت شباهت پیدا کند، زخم­ها در گروه دارویی کامیفورا میرا نسبت به گروه­های دیگر سریع­تر و بهتر بهبود یافتند. با توجه به موارد تاثیرگذار داخلی و خارجی بر بهبود زخم، می­توان گفت گیاه کامیفورا میرا صرف­نظر از غلظت خاص و زمان مصرف، دارای اثرات مثبتی بر روند ترمیم می­باشد. هلال و همکاران در سال 2005 نیز گزارشی مبنی بر اثر عصاره­ آن در کاهش قند خون با افزایش انسولین و بازسازی سلول­های بتای پانکراس و افزایش  سطح انسولین سرم ارائه دادند (Helal et al., 2005). مطالعات نشان داده است که کامیفورا میرا دارای فعالیت ضدتزایدی و مؤثر بر 8 ردیف سلول سرطانی و همچنین سلول­های اپیتلیال پستان نرمال انسان است (Robbins, 1962). همچنین این گیاه باعث تحریک فعالیت غده تیروئید و افزایش سوخت و ساز بدن می­شود (Wang et al., 2004, Pizzorno Jr et al., 2008).

   از سوی دیگر، اثرات سایتوتوکسیک روغن گیاه کامیفورا میرا در فیبروبلاست­ها و بافت اپیتلیال لثه­ انسان در محیط آزمایشگاه گزارش شده است (Al-Mobeeriek, 2011). نتایج حاصل از این تحقیق نشان‌دهنده­ عدم تاثیر منفی گیاه کامیفورا میرا روی فیبروبلاست­ها است که این اختلاف ممکن است به علت تفاوت در غلظت روغن کامیفورا میرا مورد استفاده و یا به علت تفاوت­های بین محیط آزمایشگاهی و داخل بدن ­باشد.

   با تحقیقات انجام شده مبنی بر تایید اثرات ضدالتهابی، ضدمیکروبی و آنتی­­اکسیدانی گیاه کامیفورا میرا و با توجه به نتایج حاصل از تحقیق حاضر به نظر می­رسد صمغ گیاه کامیفورا میرا در مقایسه با سیلورسولفادیازین که امروزه به صورت گسترده در بیماران مورد مصرف قرار می­گیرد، دارای اثرات التیام بخشی بهتری بر زخم­های حاصل از سوختگی می­باشد. با توجه به خاصیت سایتوتوکسیک این گیاه در غلظت‌های بالا و یا مصرف طولانی مدت آن که در تحقیقات گذشته به اثبات رسیده است، مطالعات بیشتری جهت تعیین تاثیر دزهای مختلف صمغ گیاه کامیفورا میرا پیشنهاد می­گردد.

  • پوستی، ا. (1385). بافت‌شناسی مقایسه‌ای.چاپ ششم، انتشارات دانشگاه تهران، تهران، ایران، صفحات: 217-194.
  • سهرابی حقدوست، ا.، جمشیدی، ک. و مرتضوی، پ. (1386). آسیب‌شناسی عمومی دامپزشکی. چاپ اول، انتشارات دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات، تهران، ایران، صفحات: 239- 199.
    • AL-Mobeeriek, A. (2011). Effects of myrrh on intra-oral mucosal wounds compared with tetracycline-and chlorhexidine-based mouthwashes. Clinical, Cosmetic and nvestigational Dentistry, 53(3): 101-108
    • Fattahian, H., Nasirian, A. and Mortezavi, P. (2013). The role of red and infrared low level laser therapy on unmeshed full-thickness free skin autograft in rabbits: as an animal model. Kafkas Universitesi Veteriner Fakültesi Dergisi, 19: 829-836.
    • Fossum, T.W. (2007). Small Animal Surgery Textbook. 3rd ed., UK: Louis, Missouri, Elsevier Health Sciences, pp: 159-191.
    • Fraternale, D., Sosa, S. Ricci, D., Genovese, S., Enovese, S., Messina, F., et al. (2011). Anti-inflammatory, antioxidant and antifungal furanosesquiterpenoids isolated from Commiphora erythraea. Fitoterapia, 82(4): 654-61.
    • Helal, E.G., Mahmooud, A., EL-badawy, E.E. and Kahwash, A.A. (2005). Effect of Commiphora myrrha extract on some physiological parameters and histological changes in diabetic albino rats. Egyptian Journal of Hospital Medicine, 20: 148-162.
    • Hosnuter, M., Gurel, A., Babuccu, O., Armutcu, F., Kargi, E. and Isikdemir, A. (2004). The effect of CAPE on lipid peroxidation and nitric oxide levels in the plasma of rats following thermal injury. Burns, 30: 121-125.
    • Khorasani, G., Hosseinimehr, S.J., Zamani, P., Ghasemi, M., and Ahmadi, A. (2008). The effect of saffron (Crocus sativus) extract for healing of second-degree burn wounds in rats. Keio Journal of Medicine, 57: 190-195.
    • Omer, S., Adam, S. and Mohammad, O. (2011). Antimicrobial activity of commiphora myrrha against some bacteria and Candida albicans isolated from Gazelles at king khalid wildlife research centre. Journal of Medicinal Plants Research, 10: 65-71.
    • Shen, T., Li, G.H., Wang, X.N. and Lou, H. (2012). The genus  commiphora  a review of its traditional uses, phytochemistry and pharmacology. Journal of Ethnopharmacology, 142: 319-330.
    • Pizzorno jr, J.E., Murry, M.T. and Jioner-bey, H. (2008). The Clinician's Handbook of Natural Medicine. 2nd ed., UK: Elsevier Health Sciences, pp: 198-212.
    • Robbins, S.L. (1962). Textbook of Pathology with Clinical Application. JAMA, pp: 907.
    • Sanford, A.P. and Herndon, D.N. (2002). Chemical Burns. USA: New York, Saunders, pp: 475-479.
    • Su, S., Wang, T., Duan, J.A., Zhou, W., Hua, Y.Q., Tang, Y.P., et al.( 2011). Anti-inflammatory and analgesic activity of different extracts of Commiphora myrrha. JournalofEthnopharmacology, 134:251-258.
    • Wang, G.X., Greilberger, J., Ledinski, G., Kager, G., Paigen, B. and Juergens, G. (2004). The hypolipidemic natural product commiphora mukul and its component guggulsterone inhibit oxidative modification of LDL. Atherosclerosis, 172: 239-246.
    • Xu, J., Guo, Y., Zhao, P., Xie, E.C., Hou, W. and Zhang, T. (2011). Neuroprotective cadinane sesquiterpenes from the resinous exudates of Commiphora myrrha. Fitoterapia, 82: 1198-1201.
    • Xu, J., Liu, C., Guo, P., Guo, Y., Jin, D.Q. and Song, X., et al. (2011). Neuroprotective labdane diterpenes from Fritillaria ebeiensis. Fitoterapia, 82: 772-776.