مطالعه اثرات پیشگیرانه عصاره سیلیمارین بر مسمومیت کبدی القاء شده به‌وسیله تتراکلرید کربن در جوجه‌های گوشتی

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار گروه پاتوبیولوژی، دانشکده دامپزشکی، واحد گرمسار، دانشگاه آزاد اسلامی، گرمسار، ایران.

2 استادیار گروه علوم پایه، دانشکده پزشکی، واحد قم، دانشگاه آزاد اسلامی، قم، ایران.

3 دانش‌آموخته دکترای حرفه‌ای دامپزشکی، دانشکده دامپزشکی، واحد گرمسار، دانشگاه آزاد اسلامی، گرمسار، ایران.

چکیده

   تأثیر سیلیمارین در پیشگیری و درمان بیماری­های کبدی انسان از جمله سیروز کبدی  به اثبات رسیده است. بنابراین، هدف از مطالعه حاضر ارزیابی اثرات پیشگیرانه عصاره سیلیمارین به­صورت مکمل خوراکی بر مسمومیت کبدی القاء شده به­وسیله تتراکلرید کربن در جوجه‌های گوشتی می­باشد. بدین منظور، 90 قطعه جوجه گوشتی به­طور تصادفی به 9 گروه آزمایش به شرح زیر تقسیم گردیدند: گروه کنترل منفی، گروه مسموم که در سنین 24 و 26 روزگی تحت تزریق داخل صفاقی مخلوط مساوی روغن زیتون و تتراکلرید کربن به میزان ml/kg.b.w.2 قرار گرفتند، گروه کنترل روغن زیتون، گروه‌های سه‌گانه کنترل تیمار که از سن 21 تا 26 روزگی روزانه هر گروه به ترتیبmg/kg.b.w.   3، 6 و 10 مخلوط عصاره سیلیمارین و یک میلی­لیتر روغن زیتون به­صورت خوراکی دریافت کردند و گروه‌های سه‌گانه تیمار که علاوه بر تتراکلرید کربن، عصاره سیلیمارین را هر گروه به ترتیب با دوزهای mg/kg.b.w.3، 6 و 10 دریافت کردند. در سن 27 روزگی از پرندگان نمونه­های خون و کبد  جهت سنجش سطح سرمی آنزیم‌هایآلانین آمینوترانسفراز،آسپارتات آمینوترانسفراز و آلکالین فسفاتاز و همین‌طور مطالعه آسیب‌شناسی اخذ گردید. نتایج با آزمون آماری تحلیل واریانس یک‌طرفه مورد واکاوی آماری قرار گرفت. تتراکلرید کربن به­طور معنادار منجر به افزایش فعالیت آنزیم­ها نسبت به گروه کنترل منفی گردید (01/0p<) و در مقابل هر سه دوز تیمار سیلیمارین به­طور معنادار موفق به کاهش فعالیت آنزیم‌ها نسبت به گروه کنترل مثبت شدند (01/0p<). یافته­های آسیب‌شناسی بافتی تأییدکننده نتایج بیوشیمی بودند. نتایج به­دست آمده نشان داد که سیلیمارین می­تواند در پیشگیری از بروز مسمومیت کبدی ناشی از تتراکلرید کربن در جوجه­های گوشتی مؤثر باشد. 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Preventive effects of silymarin extract on carbon tetrachloride-induced hepatotoxicity in broilers

نویسندگان [English]

  • mohammadreza Mohammadi Malayeri 1
  • abolfazl Dadkhah Tehrani 2
  • amir Rezaei 3
چکیده [English]

   It has been proved that Silymarin is effective in prevention and treatment of human liver diseases such as cirrhosis. Therefore, the objective of this study was to evaluate the preventive effects of Silymarin extract as a food additive on hepatotoxicity induced by carbon tetrachloride in broilers. Ninety broiler chickens were randomly assigned to 9 equal study groups as follow: negative control, positive control which were injected 2ml/kg BW (body weight) ccl4 dissolved  in olive oil (1:1) via IP  in the 24th and 26th days, olive oil control, treatment controls which were receiving 3,6 and 10 mg/kg BW silymarin in 1ml olive oil respectively by gavage from the 21st up to 26th days  and treatment groups which received ccl4 and  3,6 and 10 mg/kg BW silymarin extract respectively. Blood and liver samples were collected to assay ALT, AST and ALP activities as well as pathological changes. The Data were analyzed using ANOVA method by SPSS. The results revealed that carbon tetrachloride significantly increased ALT,AST and ALP activities in comparison with the negative control group (p<0.01). The 3, 6 and 10 mg/kg b.w. silymarin treatments significantly decreased the enzyme activities in comparison with the positive group (p<0.01). Histopathological findings confirmed the biochemical results. In conclusion, the results proved that silymarin treatment could be effective in the prevention of hepatotoxicity induced by carbon tetrachloride in Broilers.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Hepatotoxicity
  • Carbon tetrachloride
  • broilers
  • silymarin

مقدمه

   همگام با توسعه صنعت پرورش متراکم طیور خطرات ناشی از بیماری­ها به­طور فزاینده­ای جدی­تر شده است. آسیب­های کبدی در طیور از بیماری­های کلینیکی متداول­تر می­باشند. بسیاری از عوامل از جمله فاکتورهای تغذیه­ای، بیماری­ها، عوامل انگلی و مسمومیت­ها در ایجاد ضایعات کبدی واجد نقش می‌باشند (Wang et al., 2013).

   بسیاری از سموم  قارچی از جمله سیترینین (Citrinin)، فومونیسین­ها (Fumonisins)، اکراتوکسین­ها (Ochratoxins)، آفلاتوکسین­ها (Aflatoxins) و روبراتوکسین­ها (Rubratoxins) در ایجاد  ضایعات کبدی دارای نقش می­باشند. با توجه به شیوع آلودگی‌های قارچی دان در صنعت پرورش طیور، مسمومیت­های قارچی (Mycotoxicosis) در این صنعت بسیار متداول است (Saif et al., 2008).

   آسیب­های کبدی در طیور منجر به کاهش عملکرد و حتی مرگ گردیده و زیان­های اقتصادی عظیمی را در صنعت پرورش طیور سبب می­شوند. با توجه به فقدان داروهای مؤثر در حفاظت کبد، تحقیقات در این زمینه از جایگاه ویژه برخوردار می­باشد (Wang et al., 2013).

   مسمومیت تجربی با تتراکلرید کربن بهترین مدل برای القاء مسمومیت کبدی بوده و به­طور متداول برای مطالعه روی تأثیرات محافظت‌کنندگی کبدی داروها و محصولات طبیعی از آن استفاده می­شود. آسیب کبدی القاء شده به­وسیله تتراکلرید کربن بر پایه متابولیسم رادیکال­های تری کلرومتیل تحت فعالیت سایتوکروم پی450 (Cytochrome P450) می­باشد (et al., 2012 Hermenean). از این رو، محلول روغن گیاهی تتراکلرید کربن به­طور متداول در ایجاد مدل تجربی ضایعه کبدی مورد استفاده قرار می­گیرد. به­دلیل وجود مزایای متعدد از جمله عوارض جانبی کمتر، قیمت پایین‌تر و مقاومت­های دارویی کمتر در استفاده از داروهای گیاهی، تحقیق و توسعه اینگونه داروها مورد توجه بسیار واقع گردیده است (Wang et al., 2013).

   گیاه خار مریم (Silybum marianum) یکی از گیاهان دارویی است که حاوی فلاوولیگنان­های سیلیمارین، فلاونوئیدها، استرول­ها، ساپونین­ها و غیره می­باشد (صفائیان و همکاران، 1388؛ مروتی و همکاران، 1387). سیلیمارین خود شامل ترکیبات سیلیبین، سیلیکریستین و سیلیمونین می­باشد  (صفائیان و همکاران، 1388). مهمترین ماده موجود در سیلیمارین، سیلیبین است که حدود 80 درصد  عصاره آن را تشکیل می­دهد (اسدی و همکاران، 1389).

   محل تجمع سیلیمارین در قسمت پوست میوه گیاه می­باشد. فرآورده­های گیاه خار مریم در پایین آوردن فشار خون و رفع سردرد­های میگرنی مؤثر هستند (مروتی و همکاران، 1387). هم‌چنین سیلیمارین تأثیراتی بر تعدیل سسیستم ایمنی داشته و در  پیشگیری و درمان بیماری­های کبدی انسان مفید بوده و در درمان سیروز به­خصوص سیروزهای ناشی از مصرف الکل مفید واقع شده است (نجف زاده و همکاران، 1389؛ صفائیان و همکاران، 1388؛ مروتی و همکاران، 1387). 

   نجف‌زاده و همکاران گزارش نموده­اند که سیلیمارین تأثیرات پیشگیرانه بر مسمویت کلیوی حاصل از جنتامایسین دارد (نجف زاده و همکاران، 1389). اسدی و همکاران نشان داده­اند که سیلیمارین از طریق کاهش پرکسیداسیون لیپیدی موجب کاهش مرگ سلول­های عصبی ناشی از گلوگز بالا می­گردد (اسدی و همکاران، 1389).  

   تحقیقات نشان داده است که تجویز سیلیمارین می‌تواند در پیشگیری از مسمومیت کبدی ناشی از داروی مبندازول در سگ­ها مؤثر باشد (مصلی نژاد و همکاران، 1391). به­علاوه، سیلیمارین به­عنوان یک عامل محافظت‌کننده کبدی و یک عامل آنتی‌هپاتوتوکسیک قوی شناخته شده است (Tedesco et al., 2004). گروه دیگر از محققین، تأثیرات سیلیمارین را بر عملکرد و کیفیت گوشت طیور بررسی نموده و تأثیر محافظت از کبدی را برای سیلیمارین مشاهده ننمودند (Schiavone et al., 2007). هم‌چنین تأثیر سیلیمارین بر مسمومیت با گوسیپول در جوجه­ها مطالعه گردید و نتیجه گرفته شد که مسمومیت با گوسیپول باعث لیپیدوز در کبد می­شود و سیلیمارین نیز تأثیری در کاهش اثرات بالینی گوسیپول ندارد ( et al., 2010 Blevins). از سوی دیگر گزارش شده است  که ترکیب سیلیمارین و فسفولیپید می­تواند در کاهش تأثیرات منفی آفلاتوکسین ب1 بر عملکرد  جوجه های گوشتی  مؤثر باشد (Tedesco et al., 2004).

   با توجه به پتانسیل­های متعدد درمانی سیلیمارین به‌خصوص تأثیرات مثبت آن بر بیماری­های کبدی انسان و از سوی دیگر عدم مشاهده تأثیرات مثبت برای سیلیمارین در طیور طی مطالعات گزارش شده­،  این تحقیق قصد دارد تا تأثیرات پیشگیرانه عصاره خوراکی سیلیمارین را بر ضایعات کبدی القاء شده به­وسیله تتراکلرید کربن در جوجه­های گوشتی با استفاده از ارزیابی فعالیت آنزیم های کبدی آسپارتات آمینوترانسفراز (AST)، آلانین آمینوترانسفراز (ALT) و فسفاتاز قلیایی (ALP) و همین‌طور مطالعه آسیب شناسی کبد مورد  بررسی قرار دهد.

 

مواد و روش‌ها

   این مطالعه در پاییز 1392 در دانشکده دامپزشکی دانشگاه آزاد اسلامی واحد گرمسار انجام گرفت. عصاره استاندارد سیلیمارین (80 درصد) که به شکل پودر بسیار نرم و زرد رنگ  محصول شرکت  Qingdao BNP Co. LTD کشور چین بود، در این مطالعه مورد استفاده قرار گرفت. با استناد به یک مطالعه انسانی که کاهش سطوح آنزیم‌های کبدی و بیلی روبین سرم خون  پیرو تجویز عصاره استاندارد سیلیمارین با دوز 6 میلی‌گرم/کیلوگرم وزن بدن در بیماران کبدی وابسته به الکل مشاهده شده بود (Salmi and Sama, 1982)، در این مطالعه دوزهای 3، 6 و 10 میلی­گرم/ کیلوگرم وزن بدن از سیلیمارین آماده گردید و قبل از تجویز با یک  میلی‌لیتر روغن زیتون مخلوط و به­صورت گاواژ داخل دهان به پرندگان تجویز گردیدند­.

   تتراکلرید کربن به­شکل مایع بسته­بندی شده محصول شرکت مرک آلمان  به نسبت مساوی با روغن زیتون مخلوط گردید و جهت ایجاد مسمومیت تجربی در پرندگان بر اساس پروتوکل موجود (Wang et al., 2013) با دوز 2 میلی‌لیتر/کیلوگرم وزن بدن به فاصله 48 ساعت به­صورت داخل صفاقی تزریق گردید. 

   جهت آماده‌سازی سالن واقع در دانشکده دامپزشکی، پس از شستشوی سالن و وسایل، ضدعفونی انجام گرفت. در کف سالن بستر مناسب قرار داده و تشت­های حاوی محلول ضدعفونی کننده در مجاور درب ورودی سالن قرار داده شد. سالن جهت استقرار گروه­های مختلف مطالعه به 9 قسمت مساوی تقسیم گردید. شرایط استاندارد  از لحاظ دما، رطوبت و نور قبل از ورود جوجه­ها، در سالن برقرار گردید. 90 قطعه جوجه گوشتی یک روزه نژاد راس 308 خریداری و تا سن 20 روزگی تحت شرایط و خوراک استاندارد پرورش یافتند. سپس پرندگان به‌طور تصادفی به گروه‌های مطالعه زیر تقسیم گردیدند.

1- گروه کنترل منفی که تا سن 26 روزگی تحت شرایط و خوراک استاندارد به رشد خود ادامه دادند.

2- گروه کنترل مثبت که در سنین 24 و 26 روزگی تحت تزریق داخل صفاقی دو دوز مخلوط مساوی روغن زیتون و تتراکلرید کربن به میزان 2 میلی­لیتر/ کیلوگرم وزن بدن در هر تزریق قرار گرفتند.

3- گروه کنترل روغن زیتون که در روزهای 24 و 26 تحت تزریق داخل صفاقی دو دوز 2 میلی­لیتر/ کیلوگرم وزن بدن روغن زیتون قرار گرفتند.

4- گروه­های سه‌گانه  کنترل تیمار که در سنین  21 تا 26 روزگی، روزانه هر گروه به ترتیب 3، 6 و 10 میلی‌گرم/ کیلوگرم وزن بدن عصاره سیلیمارین مخلوط در یک میلی­لیتر روغن زیتون را به­صورت گاواژ داخل دهان دریافت کردند.

5- گروه‌های سه‌گانه تیمار که علاوه بر دریافت دو دوز مخلوط تتراکلرید کربن و روغن زیتون در روزهای 24 و 26، از 21 تا 26 روزگی روزانه هر یک از گروه­ها به ترتیب دوزهای 3، 6 و 10 میلی­گرم/ کیلوگرم وزن بدن عصاره سیلیمارین به­صورت مخلوط شده در یک میلی­لیتر روغن زیتون را به­صورت گاواژ داخل دهانی دریافت کردند.

   در سن 27 روزگی از ورید زیر بال تمامی پرندگان نمونه خون تهیه شد و سپس جهت اخذ نمونه کبد، تمامی پرندگان ذبح گردیده و پس از تهیه تصویر از نمای ظاهری کبدها، نمونه‌های بافتی اخذ شده و در داخل محلول فرمالین 10 درصد بافر نگه­داری گردیدند. سرم نمونه­های خون به­وسیله سانتریفیوژ جدا گردید و جهت سنجش میزان فعالیت آنزیم‌های کبدیALT ،AST   و ALP در گروه­های مختلف مطالعه به آزمایشگاه ارجاع گردید.

   از نمونه­های کبد پس از تثبیت در محلول فرمالین، مقاطع میکروسکوپی به روش متداول تهیه گردید و با  هماتوکسیلین و ائوزین رنگ­آمیزی شد. برش­های بافتی از لحاظ وقوع نکروز، تغییر چربی و ارتشاح لوکوسیت‌ها مورد ارزیابی قرار گرفتند.

   در آسیب‌شناسی بافتی، ضایعات مشاهده شده در نمونه­های بافتی مطابق با روش توصیف شده توسط عیدی و همکاران بر اساس شدت و وسعت به­صورت  عدم وجود ضایعات=صفر، ضایعات هپاتوسلولار کانونی در کمتر از 25% از بافت =1، ضایعات هپاتوسلولار کانونی در 50-25% بافت=2، ضایعات هپاتوسلولار کانونی وسیع=3 و نکروز یکپارچه سلول­های کبدی=4 امتیازدهی گردیدند (Eidi et al., 2011).

   در نهایت نتایج حاصل از آزمایشات بیوشیمیایی و پاتولوژی با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یک­طرفه (One-Way ANOVA) و آزمون تعقیبی دانکن (Duncan Post Hoc) به کمک نرم‌افزار SPSS  مورد واکاوی آماری قرار گرفتند (Eidi et al., 2011).

 

 

یافته­ها

   فعالیت آنزیم­های AST، ALT و ALP  در گروه کنترل مثبت که دریافت‌کننده تتراکلرید کربن بودند، نسبت به گروه کنترل منفی به­طور معنا­دار (01/0p<) افزایش یافت (نمودارهای 1، 2 و3).  در گروه­های تیمار با سیلیمارین (3، 6 و 10  میلی­گرم سیلیمارین/ کیلوگرم وزن بدن) به استثناء گروه تیمار با 3 میلی­گرم سیلیمارین، فعالیت هر سه آنزیم به­طور معنادار (01/0p<) نسبت به گروه کنترل مثبت کاهش داشت (نمودارهای 1، 2 و 3 ). گروه تیمار 3 میلی­گرم سیلیمارین در آنزیم ALT  فاقد اختلاف معنادار با گروه کنترل مثبت بود (نمودار 3).

   فعالیت آنزیم­ها در گروه­های کنترل تیمار 3، 6 و10 میلی گرم/ کیلوگرم وزن بدن  که فقط دوزهای سیلیمارین را بدون تتراکلرید کربن دریافت کرده بودند و گروه کنترل روغن زیتون هیچ‌گونه اختلاف معناداری مابین گروه­ها و هم‌چنین با  گروه کنترل منفی وجود نداشت.

   تحلیل آماری هیچ‌گونه اختلاف معنادار بین گروه­های تیمار 3 ، 6 و 10 میلی­گرم سیلیمارین/کیلوگرم وزن بدن از لحاظ فعالیت هر سه آنزیم ALT،  AST و ALP  نشان نداد (نمودارهای 1، 2 و 3). 

   از لحاظ مشاهدات ماکروسکوپی، کبدها در گروه کنترل منفی کاملاً طبیعی بودند. کبدها به رنگ قهوه­ای مشاهده شدند و از لحاظ ظاهری هیچ‌گونه نشانه تورم در آنها وجود نداشت و لبه­های کبدها در شرایط کاملاً طبیعی بودند (شکل 1).

   در گروه کنترل مثبت آثار تورم در کبدها مشاهده می‌شد و نواحی چندکانونی خاکستری رنگ با اشکال مختلف به‌طور گسترده و تصادفی به­خصوص به­طور سطحی در کبدهای این گروه مشاهد شدند. این نواحی که نشان‌دهنده وقوع نکروز بودند اغلب در حاشیه­ها با یکدیگر هم­پوشانی داشتند (شکل 2).

   در گروه تیمار 3 میلی­گرم سیلیمارین/ کیلوگرم وزن بدن­، کبدها اغلب طبیعی مشاهده شدند ولی در تعدادی از نمونه­ها آثار تورم همراه با گرد شدن لبه­های کبدها مشاهده می­شد. در برخی موارد آثار وقوع تغییر چربی به­شکل زرد رنگ شدن کبدها مشاهده شدند (شکل 3) .

   در گروه­های تیمار 5 و10 میلی­گرم سیلیمارین/ کیلوگرم وزن بدن­، کبدها در شرایط کاملاً طبیعی قرار داشتند هر چند که تعدادی از کبد­های گروه تیمار 10 میلی­گرم/ کیلوگرم وزن بدن سیلیمارین درجات مختصری از تورم و زرد رنگ شدن را نشان دادند (شکل­های 4 و 5).   

   کبدها در گروه­های کنترل تیمار 3، 6 و 10 میلی­گرم سیلیمارین/ کیلوگرم وزن بدن، اغلب در شرایط طبیعی بودند و در برخی موارد درجات مختصری از زرد رنگ شدن را که دلالت بر تغییر چربی داشت نشان دادند.  

   در مشاهدات ریزبینی، تجویز تتراکلرید کربن در گروه کنترل مثبت منجر به افزایش معنادار (01/0p<) شدت ارتشاح لوکوسیت­ها و نکروز نسبت به گروه کنترل منفی شد (شکل­های 1، 2، 6 و 7 و نمودارهای 4 و5 ). از لحاظ وقوع تغییر چربی در سلول­های کبدی بین گروه­های کنترل مثبت و منفی اختلاف معناداری وجود نداشت (نمودار 6). از سوی دیگر تجویز دوزهای مختلف سیلیمارین در گروه­های سه­گانه تیمار باعث گردید که شدت ارتشاح لوکوسیت­ها، نکروز و تغییر چربی  به­طور معنادار (01/0p<) نسبت به گروه کنترل مثبت کاهش داشته باشد (شکل­های 3، 4، 5، 8 ، 9 و10 و نمودارهای 4، 5 و 6). این متغییرها در گروه‌های کنترل تیمار و کنترل روغن زیتون نسبت به گروه کنترل منفی اختلاف معناداری نداشتند (نمودارهای 4، 5 و 6 ).  بین گروه­های سه­گانه تیمار از لحاظ  شاخص­های پاتولوژی اختلاف معناداری وجود نداشت ( نمودارهای 4، 5 و 6 )   

 

 

 

نمودار 1- میانگین و خطای استاندارد فعالیت آنزیم ALP در گروه­های مختلف مطالعه

*دارای اختلاف معنادار با سایر گروه­ها

 

نمودار 2- میانگین و خطای استاندارد فعالیت آنزیم AST در گروه­های مختلف مطالعه

*دارای اختلاف معنادار با سایر گروه‌ها  

 

 

 

نمودار 3- میانگین و خطای استاندارد فعالیت آنزیم ALT  در گروه­های مختلف مطالعه

*دارای اختلاف معنادار با سایر گروه‌های مطالعه به­جز تیمار 3 میلی‌گرم  سیلیمارین

 

نمودار 4- میانگین و انحراف معیار مقادیر عددی ارتشاح لوکوسیت­ها در بافت کبد گروه­های مختلف مطالعه

*دارای اختلاف معنادار با سایر گروه­ها می­باشد.

 

 

 

 

 

نمودار 5- میانگین و خطای استاندارد مقادیر عددی نکروز در بافت  کبد گروه­های مختلف مطالعه

*دارای اختلاف معنادار با سایر گروه­ها می­باشد.        

 

نمودار 6- میانگین و خطای استاندارد مقادیر عددی تغییر چربی  در بافت کبد گروه­های مختلف مطالعه

*دارای اختلاف معنادار با گروه­های تیمار mg/kg b.w.  3، 6 و 10 سیلیمارین می­باشد.

 

 

 

 

 

 

 

شکل 1- منظره ماکروسکوپی کبد در گروه کنترل منفی. کبد در شرایط طبیعی مشاهده می­گردد. رنگ کبد قهوه ای بوده و هیچ‌گونه آثار تورم در آن مشاهده نمی­شود.

 

شکل 2- منظره ماکروسکوپی کبد در گروه کنترل مثبت. وقوع گسترده نکروز با رنگ خاکستری در تصویر قابل مشاهده می­باشد.

 

 

شکل 3- منظره ماکروسکوپی کبد در گروه تیمار mg/kg b.w. 3 سیلیمارین. کبد به دلیل وقوع درجاتی از تغییر چربی کمی بزرگ‌تر و زرد رنگ­تر مشاهده می­گردد، اما هیچ‌گونه نشانه­ا­ی از  نکروز قابل تشخیص نمی­باشد.

 

شکل 4- منظره ماکروسکوپی کبد در گروه تیمار  mg/kg b.w. 6 سیلیمارین. کبد منظره طبیعی داشته و ضایعه خاصی در آن مشاهده نمی­گردد.

 

 

شکل 5- منظره ماکروسکوپی کبد در گروه تیمار  mg/kg b.w. 10 سیلیمارین. کبد در شرایط طبیعی بوده و ضایعه خاصی در آن مشاهده نمی­گردد.

 

شکل 6- نمای ریزبینی کبد در گروه کنترل منفی؛ سلول­ها و ساختار لبول­های کبدی در وضعیت کاملاً طبیعی مشاهده می­گردند (هماتوکسیلین-ائوزین ، درشتنمایی × 100).

 

 

 

 

 

شکل 7- نمای ریزبینی کبد در گروه کنترل مثبت؛ نکروز گسترده هپاتوسیت­ها در بافت کبد همراه با ارتشاح لکوسیت­ها و وقوع تغییر چربی مشخص می­باشد (هماتوکسیلین-ائوزین ، درشتنمایی × 100).  

 

 

شکل 8- نمای ریزبینی کبد در گروه تیمار 3 میلی­گرم سیلیمارین و تتراکلرید کربن؛ نکروز هپاتوسیت­ها در سطح کبد، وقوع دژنرسانس گرانولر در سلول­های کبدی  همراه با پرخونی در سینوزوئیدها مشخص می­باشد (هماتوکسیلین-ائوزین ، درشتنمایی × 100).  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 9- نمای ریزبینی کبد در گروه تیمار 6 میلی­گرم سیلیمارین و تتراکلرید کربن؛ ساختار لوبول­های کبدی و سلول­ها در وضعیت طبیعی مشاهده می­گردند (هماتوکسیلین-ائوزین، درشتنمایی × 100). 

 

 

شکل 10- نمای ریزبینی کبد در گروه تیمار 10 میلی گرم سیلیمارین و تتراکلرید کربن؛ ساختار لوبول­ها و سلول­های کبدی در وضعیت طبیعی همراه با پرخونی در سینوزوئیدها مشخص هستند (هماتوکسیلین-ائوزین ، درشتنمایی × 100).

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 11- نمای ریزبینی کبد در گروه  کنترل تیمار 10 میلی­گرم سیلیمارین؛ ساختار لوبول­ها و سلول­های کبدی در شرایط طبیعی هستند (هماتوکسیلین-ائوزین، درشتنمایی × 100).

 

بحث و نتیجه‌گیری

   در مطالعه حاضر تتراکلرید کربن موفق به القاء ضایعات کبدی و همین‌طور افزایش سطح آنزیم­های ALT،  AST و ALP در جوجه­های گوشتی شد که مؤید نتایج  سایر مطالعات است (Wang et al., 2013; Hermenean et al., 2012).  هم‌چنین دوزهای مختلف عصاره سیلیمارین توانستند به­طور معنادار باعث کاهش سطح سرمی آنزیم­ها ی ALT،  AST وALP  گردند.

   افزایش سطح فعالیت AST در آسیب­های کبدی، اینفارکشن قلبی و آسیب­های عضلانی مشاهده می­گردد. در حالی که آنزیم ALT برای آسیب­های کبدی اختصاصی می­باشد. افزایش فعالیت این آنزیم­های سرمی نشان­دهنده رخداد آسیب و اختلال در عملکرد غشاهای سلول­های کبدی می­باشد. از سوی دیگر افزایش فعالیت آنزیم ALP  اغلب به­دلیل افزایش در تولید صفرا در حضور فشار فزاینده صفراوی خواهد بود (مهاجری و همکاران، 1389).

   در یک مطالعه به کاهش مقادیر سرمی آنزیم‌های ALT و AST  پیرو تجویز سیلیمارین در فیبروز تجربی کبد خوکچه‌های هندی اشاره شده است ( Vargas-Mendoza et al., 2014). مصلی­نژاد و همکاران نیز به نقش سیلیمارین در کاهش سطح فعالیت آنزیم­هایALT ،AST   وALP   در مسمومیت کبدی ناشی از تجویز مبندازول در سگ اشاره نموده­اند (مصلی‌نژاد و همکاران، 1391). مطالعات، فعالیت آنتی‌اکسیدانی و محافظت از کبدی سیلیمارین را به واسطه مهار سایکلواکسیژناز­، لوکوترین­ها و تولید رادیکال­های آزاد در سلول­های کوپفر نسبت داده­اند (Vargas-Mendoza et al., 2014). هم‌چنین اشاره شده است که سیلیمارین با مهار لیپوپراکسیداسیون باعث تثبیت ساختارهای غشایی شده و از پیشرفت آسیب سلولی ممانعت به­عمل می­آورد (صفائیان و همکاران، 1388؛ Vargas-Mendoza et al., 2014). این در حالی است که برناکی و همکاران طی تحقیقی روی مسمومیت با تتراکلرید کربن در جوجه های گوشتی،  گزارش نموده بودند که پراکسیداسیون چربی در ایجاد عوارض ناشی از مسمومیت با تتراکلرید کربن فاقد نقش می‌باشد (Ber nacchi et al., 1987).

   فانی مکی و همکاران بیان داشته­اند که سیلیمارین علاوه بر تثبیت غشاء سلول­های کبدی و ممانعت از پیوند بسیاری از سموم و داروها به این غشاء، به­نظر می­رسد که  با حذف رادیکال­های آزاد و افزایش فعالیت آنزیم سوپراکسید دیسموتاز موجب اعمال نقش حفاظتی خود می­شود (فانی ملکی و همکاران، 1392). مروتی و همکاران نیز به نقش آنتی اکسیدانی سیلیمارین و مهار تخریب سلول­های بافت گوش میانی سگ ناشی از مسمومیت با جنتامایسین توسط سیلیمارین اشاره نموده‌اند. هم‌چنین بیان داشته­اند که سیلیمارین به تنهایی نقش آنتی‌اکسیدانی بهتری در مقایسه با ترکیب آن با ویتامین E و حتی مصرف ویتامین E به تنهایی دارد (مروتی و همکاران، 1387). نجف زاده و همکاران نیز به نقش سیلیمارین در کاهش سمیت کلیوی ناشی از جنتامایسین اشاره نموده اند (نجف زاده و همکاران، 1389).  

   نتایج مطالعه حاضر نشان می­دهد که هر سه دوز مصرف شده سیلیمارین بخوبی قادر به پیشگیری از بروز ضایعات کبدی و افزایش سطح آنزیم­های کبدی بودند. بر خلاف معمول که اغلب تأثیرات تیمارها به‌طور وابسته به دوز تغییر می­یابند، تحلیل آماری نتایج این تحقیق دلالت بر عدم وجود اختلاف معنادار بین فعالیت پیشگیرانه هر سه دوز سیلیمارین داشت.

   در تحقیقات گذشته از عصاره سیلیمارین با دوزهای mg/kg bw 50-20 برای اهداف مختلف در موش و سگ استفاده شده بود (مهاجری و همکاران، 1389؛ مروتی و همکاران، 1387). این در حالی است که در  تحقیق حاضر بر اساس دوز مورد استفاده این عصاره در انسان،  تیمارهای mg/kg bw 3، 6 و 10 در نظر گرفته شده و نتایج مطلوبی در پیشگیری از افزایش آنزیم­های کبدی و ضایعات بافتی کسب گردید.

   دراین مطالعه تتراکلرید کربن منجر به بروز نکروز، ارتشاح لوکوسیت­ها و تغییر چربی در بافت کبد گردید که منعکس کننده تأثیرات توکسیک تتراکلرید کربن بر بافت کبد بود و با یافته­های محققین دیگر هم­خوانی داشت (Wang et al., 2013). از سوی دیگر، تیمارهای سیلیمارین به­طور معنادار از بروز ضایعات پاتولوژی ناشی از مسمومیت با تتراکلرید کربن در کبد پرندگان جلوگیری کرد که دلالت بر اثرات محافظتی عصاره سیلیمارین دارد.

   تدسکو و همکاران  گزارش نموده­اند که ترکیب سیلیمارین و فسفولیپید برای پیشگیری از عوارض ناشی از آفلاتوکسین B1 در جوجه­های گوشتی مؤثر می­باشد (Tedesco et al., 2004). در حالی که کوردرو-پرز و همکاران که از یک محصول تجاری حاوی 80 درصد سیلیمارین برای پیشگیری از عوارض مسمومیت کبدی حاصل از تتراکلرید کربن در موش­های صحرایی استفاده نموده بودند، نقش محافظتی برای این محصول گزارش نکردند (Cordero-perez et al., 2013).

   نتایج آسیب‌شناسی این تحقیق نشان داد که تجویز هر سه دوز سیلیمارین منجر به کاهش معنادار وقوع تغییر چربی در هر سه گروه تیمار نسبت به گروه کنترل مثبت گردید. تحقیقات نشان داده است که تجویز سیلیمارین باعث بهبود شاخص پاک­سازی کبد و کلیه گردیده و منجر به کاهش تجمع لیپیدها در کبد می گردد (Vargas-Mendoza et al., 2014). نتایج آسیب‌شناسی مطالعه حاضر نشان داد که سیلیمارین به­طور معنادار قادر به کاهش ارتشاح لوکوسیت­ها در بافت کبد مسموم شده با تتراکلرید کربن می­باشد.

   تحقیقات نشان داده است که سیلیمارین سبب تثبیت ساختمان غشاء سلول و مهار آزادسازی واسطه­های التهابی می‌گردد و هم‌چنین آنزیم­های سیکلواکسیژناز و لیپواکسیژناز را مهار می­کند و بدین­ترتیب قادر می باشد با جلوگیری از مهاجرت لوکوسیت­ها و ارتشاح نوتروفیل­ها به موضع التهاب اثرات ضدالتهابی خود را اعمال کند ( Vargas-Mendoza et al., 2014؛ صفائیان و همکاران، 1388).

   نتایج آسیب‌شناسی این تحقیق نشان داد که تیمار سیلیمارین به­طور معنادار از بروز نکروز در بافت کبد مسموم شده با تتراکلرید کربن جلوگیری می­کند. اسدی و همکاران نیز اشاره نموده­اند که سیلیمارین در کشت سلول­های هیپوکامپ موش صحرایی باعث کاهش آپوپتوز ناشی از مواد توکسیک می­شود. هم‌چنین گزارش نموده­اند که سیلیمارین نیز مانند برخی آنتی‌اکسیدان­ها در دوزهای بالاتر به­عنوان یک پراکسیدان عمل می­کند (اسدی و همکاران، 1389)، ولی در سایر مطالعات اشاره شده است که سیلیمارین در دوزهای بالا دارای عوارض نامطلوب نمی­باشد (Vargas-Mendoza et al., 2014).

   بررسی نتایج بیوشیمیایی و آسیب­شناسی این تحقیق اختلاف معناداری را مابین  گروه­های کنترل تیمار و کنترل منفی نشان نداد که بیانگر عدم وجود تأثیرات توکسیک در دوزهای مورد استفاده عصاره سیلیمارین می­باشد. این در حالی است که در تحقیقی که روی کشت سلول­های هیپوکامپ موش صحرایی انجام گرفت، گزارش گردیده که سیلیمارین در دوزهای بالاتر از µm/ml 200 اثرات توکسیک بر سلول­های عصبی اعمال داشته و باعث کاهش توان حیاتی سلول­ها و افزایش آزاد سازی مالون­دی­آلدئید می­گردد (اسدی و همکاران، 1389).  نتایج آسیب‌شناسی این تحقیق در راستای نتایج بیوشیمیایی بوده و آن­ها را مورد تأیید قرار می­دهد­.

   در این راستا پیشنهاد می­گردد که تحقیقی مشابه در ابعاد صنعتی طراحی و اجرا گردد و سیلیمارین به­صورت مخلوط با دان مصرفی در دوزهای ذکر شده در این تحقیق، استفاده شود و تأثیرات آن بر معیارهای پرورش صنعتی از جمله ضریب تبدیل مورد ارزیابی قرار گیرد. 

   در انتها می­توان نتیجه گرفت که یافته­های مطالعه حاضر تأثیرات محافظتی سیلیمارین را بر سلول­های کبدی جوجه‌های گوشتی مسموم شده با تتراکلرید کربن مورد تأیید قرار می­دهد.

  • اسدی، ی.، ابوطالب، ن. و شریفی، ع. (1389). بررسی اثر محافظتی (آنتی‌اکسیدانی) سیلیمارین بر میزان مرگ سلولی و تولید پراکسیداسیون چربی ناشی از گلوکز بالا در کشت سلول های عصبی PC12. مجله دیابت و لیپید ایران، دوره 9، شماره 3، صفحات: 234-227.
  • صفائیان، ل.، جعفریان دهکردی، ل.، افشار مقدم، ن. و سرهرودی، ش. (1388). اثر سیلیمارین بر فیبروز ریوی ناشی از بلئومایسین در موش. مجله دانشگاه علوم پزشکی قم، دوره 3، شماره 2، صفحات: 6 -1.
  • فانی مکی، ا.، ابراهیم زاده، ا.، انصاری نیک، ح. و قزاقی، م. (1392). اثر گیاهان دارویی خارمریم (Silybum marianum L.) و آویشن (Thymus vulgaris L.) بر سیستم ایمنی و برخی از فرآسنجه­های خونی در جوجه‌های گوشتی. آسیب‌شناسی درمانگاهی دامپزشکی، دوره 7، شماره 2، پیاپی 26، صفحات: 1906-1836.
  • مروتی، ح.، نجف‌زاده ورزی، ح.، آویزه ، ر. و خدیوی کاشانی، ن. (1387). مقایسه اثر سیلیمارین و ویتامین E در پیشگیری از تغییرات بافتی گوش داخلی به دنبال مصرف جنتامایسین در سگ. فصلنامة علمی-پژوهشی تحقیقات گیاهان دارویی و معطر ایران ، جلد24 ، شماره 3، صفحات:  373-363.
  • مصلی‌نژاد، ب.، آویزه، ر.، نجف‌زاده ورزی، ح. و پورمهدی، م. (1391). اثر درمانی و پیشگیری‌کننده سیلیمارین در بروز علائم حاد مسمومیت کبدی ناشی از تجویز مبندازول در سگ­ها. فصلنامة علمی-پژوهشی تحقیقات گیاهان دارویی و معطر ایران، جلد 28، شماره 4، صفحات: 603-594.
  • مهاجری، د.، دوستار، ی.، رضایی، ع. و مسگری عباسی، م. (1389). اثرات حفاظتی عصاره الکلی کلاله زعفران در مقایسه با سیلیمارین بر سمیت کبدی ریفامپین در موش صحرایی. مجله تحقیقات علوم پزشکی زاهدان، دوره 12، شماره 5، صفحات:  59-53.
  • نجف‌زاده ورزی، ح.، اسماعیل زاده، ص.، مروتی، ح.، رضا آویزه، ر. و عزتی گیوی، م. (1389). اثر حفاظتی سیلیمارین و ویتامین E بر روی تغییرات پاتولوژیک ناشی از جنتامایسین در کلیه سگ. فصلنامة علمی-پژوهشی تحقیقات گیاهان دارویی و معطر ایران، جلد 26، شماره 1، صفحات: 100-91.
  • · Ber nacchi, A.S., de Castro, C.R., de Toranzo, E.G., de Ferreyra, E.C., de Fenos, O.M. and Castro, J.A. (1987). Effects of carbon tetrachloride on the liver of chickens. Early biochemical and ultrastructural alterations in the absence of detectable lipid peroxidation. Xenobiotica, 17(2): 223-228.
  • · Blevins, S., Siegel, P.B., Blodgett, D.J., Ehrich, M., Saunders, G.K. and Lewis, R.M. (2010). Effects of silymarin on gossypol toxicosis in divergent lines of chickens. Poultry Science, 89(9):1878-1886.
  • · Mahmoud, K.Z. and Hijazi, A.A. (2007). Effect of vitamin A and/or E on plasma enzymatic antioxidant systems and total antioxidant capacity of broiler chickens challenged with carbon tetrachloride. Journal of Animal Physiology and Animal Nutrition (Berl), 91(7-8): 333-3340.
  • · Saif, Y.M., Fadly, A.M., Glisson, J.R., Mcdougald, L.R., Nolan, L.K. and Swayne, D.E. (2008). Diseases of Poultry, Blackwell Publishing, 12th Edition, pp: 1197-1214.
  • · Salmi, H.A. and Sama, S. (1982). Effects of silymarin on chemical, functional and morphological actions of the liver. Scandinavian Journal of Gastroenterology, 17: 517-521.
  • · Schiavone, A., Righi, F., Quarantelli, A., Bruni, R., Serventi, P. and Fusari, A. (2007). Use of Silybum marianum fruit extract in broiler chicken nutrition: influence on performance and meat quality.  Journal of Animal Physiology and Animal Nutrition (Berl), 91(5-6): 256-262.
  • · Tedesco, D., Steidler, S., Galletti, S., Tameni, M., Sonzogni, O. and Ravarotto L. (2004). Efficacy of silymarin-phospholipid complex in reducing the toxicity of aflatoxin B1 in broiler chicks. Poultry Science, 83(11): 1839-1843.
  • ·  Vargas-Mendoza, N., Madrigal-Santillán, E., Morales-González, A., Esquivel-Soto, J., Esquivel-Chirino, C.,  García-Luna, Y., González-Rubio, M., et al. (2014). Hepatoprotective effect of sylimarin. World Journal of Hepatology, 6(3): 144-149.
  • Wang, C.,  Zhang, T.,  Cui, X.,  Li, S.,  Zhao , X. and  Zhong, X. (2013).Hepatoprotective Effects of a Chinese Herbal Formula, Longyin Decoction, on Carbon-Tetrachloride-Induced Liver Injury in Chickens. Evidence-Based Complementary and Alternative Medicine, 392743. doi: 10.1155/2013/392743.

· Cordero-Pérez, P., Torres-González, L., Aguirre-Garza, M., Camara-Lemarroy, C., Guzmán-de la Garza, F., Alarcón-Galván, G., et al. (2013). Hepatoprotective effect of commercial herbal extracts on carbon tetrachloride-induced liver damage in Wistar rats. Pharmacognosy Research, 5(3): 150-156.

· Eidi, A., Eidi, M., Al-Ebrahim, M., Rohani, A.H. and Mortazavi, P. (2011). Protective effects of sodium molybdate on carbon tetrachloride-induced hepatotoxicity in rats. Journal of Trace Elements in Medicine and Biology, 25(1): 67-71.

·  Hermenean, A.,  Popescu, C.,  Ardelean, A.,  Stan, M.,  Hadaruga, N.,  Mihali, C.V.,  Costache, M. and  Dinischiotu, A. (2012). Hepatoprotective Effects of Berberis vulgaris L. Extract/β Cyclodextrin on Carbon Tetrachloride–Induced Acute Toxicity in Mice. Intional Journal of Molecular Science, 13(7): 9014–9034.