گزارش شپش جونده‌ فیلوپتروس اوسِلاتوس (Mallophaga: Ischnocera) از کلاغ سیاه (Carrion Crow: Corvus corone)‌ در منطقه‌ میاندوآب، استان آذربایجان‌غربی در سال 1389

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسنده

استادیار گروه پاتوبیولوژی، دانشکده دامپزشکی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.

چکیده

   در طول تابستان 1389، برای بررسی انگل‌های خارجی در مجموع 12 قطعه کلاغ سیاه از منطقه میاندوآب گرفته شدند. در مجموع، 32 شپش (19 ماده و 13 نر) از روی پرهای 7 کلاغ آلوده جمع­آوری و پس از طی فرآیند آزمایشگاهی تهیه نمونه، ابعاد قسمت‌های مختلف بدن اندازه­گیری شدند. شناسائی نمونه­ها نشان داد که تمامی شپش‌ها متعلق به گونۀ فیلوپتروس اوسِلاتوس هستند. به لحاظ ریخت­شناسی، بدن کشیده، قهوه­ای رنگ، به‌طول 3-2 میلی­متر، به‌عرض 1≥ میلی­متر بود. سر مثلثی شکل، به‌طول 8/0-7/0 میلی­متر و به‌عرض 4/0-3/0 میلی­متر بود. قسمت خلفی سر اتساع یافته بود. آنتن 5 بندی خیلی کوتاه با اولین قطعه بلند در عقب اندامک کونوس قرار داشت. یک حفرۀ دهانی بزرگ داشت که در هر طرف 4-3 جفت موی حساس جانبی خیلی برجسته وجود داشت که تعدادی از موها در قدام و تعدادی دیگر در قسمت خلفی اندامک کونوس قرار داشتند. پاها کوتاه و به یک چنگال قوی منتهی می­شدند. جفت پای سوم نسبتاً قوی و طویل‌تر از بقیه بود. شکم دارای 9 قطعه همراه با ابریشم­های فراوان در هر بند و سوراخ‌های تنفسی خیلی مشخص بر روی صفحات پاراترگال بود. در ماده­ها، اویپوزیتور و در نرها جنیتالیا با مشخصات خاص مربوط به گونه گزارش شده به‌وضوح دیده می­شدند. مطابق با نتایج بدست آمده، دامنه آلودگی از 3 تا شپش در کمترین تا 8 تا شپش در بیشترین تعداد در تغییر بود. میزان شیوع آلودگی به شپش 33/58% مشخص شد. با توجه به فقدان مطالعه جامع و هدفمند در خصوص شپش­های پرندگان در این نقطه از ایران مطالعاتی وسیع از هر حیث ضروری به‌نظر می­رسد.
 

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Report of chewing louse, infestation Philopterus ocellatus (Mallophaga: Ischnocera) from Black Crows (Corvus corone) in Miandoab region, West Azerbaijan province in 2010

نویسنده [English]

  • abbas imanibaran
چکیده [English]

   During summer 2010, in order to investigate ectoparasites infestation, a total of 12 carrion crows (Corvus corone) were caught from Miandoab region. Thereafter, a total of 32 lice (19 female, 13 male) were collected on feathers of seven infested crows and dehydrated, cleared and mounted. Measurements of different body parts of mounted specimens were made. The identification of lice indicated that they belong to Philopterus ocellatus. Morphologically, body is elongated, brown in color, measured about 2-3 mm in length and ≤1 mm in width. Head is triangular in shape, measured 0.7-0.8 mm in length and 0.3-0.4 mm in width, expanded in the caudal region. Five-segmented, very short antennae with initial long segment lie posterior to conus. It has large buccal cavity having 3-4 pairs of very prominent lateral sensory hairs as pre and postconal setae in which postconal setae are longer than preconal setae. The legs are short ending in a stout single claw. Third pair of legs is relatively sturdy and longer than two other pairs. The abdomen has 9 abdominal segments with abundant setae and quite evident respiratory pores on marginal plates. In females, the ovipositor and in males genitalia with characterizations related to reported species are clearly seen. According to the obtained results, the infestation rates varied from 3 lice in lowest to 8 lice in highest rate. The prevalence of infestation was determinated as 58.33%. Regarding the lack of comprehensive research on bird lice infestation in this study area, it is essential to conduct further extensive studies on various aspects of lice infestation.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Ectoparasite
  • Louse
  • Crow
  • Philopterus ocellatus
  • Miandoab

مقدمه

   شپش‌های جوندۀ پرندگان به دو زیر راستۀ آمبلی­سرا و ایسکنو­سرا تقسیم می­شوند. تقریباً 4500 گونه شپش تاکنون در سرتاسر دنیا توصیف شده­اند. در حدود 4000 گونه از آنها بر روی پرندگان مشاهده شده­اند که 3000 گونۀ آن متعلق به زیر راستۀ ایسکنوسراست (Price et al., 2003). ایسکنوسراها منحصراً از پرها و بقایای پوستی (فلس­ها، پوسته­ها) میزبان تغذیه می­کنند و این مواد در حضور باکتری‌های همزیست متابولیزه می­شوند (Eichler et al., 1972). ایسکنوسراها به لحاظ ریخت­شناسی برای حرکت بر روی پرها و خیلی به‌ندرت در سطح خارجی پوست میزبان اختصاصی شده­اند. برعکس، آمبلی­سراها خیلی زرنگ هستند و روی پوست و پرها دیده می­شوند و از پرها و خون میزبان تغذیه می­کنند (Ash, 1960; Marshal, 1981). آمبلی­سراها توانائی ترک میزبان در حال مرگ را دارند، بنابراین ممکن است نسبت به ایسکنوسراها در تماس مستقیم بین میزبان‌ها به منظور انتقال وابستگی کمتری از خود نشان دهند (Azizi et al., 2013).

   در ایران 520 (منصوری، 1392) تا 542 (Lepage, 2012) گونه پرنده اهلی و وحشی شناخته شده وجود دارد. علی‌رغم وجود جمعیت غنی از پرندگان، تنوع آب و هوائی و مناطق جغرافیائی منحصر بفرد به لحاظ انواع زیستگاه‌های پرندگان مهاجر و غیرمهاجر در ایران، مطالعات اندکی در ارتباط با آلودگی­ها و فون شپش­های پرندگان در سالیان گذشته به‌طور پراکنده و نه چندان جامع در مناطق غربی و جنوبی ایران انجام شده است (Ardalan, 1971,1972,1975; Rafyi et al., 1968; Rak, 1974; Rak et al., 1975)  و اخیراً تعداد معدودی از محققین بر حسب علاقه­مندی و یا به هر دلیلی در استان‌های شرقی (Moodi et al., 2013)، شمالی (Dik and Halajian, 2013; Eslami et al., 2009) و شمال‌غربی ایران (هاشم­زاده فرهنگ و همکاران، 1387) به‌طور نسبتاً جامع و هدفمند و یا به­صورت گزارش موردی (Alborzi and Naddaf, 2008; Azizi et al., 2013; Tavassoli et al., 2011) روی شپش­های پرندگان اهلی و وحشی مطالعاتی را انجام داده­اند.

   با جستجوی وسیع منابع علمی و جمع­آوری اطلاعات پیرامون پژوهش­های صورت گرفته روی شپش­های پرندگان اهلی و وحشی ایران از سالیان گذشته تا به‌حال مشخص شد که مطابق با نتایج به‌دست آمده، قریب به 60 گونه شپش از پرندگان مورد مطالعه پیدا شده است و اکثریت قریب به اتفاق گونه­های پیدا شده برای اولین بار در همان مقطع زمانی مطالعه توسط پژوهشگر یا پژوهشگران مربوطه شناسائی و به لیست فون شپش­های پرندگان ایران اضافه شده­اند.

   نظر به این‌که تنها تعداد معدودی مطالعات از دیر باز توسط چند تن از محققین در خصوص آلودگی و جمعیت شپش­های پرندگان ایران فقط در برخی مناطق جغرافیای وسیع ایران با چنان تنوع کثیری از پرندگان اهلی و وحشی صورت گرفته و در اکثر موارد به لحاظ کمیت، محققین تنها یک بار چنین مطالعه­ای را در حوزۀ فعالیت پژوهشی خویش روی چند گونۀ معدود از پرندگان عمدتاً اهلی یا زیتنی انجام داده­اند و در مجموع 60 گونه شپش پرندگان را تابه‌حال گزارش نموده­اند، بنابراین چنین به‌نظر می­رسد که فون شپش­های پرندگان ایران با توجه به تعداد فراوان گونه‌های شپش پرندگان که تاکنون در دنیا گزارش شده­اند، تقریباً ناشناخته است و هنوز فرصت و فاصلۀ زیادی برای کشف ناشناخته­ها وجود دارد.

   با توجه به خلأهای پژوهشی قابل تصور و اینکه در ارتباط با شپش­های پرندگان در ناحیۀ شمال‌غرب ایران با دارا بودن ویژگی‌های اقلیمی و زیست بومی کاملاً معلوم برای جمعیت پرندگان، هیچ مطالعۀ جامع و هدفمند انجام نشده است. بنابراین مطالعه حاضر گامی نخست هر چند کوتاه به منظور جمع­آوری اطلاعات جدید در خصوص شپش­های پرندگان در ناحیۀ مورد مطالعه جهت افزایش شناخت پراکندگی جغرافیائی شپش­های یافت شده و تعیین میزان آلودگی آنها صرفاً در کلاغ­های سیاه (Carrion crow: Corvus corone) می­باشد.

 

مواد و روش‌ها

   منطقه مورد مطالعه حوزۀ میاندوآب، یکی از شهرستان‌های واقع در جنوب استان آذربایجان­غربی در شمال‌غرب ایران بود. شهرستان میاندوآب به لحاظ موقعیت جغرافیائی در جنوب شرقی دریاچه ارومیه بین عرض 59 دقیقه و 36 درجه و طول 5 دقیقه و 46 درجه جغرافیایی قرار گرفته است. ارتفاع آن از سطح دریا به 1280 متر می­رسد. آب و هوای این منطقه متغیر بوده، دارای تابستان‌های نسبتاً گرم و زمستان‌های مختصر سرد می‌باشد. دمای آن معمولاً در مرداد ماه حداکثر به 33 درجه بالای صفر و در دی ماه به حدود 8 درجه زیر صفر می­رسد. چون موقعیت این منطقه در مجاورت دریاچه ارومیه و بین دو رود زرینه و سیمینه واقع شده است، بنابراین رطوبت در منطقه بالا است و به طور متوسط در موقع ظهر به 60-40% می­رسد. میزان بارش متوسط در منطقه ۲۸۹ میلی­لیتر ثبت شده ‌است. لازم به ذکر است که شهرستان میاندوآب با روستاهای تابعش از نظر کشاورزی و دامپروری همیشه یکی از مهم‌ترین قطب­های شناخته شده در سطح استان و کشور است (محبوبی، 1388).

   در طول فصل تابستان سال 1389، به منظور بررسی انگل­های خارجی، در مجموع 12 کلاغ سیاه از باغات و مزارع کشاورزی منطقۀ مورد مطالعه توسط صیادان با استفاده از تفنگ‌های شکاری ساچمه­ای صید شدند و به‌طور انفرادی در داخل کیسه­های پلاستیکی زیپ کیت در کمترین فاصله زمانی و با رعایت تمام جوانب احتیاط برای اجتناب از تغییر در نتایج واقعی، بلافاصله به آزمایشگاه انگل­شناسی دانشکدۀ دامپزشکی دانشگاه ارومیه منتقل شدند. در آزمایشگاه، تمام قسمت­های بدن کلاغ­ها، اعمّ از پوست و پرها، به دقت مورد بررسی قرار گرفتند و در صورت آلودگی شپش­های موجود در هر نقطه از بدن با پنس، بدون اینکه به ساختار بدن آنها آسیبی وارد شود، جمع­آوری و به لوله­های فالکون حاوی الکل اتیلیک 70% منتقل شدند و تا زمان شناسائی در آزمایشگاه نگه­داری شدند. در مجموع، 32 شپش (19 ماده و 13 نر) از 7 کلاغ آلوده جمع­آوری شدند. دامنه آلودگی از 3 تا شپش در کمترین تا 8 تا شپش در بیشترین تعداد در تغییر بود. پس از اتمام مرحلۀ نمونه­برداری، در مرحلۀ آزمایش میکروسکوپی نخست شپش­ها به مدت 24 ساعت در محلول پتاس (KOH)10% هضم شدند. سپس در آب مقطر به مدت یک روز قرار داده شدند. متعاقب آبگیری در سریال­های درجه­بندی شده الکل اتیلیک (70، 80، 90 و 99 درصد در روزهای متوالی) و پس از شفاف­سازی با محلول لاکتوفنل، نمونه­ها روی لام­های شیشه­ای مونته (Palm, 1978) و با استفاده از میکروسکوپ نوری تمام مشخصات ریخت­شناسی شپش­ها یادداشت شدند. اندازۀ ابعاد مختلف بدن نمونه­های مونته شده با استفاده از عدسی چشمی 10x پس از کالیبره کردن میکروسکوپ در درشتنمایی‌های 10x و 20x اندازه‌گیری شدند. هم‌چنین تعدادی کافی عکس به منظور تشخیص تهیه شدند و در نهایت با استفاده از کلیدهای تشخیصی معتبر (Price et al., 2003; Price and Graham, 1997; Price and Hellenthial, 1998) شناسائی نمونه­ها انجام شد.

 

یافته­ها

   به لحاظ شیوع، در کل میزان شیوع آلودگی 33/58% (7 مورد از 12 مورد) در بین پرندگان مورد مطالعه بود. پس از شناسائی شپش­ها تا سطح گونه، مشخص شد که تمامی شپش­های جمع­آوری شده از کلاغ­های آلوده صرفاً متعلق به گونۀ فیلوپتروس اوسِلاتوس می­باشند. از نظر ریخت­شناسی، بدن آنها کشیده، کاملاً پهن، به رنگ قهوه­ای تا تیره بود. ابعاد بدن در فرم­های بالغ در حداکثر اندازۀ­شان، به‌طول 3 میلی­متر و به‌عرض 1 ≥ میلی­متر بود. سر مثلثی شکل در ابعادی به‌طول 8/0-7/0 میلی­متر و به‌عرض 4/0-3/0 میلی­متر بود (شکل 1). سر در قسمت خلفی کاملاً اتساع یافته بود (شکل 4). شاخک­ها دارای 5 بند خیلی کوتاه و فشرده بودند و بند اول آنها در مقایسه با بقیه نسبتاً طویل بود (شکل 4). در قسمت قدامی بند اول اندامکی به‌نام Conus قرار داشت (شکل 4). حفرۀ دهانی کاملاً بزرگ و واضح بود و در هر طرف دارای 4-3 جفت مو یا ابریشم (Seta) حساس جانبی خیلی برجسته بود که تعدادی از موها در قدام (Preconal Seta) و تعدادی دیگر در قسمت خلفی (Postconal Seta) اندامک کونوس قرار داشتند (شکل 1). موها یا ابریشم­هایی که در قسمت خلفی اندامک کونوس قرار داشتند از نظر طولی، طویل‌تر از موهای قسمت قدامی اندامک کونوس بودند. پاها کوتاه بودند و هر کدام به یک چنگال قوی ختم می­شدند، ولی جفت پای خلفی در مقایسه با دو جفت دیگر نسبتاً قوی و طویل‌تر بودند (شکل 1). محوطۀ شکمی دارای 9 قطعۀ مشخص همراه با خارهای فراوان و سوراخ­های تنفسی کاملاً واضح در حاشیۀ صفحات پاراترگال بود. در جنس­های نر اندام جنیتالیا با خارهای دیستال مشخص روی مزوزوم جنیتالی به وضوع معلوم بود و انتهای بند آخر شکم کاملاً باریک بود (شکل 2). در ماده­ها نیز، مجرای تخم­گذار (Ovipositor) و ترمینالیای از وسط باریک شده به‌خوبی مشاهده می­شد (شکل 3).

   با استفاده از خصوصیات مورفولوژیک مذکور، مقایسه­هایی که با کلیدهای تشخیصی معتبر (Price and Hellenthial, 1998)، مطالعات مشابه (Rahemo and Al-Dabbagh, 2009) و راهنمائی‌های یکی از انگل‌شناسان مطرح در زمینه شپش پرندگان به عمل آمد با احتمال قوی شپش­های حاضر متعلق به گونۀ فیلوپتروس اوسِلاتوس هستند.

 

 

 

 

شکل 2

 

شکل 1

   

شکل 1- گونۀ فیلوپتروس اوسلاتوس حفره بزرگ دهانی (1)، پای سوم (2)

شکل 2- جنیتالیای نر(فلش)، سوراخ‌های تنفسی در لبۀ قطعات شکمی و موهای سطح شکم

 

شکل 4

 

شکل 3

 

شکل 3- مجرای تخمگذار ماده (Ovipositor) (فلش)

شکل 4-  Conus(1)، شاخک 5 بندی (2)، اتّساع خلف رأسی (3)

 


بحث و نتیجه­گیری

   شپش­ جوندۀ جنس فیلوپتروس (Nitzsch) در حال حاضر دارای 210 اسامی اختصاصی و تحت اختصاصی است که در این جنس گنجانده شده­اند. اکثر این شپش‌ها مربوط به میزبان­های شاخه­نشین (Passerine) هستند. چنین وضعیتی این جنس را در ردیف جنس‌های بوریلیا (Keler) و کوادراسپس(Clay وMeinertzhagen ) به عنوان یکی از سه تا بزرگترین جنس خانوادۀ فیلوپتریده از راستۀ ایسکنوسرا قرار می‌دهد. اگر چه دو جنس دیگر موضوع مطالعات تاکسونومیک بوده­اند ولی هیچ تحقیق اصلاحی در ارتباط با جنس فیلوپتروس به‌کار گرفته نشده است، در نتیجه این جنس از جنبه­های مختلف مطالعات انگل‌شناسی کمتر مورد توجه قرار گرفته است (Price and Hellenthial, 1998).

   در ارتباط با گونه­های مختلف کلاغ­ها، تعداد زیادی از گونه­های فیلوپتروس در نقاط مختلف دنیا از این پرنده گزارش شده­اند که مجال بیان تمامی آنها در این مقاله وجود ندارد، اما در اکثر مطالعاتی که روی شپش‌های پرندگان وحشی انجام شده گزارش گونۀ فیلوپتروس اوسِلاتوس از انواع کلاغ­ها به چشم می‌خورد. در ژاپن این گونه از 218 کلاغ لاشه­خوار شرقی (Eastern Carrion Crow: Corvus corone orientalis) و 21 کلاغ جنگلی ژاپنی (Japanese (Jungle Crow: Corvus macrorhynchos japonensis (Mizuno, 1985) و در استان Newfounland کانادا از 70 کلاغ معمولی (Common Crow: Corvus brachyrhynchos) (Andrews and Threlfull, 1975) گزارش شده است.

   در ایران طی سه مطالعۀ مجزا بر روی شپش­های گونه­های مختلف پرندگان در برخی مناطق ایران چند گونه از جنس فیلوپتروس گزارش و اکثر آن‌ها برای اولین بار در هر مطالعه به لیست فون شپش­های پرندگان ایران اضافه شده­اند. اردلان در سال 1971 در مطالعه خود روی مالوفاگای ایران از مجموع 6 گونه شپش یافت شده، 3 گونۀ فیلوپتروس کوروی را از Raven (Corvus coraxفیلوپتروس اوسِلاتوس را از Carrion Crow (Corvuscorone) و فیلوپتروس لاتیفروس را نیز از کلاغ لاشه­خوار (Corvus corone) گزارش کرد (Ardalan, 1971). راک و همکاران در سال 1975 با بررسی گونه­های مالوفاگای پرندگان وحشی ایران، از مجموع 13 گونه شپشی که گزارش نمودند گونه‌های فیلوپتروس پیکائه از Pica pica، فیلوپتروس اوسِلاتوس از Athene noctua و گونۀ نامعلوم فیلوپتروس از Turdus ruficollis سه گونۀ گزارش شده از جنس فیلوپتروس بودند که گونۀ اول برای اولین بار گزارش می­شد (Rak et al., 1975). در مطالعۀ اخیر توسط مودی و همکاران در سال 2013 در شرق ایران بر روی شپش­های جوندۀ پرندگان Passerine، در مجموع 11 گونه شپش جونده از سه خانواده منوپونیده، ریسینیده و فیلوپتریده گزارش شدند که فیلوپتروس پاله­سنس از Parus major، فیلوپتروس مونتانی از Passermontanus و فیلوپتروس فرینگیله از Fringilla coelebs، Petronia xanthocollis  و Passer domesticus و گونۀ نامشخص فیلوپتروس از Petronia petronia، Oenanthe lugens، Phylloscopus collybitaوCarduelisobsoleta گونه­های متعلق به جنس فیلوپتروس از خانوادۀ فیلوپتریده بودند که به اذعان محققین این مطالعه تمامی این گونه­ها برای اولین بار از پرندگان ایران مشاهده می‌شدند (Moodi et al., 2013).

   آسکیو در سال 1971 چهار گونه فیلوپتروس آتراتوس از کلاغ زاغی (Rook)، فیلوپتروس کوروی از غراب (Raven)، فیلوپتروس اوسِلاتوس از کلاغ بغدادی یا کورکور (Carrion Crow) و فیلوپتروس جیتاتوس از زاغچه (Jackdaw) را گزارش کرد (Askew, 1971). با مقایسۀ نمونه­های حاضر با گونه‌های توصیف شده توسط محقق مذکور تا حدود زیادی به‌نظر می­رسد که شپش­های مطالعۀ حاضر خیلی شبیه به فیلوپتروس اُسِلاتوس می­باشد.

   علی‌رغم تعداد اندک از نظر جمعیت آماری کلاغ­های مورد مطالعه، میزان شیوع نسبتاً بالا بود (33/58%). به نظر می­رسد این میزان شیوع در صورت بالا بودن تعداد نمونه­ها، و کانون­ها و فصول مختلف نمونه­برداری، گونه­ها و سنین مختلف قطعاً متفاوت از میزان شیوع حاضر خواهد بود. چرا که سطح آلودگی می­تواند بر حسب زیستگاه، میزان آلودگی گله‌های پرندگان، میزان آلودگی آشیانه، بهداشت عمومی پرندگان و سایر شرایط محیطی متفاوت باشد (Poulin, 1991).

   با توجه به نبود هیچ نوع مطالعۀ جامع و هدفمند در خصوص شپش­های پرندگان در این نقطه از ایران مطالعاتی وسیع از هر حیث ضروری به‌نظر می­رسد.

  • هاشم­زاده فرهنگ، ح.، نامداریان، م.، شیرازی، ش. و شهبازی، پ. (1387). بررسی انگل‌های خارجی ماکیان بومی شهرستان تبریز. مجله دامپزشکی ایران، دوره 4، شماره 4، صفحات: 99-97.
  • محبوبی، ج. (1388). مردمان میاندوآب. چاپ اول، انتشارات عمران، تهران، ایران، صفحات: 38-30.
  • منصوری، ج. (1392). کتاب راهنمای پرندگان ایران. چاپ سوم، انتشارات کتاب فرزانه، تهران، ایران، صفحات:
    • · Alborzi, A. and Naddaf, H. (2008). The first report of Laemobothrion maximum in Bonellis eagle from Khuzestan Province-Iran. 4th National Symposium of Poultry Health and Diseases. Shahrekord, Iran, 319-321.
    • · Andrews, E. and Threlfull, W. (1975). Parasites of the Common Crow (Corvus brachyrhynchos, Brehm, 1822) in Insular Newfoundland. Proceeding of the Helminthological Society of Washington, 42, 1.
    • · Ardalan, A. (1971). Mallophaga of Iran: New Records. Bulletin Society Pathology Exotic Filiales, 64(2): 236-237.
    • · Ardalan, A. (1972). Notes on Mallophaga of Iran. The 4th National Congress of Plant Medicine, 2–7 September 1972, Evin, Tehran, Iran, pp: 1-6.
    • · Ardalan, A. (1975). Mallophaga of Iran. II. 5 new records of Mallophaga from Iran. Bulletin Society Pathology Exotic Filiales, 68(1): 93-94.
    • · Ash, J.S. (1960). A study of the Mallophaga of birds with particular reference to their ecology. Ibis (The International Journal of Avian Science), 102: 93-110.
    • · Askew, R.R. (1971). "Parasitic Insects". 1th ed., London, UK: Heinemann Educational, p: 316.
    • · Azizi1, H.R., Adel, M., Sayahi, E., Zamani Moghadam, A.K., Esmailian Dehkordi, A. and Hematzadeh, M. (2013). Laemobothrion maximum (Chewing lice) in Iranian Golden Eagles. Journal of Animal and Poultry Sciences, 2(3): 85-90.
      • Dik, B. and Halajian, H. (2013). Chewing Lice (Phthiraptera) of Several Species of Wild Birds in Iran, with New Records. Journal of Arthropod-Borne Diseases, 7(1): 83-89.
      • Eichler, W., Zlotorzycka, J., Ludwig, W. and Stenram, H. (1972). The pigeon louse Columbicola columbae. (In German). Angewandte Parasitologie, 13: 1-18.
    • · Eslami, A., Ghaemi, P. and Rahbari, S. (2009). Parasitic infections of free range chickens from Golestan Province, Iran. Iranian Journal of Parasitology, 4(3): 10-14.
    • · Lepage, D. (2012). Bird checklists of the world. Iran. As accessed in February 2012 from http://avibase.bsc-eoc.org/checklist.jsp? Region=ir.
    • · Marshall, A.G. (1981). The Ecology of Ectoparasitic Insects. 1th ed., London: Academic Press, p: 62.
    • · Mizuno, F. (1984). Studies the parasite fauna of the eastern Carrion Crow, Corvus corone orientalis Eversman, and the Japanese Jungle Crow, Corvus macrorhynchos japonensis Bonaparte. Japanese Journal of Veterinary Research, 32: 105.
    • · Moodi, B., Aliabadian, M., Moshaverinia, A. and Mirshamsi Kakhki, O. (2013). New data on the chewing lice (Phthiraptera) of passerine birds in East of Iran. Scientista Parasitologica, 14(2): 63-68.
    • · Palma, R.L. (1978). Slide-mounting of lice: a detailed description of the Canada balsam technique. New Zealand. Entomologist, 6(4): 432-436.
    • · Poulin, R. (1991). Group-living and infestation by ectoparasites in Passerines. Condor, 93: 418-423.
    • · Price, M.A. and Graham, O.H. (1997). Chewing and Sucking Lice as Parasites of Mammals and Birds. U.S. Department of Agriculture, Technical Bulletin, 1849, pp: 36-55. 
    • · Price, R.D. and Hellenthal, R.A. (1998). Taxonomy of Philopterus (Phthiraptera: Philopteridae) from the Corvidae (Passeriformis), with Descriptions of Nine New Species. Annals of the Entomological Society of America, 91(6): 782-799.
    • · Price, R.D., Hellenthal, R.A., Palma, R.L., Johnson, K.P. and Clayton, D.H. (2003). The Chewing Lice: World Checklist and Biological Overview. Champaign, U.S.A., Illinois Natural History Survey Special Publication 24, pp: 1-448.
    • · Rafyi, A., Alavi, A. and Rak, H. (1968). Bird lice in Iran. Journal of Veterinary Faculty, 25(1): 107-122
    • · Rahemo, Z.I. and Al-Dabbagh, F.A. (2009). Recording of Chewing louse Philopterus sp. (Mallophaga: Ischnocera) from Crow in Iraq. Rafidain Journal of Science, 20(3): 32-38.
    • · Rak, H. (1974). Lice of domestic animals (Mammals and Birds) in Iran. The 5th National Congress of Plant Medicine, 7–12 September 1974, Tabriz, Iran.
      • Rak, H., Anwar, M. and Niak, A. (1975). The species of Mallophaga in wild birds in Iran. Bulletin Society Pathology Exotic Filiales, 68(6): 588-591.
      • Tavassoli, M., Salmanzadeh, R. and Jabbari, H. (2011). Infestations of Piagetiella titan (Menoponidae: Mallophaga) on juvenile white pelicans (Pelecanus nocrotalus, L.) in Urmia Lake National Park, northwest Iran. International Journal of Veterinary Research, 5: 105-108.