آلودگی تجربی گوسفندان به اورنیتوبیلارزیا ترکستانیکم در شرایط آزمایشگاهی و تشخیص آن با کالبدگشایی و آسیب‌شناسی بافتی

نوع مقاله: علمی پژوهشی

نویسنده

بخش انگل‌شناسی، موسسه تحقیقات واکسن و سرم‌سازی رازی، کرج، ایران.

چکیده

   اورنیتوبیلارزیا ترکستانیکم یکی از گونه‌های جنس اورنیتوبیلارزیا و از خانواده شیستوزوماتیده می‌باشد. آلودگی به این انگل از ترکستان(کشورهای آسیای میانه شامل ازبکستان، ترکمنستان، قرقیزستان و قزاقستان)، روسیه، چین، مغولستان، پاکستان، عراق و ترکیه گزارش شده است. آلودگی به این کرم می‌تواند یکی از عوامل مهم و مؤثر در کاهش تولیدات دام در ایران باشد. هدف از این مطالعه آلوده کردن تجربی گوسفندان و تشخیص آن با کالبدگشایی و آسیب­شناسی بافتی بود که با موفقیت انجام شد. در این مطالعه 25 رأس گوسفند مورد مطالعه قرار گرفت که 10 رأس با روش تزریق زیر­جلدی و 10 رأس با روش تماس پوستی به‌طور تجربی به اورنیتوبیلارزیا ترکستانیکم آلوده شدند و 5 رأس گوسفند سالم به عنوان شاهد (کنترل) استفاده شدند. نتایج کالبدگشایی و آسیب‌شناسی بافتی در طی یک سال آلودگی همه گوسفندان را نشان داد به­طوری­که در روده‌بند آنها کرم بالغ دیده شد. میانگین تعداد سرکرهای داده شده 6425 عدد و تعداد کرم‌های جمع‌آوری شده 462 عدد بود و هیچ‌گونه ارتباطی بین تعداد سرکرهای داده شده و نیز تعداد کرم‌های جمع‌آوری شده وجود نداشت.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Laboratory experimental infection of sheep to Ornithobilharzia turkestanicum and its confirmation using post-mortem examination and histopathology

نویسنده [English]

  • gholamreza karimi
چکیده [English]

   Ornithobilharzia turkestanicum from genus Ornithobilharzia genus and family Schistosomatidae is an important agent of parasitological infection in sheep. This parasite has been reported from Russia, China, Turkestan (Kazakhstan, Kyrgyzstan, Turkmenistan and Uzbekistan), Pakistan, Iraq, Turkey and Iran. Parasitological infection due to this agent could be one of the important factors of decreasing the production rate of livestock in Iran. The purpose of this study, was to experimentally infect sheep with this parasite and confirm the infection by post-mortem examination and Histopathology which was done successfully. Twenty five sheep were used in the study of which 10 sheep were experimentally infected by Ornithobilharzia turkestanikum using subcutaneous injection and 10 sheep by skin contact method and the other 5 sheep were kept as control. Result of post-mortem and Histopathology during a one year period confirmed that all of sheep were infected and adult worm, were seen in their mesentery. Mean number of cercaria used for inducing the infection was 6425 and 462 adult worms were collected post-mortem. There was no significant relationship between the number of cercaria and adult worms collected. Male sheep were more infected than female. 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Ornithobilharzia turkestanikum
  • Cercaria
  • Sheep
  • Histopathology
  • Post-mortem examination

مقدمه

   اورنیتوبیلارزیا ترکستانیکم از خانواده شیستوزوماتیده و یکی از گونه‌های جنس اورنیتوبیلارزیا می‌باشد. آلودگی به این انگل از ترکستان(کشورهای آسیای میانه شامل ازبکستان، ترکمنستان، قرقیزستان وقزاقستان)، روسیه، چین، مغولستان، پاکستان، عراق و ترکیه گزارش شده است (Abdulssalam and Sarwar, 1952; Soulsby, 1982; Machattie, 1936) ابتلا به این انگل تقریباً از تمام نقاط ایران گزارش شده است. آلودگی به این کرم می‌تواند یکی از عوامل مهم و مؤثر در کاهش تولیدات دام در ایران باشد. این بیماری از مناطق شمال ایران (بابلسر)، مرکزی (اصفهان)، جنوب (فارس) و جنوب غربی (خوزستان) گزارش شده است (اسلامی و همکاران، 1377؛ کریمی و همکاران، 1393؛ Ghadirian and Hoghooghi, 1973; Massoud, 1973).

در سال‌های گذشته چند همه‌گیری در گوسفندان به این انگل از مازندران (Hosseini et al., 1997)، ماکو در آذربایجان‌غربی و اقلید فارس (ملکی و همکاران، 1373)  گزارش شده است.

   مسعود در سال 1937 با آلوده کردن تجربی گاو، گوسفند، بز، گوساله گاومیش با تعدادی سرکر اورنیتوبیلارزیا ترکستانیکم بیماری­زایی انگل را مورد بررسی قرار داد. از میان حیوانات تحت بررسی گاو، گوسفند و بز حساس تر بودند (Massoud, 1973).  نشانه‌های درمانگاهی در دام با ناآرامی، لاغری در حیوان گاهی با رنگ­پریدگی مخاطات شروع شده و متعاقب آن علایمی از قبیل اسهال بد بو و مزمن، بی­اشتهایی، زبری موها، فرورفتگی محوطه شکمی جلب نظر می‌کند (ملکی و همکاران، 1373).

   در همه‌گیری اورنیتوبیلارزیا در گوسفندان بابلسر نشانی‌های درمانگاهی شامل اسهال، توقف رشد، کاهش وزن، ضعف و بی‌حالی شدید، تب، تجمع مایع در اطراف پلک چشم، خشک و خشن شدن پشم، موریختگی بالای ناحیه بخلق تا زانو بود. در گله‌های آلوده بین 40 تا 60 درصد گوسفندان تلف شدند (حسینی و همکاران، 1376).

   چرخه زندگی آن‌ها شبیه به شیستوزوماها بوده و محل زندگی انگل رگ‌های خونی روده‌بند و سیاهرگ‌های کبدی است. در موارد همه‌گیری می‌توان انگل را از کلیه اندام‌ها از جمله روده‌بند، کبد، ریه‌ها، مثانه، قلب، کلیه‌ها، غدد لنفاوی و طحال جدا کرد. کرم ماده تخم‌گذار در رگ‌های خونی مخاطات و زیر مخاطات روده نفوذ کرده و در درون مویرگ‌ها تخم‌گذاری می‌کند. تخم‌ها پس از عبور از جداره رگ‌ها وارد روده شده و با مدفوع خارج می‌شوند. مدت زمان لازم برای ظهور تخم در مدفوع 46- 43 روز می‌باشد . تخم‌ها پس از تماس با آب باز شده و میراسیدیوم‌ها خارج می‌شوند. میراسیدیوم وارد بدن میزبان واسط (حلزون­های لیمنه­آ گدروزیانا و لیمنه­آ اوریکولاریا) شده و پس از طی مراحل نوزادی به صورت سرکر از بدن حلزون خارج می‌شود. سرکرها فعالانه از راه پوست و یا از طریق آب آشامیدنی خود را به بدن میزبان نهایی رسانده و با نفوذ به داخل عروق وارد جریان خون شده و در آنجا مرحله رشد و بلوغ خود را طی می‌کنند. میزبان‌های نهایی آن گوسفند، بز، گاو، گاومیش، تک سمی‌ها، شتر و گراز می‌باشند (اسلامی، 1377؛ ;Yamaguti, 1958 Urquhart et al., 1987).

 هدف از این مطالعه آلوده کردن تجربی گوسفندان و تشخیص آن با کالبدگشایی و آسیب­شناسی بافتی بود.

 

مواد و روش‌ها

 

روش نمونه‌گیری

 

   نمونه‌های مدفوع مستقیماً از رکتوم گوسفند، با استفاده از دستکش پلاستیکی یک بار مصرف گرفته شده و در ظرف‌های پلاستیکی در پوش­دار نگه­داری شدند و بر روی هر ظرف مشخصات گوسفند اعم از جنس، سن، تاریخ تهیه نمونه ثبت شد. نمونه‌ها سریعاً به آزمایشگاه منتقل و با روش کلیتون لین (Clayton lane Counting Method) و با استفاده از محلول سولفات روی با وزن مخصوص 20/1 آزمایش شدند که این مخلوط علاوه بر تخم این ترماتود، تخم سایر کرم‌ها را نیز شناور می‌کند.

 

آلوده کردن حلزون‌های لیمنه­آ گدروزیانا

   20 گرم مدفوع گوسفند آلوده به تخم اورنیتوبیلارزیا ترکستانیکم کاملاً خرد و یکنواخت گردید و پس از مخلوط کردن با آب ولرم 20 درجه سانتی­گراد از الک آزمایشگاهی نمره 100 عبور داده شد تا صاف و زلال شود. سپس مایع حاصل در بشرهای یک لیتری ریخته شد و رویش آب تمیز فاقد کلر اضافه گردید. بشر 10 تا 12 دقیقه در تاریکی قرار داده شد تا تخم‌ها رسوب کنند. سپس آب رویی تا حدی خالی شد تا مایعی به ارتفاع 2 سانتی‌متر در ته ظرف باقی بماند. حدود 100 سانتی­متر مکعب آب به رسوب اضافه گردید، سپس مایع رویی خارج شد. این کار چند بار تکرار گردید تا مایع باقی مانده در ته بشر شفاف شود. سپس مایع محتوی تخم‌های حاوی میراسیدیوم­های رسیده در پتری­دیش ریخته شد و به آن نور تابانده شد تا میراسیدیوم‌ها از تخم خارج شوند. با پیپت پاستور پواردار یک عدد میراسیدیوم فعال را گرفته و به درون لوله همولیزی که آب تمیز معمولی و بدون کلر در آن قرار دارد، منتقل و یک عدد حلزون به داخل لوله اندخته شد. پس از 4 ساعت با اطمینان به اینکه میراسیدیوم وارد بدن حلزون شده است، حلزون­ها در تشتک مخصوص پرورش قرار داده شدند. پس از آلوده کردن حلزون ها به آن‌ها هوا و غذا داده شد. هر هفته آب تشتک‌ها تعویض گردید. محل نگه‌داری حلزون‌ها تمیز و هفته‌ای دو بار زیر لوپ مورد بازرسی قرار گرفت و از روز 17 به بعد هر روز با دقت بیشتر بررسی شد تا اولین سرکرها دیده شوند. پس از رشد کامل سرکرها در درون حلزون‌های لمینه­آ گدروزیانا، حلزون‌های آلوده به سرکر در ظرفی زیر نور چراغ قرار داده شدند تا بعد از 30 الی 45 دقیقه سرکرها بیرون ‌آیند. پس از آن سرکرها شمارش شده و به گوسفندان خورانده شدند (کریمی، 1382).

آماده‌سازی سرکرها برای آلوده کردن گوسفندان

 

   حلزون‌های لیمنه­آ گدروزیانای آلوده به میراسیدیوم اورنیتوبیلارزیا ترکستانیکم در 25 درجه سانتی­گراد نگه‌داری شدند تا سرکرها در مدت 17 تا 20 روز بالغ شده و از حلزون‌ها خارج شدند.

   برای جمع‌آوری سرکرها، تعدادی حلزون به درون پتری­دیش منتقل و در زیر نور چراغ قرار داده شدند. بعد از 30 تا 45 دقیقه با زدن ضربه‌هایی به بدن حلزون‌ها و تحریک آن‌ها تعداد بسیار زیادی سرکر از بدن حلزون‌ها خارج و در درون ظرف ریخته ‌شدند. در مرحله بعد در یک استوانه مدرج حجم معینی از مایع ریخته شد، سپس نیم تا یک میلی‌لیتر از مایع را که کاملاً به هم زده و یک نواخت شده بود، در یک پتری­دیش کوچک منتقل و یک قطره لوگل به آن اضافه شد و به این ترتیب سرکرهای کشته شده شمارش شدند.

 

انتقال سرکر به گوسفندان

 

   تعداد 25 رأس گوسفند با سن یک­ونیم سال  انتخاب شدند و مدفوع آن‌ها از نظر آلودگی انگلی در سه مرحله بررسی گردید تا عاری بودن آن‌ها از آلودگی انگلی محرز شود. گوسفندان در اصطبل مخصوص نگه‌داری و با جیره غذایی شامل یونجه خشک، کاه و کمی جو مرتباً تغذیه شدند. پس از 6 ماه عادت دادن گوسفندان به شرایط جدید و اطمینان از تندرستی آن‌ها، به طور تصادفی به دو گروه 10 تایی تقسیم شدند و یک گروه 5 تایی (گروه سوم) هم  به عنوان شاهد در نظر گرفته شد. گوسفندان با شماره گوش آلومینیومی مشخص شده و به‌طور تصادفی گروه اول برای آلوده‌سازی با سرکر از راه تماس با پوست و گروه دوم از راه تزریق به زیر جلد در نظر گرفته شدند.

1- روش تماس پوستی: ابتدا پشم‌های دست چپ گوسفندان تحت آزمایش تراشیده و برای آلوده‌سازی آماده شد. پس از مقیدسازی حیوان، دست گوسفند به مدت یک ساعت درون ظرف پلاستیکی استوانه­ای حاوی تعداد 5 تا 10 هزار سرکر قرار داده شد تا سرکرها تا وارد پوست شوند.

2- روش تزریق زیرجلدی: در این روش تعداد 5 تا 10 هزار سرکر شمارش شده، توسط سرنگ در زیر کتف چپ گوسفند به­طور زیرجلدی تزریق شد.

مراقبت و بررسی درمانگاهی گوسفندان

 

   پس از آلوده کردن گوسفندان تحت آزمایش به سرکر، طی بازدید روزانه دمای بدن و وضعیت بالینی حیوانات بررسی شد تا در صورت امکان تلف شدن، جهت تشریح و برداشت نمونه مرضی از نظر هیستوپاتولوژی اقدام شود. گوسفندان تحت آزمایش به مدت یک سال تحت نظر بوده و هر هفته آزمایش مدفوع انجام شد تا وضعیت گوسفندان آلوده از نظر تخم انگل نیز مشخص شود. در پایان سال گوسفندان کشته شده و از نظر کالبدگشایی و هیستوپاتولوژی بررسی شدند.

 

یافته­ها

   گوسفندانی که به روش تماس پوستی و تزریق زیرجلدی آلوده  شده بودند، همه به انگل مبتلا شده به‌طوری که در هر گرم مدفوع از یک تا 11 تخم مشاهده شد و در نمونه‌های شاهد تخم انگلی مشاهده نشد (جدول 1).

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول 1–  جنس، روش آلوده کردن گوسفندان،  تعداد سرکر داده شده و تعداد کرم جمع‌آوری شده (بعد از 6 ماه عادت دادن گوسفندان به شرایط جدید و یک­سال آزمایش)

ردیف

جنس

روش آلوده کردن گوسفندان

میانگین تعداد سرکر داده شده

تعداد کرم جمع آوری شده

1

ماده 3 ساله

پوستی

8750

20

2

نر 3 ساله

پوستی

7500

200

3

نر 3 ساله

پوستی

8750

100

4

نر 3 ساله

پوستی

7500

200

5

ماده 3 ساله

پوستی

5750

15

6

نر 3 ساله

تزریقی

6500

500

7

نر 3 ساله

تزریقی

10500

200

8

نر 3 ساله

تزریقی

6500

200

9

ماده 3 ساله

تزریقی

5000

300

10

نر 3 ساله

تزریقی

6000

250

11

نر 3 ساله

تزریقی

7000

500

12

نر 3 ساله

تزریقی

800

3000

13

نر 3 ساله

تزریقی

8000

450

14

نر 3 ساله

تزریقی

8000

500

15

نر 3 ساله

تزریقی

7500

300

16

نر 3 ساله

پوستی

2000

20

17

نر 4 ساله

پوستی

8000

1500

18

نر 2 ساله

پوستی

8000

500

19

نر 5/4 ساله

پوستی

10000

3000

20

نر 3 ساله

پوستی

5000

200

21

ماده 3 ساله

شاهد

0

0

22

نر 3 ساله

شاهد

0

0

23

نر 3 ساله

شاهد

0

0

24

ماده 3 ساله

شاهد

0

0

25

نر 3 ساله

شاهد

0

0

 

 

   همان‌طور که در جدول 1 مشاهده می‌شود، هیچ‌گونه ارتباطی بین جنس و تعداد سرکرهای داده شده و هم‌چنین تعداد کرم‌های جدا شده وجود ندارد. در گوسفندان نر تعداد بیشتری کرم جمع‌آوری شده و بهتر آلوده شده بودند و تعداد کرم جمع آوری شده در روده‌بند حداقل 15 کرم و حداکثر 200 کرم بودند.

 

یافته‌های کالبدگشایی و آسیب­شناسی بافتی

الف) یافته‌های ماکروسکوپی

    در بازرسی خارجی بدن، دهیدراته و خشک بودن شدید پوست، خشن بودن پشم یا مو، کم­خون بودن یا به عبارتی رنگ­پریدگی مخاطات به ویژه در ملتحمه چشم جلب توجه می­کرد (شکل 1). مقادیر متفاوتی از مایع سروزی شفاف به صورت آسیت، هیدروتوراکس و هیدروپریکارد در محوطه شکمی، قفسه صدری و در داخل کیسه پریکارد مشاهده شد. چربی‌های ذخیره‌ای بدن تحلیل رفته و به ویژه در نواحی روده‌بند، چادرینه، اطراف قلب و کلیه‌ها آتروفی سروزی چربی جلب توجه می‌کرد. عقده‌های لنفاوی روده‌بند به چندین برابر اندازه طبیعی رسیده و ظاهر و سطح مقطع آن‌ها مرطوب و خیزدار به‌نظر می‌رسید (شکل 2). روده‌ها نیز علاوه بر قطور شدن و افزایش ضخامت، متورم و خیزدار بوده و در مواردی خونریزی‌های موضعی یا زیرمخاطی پراکنده به­صورت پته­شی روی آن‌ها مشاهده می­شد.

 

 

 

 

شکل 1- لاغری مفرط درگوسفند آلوده به اونیتوبیلارزیا ترکستانیکم

 

 

 

شکل 2- نمای ظاهری از عقده‌های لنفاوی ناحیه روده‌بند (مزانتر) گوسفندی که به صورت تجربی به اورنیتوبلارزیا ترکستانیکم آلوده شده است. عقده‌های لنفاوی به چندین برابر اندازه طبیعی رسیده و ظاهر و سطح مقطع آن­ها مرطوب و خیزدار به نظر می‌رسد (پیکان­ها).

 

   کبد از اندازه طبیعی بزرگ‌تر بوده و تغییرات متفاوتی از ظاهر تیره رنگ همراه با کانون­های خونریزی شدید تا ضایعات ندولر و منتشر سفید مایل به خاکستری با اندازه‌های متغیر در سطوح پشتی و شکمی آن وجود داشت. تغییرات فوق در سطح مقطع نیز به صورت کانون‌های خونریزی و ضایعات گرانولر با قوام سفت مشاهده گردید. تعداد زیادی انگل ریز و نخی شکل کوتاه و سفید رنگ اورنیتو بیلارزیا در سطح مقطع و سطوح کبدی وجود داشت. ریه­ها تا حدودی از اندازه طبیعی بزرگ­تر شده در لوب‌های دیافراگماتیک، تغییرات غیرطبیعی به صورت نواحی تیره رنگ منتشر و با قوام سفت و برجسته همراه با کانون­های خونریزی وجود داشت. در بررسی­های انجام شده تخم کرمی دیده نشد. عروق روده‌بند در بعضی قسمت‌ها دچار پرخونی شدید و خونریزی وسیع بوده و در مواردی ترومبوزهای وسیع مشخصی مشاهده گردید. با مشاهده دقیق وجود انگل‌های سفید رنگ رشته‌ای کوچک در داخل رگ‌های روده‌بند و سطح سروز روده قابل تشخیص بود (شکل­های 3 الف و ب). در بررسی کلیه‌ها، لوزالمعده و طحال انگلی مشاهده نشد و نتیجه منفی ثبت شد.

 

 

 

 

شکل 3-الف- نمای ظاهری از عروق روده‌بند (مزانتر)گوسفندی که به صورت تجربی به اورنیتوبلارزیا ترکستانیکم آلوده شده است. تعداد زیادی کرم اورنیتوبیلارزیا ترکستانیکم در درون روده‌بند مشاهده می­شود.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 3-ب- روده‌بند مبتلا به کرم اورنیتوبیلارزیا ترکستانیکم. انگل سفیدرنگ رشته‌ای کوچک اورنیتوبیلارزیا ترکستانیکم درون رگ روده‌بند مشاهده می­شود.

 


ب) یافته‌های هیستوپاتولوژی

عقده‌های لنفاوی روده‌بند

   ضایعات ریزبینی مشاهده شده در عقده‌های لنفاوی روده‌بند شامل خیز مشخص به ویژه در قسمت مرکزی و هم‌چنین هیپرپلازی بافت لنفورتیکولر و نفوذ تعدادی ائوزینوفیل و پلاسماسل بود. در تعدادی از نمونه‌ها، سیاه رگ‌های موجود در قسمت مرکزی عقده لنفاوی حاوی تعداد زیادی از مقاطع جنس ماده در وسط مقطع جنس نر بود. تعدادی تخم انگل نیز در قسمت قشری و مرکزی عقده مشاهده گردید که در اطراف آن‌ها واکنش آماسی با حضور ماکروفاژها، ائوزینوفیل‌ها و لنفوسیت‌ها وجود داشت. تعدادی از تخم های دژنره و کلسیفیه شده با واکنش آماسی مزمن و غالبیت بافت همبند در پیرامون آن‌ها مشاهده گردید. بافت لنفاوی تخلیه شده و ضایعات هیپرتروفی دیواره سیاه رگ‌ها همراه با اندوفلبیت و ترومبوفبلیت مشاهده گردید. در بعضی موارد مقاطع انگل دژنره و کلسیفیه شده در سیاه رگ ترومبوز یافته دیده می­شد (شکل 4).

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 4- نمای ریزبینی از مقاطع انگل در عقده لنفاوی گوسفندی که به صورت تجربی به اورنیتوبلارزیا ترکستانیکم آلوده شده است (رنگ­آمیزی هماتوکسیلین-ائوزین، درشتنمایی ×100).

 


ریه‌ها

   در ریه‌های مبتلا، ضایعات ریزبینی به صورت خفیف شامل کانون‌های پرخون و وجود تخم‌های انگل در بافت تا ایجاد کانون‌های گرانولوماتوز کوچک و بزرگ در اطراف تخم انگل در پارانشیم ریه و اطراف برونشیول‌ها متغیر بود. تعداد زیادی گرانولوم در بافت ریه مشاهده می­شد که در مراکز آنها  تخم انگل و در پیرامون آن سلول‌های آماسی اپی­تلیوئید، ائوزینوفیل‌ها و لنفوسیت‌ها وجود داشت. در گرانولوم‌های قدیمی‌تر تخم‌های انگل دژنره و کلسیفیه شده و تعدادی ماکروفاژ و لنفوسیت با غالبیت بافت همبند (فیبروپلازی) مشاهده می­شد. بافت بینابینی ریه در اثر نفوذ سلول‌های آماسی و افزایش بافت همبند ضخیم شده و گاهی نیز هیپرپلازی بافت لنفاوی اطراف برونشیول‌ها و مقاطع تخم انگل در آن‌ها یافت می شد. رنگدانه‌های تیره زیادی شبیه ذرات کربن نیز در نواحی ضایعه‌دار قابل مشاهده بود.

   در داخل سیاه رگ‌ها و سیاه رگ‌های کوچک نیز مقاطع متعددی از انگل اورنیتوبیلارزیا مشاهده می­شد که نشان‌دهنده شدت آلودگی در دام‌های مبتلا بود. علاوه بر ضایعات ناشی از اورنیتوبیلارزیا در مواردی پنومونی‌های چرکی و انگلی ناشی از سایر عوامل نیز وجود داشت.

کبد

   ضایعات ریزبینی در کبد عمدتاً محدود به فضای پورتال بود ولی در مواردی پارانشیم لوبول‌ها نیز درگیر شده و ضایعات فیبروز وسیعی در بافت کبد مشاهده می­شد. مقاطع بسیار زیادی از تخم­های انگل همراه با واکنش آماسی ناشی از نفوذ ماکروفاژها، لنفوسیت‌ها، ائوزینوفیل‌ها و گاهی پلاسماسل‌ها و هم‌چنین بافت فیبروز در فضای پری­پورتال دیده می‌شد.گرانولوم‌های فوق بسیار شبیه به گرانولوم‌های موجود در بافت ریه بود ولی در بافت کبد واکنش آماسی ایجاد شده تا حدود شدیدتری بود (شکل­های 5 و 6).

 

 

 

شکل 5- نمای ریزبینی از واکنش گرانولوماتوز در کبد در اثر تخم اورنیتوبیلارزیا ترکستانیکم (رنگ­آمیزی هماتوکسیلین-ائوزین، درشتنمایی ×200).

 

 

شکل 6- نمای ریزبینی از واکنش گرانولوماتوز در بافت کبد همراه با دیوسلول­ها و نفوذ سلول‌های آماسی ائوزینوفیلیک، (رنگ­آمیزی هماتوکسیلین-ائوزین، درشتنمایی ×400).

 

 

   پارانشیم کبدی با نفوذ تخم انگل و واکنش آماسی نکروز شده و در مواردی فیبروز وسیعی در نواحی ضایعه به چشم می‌خورد. تعداد زیادی از تخم‌های انگل دژنره و کلیسیفه شده و واکنش آماسی مزمن­تری در پیرامون آن‌ها وجود داشت. علاوه بر گرانولوم‌های فوق در بافت کبد رنگدانه‌های سیاه رنگ فراوانی به خصوص در قسمت های ضایعه­دار مشاهده شد که ظاهر بسیار تیره رنگ کبد از نظر ماکروسکوپی را باعث می‌شود. مقاطع انگل نر و ماده در داخل سیاه رگ‌های پورتال همراه با ضایعات اندوفلبیت و ترومبوفلبیت انسدادی، هیپرتروفی و ضخیم شدن دیواره رگ‌های فوق در نمونه‌های متعددی مشاهده گردید. در بعضی موارد شدت ابتلا کبد به حدی بود که تمام پارانشیم کبد توسط تخم انگل و ضایعات آماسی ناشی از آن و فیبروز وسیع اشغال شده بود و گرانولوم‌های بسیار بزرگی ناشی از به­هم پیوستن گرانولوم‌های کوچک تشکیل شده بود.

دستگاه گوارش

   در داخل بافت زیرمخاطی شکمبه تعداد زیادی مقاطع تخم انگل مشاهده شد که واکنش آماسی خفیفی در اطراف آنها وجود داشت (شکل 7). در مخاط روده‌های کوچک و بزرگ علاوه بر تعداد زیادی مقاطع تخم انگل واکنش آماسی ناشی از نفوذ لنفوسیت­ها، ائوزینوفیل­ها و ماکروفاژها و گاهی حضور نوتروفیل­ها مشاهده گردید. در موارد نفوذ تعداد زیادی تخم انگل و واکنش شدید آماسی، تعدادی از غدد لیبرکوهن روده نیز نکروز شده و از بین رفته و در بعضی قسمت‌ها سلول‌های غدد فوق هیپرپلازی یافته بود. علاوه بر مقاطع تخم انگل در مخاط و زیرمخاط روده، ادم مشخص زیر مخاطی و هم‌چنین وجود مقاطع انگل اورنیتوبیلارزیا ترکستانیکم در داخل سیاه رگ‌های بافت زیرمخاطی مشاهده گردید. در تعدادی از نمونه­ها سیاه رگ­های زیرمخاطی روده ضایعات اندوفلبیت، ترومبوفلبیت انسدادی و هیپرتروفی شدید دیواره را نشان داده که در بعضی مقاطع وجود انگل دژنره و کلسیفیه شده در مرکز سیاه رگ ترومبوز یافته مشهود بود.

 

 

 

 

شکل 7- نمای ریزبینی از مقطع انگل اورنیتوبیلارزیا ترکستانیکم در بافت زیرمخاطی روده (رنگ­آمیزی هماتوکسیلین-ائوزین، درشتنمایی ×100).

 


روده‌بند

   رگ‌های روده بند دام­های مبتلا دچار پرخونی و خونریزی شدید شده بود و تعداد زیادی از مقاطع انگل بالغ اورنیتوبیلارزیا همراه با ترومبوزهای در حال سازمان یافتن در آن‌ها مشاهده می­شد (شکل 8).

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 8- نمای ریزبینی از مقطع انگل اورنیتوبیلارزیا ترکستانیکم در رگ‌های روده‌بند (رنگ­آمیزی هماتوکسیلین-ائوزین، درشتنمایی ×100).

 

 


بحث و نتیجه‌گیری

   بر اساس گزارش‌های موجود در ایران اورنیتوبیلارزیوز یکی از بیماری‌های انگلی بومی مناطق مختلف ایران می‌باشد زیرا از خوزستان (کریمی، 1382؛ ;Massoud, 1973 Ale -Dawood,  1963)، اصفهان (Ghadirian and Hoghooghi, 1973)، بابلسر (حسینی و همکاران، 1376؛ اسلامی و همکاران 1376)، جویبار (اسلامی، 1377) و اقلید فارس (Maleki et al., 1994) گزارش شده است که در مواردی به صورت همه‌گیری بوده است. در همه‌گیری سال 1372 در بابلسر (مهرماه تا اواخر زمستان) در 5 گله 150 رأسی آلوده 80-60 درصد مبتلایان تلف شدند. در آزمایش مدفوع،  در 72 درصد گوسفندان تخم انگل اورنیتوبیلارزیا ترکستانیکم مشاهده شد (حسینی و همکاران، 1376). در بررسی دیگری در مورد آلودگی با اورنیتوبیلارزیا ترکستانیکم در جویبار مازندران، در 5/17 درصد گله­ها و در 6/7 درصد گوسفندان تخم اورنیتوبیلارزیا ترکستانیکم مشاهده شد (اسلامی، 1377). با توجه به توزیع جغرافیایی آلودگی‌های انگلی در ایران (Skerman  and  Hilard, 1967)، این کشور به چهار منطقه تقسیم می‌شود که آلودگی به اورنیتوبیلارزیا ترکستانیکم از سه منطقه شمال رشته کوه­های البرز (منطقه 1)، فلات مرکزی از آذربایجان غربی تا خراسان (منطقه 2) و نواحی خلیج فارس تا رود دجله (منطقه 3) گزارش شده است. در کویر مرکزی (منطقه 4) دام اهلی پرورش داده نمی‌شود و در سایر مناطق کشور تا کنون گزارشی از وقوع بیماری در دسترس نیست.  البته با توجه به اینکه میزبان واسط ترماتود  فوق یعنی Lymnaea auricularia   وLymnaea gedrosiana   در اکثر نقاط کشور وجود دارد، انتظارمی­رود آلودگی در دام‌های سایر نقاط ایران گسترش داشته باشد(منصوریان، 1371؛ Massoud, 1974).

 اگر چه در مورد میزان ابتلای دام‌های ایران بررسی آماری دقیقی انجام نگرفته ولی در حدود50-30 درصد گله های آلوده مبتلا بوده­اند به‌طوری که بعضی از دامداران مجبور به ذبح تعداد زیادی از دام‌های خود گردیدند. میزان آلودگی دام‌ها به انگلدر خوزستان را به ترتیب، بز (100%)، گاو (69%)، گاومیش (35%) و گوسفند (28%) گزارش کرده­اند. هم‌چنین مسعود در سال 1973 میزان آلودگی دام‌ها در ناحیه خوزستان را در گاو (4/30%)، گوسفند(6/15%)، بز (7/6%) و گاو میش (2/1%) گزارش نموده است (Massoud., 1973).

مک­آتی در سال 1936 میزان آلودگی را در عراق (نواحی مجاور دشت میشان ایران) حدود 80% گزارش کرده است و اظهار داشته که گوسفند و بز شدیداً به اورنیتوبیلارزیا آلوده می‌شوند در صورتی که انگل فوق در گاو بیماری­زایی کمتری دارد (Machattie, 1936). مسعود نیز در سال 1973 ضمن مطالعه تجربی و طبیعی آلودگی دام‌ها اعلام کرد گر چه گاو بیشتر آلوده می‌شود ولی بیماری در این دام خفیف‌تر از گوسفند و بز بروز می‌کند و اورنیتوبیلارزیا ترکستانیکم در گوسفند از نظر ضررهای اقتصادی اهمیت به مراتب بیشتری نسبت به سایر دام‌ها دارد. وی ضایعات ریزبینی بیماری اورنیتوبیلارزیوز را در عقده‌های لنفاوی مزانتریک، کبد و روده‌های کوچک و عروق مزانتر مشاهده نموده ولی در شکمبه، ریه و روده بزرگ ضایعات ریزبینی و تخم انگل را مشاهده نکرد (Massoud., 1973). ضایعات هیستوپاتولوژی شرح داده شده توسط ایشان با مطالعه حاضر مطابقت می‌نماید. گزارش شده است که این انگل از نظر آسیب‌شناسی باعث سیروز کبد، دژنراسیون مجاری صفراوی و باریک شدن رگ‌های خونی می شود (Al-Toma, 2011). انگل بالغ ضمن بلع و هضم گلبول‌های قرمز، رنگدانه‌های هماتین را دفع می‌کند. رنگ­دانه فوق توسط سیستم مونوسیت–ماکروفاژ، خصوصاً در عقده‌های لنفاوی ناحیه و کبد گرفته می‌شود که این رنگدانه سیاه آهن-پورفیرین ممکن است مسئول رنگ خاکستری مایل به سیاه کبد و شش‌ها در موارد آلودگی شدید باشد. در مطالعه حاضر آلودگی عقده‌های لنفاوی مزانتر، روده باریک، کبد و ضایعات ماکروسکوپی و میکروسکوپی آن به مراتب شدیدتر و بیشتر از گزارش‌های  موجود بود. هم‌چنین ابتلاء بافت‌های ریه، روده بزرگ و شکمبه و وجود انگل در وریدها و تخم انگل در بافت‌های فوق مشاهده گردید که تاکنون گزارش نشده است. در رابطه با شدت آلودگی گوسفند و بز و بروز بیماری در اکثر دام‌های گله می‌توان چنین توجیه نمود که بالا بودن میزان بارندگی و افزایش مناطق باتلاقی و آبخیز در بهار و پاییز باعث شده است تا حلزون‌های میزبان واسط ترماتود فوق افزایش یافته و زمینه برای ایجاد آلودگی شدید مساعد گردد. به علاوه ابتلاء گله‌های فوق به بیماری‌های عفونی مانند بیماری یون و بیماری‌های انگلی دیگر مانند لینگواتولوز، فاسیولوز و دیکروسیلیوز و هم‌چنین پنومونی‌های شدید میکروبی و انگلی و سایر بیماری‌ها سبب تضعیف سیستم ایمنی در دام‌های فوق گشته و استعداد و حساسیت آنها را نسبت به آلودگی و ابتلا به اورنیتوبیلارزیا ترکستانیکم شدید نموده است. به هر حال با توجه به ضایعات ماکروسکوپی و میکروسکوپی مشاهده شده می‌توان دریافت که بیماری  فوق به لحاظ بهداشتی و اثرات زیانبار اقتصادی دارای اهمیت ویژه­ای بوده و با در نظر گرفتن این نکته که شغل اصلی عشایر دامداری بوده و به طور دائم در حال کوچ به مناطق مختلف مجاور می‌باشند، لذا دام‌های آلوده می‌توانند موجب انتشار آلودگی به دام‌های سایر نواحی شده و شیوع اپیدمیک بیماری را امکان‌پذیر گردانند. بنابراین، درمان به موقع، کنترل و پیشگیری بیماری ضروری به‌نظر می‌رسد.

  • اسلامی، ع. (1377). کرم شناسی دامپزشکی. جلد اول (ترماتودها)، چاپ دوم، انتشارات دانشگاه تهران، صفحات: 170-165.
  • اسلامی، ع.، سرافرازی، م. و حسنی طباطبایی، ع . (1376). بررسی روند آلودگی با اورنیتو بیلارزیا ترکستانیکم در گوسفندان جویبار مازندران. مجله پژوهش و سازندگی، جلد 10، شماره35، صفحات:  107-106.
  • حسینی، ح.، اسلامی، ع. و حداد زاده، ح. (1376). گزارش همه گیری اورنیتوبیلارزیوز در گوسفندان بابلسر. مجله دانشکده دامپزشکی تهران، دوره 52، شماره 3، صفحات: 59-53.
  • کریمی، غ. (1382). بررسی اپیدمیولوژی اورنیتو بیلارزیا ترکستانیکم در حلزون و گوسفند منطقه شادگان خوزستان. پایان نامه شماره 8290303 .
  • کریمی، غ.، اخویزادگان، م.ع.، درخشانفر، م. و پایکاری، ح. (1385). بررسی میزان آلودگی گوسفندان منطقه شادگان به اورنیتو بیلارزیاترکستانیکم. مجله دانشکده دامپزشکی تهران، دوره 61، شماره 4، صفحات: 329-325.
  • کریمی، غ.، پایکاری، ح.، معتمدی، غ.، عبدی گودرزی، م.، ریواز، ش. و عالمیان، س.(1393). مطالعه پراکندگی اورنیتو بیلارزیاترکستانیکم (اسکریابین،1913). به روش شناورسازی در گوسفندان استان مازندران. مجله پژوهش و سازندگی، جلد 27، شماره 103، صفحات: 36-31.
  • ملکی، م.، اصلانی، م.، حسین زاده، س. و سجادی، م. (1373). یافته های ماکروسکوپیک و میکروسکوپیک درباره اورنیتو بیلارزیوزیس شیوع یافته در گله های عشایری گوسفند و بز استان فارس. مجله پژوهش و سازندگی، دوره 7، شماره 24، صفحات: 70-66.
  • منصوریان، ا. (1371). بررسی فون حلزون­های آب شیرین ایران. پایان نامه برای دریافت Ph.D از دانشکده بهداشت علوم پزشکی تهران، شماره 1475.     
    • Abdulssalam, M. and Sarwar, M.M. (1952). Occurrence of Ornithobilharzia turkestanicum in   Pakistan. Proceeding, 4th Pakistan Scientific Conference, pt3, pp: 143.  
    • Ale-Dawood, M. (1963). Dezful bilharziosis Pilot Project (3rd quarterly report). School of Public Health and Research Institute of Hygiene, TehranUniversity.
    • Al-Toma, Z. (2011). The liver cirrhosis caused by Ornithobilharzia turkestanicum in Basra governorate. Journal of College of Education, 1(5): 81-88. 
    • Ghadirian, E. and Hoghooghi, N. (1973). The Presence of snails veterinary importance in Isfehan, Iran. British Veterinary Journal, 129: 2i-iii.
    • Machattie, C.A. (1936). A Preliminary  note  on  the  life  history  of  Schistosoma  turkestanicum  skrjabin­ 1913. Transactions of the Royal Society of Tropical Medicine and
      Hygiene, 30: 115-128. 
    • Massoud, J. (1973). Studies on the schistosomes of domestic animals in Iran. I. Observation on the Ornithobilharzia turkestanicum (Skrjabin, 1913) in khoozestan.  Journal of Helminthology, 47(2): 165-180.
    • Massoud, J. (1974). The effect of variation in miracidial exposure dose on laboratory infection of Ornithobilharzia turkestanicum in Lymnaea gedrosiana. Journal of Helminthes, (48): 139-144.
    • Skerman, K.D. and Hilard, J.J. (1967). A Hand Book for Studies of Helminthic Parasites of Ruminants. The Near East Animal Health Institutes, Tehran. Hand book No2. Rome: Food and Agricultural organization of the United Nation, pp: l-3.
    • Soulsby, E.J.L. (1982). Helminthes, Arthropods and protozoa of Domesticated animals. 7th ed. Londen: Bailliere Tindall, pp: 71-82.
    • Urquhart, G.M., Armour, J., Duncan, A.M. and Jennings, F.W. (1987). Veterinary Parasitology. England: Longman Scientific and Technical, pp: 111-115.
    • Yamaguti, S. (1958). Systema Helminthum, the (Digenea) Trematodes of Vertebrates. University of Medical School OkayamaJapan, pp: 939-940.